« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1404/12/17

بسم الله الرحمن الرحیم

اوصاف اخلاقی و عبادی اهل ایمان/جزء هجدهم /تفسیر موضوعی

 

موضوع: تفسیر موضوعی/جزء هجدهم / اوصاف اخلاقی و عبادی اهل ایمان

 

اوصاف اولیه اهل ایمان در طلیعه سوره مبارکه مؤمنون

مباحثی که امروز در جزء هجدهم و در سوره مبارکه مؤمنون مطرح می‌گردد - که وجه تسمیه این سوره نیز ناظر بر اهل ایمان، شرایط و ویژگی‌های ایمان است - از همان طلیعه سوره با آیه شریفه ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ﴾ آغاز می‌شود؛ آیه‌ای که در حافظه همگان ثبت و ضبط است. تقارن این مبحث با شب نوزدهم ماه مبارک رمضان و اولین شب از لیالی متبرکه قدر اقتضا می‌نماید تا همگی ان‌شاءالله در ادعیه خود نسبت به سرافرازی اسلام، امور مرتبط با جهاد و جبهه‌های نبرد، و سایر مسائل ابراز توجه و التفات ویژه داشته باشیم. ذات اقدس الهی در سرآغاز این سوره، اوصاف چندگانه‌ای را برای مؤمنان تبیین می‌فرماید: ﴿الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ﴾؛ اهل ایمان از امور لغو، بیهوده و باطل اعراض نموده و دوری می‌گزینند.

﴿وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ﴾؛ بدین معنا که همگی آنان در ادای فریضه زکات کمال جدیت و اهتمام را به خرج می‌دهند تا این مالِ واجبه در مصارف حقیقی خود تادیه گردد.

﴿وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ﴾؛ اینان کسانی هستند که شئون و صیانت‌های مرتبط با قوای جنسی خود را به طور کامل حفظ نموده و از اباحه‌گری و بی‌بندوباری اجتناب می‌ورزند.

﴿إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ﴾؛ بدین معنا که صیانت از قوای جنسی خویش را بر همگان فرض می‌شمارند، مگر در مواجهه با همسرانشان؛ چه زنان در قبال شوهران خویش و چه مردان در قبال همسران خود، که هر یک در چارچوب زوجیت شرعی و حلال، وظایف و بهره‌های متقابلی را که خداوند مقدر فرموده است، به جا می‌آورند؛ ﴿أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ﴾؛ که البته اعمال غریزه در مجرای تکالیف و حدود شرعی، به هیچ‌روی مایه سرزنش و ملامت نخواهد بود.

﴿فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ﴾؛ اما کسانی که فراتر از این حدود الهی گام بردارند - که امروزه نیز نمونه‌های ابتلای به آن در قالب بدحجابی، چشم‌چرانی و مفاسد گوناگون دیگر به تکرار مشاهده می‌شود - مصداق تجاوز از حلال، طیب و مجاریِ توحیدی هستند؛ ﴿فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ﴾؛ این دسته از افراد همان تجاوزکارانند که از حدود الهی تعدی کرده‌اند؛ حدودی که خداوند تبارک و تعالی برای انتظام‌بخشی و قوام حیات صحیح فردی و اجتماعی معین ساخته است، اما آنان دست به افراط و تعدی یا تفریط و اعراض زده و از ثغور الهی عبور نموده‌اند؛ از این روی، در زمره تجاوزگران و عادین قلمداد می‌شوند.

در تبیین سایر صفات مؤمنان فرموده است: ﴿وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ﴾؛ اینان کسانی هستند که در حفظ و ادای امانات مردمان نهایت امانت‌داری را لحاظ کرده و حدود امانت را پاس می‌دارند؛ هرگز اجازه نمی‌دهند در امانات خیانت یا تسامحی رخ دهد و یا خدای‌ناکرده دست‌بردی به ودایعِ سپرده شده صورت گیرد و حق آن ضایع شود. مؤمنان راستین همواره امانت‌ها را مراقبت و تادیه می‌نمایند. همچنین مفاد پیمان‌ها و عهود خویش را - اعم از هرگونه عهد، میثاق و قرارداد - مراقبت و مواظبت می‌کنند تا مبادا از آن عهد و میثاق تعدی کرده، در اجرای آن کوتاهی ورزند یا به کل آن را به بوته فراموشی بسپارند؛ چرا که مسئله وفای به عهود و پیمان‌ها از امهات مسائل اخلاقی و حقوقی به شمار می‌رود.

