1404/10/09
بسم الله الرحمن الرحیم
مسأله هشتم: دیه زوال صوت و گویایی «2»/فصل سوّم: دیه منافع /کتاب الديات
موضوع: کتاب الديات/فصل سوّم: دیه منافع /مسأله هشتم: دیه زوال صوت و گویایی «2»
فائدة
در ما نحن فیه سؤالی مطرح میگردد و آن اینکه مراد از ذهاب صوت چیست؟
در پاسخ گفته میشود: از بین رفتن صوت با لحاظ فهم عرفی ظهور در این دارد که مجنیّ علیه به طور کلّی قدرت بر ایجاد صوت ندارد و به تعبیری قدرت اظهار صدای خود را ندارد و لو اینکه قدرت بر نطق داشته باشد و بتواند به صورت آهسته و با إخفات حرف بزند لذا بعضی از فقهاء مانند حضرت امام تصریح نمودهاند که مراد از ذهاب صوت، عدم قدرت بر تولید صدای بلند است. ایشان در ادامه عبارت گذشته میفرمایند: «... و المراد بذهاب الصوت: أن لا یقدر صاحبه علی الجهر و لا ینافي قدرته علی الإخفات»[1] .
قانونگذار نیز در قالب مادّه ۶۹۷ در این زمینه میفرماید: «از بین بردن صوت به طور کامل به گونهای که شخص نتواند صدایش را آشکار کند، دیه کامل دارد گرچه بتواند با اخفات و آهسته صدایش را برساند».
بیان مطلب دوّم: حکم ناقص گردانیدن صوت با سالم ماندن زبان
بحث در مورد این است که اگر بر اثر جنایت، صدای انسان به کلّی از بین نرود، بلکه ناقص گردد مانند اینکه گنگ یا گرفته شود، درحالیکه زبان سالم باشد و شخص همچنان بتواند زبان خود را به طور طبیعی حرکت دهد، حکم آن چیست؟
همانطور که در گذشته به صورت مکرّر بیان شد، هرگاه در مورد از بین رفتن تمام یک عضو یا منفعت، دیه ثابت گردد، در از بین رفتن بخشی از آن عملیات محاسبه صورت میگیرد و به همان میزان دیه ثابت خواهد شد، لکن این در فرضی است که امکان تعیین میزان و مقدار جنایت وجود داشته باشد و چون در ما نحن فیه و مسأله نقصان صوت این امکان وجود ندارد، از مصادیق «ما لا تقدیر فیه» به حساب آمده و مطابق قاعده ارش ثابت میشود لذا حضرت امام بعد از بیان حکم مطلب اوّل و ثبوت دیه در آن میفرمایند: «... و إذا ورد نقص علی الصوت کما غنّ أو بحّ فالظاهر الحکومة ...»[2] .
قانونگذار نیز در قالب مادّه ۷۰۱ در این باره میفرماید: «جنایتی که موجب عیبی در صوت مانند کاهش طنین صدا، گرفتگی آن و یا صحبت کردن از طریق بینی شود، اَرش دارد» و همچنین در ادامه در قالب ماده ۷۰۲ میفرماید: «از بین رفتن صوت بعضی از حروف، موجب اَرش است».