« فهرست دروس
درس فقه معاصر استاد حمیدرضا آلوستانی
کتاب الدیات

1404/10/22

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب اوّل: احکام جراحات سر و صورت«2»/فصل سوم: دیه جراحات /کتاب الديات

 

موضوع: کتاب الديات/فصل سوم: دیه جراحات /مطلب اوّل: احکام جراحات سر و صورت«2»

 

(الحارصة و هی القاشرة للجلد و فیها بعیر)

بیان عنوان اوّل: حارصه

مصنّف در مورد تعریف عنوان حارصه در ما نحن فیه می‌فرمایند: «و هی القاشرة للجلد» و شارح در مسالک الأفهام در این زمینه می‌فرمایند: «هی التي تشقّ الجلد قلیلا نحو الخدش و تسمّی الحرصة أیضا»[1] . یعنی حارصه زخمی است که فقط پوست را خراش می‌دهد و لایه رویی آن را می‌کَند.

صاحب جواهر بعد از بیان تعریفات متعدّد از فقهاء و لغویّون در پایان می‌فرمایند: «الذی یظهر لي أنّ الحارصة هی التي تقشر الجلد من دون إدماء و إن کان لها أفراد مختلفة»[2] . یعنی به نظر من حارصه آن زخمی است که پوست را می‌خراشد و می‌کَند، بدون آن‌که خون جاری شود؛ هرچند ممکن است مصادیق و صورت‌های متفاوتی داشته باشد.

حضرت امام در تحریر الوسیلة در تعریف این عنوان می‌فرمایند: «الأوّل: الحارصة - بالمهملات - المعبّر عنها في النصّ بـ«الحَرصة» و هی التي تقشر الجلد - شبه الخدش - من غیر إدماء ...»[3] . یعنی جراحت حارصه که از آن در روایت به عنوان حرصه یاد شده جراحتی است که مانند خراش بوده و باعث خارج شدن خون نمی‌شود.

قانون‌گذار نیز در بند الف از مادّه ۷۰۹ در این زمینه می‌فرماید: «حارصه: خراش[4] پوست بدون آن‌که خون جاری شود ...».

خلاصه آن‌که عنوان حارصه که مرتبه قبل از عنوان دامیه می‌باشد به شکافتن پوست و خراشیدن آن، بدون جاری شدن خون اطلاق می‌گردد.

 


[4] البته همان‌طور که بیان گردید فقهاء از تعابیری همانند «تشقّ»، «تقشر» و «القاشرة» که به معنای شکافتن است استفاده نموده‌ و در جهت تبیین نوع شکافتن تعبیر به «نحو الخدش» و «شبه الخدش» را ذکر کرده‌اند لذا اگر قانون‌گذار تعبیر به شکافتن را بیان می‌نمودند، شاید مناسب‌تر بود مگر این‌که گفته شود که مراد از خراش کَندن پوست است که مساوی با شکافتن می‌باشد.
logo