﴿وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ﴾؛ ویژگی برجسته دیگر آنان این است که در هر موقعیتی، اوقات نمازهای یومیه را پاس داشته و مراقبت می‌نمایند؛ رخصت نمی‌دهند نمازشان به مرتبه قضا برسد یا وقت فضیلت آن سپری گردد، و هرگز فریضه صلاه را سبک نمی‌شمارند. آنان نماز خود را دست‌خوش نواقص و اخلال در ارکان نمی‌سازند و صلوات - یعنی نمازهای خویش - را به گونه‌ای اقامه نمی‌کنند که خارج از موازین و دستورات صادره از شرع مقدس باشد؛ بلکه سراسر این فرایض را بر مبنای تکالیف و آداب شرعی محافظت و صیانت می‌کنند؛ ﴿وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ﴾.

حقیقت وراثت و خلود در فردوس برین

حق‌تعالی پس از برشمردن این اوصاف برجسته برای این گروه از مؤمنان در آیات نخستین سوره مؤمنون، در مرتبه نخست می‌فرماید: ﴿أُولَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ﴾؛ بدین معنا که اینان وارثان حقیقی جهان خلقت هستند؛ کسانی که از دیگران ارث برده و دیگران نیز از آنان ارث می‌برند. تعبیر «الوارثون» در اینجا، نظیر تعبیر بلیغ «زیدٌ عدلٌ» است؛ در ادبیات عرب و در مقام مبالغه، تعبیری روشن وجود دارد که حقیقت عدل را عین وجود زید قلمداد می‌کند و دیگر مباحث مرتبط با صیغه فاعل و مفعول ملاک عمل قرار نمی‌گیرد، بلکه تمام هستیِ شخص، متجسمِ عدل فرض می‌شود. در اینجا نیز حقیقت وجودی مؤمنان، عین وراثت است؛ ﴿أُولَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ﴾.

در تبیین معنای وراثت در اینجا، یک وجه آن است که آنان تعالیم و سنن صالحه را از پیشینیان و اکابر سلف به ارث برده‌اند؛ همان‌گونه که شجره طیبه تربیت توحیدی از عهد حضرت آدم (علی نبینا و آله و علیه السلام) آغاز گشته و تا دوره حضرت ابراهیم خلیل و اعصار پس از آن تداوم یافته است، این مؤمنان میراث‌برِ آثار متعالی، صائب و قویم گذشتگان و سلف صالح خویش هستند؛ که این یک معنای متصور برای آیه شریفه است.

معنای دقیق دیگری که از این واژه استنباط می‌گردد و انطباق وثیقی با آیه مابعد دارد، این است که مسئله وراثت در مبانی و افعال اصیل این گروه استقرار دارد؛ به نحوی که هم خود بر آن مواظبت دارند و هم نسل‌های بعدی به آن تاسی می‌جویند. ﴿الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ﴾؛ آنان بهشت برین و فردوس اعلی را به ارث می‌برند. با ژرف‌نگری در احوال مؤمنان، درمی‌یابیم که حقیقت وجودیِ خود آنان در دنیا، بهشتی مجسم است و سرانجام همین جنات برین را به عنوان وراثت حقیقی مِلک خود می‌سازند. ﴿الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ﴾؛ از آنجا که اینان شایسته وراثت ملکوت گشته‌اند، در این بهشت جاودان، خلود ابدی خواهند داشت. این میراث ارجمند، دستاورد اعمال صالحه، متجلیِ صفات حمیده و پیوند وثیق آنان با سلف صالح است که در نهاد آنان متبلور گشته و در نهایت، آنان را میراث‌دارِ فردوس اعلی ساخته است؛ ﴿هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ﴾؛ بدین معنا که تا ابد در این نعیم مقیم سکنی گزیده و آثار برکات آنان همواره مستدام خواهد بود.

مراحل تکوین و تطورات خلقت انسان

در ادامه، موضوع اصیل آفرینش انسان مطرح می‌گردد؛ تناسب این مبحث با آیات پیشین از آن جهت است که - بر اساس استنباط صائبِ ما - اوصاف مذکور در زمره امور ذاتی و تکوینیِ این مؤمنان به شمار می‌رود و جزء لاینفک وجود اصلی آنان است؛ گویی در جعل اولی و خلقت نخستینِ آنان، اوصافی نظیر خشوع در نماز و اعراض از لغو نهادینه گشته است، و چنانچه رفتاری مغایر با این اصول از آنان سر زند، امری عارضی تلقی می‌شود؛ چرا که مقتضای ذات آنان برخورداری از این ویژگی‌های متعالی است.

از این رو، قرآن کریم به تبیین آفرینش انسان پرداخته و می‌فرماید: ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِينٍ﴾؛ ما نوع انسان را از سلاله و عصاره‌ای از گل آفریدیم؛ گلی که پس از تصفیه و رفع زواید آن، حقیقت خاک و طین خالص حاصل شد و همین گل پاکیزه، ماده اولیه تکوین انسان قرار گرفت؛ چرا که منشا مادی بشر از همین تراب است. ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِينٍ﴾؛ یعنی آن خلاصه، عصاره و زبده خاک، مبنای ساختار جسمانی بشر واقع شد.

﴿ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَكِينٍ﴾؛ سپس در مراحل مابعد، این قابلیت و حقیقت تکوینی در نهاد آنان مستقر گشت تا نطفه‌ای پدید آید و این نطفه در جایگاهی استوار، شایسته و قرارگاهی امن قرار گیرد؛ ﴿ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَكِينٍ﴾. این قرارگاه واجد منزلت، استواری و اصالت حقیقی است که همان رحم مادر است. در احادیث شریفه وارد شده است که ذات اقدس الهی می‌فرماید اسمی برتر از اسم خود برای «رَحِم» نیافتم، لذا آن را مشتق از نام خویش ساختم. خداوند رحمان و رحیم که مفیضِ تمام نعمات و برکات است، رَحِم را مجرای رحمت و تجلی‌گاه روحانیت و رحمانیت خویش قرار داده است؛ تکوین انسان از همین رحمت و رحمانیت واسعه الهی در آن قرارگاه استوار آغاز گشته و مبدا حیات مادی انسان در این مستقرِ رحمی شکل می‌گیرد.

﴿ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ﴾؛ از این مقطع، مراحل استکمالی انسان آغاز می‌شود که گام به گام صعود نموده تا به این رتبه والای انسانی نائل آید؛ در حالی که در رَحِم مادر، نه مجرای تنفسی وجود داشته، نه امکان تحرک و رفت‌وآمد بوده و نه مجالی برای نظر کردن؛ با این حال، تمامی ابزارها و لوازمی که بشر برای زیستِ دنیوی خود به آنها محتاج است، در همان فضا برای وی تدارک دیده شده است؛ نظیر مجرای شنوایی جهت ادراک اصوات، زبانی مجهز برای تکلم که مخرج حروف و نوع بیان آن به گونه‌ای تدوین شده که مخاطب قادر به ادراک معانی آن باشد، و متقابلاً قوه شنوایی برای استماع سخنان، و باصره‌ای جهت رؤیتِ پیرامون و تشخیص فواصل و پدیده‌ها، تا آنجا که بشر بتواند با همین نیروی باصره و تفکر به ادراک صنایع ظریفه و مباحث علمی فایق آید. شالوده تمام این عجایب در تکوین نطفه پایه‌ریزی شده است؛ ﴿ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً﴾. تکوین اولیه به صورت علقه بوده است که با توجه به مباحث علمی معاصر، نطفه در بدو استقرار و در مراحل آغازین رشد خود (حدود هفته‌های اول و دوم) که سرآغاز شکل‌گیری حیات انسانی است، ساختاری مدور و فاقد تشخص دارد که به تدریج اجزای متمایز آن نظیر دست، پا، عنق، راس، قلب و سایر اعضای حیاتی مورد نیاز بدن ظاهر می‌گردد؛ از این رو می‌فرماید: ﴿فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً﴾»؛

