1404/12/19
بسم الله الرحمن الرحیم
سير در زمين و تدبر در عاقبت مجرمان/جزء نوزدهم /تفسیر موضوعی
موضوع: تفسیر موضوعی/جزء نوزدهم / سير در زمين و تدبر در عاقبت مجرمان
امر الهی به سیر در زمین و تدبر در عاقبت مجرمان
یکی از مسائلی که قرآن کریم صراحتاً بدان توصیه میفرماید، مطالعه و شناخت عاقبت تبهکاران (مجرمان) است؛ چنانکه در جزء بیستم، سوره مبارکه نمل، آیه ۶۹ میفرماید: ﴿قُلْ سِیرُوا فِي الْأَرْضِ﴾. این کلام، دستوری از جانب حقتعالی است تا به مردم ابلاغ گردد که در زمین سیر و سفر کنند و در سراسر آن به جستوجو بپردازند و ابعاد جغرافیایی و آثار برجامانده از پیشینیان را مشاهده نمایند. ﴿ثُمَّ انظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ﴾؛ سپس تأمل و تفکر نمایند تا دریابند سرانجامِ گناهکاران و عاملان جرم چه بوده و آنان چه کارنامهای از خود به جای گذاشته و چه فرجامی یافتهاند. در حقیقت، طرح این مبحث در سوره مبارکه مذکور بدان جهت است که آنان در مواجهه با اعمال ناپسند خویش، به لجاجت، عناد و انکار روی آوردند؛ چنانکه تعبیر قرآن کریم در این باره چنین است: ﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَئِذَا كُنَّا تُرَاباً وَآبَاؤُنَا أَئِنَّا لَمُخْرَجُونَ * لَقَدْ وُعِدْنَا هَذَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ﴾. بدیهی است این رویکرد، نشان از جهالت عمیق و تجاهل آنان دارد؛ چرا که تمایلی به تعقل و بهکارگیری قوه عاقله خویش ندارند و فرجام کارشان نیز کاملاً روشن و مبرهن است.
تسلیبخشی پیامبر اکرم (ص) در برابر مکر تبهکاران
در این موضع که میفرماید: ﴿فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ﴾، متعاقب آن خطاب به پیامبر اکرم (ص) میفرماید: ﴿وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ﴾؛ یعنی برای آنان اندوهگین مباش و غصهای به دل راه مده. ﴿وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُن فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ﴾؛ و فرابخوان که هرگز در قبال طرحها، مکاید و رفتارهای بازیگرانه آنان که در نهایت مایۀ تنگنا و تباهی خودشان گردید، دلتنگ و پریشانخاطر نشوی؛ زیرا این توطئهها بیاثر ماند و شقاوت و تیرهبختی آنان آشکار گردید و تبهکاران، بازخورد و پیامد اعمال ناشایست خویش را دریافت کردند.
استعجال منکران در نزول عذاب و پاسخ قرآن کریم
﴿وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُن فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ﴾؛ این جماعت درصدد مواجهه با عذاب الهی هستند و جویا میشوند که آیا عقوبت الهی بر آنان نازل خواهد شد تا در پی آن عذاب، منکران یکدیگر را بازشناسند؟ از این رو، تعبیر قرآنی چنین است: ﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ﴾. این ستمپیشگان و مستوجبان عذاب، چنین سخنی را بر زبان میرانند؛ آنان در بدو امر واژۀ «سیقولون» را به کار میبرند و سپس کلام خود را اصلاح نموده و میفرمایند «و یقولون»؛ آنان این مدعا را مطرح میسازند در حالی که در نهاد خویش آگاهند که سخنشان بیپایه و بیاساس است. ﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ﴾؛ آنان میپرسند که در چه زمانی این وعده الهی محقق خواهد شد؟ منظور همان وعدهای است که انسان را به سزای اعمالش میرساند.﴿مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ﴾؛ یعنی اگر در گفتار خویش صادق هستید، مشخص کنید چه عذابی گریبانگیر ما خواهد شد. ﴿قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ رَدِفَ لَكُم بَعْضُ الَّذِي تَسْتَعْجِلُونَ﴾؛ فرصتها و مهلتهایی از سوی خداوند متعال به افراد اعطا میشود تا پیمانۀ اعمال آنان پر گردد. در این موضع، تعبیر قرآنی چنین است: ﴿قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ رَدِفَ لَكُم﴾؛ بدین معنا که چه بسا بخشی از وعدههای انذار دادهشده به سراغ شما بیاید، یعنی ﴿بَعْضُ الَّذِي تَسْتَعْجِلُونَ﴾؛ همان اموری که در وقوع آنها شتاب میورزید، در حالی که حتی بدون شتابزدگی نیز این فرجام حاصل خواهد شد؛ اما آنان درصدد بودند جریان را به سمت انکار سوق دهند و به همین جهت، مدام مسئلۀ شتابطلبی خویش را مطرح میساختند. ﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ﴾؛ با وجود آنکه پروردگار با نگاه رحمت خویش، صاحب فضل و عنایت بر مردمان است و تدبیر امور با لطف خاص الهی جریان دارد، ﴿وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَشْكُرُونَ﴾؛ با این حال، غالب آنان از سپاسگزاری امتناع میورزند و بدین امر اقرار نمیکنند که پروردگار متعال با رحمت واسعۀ خویش بر آنان شفقت ورزیده و این مواهب بیشمار را فراهم ساخته است.
احاطه علمی پروردگار به مکنونات قلبی و امور غیبی
﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ﴾؛ این خطاب متوجه پیامبر اکرم (ص) است که پروردگارت، یعنی ﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَعْلَمُ﴾، به دقت از مکنونات قلبی و اسرار درون سینههای آنان آگاه است؛ خواه آنچه را مستور میدارند و خواه آنچه را که تحت عنوان ﴿وَمَا يُعْلِنُونَ﴾ ابراز و افشا میکنند. در واقع، افرادی که در بحرانیترین شرایط، تحت حاکمیت مشیت الهی و اراده ربوبی قرار میگیرند و دچار سستی و خمودگی مبعوث از جانب پروردگار میشوند، باز هم آنگونه که شایسته است به دایرۀ ایمان وارد نمیگردند. ﴿وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ﴾؛ اصولاً هر پدیدهای، اعم از مستور و مشهود در آسمانها و زمین، در کتاب مبین ثبت و ضبط گردیده است و دسترسی به حقایق و درک معارف از مجرای همین کتاب مبین حاصل میشود.
تبیین حقایق و رفع اختلافات بنیاسرائیل توسط قرآن کریم
﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ﴾؛ یکی از مواضع فضل و عنایت الهی آن است که این قرآن کریم، سرگذشتها و حقایق مربوط به آسمانها و موازین دیگر را تبیین میسازد؛ حتی در مواردی که پروردگار مصلحت دانست، مخاطب این قصص را بنیاسرائیل قرار داد؛ اقوامی که ریشۀ منازعات و جنگهای امروزی نیز به آنان انتساب دارد و همان کسانی هستند که با شعار حقوق بشر وارد عرصه شدهاند، حال آنکه آشکارا شاهد تضییع حقوق بشر توسط آنان هستیم. در تعابیر قرآنی، واژۀ «مبین» در چند موضع ذکر گردیده که یکی از مواضع آن آیه ۷۵ است که میفرماید: ﴿وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ﴾؛ بدین معنا که هر امر پنهان و غایبی، تماماً در کتاب مبین مندرج است. ﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بَلْ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ﴾؛ تقدیر الهی بر آن جاری بود که بنیاسرائیل عظمت پروردگار و پیوند خویش را با ساحت قدس ربوبی جلَّت عظمتُه و مقام امامت دریابند؛ و چنانچه به امام معصوم (ع) نیز استناد گردد، این هدایت سرسپردگی ناشی از تعالیم رسول اکرم (ص) و مبانی غیبی خواهد بود. بسیار شایسته است تأمل در آیه شریفۀ ﴿وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ﴾؛ چرا که جمیع امور در کتاب مبین قرار دارد. همچنین در لیلةالقدر که بسیاری از امور در ساحت ظاهر بر ما مستور است، در مرتبه باطن به تمامه آشکار و منکشف میباشد و بهرهمندی هر فرد به میزان اشراف وی بر حقایق این کتاب مبین رقم میخورد. ﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بَلْ أَكْثَرَهُمْ... بَلْ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ﴾؛ این مصحف شریف، حقایق مقتضی و گزارشهای تاریخی را برای بنیاسرائیل تبیین میفرماید، اما بیشتر آنان، طبق مفاد ﴿بَلْ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ﴾، صرفاً به افقهای مادی پیرامون خویش مینگرند و آرا و احکام باطلی صادر مینمایند.
