1404/12/09
بسم الله الرحمن الرحیم
استراتژیهای قرآنی در مواجهه با دشمنان و جریانهای نفوذی/جزء دهم /تفسیر موضوعی
موضوع: تفسیر موضوعی/جزء دهم /استراتژیهای قرآنی در مواجهه با دشمنان و جریانهای نفوذی
اهمیت دستورالعملهای قرآنی در مواجهه با دشمن و لزوم حفظ اتحاد
از مباحث بسیار حائز اهمیت و ارزشمند، تکالیف و دستورالعملهایی است که حضرت باریتعالی در قرآن کریم برای ما مقرر فرمودهاند؛ چرا که بحث ما پیرامون مسائل قرآنی است. این فرامین الهی ناظر بر این است که در مواجهه با دشمن چه تدابیری اتخاذ کنیم، چگونه به شناسایی آنان بپردازیم و پس از آن، چه وظایفی بر عهده داریم. این امور، از مسائل خطیری است که قرآن کریم خطاب به پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) ابعاد آن را تبیین نموده است. در حقیقت، چالشها و مشکلاتی که در عصر رسالت وجود داشته، مشابه آن امروزه نیز گریبانگیر ماست. بدین ترتیب، نوعی موازنه و مشابهت برقرار است که بر اساس آن میتوانیم به تکالیفی که شارع مقدس در آن زمان بر عهده رسول گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) نهاده بود، عمل نماییم.
یکی از این موارد، در مرتبه نخست، مسئله اتحاد و همبستگی را مطرح میسازد: ﴿وأطيعوا الله ورسوله﴾؛ این آیه شریفه به تمامی آحاد امت ابلاغ میدارد که از خداوند متعال و رسول گرامیشان اطاعت محض نمایند. ﴿ولا تنازعوا﴾؛ یعنی در میان خود اختلاف و کشمکش ایجاد نکنید، همپیمان و متحد باشید که همبستگی مایه پیشرفت و تعالی شماست. ﴿ولا تنازعوا فتفشلوا﴾؛ چرا که اگر طریق منازعه و تفرقه در پیش گیرید، انسجام شما از هم گسیخته میشود و با فروپاشی اتحاد و وفاق، قدرت و شوکت شما زوال مییابد؛ ﴿وتذهب ريحكم﴾ و در نتیجه، ارزش، عظمت و ابهت شما تباه خواهد شد.
بدیهی است هنگامی که گفتگوها و مجادلات گوناگونی رخ میدهد، برخی از افراد ناگزیر دچار تردید و تزلزل میگردند. در این مقام است که حقتعالی میفرماید: ﴿واصبروا إن الله مع الصابرين﴾؛ در اینگونه مواقف، شکیبایی و استقامت ضرورت دارد؛ پایداری به گونهای که معیت و یاری خداوند را جلب نماید، که هرگاه عنایت الهی رفیق راه انسان گردد، تمامی امور سامان خواهد یافت.
تبیین ابعاد جریان نفاق و ضرورت حفظ اقتدار دفاعی
آیات بعدی منحصراً به تبیین ابعاد جریان نفاق پرداخته است که این امر نشان میدهد همواره جدیترین چالش، وجود منافقین بوده و قرآن کریم نیز با تفصیل وافر به آن اشاره فرموده است. منافقین در حقیقت همان عناصر نفوذی هستند؛ نظیر آنچه در دوران جنگ تحمیلی مشاهده شد که اگر مداخله و کارشکنیهای آنان نبود، فرآیند جنگ بسیار سریعتر و مطلوبتر پیش میرفت و خسارتها و ابتلائات عدیدهای که پدید آمد، ناشی از نفوذ همین جریان موسوم به ستون پنجم بود که امور را مختل ساختند.
