« فهرست دروس
درس فقه معاصر استاد حمیدرضا آلوستانی
کتاب الدیات

1404/09/15

بسم الله الرحمن الرحیم

مسأله پنجم: دیه چشایی «5»/فصل سوّم:‌ دیه منافع /کتاب الديات

 

موضوع: کتاب الديات/فصل سوّم:‌ دیه منافع /مسأله پنجم: دیه چشایی «5»

 

و مع دعواه النقصان یقضی الحاکم بعد تحلیفه بما یراه من الحکومة تقریبا، علی القول السابق[1] .

بیان مطلب سوّم: حکم ادّعای نقصان چشایی

بحث در این است که اگر مجنیّ علیه ادّعاء نماید بر اثر جنایت شخص دیگر، حسّ چشایی او از بین نرفته ولی ناقص شده است، حکم آن چه می‌باشد؟

در این مورد بعضی از فقهاء مانند علّامه در تحریر و محقّق در شرایع قائل به این می‌باشند که با رأی و نظر حاکم، در جهت احیای حقّ مجنیّ علیه و دفع منازعه ارش تعیین می‌گردد و این ارش لازم نیست به صورت دقیق باشد، بلکه به صورت تقریبی هم کفایت می‌کند.[2]

علّامه در این زمینه می‌فرمایند: «و مع النقصان، یقضي الحاکم بما یراه تقریبا».[3]

محقق در این باره می‌فرمایند: «و مع النقصان، یقضي الحاکم بما یحسم المنازعة تقریبا».[4]

صاحب جواهر در مقام تعلیل بر آن می‌فرمایند: «لعدم تقدیر له شرعا و عدم إمکان معرفة النسبة فیه».[5] یعنی از طرفی دیه معیّن و مشخّصی در این مورد وارد نشده است و از طرفی هم میزان و مقدار آن قابل تشخیص نمی‌باشد تا به واسطه عملیّات محاسبه، بخشی از دیه تعیین گردد و بر عهده جانی قرار داده شود لذا مطابق قاعده ارش ثابت خواهد شد.

همان‌طور که ذیل مطلب اوّل در مسأله ما نحن فیه بیان شد، قانون‌گذار نیز در این فرض مانند زوال حسّ چشایی در قالب مادّه ۶۹۵ قائل به ثبوت ارش می‌باشد.[6]

بعضی از فقهاء مانند شارح در ما نحن فیه قائل به این می‌باشند که ارش در صورتی ثابت می‌گردد که مجنیّ علیه در جهت اثبات صدق ادّعای خود قسم بخورد. ایشان در این زمینه می‌فرمایند: «و مع دعواه النقصان یقضی الحاکم بعد تحلیفه بما یراه من الحکومة تقریبا، علی القول السابق».[7]

فائدة

به نظر می‌رسد دو ایراد مذکور در حسّ بویایی در فرض ادّعای نقصان آن، در ما نحن فیه نیز وارد می‌باشد[8] ؛ زیرا از یک سو اصل بر برائت جانی بوده و وجهی برای تحلیف وجود ندارد و از سوی دیگر مطابق قواعد باب قضاء، یمین از حقوق مدّعی علیه و منکر در جهت تبرئه خود می‌باشد، نه از حقوق مدّعي و شاید به همین جهت است که بسیاری از فقهاء در ما نحن فیه راه برون‌رفت از مشکل را تعیین ارش تقریبی بر اساس نظر حاکم در جهت احیای حقّ مجنیّ علیه و دفع منازعه دانسته‌اند.

 


[1] در گذشته ذیل مسأله حسّ بویایی: «و لو ادّعی نقصه قیل: یحلف و یوجب له الحاکم شیئا بحسب إجتهاده» بیان گردید.
[2] مرحوم خویی در تکملة منهاج الصالحین بعد از بیان این‌که: «في إلحاق الذوق بالنطق إشکال و الأظهر: أنّ فیه الحکومة» می‌فرمایند: «و کذلک الحال فیما یوجب نقصان الذوق». ص124.
[6] در این مادّه آمده است: «از بین بردن حسّ چشایی و نقصان آن، موجب اَرش است».
[7] مرحوم علّامه حلّی در قواعد الأحکام می‌فرمایند: «فإن ادّعی نقصه قضی بالحکومة» ج3، ص688؛ مرحوم فاضل هندی در ادامه این بیان می‌فرمایند: «بما یراه الحاکم بعد الإستظهار بالأیمان» ج11، ص420؛ به نظر می‌رسد وجهی برای حمل عبارت مرحوم علّامه بر «استظهار أیمانی» نیست بلکه می‌توان حکم به اَرش توسّط ایشان را به جهت احیای حقّ مجنیّ علیه و دفع منازعه دانست که در این صورت نیازی به استظهار أیمانی نمی‌باشد.
[8] شارح در فرض ادّعای نقصان بویایی گفته بودند: «إنّما نسبه إلی القول لعدم دلیل علیه مع أصالة البرائة و کون حلف المدّعي خلاف الأصل و إنّما مقتضاه حلف المدّعی علیه علی البرائة».
logo