« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1404/12/06

بسم الله الرحمن الرحیم

جایگاه بنیادین قرآن کریم به عنوان کتابی مبتنی بر حق/سوره مبارکه بقره /تفسیر موضوعی

 

موضوع: تفسیر موضوعی/سوره مبارکه بقره /جایگاه بنیادین قرآن کریم به عنوان کتابی مبتنی بر حق

 

تبیین ابعاد نزول کتاب آسمانی به حق

 

بسم الله الرحمن الرحیم. ﴿الم * ذَلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ﴾. مبحث پیشین پیرامون حقیقت «کتاب» بود. اکنون در آیه ۴۸ سوره مبارکه مائده ملاحظه می‌فرمایید که حق‌تعالی این مسئله را بدین نحو بیان فرموده است. این آیه، شریفه‌ای مفصل است که در آن مسائل دقیقی مطرح گردیده است: ﴿وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ...﴾. پس از آنکه باری‌تعالی درباره اهل انجیل و تورات نکاتی را تبیین فرمودند، خطابات خود را متوجه پیامبر اکرم (ص) ساخته و می‌فرمایند: ﴿وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ﴾. یعنی ما کتاب را توأم با حقیقت و واقعیتِ نفس‌الامری فرو فرستادیم؛ کتابی که به اصطلاح هیچ‌گونه اعوجاج و انحرافی در آن راه ندارد و هیچ شک، ریب و ظنی در ساحت آن پدید نمی‌آید و سراسر آن محکم است؛ که این امر، یکی از معانی «حق» است. معنای دیگر «حق» نیز آن است که آنچه خداوند در این کتاب فرموده و اراده نموده، عیناً همان محقق است و از آن فراتر نمی‌رود: ﴿وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ﴾. گرچه معانی متعددی برای واژه «حق» ذکر گردیده است، اما نکته حائز اهمیت بیشتر، انطباق کامل آن با اراده و تصمیم الهی است.

 

بررسی معنای تصدیق در آیه شریفه

 

تمام عبارات و واژگان قرآن کریم، سطر به سطر، بر اساس اراده تشریعی و منطبق بر مقصود الهی نازل شده است. در عین حال، نکته افزون‌تری در آیه شریفه مطرح شده است: ﴿مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ﴾. حقیقتاً تصدیقی فراتر از این متصور نیست؛ تصدیقی که با کمال درستی، صحت و راستی، گواه بر حقانیت کتب پیشین است. عبارت «لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ» ناظر به آن چیزی است که در اختیار پیامبر اکرم (ص) قرار دارد و این کتاب مستطاب میان دستان مبارک ایشان و با عظمتی پایدار قرار گرفته و تصدیق کتب آسمانی پیشین را نیز با خود همراه دارد.

 

البته اگر مقصود این باشد که تصدیق این قرآن در کتب پیشین نظیر تورات و انجیل ذکر شده است، این معنا در جای خود صحیح و محفوظ است. اما در موضع کنونی، چنانچه این معنا افاده شود که قرآن خود مصدّق و گواه خویشتن است (﴿مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ﴾)، شایسته‌تر خواهد بود؛ بدین معنا که هرگاه کسی قرآن کریم را مورد تأمل قرار دهد، درمی‌یابد که این کتاب خود تصدیق‌کننده خویش است و همراه با حقیقتِ وجودیِ این قرآنِ عزیز، خود گواه صدق خویشتن می‌باشد.

 

البته معنای ظریف دیگری نیز قابل برداشت است و آن اینکه عبارت ﴿مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ﴾ دلالت بر این دارد که اصل این مصحف شریف از سرچشمه «ام‌الکتاب» یا همان «کتاب مبین» (که دارای اسامی متعددی همچون ام‌الکتاب و کتاب مبین است) صادر شده است. این کتاب، عینیتِ همان کتاب مبین و ام‌الکتاب است که از آن حقیقت سرچشمه گرفته و از این روی، مصدّقِ حقیقتِ پیش روی خویش از سنخ کتاب الهی است.

 

مفهوم‌شناسی هیمنه و سیطره قرآن کریم

 

تعبیر والای دیگری نیز در آیه وجود دارد که بسیار بدیع است. همان‌گونه که مستحضرید، یکی از اسامی شریف باری‌تعالی «مهیمن» است؛ چنان‌که در آیات پایانی سوره مبارکه حشر می‌خوانیم:﴿...السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ...﴾. واژه مهیمن حاکی از سیطره، هیمنه و عظمتی است که در آن نهفته است. این عظمت و هیمنه برخاسته از انطباق با واقع است؛ چرا که هر امری متصل به حقیقت و واقع باشد، همگان برای آن احترام ویژه‌ای قائل شده و آن را پذیرا می‌گردند. در مقابل، اموری که با واقعیت انطباق ندارند، فاقد سنگینی و اعتبار بوده، همواره دچار تزلزل و محکوم به شکست هستند. لیکن آنچه با حقیقت و واقع منطبق باشد، گزندی از شکست نخواهد دید و واجد هیمنه و استحکامی است که بر اساس حقیقت پایه‌ریزی شده است.

 

خداوند متعال حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) را مشمول رحمت واسعه خویش قرار دهد؛ ایشان در بیانی می‌فرمودند از ویژگی‌های بارز حق و حقیقت، تجلیِ صفتِ «مهیمن بودن» در آن است. برداشت شریف ایشان این بود که واجدِ حق و حقیقت بودن، هیمنه و عظمتی را با خود به ارمغان می‌آورد، چرا که ذات آن منطبق بر حق است. بنابراین آیه شریفه می‌فرماید﴿:...وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ﴾. این کتاب واجد سیطره و هیمنه بر حقیقت کتب پیشین و اثر حقانیِ آن‌هاست. سپس می‌فرماید: ﴿فَاحْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ﴾ که تناسب این حکم با مقدمه آیه بسیار روشن است.

 

ماهیت و مبانی حکم بر اساس ما انزل الله

 

بر اساس این، احکام متعددی در این کتاب آسمانی از سوی پروردگار نازل شده است. اکنون باری‌تعالی خطاب به پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید میان مردم بر اساس آنچه نازل فرموده‌ایم قضاوت و حکم نما؛ بدین معنا که ملاک داوری باید قرآن و کتاب الهی باشد. در صورت تحقق این امر، پیوند همگان با قرآن بر پایه حقیقت استوار می‌گردد و حکم صادر شده از سوی نبی مکرم (ص) نیز دقیقاً منطبق بر ما انزل الله خواهد بود.

 

شایان توجه است که مقصود از حکم به «ما انزل الله» آن است که اصل تشریع و حکم از سوی باری‌تعالی صادر گردیده، اما کیفیت تطبیق و انطباق خصوصیات آن بر مصادیق خارجی، بر عهده مجتهد تام و نبی گرامی (ص) است؛ از این جهت است که امر به حکم نمودن به شخص ایشان تعلق گرفته است. قضاوت و حکم صادر شده نیازمند مبنا و مستندی شرعی است که این مستند همان «ما انزل الله» است؛ یعنی منشأ آن حکم صادره از ناحیه پروردگار است. لیکن در مقام امتثال و پیاده‌سازی حکم الهی، گرچه شیوه‌های اجرایی آن بر اساس ولایت پیامبر (ص) صورت می‌پذیرد، اما ریشه و منشأ این حکم باید متصل به وحی الهی باشد؛ به بیانی دیگر، حکم صادر شده از سوی پیامبر (ص) باید مصداق بارزی از همان حکم تشریعیِ الهی باشد.

 

البته در این مقام مباحث مفصلی وجود دارد که در تفسیر آیه بعدی پیرامون حقیقت کتاب و آثار تکوینی و تشریعی قرآن کریم بدان خواهیم پرداخت و تفصیل آن در جلسات آتی ارائه خواهد شد. اما در این مجال، به جهت تبیین صحیح مفاد آیه شریفه، به همین میزان بسنده می‌کنیم که مفاد ﴿فَاحْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ﴾، امر به داوری میان مردم بر پایه اصول و احکام مندرج در این مصحف شریف آسمانی است.

 

نهی از پیروی تمایلات و هواهای نفسانی مراجعین

 

نقطه مقابل حکم به ما انزل الله نیز بسیار روشن است؛ چرا که توده مردم دارای تمایلات نفسانی و خواهش‌های شخصی هستند و مایلند داوری‌ها بر وفق خواسته‌های آنان صورت پذیرد. از این رو پروردگار متعال نهی فرموده است:﴿...وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ...﴾. گرچه پیامبر مکرم (ص) متصف به صفت عصمت بوده و هرگز مرتکب چنین امری نمی‌شدند، لکن این خطاب الهی جنبه ابلاغی عمومی دارد تا همگان دریابند که فرستاده خدا هرگز بر مبنای خواهش‌های نفسانی دیگران حکم نخواهد کرد. مقصود این نیست که نعوذبالله در صورت عدم وجود این نهی، امکان تخطی از جانب پیامبر وجود داشت، بلکه مقصود تنبیه توده‌ها بر این حقیقت است که دستور الهی بر عدم اعتنا به خواهش‌ها و اهواء گوناگون مردم صادر شده است. واژه «هوا» در این موضع ناظر بر تمایلات نفسانی و تقاضاهای متفرق مراجعین است که نباید مورد اعتنا قرار گیرند:﴿...وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَکَ مِنَ الْکِتَابِ...﴾؛ بلکه ملاک تام در تصمیم‌گیری، صرفاً حقیقتی است که از جانب حضرت حق نازل گردیده است.

 

بدین ترتیب، نباید تمایلات نفسانی یا خواسته‌های فکری این افراد ملاک عمل قرار گیرد. حتی اگر فراتر از این بنگریم، چنانچه مراجعین بر اساس عقول ناقص و دریافت‌های شخصی خویش سخنی بگویند، هرچند لفظ «أَهْوَاءَهُمْ» در لغت ناظر به تمایلات است، اما شامل آرای مبتنی بر عقول ظنی و قیاسات ناقص بشر نیز می‌شود که نباید به آن‌ها اعتنا کرد؛ بلکه داوری باید منحصراً بر پایه حقِ نازل‌شده از سوی پروردگار استوار باشد﴿:...وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَکَ مِنِ الْحَقِّ﴾.

 

تبیین تفاوت دین با شریعت و منهاج

 

مطلب دیگری که در این مقام شایان ذکر است، مسئله حقیقت «دین» است؛ چرا که طبق شریفه ﴿إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ﴾، حقیقتِ دین واحد بوده و همان تسلیم در برابر حق‌تعالی (اسلام) است. تمام ادیان الهیِ پیشین نیز جلوه‌ای از همین حقیقت واحد را تبیین کرده‌اند؛ با این تفاوت که شریعت محمدی (ص) کامل‌ترین جلوه آن است و مابقی موارد در زمره «شریعت» و «منهاج» قرار می‌گیرند.

 

جهت تقریب ذهن، می‌توان مخزن آبی را مثال زد که از مجاری گوناگون سیراب می‌گردد. مجاری و طرق متعددی که آب را به این مخزن هدایت می‌کنند، در حکم «شریعت» هستند. گاه این مجرا منحصر به یک طریق از چشمه‌ای واحد است و گاه از سرچشمه‌های متعدد منشعب می‌شود که همان شریعت‌های گوناگون هستند. شریعت در لغت به معنای محل ورود به آبشخور است؛ یعنی طریقی که همگان از آن بهره‌مند می‌گردند.

 

در اینجا آیه شریفه می‌فرماید: [آیه] «لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنکُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا». در این موضع باید با دقت علمی گام برداشت تا کژفهمی رخ ندهد. مفاد شریفه آن است که برای هر گروهی از انسان‌ها که در پیِ نیل به حقیقت بودند، طریقت و شریعتی خاص قرار داده شده است. سپس می‌فرماید: ﴿وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً﴾. مشیت الهی می‌توانست بر این تعلق گیرد که همگان را امت واحده‌ای قرار دهد تا بدون هیچ تفاوتی در قالب یکسانی قرار گیرند؛ لیکن حکمت بالغه پروردگار بر این امر تعلق نگرفت، بلکه برای هر قوم و ملتی متناسب با اقتضائات و شرایطِ عصرِ خویش، شریعت و طریقت خاصی تشریع گردید: ﴿لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنکُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا﴾.

 

واژه «جَعَلْنَا» در برخی مواضع تفسیر به معنای «مکَّنا» (تمکین نمودن و فراهم ساختن امکان) شده است. این جعل، تکوینی است و ناظر به واقعیت امور است که اگر آن را به معنای تمکین و ایجاد ظرفیتِ امتثال بدانیم، بدین معناست که این قواعد تشریعی برای آنان قابل تحقق و امتثال بوده است: ﴿لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنکُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا﴾.

 

بنابراین برای هر امتی دستورالعمل خاصی تشریع شده است، لکن تشریع دستورالعمل‌های خاص به معنای دگرگونی در جوهره و حقیقت دین نیست؛ چرا که همگی این شریعت‌ها در نهایت به حقیقتِ واحدِ اسلام متصل می‌گردند. کتبی نظیر تورات، انجیل و زبور، هر کدام شریعت و منهاجِ خاصی از آن حقیقتِ مطلقِ اسلام را تبیین کرده‌اند. منتها با سپری شدن هر دوره تاریخی (که تکالیف امم متناسب با آن بوده و مکلف به امتثال آن شریعت بوده‌اند)، شریعت پیشین منسوخ گردیده است؛ کما اینکه در عصر شریعت عیسوی، مکلفین موظف به امتثال انجیل تحریف‌نشده بودند. این امر مصداقِ تامِ تفویضِ شریعت متناسب با اعصار است: ﴿لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنکُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا﴾.

 

فلسفه تعدد شرایع الهی و سیر تکاملی آن تا شریعت خاتم

 

گرچه مشیت باری‌تعالی بر یکنواخت ساختن و اتحاد مطلقِ ظاهریِ امم توانا بود، لکن مصلحت و حکمت الهی بر سیر تکاملی بشر استوار گردید؛ درست مانند مراحل آموزشی که متعلمان دوره‌ای را پشت سر گذاشته و گام به دورهای عالی‌تر می‌نهند. شریعت‌های الهی نیز بدین ترتیب استمرار یافتند تا با بعثت خاتم پیامبران، حضرت محمد مصطفی (ص)، دین الهی به کمال نهایی خویش نائل گردید. بشریت با عبور از این مناهج و شرایع گوناگون، به مرتبه‌ای از بلوغ فکری و روحی رسید که امروزه منحصراً موظف به پیروی از اسلام و قرآن کریم است؛ چرا که شریعت محمدی (ص) متمم و مکمل تمامی شرایع پیشین است و امروزه تکلیفی جز عمل بر طبق این شریعت و دین مبین اسلام متوجه بشریت نیست.

 

در نهایت، تبیین گردید که حقیقت کتاب الهی از ابتدا بر پایه حق بنا نهاده شده و بر محور حق استوار است و رسول گرامی اسلام (ص) نیز مکلف به داوری بر مبنای حق و موازین مصرح در قرآن کریم می‌باشند. این کتاب شریف در ذات خویش عین حقیقت و منطبق بر موازین حق است. امید است در این ماه شریف و پربرکت رمضان، شناخت عمیقی نسبت به حقیقتِ حقوقِ الهی حاصل گردیده و توفیق عمل به وظایف و تکالیف دینی نصیب همگان شود.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo