« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1404/12/07

بسم الله الرحمن الرحیم

نقد دیدگاه جبرگرایانه مشرکان/جزء هشتم /تفسیر موضوعی

 

موضوع: تفسیر موضوعی/جزء هشتم /نقد دیدگاه جبرگرایانه مشرکان

 

تبیین و نقد دیدگاه جبرگرایانه مشرکان در قرآن کریم

 

در مباحثی که مطرح گردید، شایسته است به استدلالی اشاره کنیم که قرآن کریم در مواجهه با مشرکان تبیین می‌فرماید؛ استدلالی که در جزء هشتم قرائت‌شده مندرج است و بر جایگاه رفیع و معینی که قرآن شریف مقرر فرموده دلالت دارد. آیه شریفه ﴿سَیَقُولُ الَّذِینَ أَشْرَکُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَکْنَا﴾ ناظر بر پدیده جبرانگاری است؛ چرا که مشرکان مسائل مربوط به جبر را به عنوان دست‌آویز مطرح ساخته و ادعا می‌کردند که اگر خداوند اراده می‌فرمود که ما یکتاپرست و خداپرست شویم، شرک نمی‌ورزیدیم. بر اساس آیه ﴿سَیَقُولُ الَّذِینَ أَشْرَکُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَکْنَا﴾، آنان مدعی بودند که اگر مشیت الهی بر عدم شرک ما قرار داشت، هرگز مشرک نمی‌شدیم. تعبیر «وَلَا آبَاؤُنَا» نیز بدین معناست که نیاکان و پدران ما نیز راه شرک را نمی‌پیمودند. از این استدلال چنین برمی‌آید که آنان درصدد توجیه جبرگرایانه رفتار خود بودند تا وانمود کنند خداوند اراده به شرک آنان نموده است. مشرکان پیوسته ادعا می‌کردند که در صورت تعلق مشیت الهی، نه آنان و نه پدران‌شان مشرک نمی‌شدند: ﴿لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَکْنَا وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِنْ شَیْءٍ﴾، و خداوند هیچ چیزی را بر آنان تحریم نمی‌فرمود؛ یعنی آنان را کاملاً آزاد می‌گذارد. در حقیقت، مشرکان با این محاسبات خود مایل بودند تمام افعال‌شان را به مشیت و اراده جبری الهی مستند سازند.

 

سپس قرآن کریم از جانب پروردگار متعال چنین می‌فرماید: ﴿کَذَٰلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ﴾. این سخن بدان معناست که پیشینیان آنان نیز همین کذب و تکذیب را مطرح ساخته و با ادعای اینکه افعال‌شان مستند به اراده الهی است و توحیدی در کار نیست، سخنانی مشابه می‌گفتند. در ادامه آیه کَذَٰلِکَ ﴿کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّىٰ﴾، برهان قاطعی بر بطلان اندیشه آنان اقامه می‌گردد که همانا نابودی و هلاکت آنان است: ﴿حَتَّىٰ ذَاقُوا بَأْسَنَا﴾، یعنی تا آنکه عذاب ما را چشیدند. آنان در عین شرک‌ورزی پیوسته حقایق را تکذیب نمودند و تسلیم حق نشدند تا اینکه بر اساس تعبیر ﴿حَتَّىٰ ذَاقُوا بَأْسَنَا﴾، طعم عذاب الهی را چشیده و حقیقت عذاب را ادراک کردند.

 

لزوم اتکا به برهان علمی و نقد ظن جاهلی

 

اکنون ای پیامبر، خطاب به آنان چنین بگو: ﴿قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ﴾؛ این احتجاج و استدلال از سوی پروردگار متعال بسیار شایان توجه است. بدین معنا که اگر بر صحت مدعای خود مبنی بر انتساب این امور به اراده جبری الهی، علم و حجتی دارید، آن را ابراز نمایید و مستندات علمی و استدلالی خویش را عرضه دارید: ﴿قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا﴾؛ یعنی آن را ارائه دهید تا مشاهده کنیم بر اساس چه مبنا و حجتی سخن می‌گویید و آیا گفتارتان برپایه علم و استدلال است؟ سپس قرآن کریم در مقام پاسخ می‌فرماید: ﴿إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ﴾؛ آیا جز این است که اینان تنها از گمان و پندار باطل خویش پیروی می‌کنند؟

 