وظیفه علمی طلاب و اشارات والد معظم پیرامون شکرانه فقه
امید است که به توفیق الهی بتوانیم مسیر قویم ائمه اطهار (علیهمالسلام) را مقتدای خویش قرار دهیم و در این راه قصور نورزیم؛ چرا که همگان در ساحت فهم، تعلیم، تبیین و نگارش مسئولیت مشترک داریم. والد معظم ما در بیانات بس ارزشمند خویش پیرامون اصول و فقه که منشأ شکر نعمت فقه بهشمار میرود، بدین نکات اشارت فرمودهاند. البته در کنار آن، ابعاد دیگری نیز مد نظر بوده که در این مقال ذکر گردید؛ از جمله موضوع برپایی مجمعی علمی که فرآیندِ تشکیل آن با چالشهایی مواجه شد و هماکنون جمع کثیری در خارج از مسجد، بر مبنای دیدگاههای حضرت امام راحل (قدسسره)، درصدد پاسخگویی به شائبهها برآمدهاند؛ چرا که این گروه مصداق ﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بَلْ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ﴾ بوده و در بسیاری از موارد با تقدم و تاخر و افزون و کاستن مطالب، دست به تحریف و اختلاف میزنند.
هدایت و رحمت قرآن کریم و قضاوت نهایی پروردگار
مضمون دو آیۀ بعد نیز مؤید همین حقیقت است: ﴿وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ﴾»؛ حاشا که ساحت ربوبی منشأ اختلاف باشد، چه آنکه مبنای تشریع الهی اساساً پذیرای تفرقه نیست. از این رو، آیات تلاوتشده برترین و عالیترین موازین شرعی را فرا روی سالکان طریق حق مینهند: ﴿وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ﴾. هرچند در فرجام سخن، به اصطلاح عامه، با صراحت تکلیف را یکسره ساخته است؛ چنانکه میفرماید: ﴿إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُم بِحُكْمِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ﴾. آن ذات باریتعالی با عظمت بیکران و شفابخشی باطنی خویش، بر مبنای ﴿إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُم﴾، در مواجهه با تحریفها و به جهت جریانیافتن احکام حقه، به داوری میپردازد. قرآن کریم میفرماید: ﴿إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُم﴾؛ یعنی پروردگار میان کسانی که تا پیش از این شایستگی کسب مراتب معنوی و ارتقای حالات روحی را بر وفق موازینی که خداوند مقدر فرموده نیافته بودند، قضاوت خواهد کرد؛ چرا که منشأ صدور احکام تنها همان آستان الهی است. همزمان مقرر داشته است: ﴿فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِينِ﴾»؛ چنانچه توفیق دستیابی به این مرتبه از توکل حاصل آید، درخواهیم یافت که ذات اقدس الهی جلَّت عظمتُه ناصر و معین ما بوده و کل هستی ما مطمح نظر حضرت حق است. تفصیل و تتمۀ بحث را به فرصتی دیگر موکول میداریم.