در اینجا چند نکته حائز اهمیت وجود دارد که بنده به عنوان عضو کوچک این مجمع علمی عرضه میدارم، هرچند شایسته است این مباحث با دقت و تفصیلی بیش از این بررسی گردد. در آغاز میفرماید: ﴿إذ يقول المنافقون والذين في قلوبهم مرض غر هؤلاء دينهم﴾؛ این عبارات ناظر بر سخنان بیپایه و ادعاهای باطل منافقان و کسانی است که دچار بیماری قلبی، شک و تزلزل اعتقادی هستند و منشأ مخالفتها و کارشکنیها میگردند. در مواجهه با آنان باید دانست که این گروه اساساً حقیقت دین را از کف دادهاند و فاقد ایمان راستین هستند. لکن وظیفه ما در آیه بعد تبیین شده است: ﴿ومن يتوكل على الله فإن الله عزيز حكيم﴾؛ ما مکلفیم در برابر این جریان، عزت و صلابت خویش را حفظ نموده و بر ذات اقدس الهی توکل نماییم، چرا که در سایه توکل به سرمنزل مقصود خواهیم رسید. همانا خداوند متعال صاحب عزت و حکمت بالغه است و امور را بر مدار حکمت خویش فیصله میدهد.
سپس به این آیه شریفه و معروف میرسیم: ﴿وأعدوا لهم ما استطعتم من قوة ومن رباط الخيل﴾؛ که مفسران و اندیشمندان به تفصیل پیرامون آن سخن گفته و ابعادش را به شایستگی تبیین نمودهاند. لبّ کلام و محور اصلی آیه مذکور این است که جامعه اسلامی و اهل ایمان همواره باید بنیه دفاعی و اقتدار نظامی خویش را در عالیترین سطح ممکن حفظ نمایند.
مواجهه با خدعه دشمن و حقیقت ربوبی الفت قلوب
در این میان، یکی از چالشهای مکرر، متوسل شدن دشمنان به مکر و فریب است؛ چنانکه حقتعالی میفرماید: ﴿وإن يريدوا أن يخدعوك فإن حسبك الله هو الذي أيدك بنصره وبالمؤمنين﴾. همانطور که معروض داشتم، بررسی تفصیلی آیه به آیه مستلزم مباحث عمیق و پردامنهای است، لکن جهت تبیین موضوع مورد نظر باید گفت: چنانچه دشمنان آهنگ فریب و خدعه علیه شما را داشته باشند، هیچگونه دغدغه و اضطرابی به خود راه ندهید، چرا که لطف الهی توشه و کفایتکننده شماست: ﴿فإن حسبك الله﴾. همانا اوست که شما را با امدادهای خاص خویش تأیید و یاری میفرماید و در این مسیر هیچ بنبستی وجود نخواهد داشت؛ ﴿أيدك بنصره وبالمؤمنين﴾؛ مؤمنان نیز شما را مورد حمایت و همراهی قرار خواهند داد و در سایه این انسجام، فریب دشمنان بیاثر خواهد ماند.
﴿وألف بين قلوبهم﴾»؛ چنانچه مشیت الهی بر پیوند و الفت قلوب قرار گیرد، این تدبیر ربوبی تحقق مییابد. ﴿لو أنفقت ما في الأرض جميعاً ما ألفت بين قلوبهم﴾؛ پیوند دلها امری الهی و برخاسته از مقام ربوبیت پروردگار است. اگر بنا بر این باشد که جنابعالی به عنوان پیامبر شخصاً اقدام به ایجاد الفت میان دلهای آنان نمایید، هرگز میسر نخواهد شد؛ حتی اگر تمامی ثروتهای زمین، ذخایر زیرزمینی، معادن طلا و نقره را در این راه هزینه کنید، ایجاد الفت دلها با ابزارهای مادی امکانپذیر نیست: ﴿ولكن الله ألف بينهم﴾. الفت قلوب منحصراً فعل الهی است و اوست که دلها را به یکدیگر پیوند داده و تقرب میبخشد؛ در غیر این صورت، با ابزارها و محاسبات بشری، مادی و پرداخت هزینههای گزفت مادی نیز در نهایت، وفاق و همدلی حقیقی حاصل نخواهد شد.