همان‌گونه که در مباحث گذشته مطرح گردید، با دو نوع ظن مواجه هستیم: نخست، «ظن علمی» که به تدریج و برپایه پژوهش و تحقیق در حوزه‌های صنعتی یا سایر علوم حاصل می‌شود. در این فرآیند، علم مسیر تکاملی خود را طی می‌کند تا به مرتبه ظن واثق ارتقا یابد؛ امری که به تعبیر استاد شهید مطهری، همچون پلی است برای عبور به مرتبه یقین و علم شهودی. بدیهی است که این نوع ظن علمی در جایگاه خود منشأ اثر است، اما گمان‌های مشرکان فاقد هرگونه مبنای علمی است. از این رو، قرآن کریم در وهله نخست مطالبه می‌فرماید که اگر بهره‌ای از علم دارید، آن را ابراز دارید تا معلوم گردد مأخذ علمی شما چیست: ﴿فَتُخْرِجُوهُ لَنَا﴾. سپس در مقام پاسخ تبیین می‌فرماید: ﴿إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ﴾»؛ یعنی پندار آنان عاری از حقیقت بوده و چیزی جز ظن واهی، گزافه‌گویی و کذب محض نیست. تعبیر ﴿وَإِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ﴾ نیز گویای آن است که شما سخنانی بی‌پایه، عاری از دلیل و توأم با گزافه‌گویی مطرح می‌سازید؛ به طوری که پایه مدعایتان ابتدا بر ظن بی‌اساس استوار است و در ادامه نیز به تخیلات و بافته‌های ذهنی خویش تمسک می‌جویید.

 

اثبات حجت بالغه الهی و ابطال نظریه جبر

 

بنابر آنچه گفته شد، عبارت ﴿سَیَقُولُ الَّذِینَ أَشْرَکُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَکْنَا﴾ حاکی از آن است که مشرکان شرک خود را ناشی از اراده الهی و قضای جبری قلمداد می‌کردند. آنان مدعی بودند که اگر چنین است، پدران و نیاکان‌شان نیز نباید راه شرک را می‌پیمودند: ﴿وَلَا آبَاؤُنَا﴾؛ یعنی اسلاف آنان نیز از شرک مبرا می‌بودند. همچنین بر پایه این پندار، تحریم امور نیز بی‌معنا می‌شد: ﴿وَلَا حَرَّمْنَا مِنْ شَیْءٍ﴾، به گونه‌ای که بر اساس این دیدگاه، باید در حریت و آزادی مطلق به سر می‌بردند.

 

ملاحظه می‌شود که مشرکان با اتکا به این استدلال باطل گام برمی‌دارند. در پاسخ، تعبیر ﴿کَذَٰلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ﴾ بیانگر آن است که پیشینیان آنان نیز با همین احتجاجات واهی و تباه‌کننده، فرمان پروردگار و رسالت پیامبران را تکذیب می‌نمودند و بر این منوال اصرار می‌ورزیدند تا آنکه با نزول عذاب الهی مواجه شدند: ﴿حَتَّىٰ ذَاقُوا بَأْسَنَا﴾. آنان آن‌قدر به لجاجت، مخالفت و تکذیب حق ادامه دادند تا سرانجام طعم عذاب الهی را چشیدند. پروردگار متعال می‌فرماید: ای پیامبر، به آنان بگو آیا نزد شما علم و حجتی هست؟ ﴿هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ﴾؛ شایان ذکر است که قرآن کریم در اینجا تعبیری بسیار دقیق و لطیف به کار برده است. بگو آیا بر ادعای خویش از علم، برهان و واقعیت عینی برخوردارید؟ ﴿فَتُخْرِجُوهُ لَنَا﴾؛ یعنی اگر مدعای شما از پایگاه استدلالی مستحکمی برخوردار است، آن را عرضه بدارید تا روشن شود آیا انتساب این امور به ذات باری‌تعالی و این تکذیب‌ها بر مبنای دانش استوار است؟ حال آنکه حقیقت چنین نیست: ﴿إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ﴾؛ چرا که اینان صرفاً از پندار و ظن جاهلی تبعیت می‌کنند، نه ظن علمی و روشمند؛ ظنی از نوع خرافات جاهلیت که با پرواز مرغان و نظایر آن، فال نیک و بد می‌زدند. تعبیر ﴿وَإِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ﴾ نیز ناظر بر این است که گفتار شما عاری از حقیقت، بی‌پایه و صرفاً مبتنی بر حدس و تخمینِ گزافه است. در مقابل، ای پیامبر به آنان بگو: ﴿فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ﴾؛ یعنی حجت رسا و تمام عیار از آنِ پروردگار است. در حالی که مشرکان از علم بی‌بهره بوده و بر پایه ظن و تخمین سخن می‌رانند، خداوند متعال واجد حجت بالغه است؛ به گونه‌ای که انسان به هر سو بنگرد، نشانه‌های توحید و ربوبیت الهی نمایان است. چنان‌که شاعر گران‌قدر، باباطاهر عریان، در سروده‌های جان‌سوز خود آورده است: «به دشت و کوه و هر جا بنگرم من / نشان از قامت رعنای تو بینم»؛ یعنی در هر پدیده‌ای تجلی ذات باری‌تعالی مشهود است. همچنین می‌سراید: «خوشا آنان‌که دائم در نمازند / به حمد و قل‌هو‌الله کارشان بی».

 

این تعابیر ناظر بر ارتباط و پیوند عمیق کل هستی با پروردگار است. بر این اساس، ساختار وجودی ما اعم از اعضا و جوارح نظیر دست، پا، چشم و گوش، همگی نعماتی الهی هستند که با تدبیر حکیمانه پروردگار قوام یافته‌اند تا در این نشئه از آن‌ها بهره‌مند شویم. تمام این نشانه‌ها، مصداق حجت بالغه الهی هستند: ﴿فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ﴾؛ چرا که خداوند سبحان حجت کامل و بی‌نقص خود را برای بشر فراهم آورده است. حال اگر مشیت الهی بر هدایت اجباری قرار داشت، آیه شریفه ﴿فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاکُمْ أَجْمَعِینَ﴾ محقق می‌شد؛ یعنی اگر اراده تکوینی حق‌تعالی بر این بود که بدون اراده و اختیارِ انسان دخالت کند، همگان را به اجبار هدایت می‌فرمود. بدیهی است که در صورت تعلق چنین مشیتی، پروردگار متعال طریق هدایت را بر ضلالت و شرک ترجیح می‌داد و همگان را هدایت می‌فرمود: ﴿لَهَدَاکُمْ أَجْمَعِینَ﴾. بنابراین، اگر ادعای مشرکان دایر بر انتساب شرک خود به مشیت الهی صحت داشت، در صورت گزینش حق‌تعالی، قطعاً هدایت همگانی برگزیده می‌شد. سنت الهی بر اقامه حجت بالغه استوار است، لکن نظام تشریع بر این پایه قرار دارد که انسان‌ها با بهره‌گیری از اراده و اختیار خویش، طریق صواب را بازشناسند و در آن گام نهند، نه اینکه طریق شرک را پیشه سازند. آیات این صفحه حاوی ظرایف و دقایق عمیقی است.

 

فطری بودن علوم و توحید از منظر معرفت نفس

 

شایسته است به آیات بعدی نیز توجه وافقی مبذول گردد؛ از جمله آیه شریفه: ﴿قُلْ هَلُمَّ شُهَدَاءَكُمُ الَّذِینَ یَشْهَدُونَ أَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ هَٰذَا ۖ فَإِنْ شَهِدُوا فَلَا تَشْهَدْ مَعَهُمْ﴾. هرچند در جلسه حاضر شرایط مقتضی جهت بسط مقال فراهم نبود، لکن به جهت حضور اعاظم و فضلا، به ارائه این اجمال مبادرت ورزیدیم. بی‌تردید تدبر در آیات قرآن کریم در ماه مبارک رمضان فرصتی بسیار مغتنم است. در اینجا مناسب می‌بینم به نظریه‌ای از حضرت آیت‌الله بهاءالدینی اشاره نمایم؛ معظّم‌له معتقد بودند شالوده و ریشه هر دانشی توسط پروردگار متعال در نهاد و نفس انسان ودیعه نهاده شده است و انسان‌ها با پیگیری و تتبع علمی، بدان دست می‌بایند. این حقیقت علمی پیوندی استوار با معرفت نفس دارد و موجب تعالی دانش بشری می‌گردد. در باب توحید نیز پروردگار متعال این معرفت را در نهاد انسان قرار داده است، به گونه‌ای که بشر به نحو مستقل و بدون نیاز به وسایط بیرونی، حقیقت توحید را به علم حضوری ادراک نموده و بدان توجه می‌یابد. از این رو، ریشه توحید و خداشناسی در نفس انسانی قرار داده شده تا غایت مطلوب حاصل گردد. این دیدگاه ارزشمند، از منظر مبانی فلسفی و سایر معارف عقلی نیز به نحو مستوفی تایید و تقویت گردیده است. از درگاه احدیت مسألت داریم که عنایت خویش را مبذول فرموده و توفیقات همگان را مستدام بدارد.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo