« فهرست دروس
درس فقه معاصر استاد حمیدرضا آلوستانی
کتاب الدیات

1404/10/14

بسم الله الرحمن الرحیم

مسأله هشتم: دیه زوال صوت و گویایی «3»/فصل سوّم: دیه منافع /کتاب الديات

 

موضوع: کتاب الديات/فصل سوّم: دیه منافع /مسأله هشتم: دیه زوال صوت و گویایی «3»

 

و لو أذهب معه حرکة اللسان فدیة و ثلثان لأنّه في معنی شلله.

بیان مطلب سوّم: حکم از بین بردن صوت و حرکت زبان

بحث در مورد این است اگر بر اثر جنایتی که بر دیگری وارد می‌شود علاوه بر از بین رفتن صوت، زبان او نیز قدرت بر حرکت نداشته باشد حکم آن چیست؟

روشن شدن مطلب مذکور از تمام جهات مستلزم این است که بحث در دو مقام پیگیری شود:

یکی این‌که آیا عدم قدرت مجنیّ علیه بر حرکت دادن زبان به معنای ذهاب نطق است یا امری مستقلّ از آن می‌باشد؟

و دیگر این‌که اگر به معنای زوال نطق است، آیا در فرض مذکور دو دیه ثابت می‌گردد یا تداخل نموده و یک دیه ثابت می‌شود؟

در مورد سؤال اوّل گفته می‌شود: عبارات بعضی از فقهاء مانند مرحوم علّامه در تحریر[1] و شارح در ما نحن فیه که در فرض مذکور برای زوال صوت، دیه کامل و برای عدم قدرت بر حرکت دادن زبان، دو سوّم دیه را ثابت می‌دانند و در مقام تعلیل، آن را از مصادیق فلج شدن عضو به حساب می آورند، ظهور در مغایرت آن‌ها دارد. البته صاحب جواهر در مقام نقد بیان مرحوم علّامه در تحریر برآمده و آن را از مصادیق ذهاب نطق به حساب می‌آورد نه از مصادیق فلج شدن عضو. ایشان در این زمینه می‌فرمایند: «و أضعف منه ما عن التحریر من أنّ «في الصوت الدیة فإن أبطل معه حرکة اللسان فدیة و ثلثا دیة اللسان إن لحقه حکم الشلل» ضرورة عدم اندراج ذلک في الشلل بل هو مندرج في ذهاب النطق ...»[2] .

فائدة

به نظر می‌رسد بیان فقهایی مانند شارح و علّامه«رحمة‌اللّه‌علیهما» صحیح بوده و بین ذهاب نطق و عدم قدرت بر حرکت دادن زبان مغایرت وجود دارد چون واضح است که زبان در ایجاد بعضی از حروف مانند باء هیچ نقشی ندارد لذا عدم قدرت بر حرکت دادن زبان و فلج شدن آن مساوی با ذهاب نطق نمی‌باشد. البته شاید گفته شود که عرف نسبت به زبان عنوان شلل و فلج را اطلاق نمی‌کند[3] و لکن این ضرری به بحث ما نحن فیه و وجود مغایرت بین ذهاب نطق و از بین رفتن قدرت حرکت دادن زبان نداشته و نهایتا در صورت از بین رفتن قدرت مجنیّ علیه بر حرکت دادن زبان ارش ثابت خواهد شد لذا قانون‌گذار در قالب مادّه ۶۹۹ در این زمینه می‌فرمایند: «جنایتی که موجب پیدایش عیبی در گفتار یا ادای حروف گردد و یا عیب موجود در آن را تشدید کند، موجب اَرش است».

 


[3] شاید به این جهت است که مرحوم علّامه از تعبیر «إن» شرطیّه استفاده نموده و فرمودند: «إن لحقه حکم الشلل». صاحب مفتاح الکرامة في شرح قواعد العلّامة بعد از بیان عبارت مرحوم علّامه در تحریر می‌فرمایند: «معناه و إن لم یلحقه حکمه فدیة و حکومة» ج10، ص475.
logo