﴿يا أيها النبي حسبك الله﴾؛ همواره مستحضر باشید ای پیامبر بزرگوار که کفایتکننده شما ذات اقدس الهی و اهل ایمان تبیین گردیده است: ﴿حسبك الله ومن اتبعك من المؤمنين﴾. سرمایه ارزشمند شما معطوف به دو رکن اساسی است: نخست تکیه بر ذات باریتعالی و دوم حمایت و پیروان باایمانی که از شما تبعیت مینمایند؛ و این دو مؤلفه برای غلبه بر مشکلات کفایت نموده و پیروزی شما را تضمین میسازد.
موازنه جبهه ایمان و کفر در سوره مبارکه انفال
در ادامه، هرچند وضوح مباحث برای فضلای محترم روشن است، لکن آیات کریمه حاوی اشارات بسیار لطیف و دقیقی است. در تقابل با جبهه کفر، دو مؤلفه مطرح است؛ حقتعالی میفرماید: ﴿إن الذين آمنوا وهاجروا وجاهدوا بأموالهم وأنفسهم في سبيل الله والذين آووا ونصروا أولئك بعضهم أولياء بعض﴾؛ این آیه شریفه گویای حقیقت ارزشمندی است که هرگاه جامعه اسلامی به وفاق و همدلی دست یابد و خداوند نیز آنان را متحد گرداند، بنیه و اقتدار مؤمنان مضاعف خواهد شد.
اما در نقطه مقابل: ﴿والذين كفروا بعضهم أولياء بعض إلا تفعلوه تكن فتنة في الأرض وفساد كبير﴾؛ این جبهه اقدامات مخربی را در راستای فتنهانگیزی و افساد فیالارض ساماندهی میکنند. با امعان نظر در بستر تاریخ میتوان دریافت که چگونه این جریان با همپیمانی و ایجاد شبکههای فرماندهی و همافزایی میان خود، فتنهها و مفاسد بزرگی را در پهنه گیتی رقم زدهاند.
تحول سیاق آیات در سوره مبارکه توبه و افشای فتنههای نوین نفاق
مباحث ارزشمندی در این سوره مبارکه مطرح است و سوره انفال و نکات عمیق آن شایسته بذل توجه و امعان نظر خاص میباشد. لکن در سوره مبارکه توبه، لحن و سیاق گفتار دگرگون گشته و بیانی حاکمیتبخش و قاطعتر جریان مییابد که حاوی دستورالعملهای استوار و کارآمدی برای برونرفت از چالشهای معاصر ماست.
یکی از این موارد که به تدریج به جریان فتنه مسجد ضرار منتهی میگردد و قرآن به تفصیل آن را تبیین میسازد، موضوعی بسیار عمیق و دقیق است. این بخش به تشریح شگردهای منافقان و حاضران در غائله جنگ حنین و امثال آن میپردازد؛ کسانی که با ادعای همراهی با پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) وارد عرصه میشدند، لکن ماهیت واقعی آنان برملا گردید و مشخص شد که ادعاهای ظاهری آنان کذب بوده و در باطن به دنبال کارشکنی، تخریب و آسیب رساندن به جامعه اسلامی هستند. بنده جهت تصدیع وقت شریفتان، به گزینش دو یا سه موضوع بسنده نمودهام که انطباق شایانی با مقتضیات عصر حاضر دارد.
تمامی این مباحث از ظرافت و دقت بالایی برخوردار است؛ بهویژه در این مقطع که ذیل جزء دهم قرآن کریم به تبیین آیه شریف میپردازیم: ﴿لقد ابتغوا الفتنة من قبل﴾؛ این جریان پیش از این نیز در پی فتنهانگیزی بودهاند و شیطان اعمال مکارانه آنان را در نظرشان تزیین نموده است. ﴿لقد ابتغوا الفتنة من قبل وقلبوا لك الأمور﴾؛ آنان فتنهها را چنان ریشهدار ساختند که مشابه آن را امروزه در رفتار مستکبران نظیر آمریکا و رژیم صهیونیستی مشاهده میکنیم که با تزویر، تبلیغات مسموم و همپیمانی با عناصر خبیث، درصدد دگرگون ساختن حقایق هستند تا آنجا که آیه میفرماید:﴿وقلبوا لك الأمور حتى جاء الحق وظهر أمر الله﴾. کارشکنیهای آنان تداوم داشت تا آنکه اراده الهی و نصرت غیبی فرارسید و فتنهانگیزیهای آنان را خنثی ساخته و بساط مکر آنان را در هم پیچید؛ ﴿حتى جاء الحق وظهر أمر الله وهم كارهون﴾. آنان قلباً ناخرسند و کراهت داشتند لکن مشیت الهی بر این تعلق گرفت که پس از آن همه تفتین و واژگونسازی امور، نصرت حق نمایان شود. امیدواریم این مسیر در نهایت به ظهور موفورالسرور حضرت ولیعصر (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) منتهی گردد که حلال جمیع مشکلات و جلوگاه تام «ظهر أمر الله» است؛ و در غیر این صورت، دستکم تحت توجهات و ادعیه زاکیه آن حضرت و هدایتهای حکیمانهای که نسبت به رهبر معظم انقلاب و امت اسلامی مبذول میدارند، جبهه حق به سرمنزل مقصود رهنمون شود و مصداق ﴿جاء الحق وظهر أمر الله وهم كارهون﴾ تجلی یابد.
﴿ومنهم من يقول ائذن لي ولا تفتني ألا في الفتنة سقطوا وإن جهنم لمحيطة بالكافرين﴾؛ آیه فوق حاوی اساسیترین نکات معرفتی و روانشناختی پیرامون نفاق است. این گروه به جهت برخورداری از ماهیت دوگانه و تناقض بین ظاهر و باطن، سخنانی مصلحتاندیشانه ابراز میدارند لکن عملاً خود در ژرفای فتنهای که مدعی گریز از آن بودند، سقوط مینمایند. از این رو قرآن کریم میفرماید: ﴿وإن جهنم﴾ همین الان ﴿لمحيطة بالكافرين﴾ نه اینکه فقط در اون دنیا باشه، در همین الان اونطور احاطه کرده جهنم ولی اونا خودشون درک نمیکنند و بعد میفهمند همینجا جهنم بهشون احاطه کرده. آیه چهل و نهم سوره توبه با ظرافتی شگفتانگیز ماهیت این جریان را تبیین میسازد.
﴿إن تصبك حسنة تسؤهم﴾؛ هرگاه در آوردگاه مجاهدت و این شرایط حساس، توفیق و فتحی نصیب پیامبر اکرم و جبهه حق گردد، موجب ناخرسندی و اندوه شدید آنان میشود؛ لکن ﴿وإن تصبك مصيبة يقولوا قد أخذنا أمرنا من قبل ويتولوا وهم فرحون﴾؛ چنانچه مصیبتی عارض گردد، با حالتی حقبهجانب مدعی میشوند که ما پیش از این پیشبینیهای لازم را اتخاذ نموده بودیم و با شادمانی از جبهه حق روی برمیتابند. آنان ابتلا و سختیهای جبهه حق را دستاویز شادی خویش قرار میدهند که گویی پیشبینیهای نادرستشان محقق گشته است.
تقدیر الهی و لزوم توکل بر پروردگار
در پاسخ به این پندار باطل، آفریدگار متعال وظیفه پیامبر خویش را چنین تبیین میفرماید: ﴿قل لن يصيبنا إلا ما كتب الله لنا﴾؛ امروز نیز باور راسخ ما باید بر همین اصل استوار باشد که تقدیر و مشیت الهی بر هرچه تعلق گرفته و مرقوم گشته باشد، همان به ما خواهد رسید و غیر از آن، امری حادث نخواهد شد. ﴿لن يصيبنا إلا ما كتب الله لنا هو مولانا وعلى الله فليتوكل المؤمنون﴾؛ همانا سرپرست و مولای حقیقی ما ذات اقدس الهی است و شایسته است مؤمنان تکیهگاه خویش را منحصراً او قرار دهند تا به لطف الهی، فرجام امور به بهترین نحو ممکن مقدر گردد. مباحث مربوط به آیات پسین را در صورت توفیق به جلسات بعد واگذار مینماییم؛ چرا که کلام وحی به عنوان معجزهای ابدی، تکالیف و وظایف گرانسنگی را در این صحیفه آسمانی برای ما مقرر فرموده است.