سپس ﴿فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا﴾؛ مضغه همان پاره‌گوشت شبیه به گوشت جویده شده است که در آن مرحله هنوز رگ، پی و مفاصل تشخص نیافته‌اند و در هم آمیخته‌اند؛ این تعبیر برای تقریب به ذهن جهت شناخت ماهیت مضغه است که حامل تمام قابلیت‌های وجودی انسان است، گرچه هنوز در ساختار اولیه و مدور خویش به سر می‌برد. پس از این مرحله، استخوان‌ها پدیدار می‌گردند؛ یعنی شاکله‌های اصلی اسکلت به همراه مفاصل پدید می‌آیند؛ از جمله استخوان‌های پا، دست، آرنج و زانو؛ ﴿فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا﴾؛ یعنی ما بر این استخوان‌ها پوششی از گوشت افکندیم، به گونه‌ای که بافت عضلانی از خود استخوان نشو و نما می‌یابد؛ چرا که در ساختار استخوان این قابلیت تکوینی نهاده شده تا بافت عضلانی را بر خود بپذیرد و آن را جذب نماید؛ چنان‌که در ساختار آناتومیک مشهود است که عضلات از استخوان‌ها منشعب گشته و به آنها متصل می‌باشند؛ ﴿فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا﴾.

مفسران و دانشمندان از این آیه شریفه چنین استنباط نموده‌اند که در تکوین اندام انسانی، شکل‌گیری استخوان تقدم رتبی دارد؛ بدین معنا که پس از مرحله مضغه (پاره‌گوشت مدور اولیه)، ابتدا استخوان‌ها تشکل می‌یابند و پس از آن، بافت‌های عضلانی متناسب با این استخوان‌ها انتظام پیدا می‌کنند. تفاوتی که به عنوان نمونه در ساختار عضلات پا مشاهده می‌شود - که واجد قوام و نیروی بیشتری جهت تحمل و انتقال وزن بدن است - به همراه پی‌ها، تاندون‌ها و دیگر نسوج، تماماً تدابیری تکوینی است که خداوند متعال هم‌زمان با رشد استخوان‌ها، آنها را ملحق ساخته است. یافته‌های جنین‌شناسی معاصر نیز مؤید این حقیقت آشکار است که تکوین اندام‌های جنین در رَحِم، نخست با استخوان‌بندی آغاز گشته و سپس با پوشش عضلانی تکمیل می‌گردد و سیمای انسانی جنین پدیدار می‌شود.

از فقره شریفه ﴿ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ﴾ چنین مستفاد می‌گردد که در این مرحله، نفخ روح صورت می‌پذیرد؛ چرا که جنین پیش از این مرحله، صرفاً واجد حیات نباتی (نمو و رشد بدنی) و حیات حیوانیِ ضعیف است، اما با تکامل استخوان‌ها و انتظام عضلات و پیوند وثیق اندام‌ها، زمان افاضه روح انسانی فرا می‌رسد. این رخداد معمولاً در ماه چهارم یا پنجم صورت می‌گیرد، هرچند ممکن است به اعتبار تفاوت‌های ژنتیکی و وراثتی در رشد جنین، تفاوت‌های زمانیِ اندکی در این فرآیند مشاهده شود؛ اما سرانجام کالبد مادی به مقام انسانیت ارتقا می‌یابد؛ ﴿ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ﴾. در این مقطع است که جنبه ملکوتی و انسانی تحقق یافته و آفرینش انسان کامل می‌گردد. از این روی ذات حق‌تعالی با آیه شریفه ﴿فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ﴾ عظمت این صنع را ستوده و برکت و عظمت خویش را عیان ساخته است؛ چرا که آفریدگاری است که برترین مخلوق را - مخلوقی بی بدیل و بی‌همتا - پدید آورده است.

پس از تبیین این شگفتی‌های خلقت، قرآن کریم می‌فرماید: ﴿ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذَلِكَ لَمَيِّتُونَ﴾؛ همان پروردگاری که شما را با این اوصاف شگفت‌آور آفرید، مقدر ساخته است تا پس از این دوره تکامل و انتظام حیات دنیوی، مجدداً طعم مرگ را چشیده و به دیار باقی بشتابید؛ که از این بخش جهت ورود به مبحث بعدی عبور می‌کنیم.

اکل طیبات و عمل صالح در خطابات الهی به انبیاء

آیه‌ای که شایسته است امشب مورد امعان نظر و بهره‌برداری علمی و معنوی قرار گیرد، آیه پنجاه و یکم از همین سوره مبارکه است. در این بخش از سوره، پس از ذکر مجمل داستان حضرت مریم (علیها السلام) و معجزات ایشان، و نیز اشارت به رسالت حضرت موسی و حضرت هارون (علیهما السلام)، این فرمان خطیر صادر می‌گردد: ﴿يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ﴾؛ این خطابی است عام که جمیع رسولان الهی را در بر می‌گیرد: ای فرستادگان الهی! ﴿كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ﴾»؛ از روزی‌های پاکیزه، حلال و طیب تناول نمایید. بدیهی است گرچه مخاطب اولیه این دستور، انبیای عظام هستند، اما جمیع پیروان و پویندگان راه آنان نیز مشمول این حکم تکلیفی می‌باشند و بر همگان فرض است که از مواهب پاکیزه ارتزاق نمایند؛ ﴿كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا﴾؛ و همواره عمل صالح به جا آورید.

پرواضح است که از برترین مصادیق عمل صالح، شکرگزاری در قبال نعمات بی‌کران الهی و عبودیت خالصانه در پیشگاه ربوبی است؛ به طوری که هر امر مرتبط با ساحت‌های قدسی و فرامین توحیدی در زمره عمل صالح مندرج می‌گردد؛ ﴿وَاعْمَلُوا صَالِحًا ۖ إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ﴾. در این بخش، هشداری قدسی صادر شده است مبنی بر اینکه حضرت حق نسبت به جزئیات اعمال و رفتار بندگان آگاهی تام دارد؛ از این رو، هرگز نباید چنین پنداشت که پاره‌ای اعمال در خفا صورت پذیرفته و از منظر علم الهی پنهان می‌ماند؛ بلکه کل ما فی الکون در محضر حق‌تعالی واقع است؛ چنان‌که امام راحل (قدس سره الشریف) کلامی بسیار متین و عمیق ایراد فرموده‌اند مبنی بر اینکه: «عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید.»

حقیقت امت واحد و منشا تفرقه و تشتت در آیین

﴿إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً﴾؛ بر اساس مبانی نخستین خلقت، این آیه شریفه با صلابت تبیین می‌فرماید که خداوند متعال آحاد بشر را تحت لوای یک امت واحد قرار داده است؛ ﴿إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ﴾؛ (که واژه «فاتقون» در اصل «فاتقونی» بوده و یاء متکلم آن جهت تخفیف حذف گردیده است، یعنی از مخالفت با فرمان من پروا کنید). من پروردگار یگانه شما هستم؛ از این رو، همگی شما امتی واحد به شمار می‌روید که زیر لوای ربوبیت حق‌تعالی مستقر می‌باشید؛ ﴿وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ﴾. متاسفانه امروزه این اصل اصیلِ وحدت امت اسلامی، دست‌خوش تفاسیر نادرست و لفاظی‌های بی‌مبنا قرار گرفته است.

قاعده اولی بر تکوین امت واحده استوار است، لکن از آنجا که بشر واجد نیروی اراده، تصمیم‌گیری و قوه انتخاب است، سرانجام آحاد مکلّفین با سوء اختیار خویش طریق تفرقه پیش گرفتند؛ در حالی که خداوند همگان را بر فطرت واحد آفریده بود؛ به طوری که جمیع انسان‌ها فارغ از تنوع ادیان و مکاتب، در تکوینِ فطری امتی واحد بودند. لکن در ادامه می‌فرماید: ﴿فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُرًا﴾؛ آنان پس از آنکه از موهبت یگانگی و انسجام الهی برخوردار بودند، در امر آیین خویش، دیدگاه‌ها و افهام خود طریق اختلاف پیش گرفتند. این تمایزات و اختلافات مذهبی ابداً مقتضای ذات و خلقت اولیه آنان نبود، بلکه با اتخاذ تصمیم‌های نادرست ارادی، پیکره واحد امت را پاره‌پاره ساخته و به مرزبندی‌های متعدد تفکیک نمودند و در نتیجه آیین واحد را به مذاهب گوناگونِ توام با شقاق بدل ساختند؛ ﴿فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ﴾؛ یعنی در میان خویش طوایف پراکنده پدید آوردند.

این انشعاب و پاره‌پاره شدن موجب تفرق کلمه و پدید آمدن فرق گوناگون گردید؛ «زُبُرًا» به معنای گروه‌های پراکنده است. شگفت آنکه با وجود این تفرقه، هر فرقه و حزبی سرسختانه به آرا و پندارهای خویش تعصب می‌ورزند؛ ﴿كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ﴾؛ یعنی هر گروهی به آنچه نزد خود دارند دلبسته و مسرورند. این تفرقه‌های بی‌مبنا، موهن و ناموجه که ثمره‌ای جز دسته‌دسته شدن جامعه بشری نداشته، اعتقادات قویم آنان را مضمحل ساخته است؛ چرا که هر فرقه‌ای به آیین ساختگی خویش دلبسته و با اعراض از حق، به مسیر باطل خویش شادمان است.

در مواجهه با این طغیان و تفرق مذهبی، فرمان قاطع الهی به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) صادر می‌گردد: ﴿فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ﴾؛ یعنی آنان را در جهالت و غفلت مستمر خویش واگذار. اینان که آیین خود را دست‌خوش انحراف ساخته و مسیر تشتت را برگزیده‌اند، تا زمانی که بر این ضلالت اصرار ورزند و در مقام اصلاح و بازگشت به طریق قویم الهی برنیایند، سزاوار اعراض می‌باشند. پیامبر اکرم مأمور است آنان را در همان غرقابِ جهالت رها سازد تا سرانجام اجل محتوم و عذاب الهی فرا رسد؛ زیرا تلاش جهت هدایت کسانی که آگاهانه طریق عناد و تصمیم بر شقاق گرفته‌اند، ثمربخش نخواهد بود؛ که البته به دلیل ضیق وقت، مجال بررسی تفصیلی آیات بعدی فراهم نیست.

اینان خویشتن را در ورطه مهلکِ خودمحوری، خودپسندی، خودنمایی، خودبینی و حتی خودپرستی گرفتار ساخته‌اند. در تعابیر عمیق اعاظم منقول است که حقیقت بت‌پرستی در واقع معبود ساختن نفسِ خویش است؛ از این رو بت‌ها را در قالب پیکره‌های انسانی تراشیده‌اند، چرا که ذهن آنان قادر به ادراک صورتی فراتر از شئون مادی خویش نبوده است؛ لذا بت‌پرستی نمودی از همان خودپرستی است که در قالب تندیس تجسم یافته است؛ این لطیفه علمی را اساتید معظم ما تبیین می‌فرمودند که شواهد عقلی نیز مؤید آن است. در خاتمه، از درگاه احدیت مسالت می‌نمایم که مساعی جمیله برادران و خواهران ایمانی را در این لیالی متبرکه قدر مقبول درگاه خویش سازد تا همگان به شایستگی به راز و نیاز و اقامه طاعات توفیق یابند؛ خصوصاً استماع و قرائت دعای شریف جوشن کبیر که سرشار از اسماء حسنای الهی و واجد ثواب جزیل است، و نیز سایر ادعیه ماثوره، اقامه نمازهای مستحبیِ معهود و یا ادای نمازهای قضای فوت‌شده به جای نوافل، که همگی از اعظُم طاعات به شمار می‌روند؛ ان‌شاءالله همگی مشمول غفران و ثواب مضاعف الهی واقع گردند.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo