« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1404/12/05

بسم الله الرحمن الرحیم

پیوند ناگسستنی میان نظام تکوین و وحی/سوره مبارکه بقره /تفسیر موضوعی

 

موضوع: تفسیر موضوعی/سوره مبارکه بقره /پیوند ناگسستنی میان نظام تکوین و وحی

 

تبیین مفهوم لا ریب فیه و حقیقت تکوینی کذب

 

مبحث مرتبط با قرآن کریم و مسائلی که از نص و حقیقت آن استخراج و بهره‌برداری می‌شود، بسیار مبسوط و دامنه‌دار است. موضوع بحث، تبیین و تفسیر دقیق عبارت شریفه ﴿لا ریب فیه﴾ بود. چنانچه این سنخ از «الاِخبار عن الواقع» (گزارش از واقعیت عینی) به درستی ادراک گردد، آشکار خواهد شد که چون در ساحت واقعیت عینی، کذب و دروغ راهی ندارد، در سراسر عالم خلقت و نظام تکوین نیز کذب اساساً فاقد معنا و مصداق است. این مقوله (دروغ و کذب) منحصراً به انسان انتساب دارد؛ حتی حیوانات گرچه به واسطه غریزه خویش به مکر، حیله و ترفندهای گوناگون متوسل می‌شوند و ترفندهایی را به کار می‌بندند، لکن این اعمال در حوزه تکوین، دروغ و کذب حقیقی به شمار نمی‌آیند، بلکه نوعی تدبیر غریزی و ترفندگری مصلحتی هستند. حیوان به واسطه این تدبیر غریزی، نمود خود را به گونه‌ای جلوه می‌دهد که گویا فاقد خطر است یا شرایط خاصی دارد تا بدین وسیله آرامش و امنیت را برای خود تامین نماید. بنابراین، در پهنه عالم وجود، هیچ‌گونه کذبی جریان ندارد؛ بلکه هر آنچه از سنخ کذب و خلاف واقع است، در ساحت نفس انسان تبلور می‌یابد. شک و تردید نیز از همین سنخ مقولات به شمار می‌روند؛ چرا که شک در موضعی رخ می‌دهد که انسان قادر به تشخیص و تمیز واقعیت نیست. اگرچه ممکن است حیوانات نیز به نوعی دستخوش حیرت و شک غریزی گردند و به سبب آن دچار آسیب شوند، لکن شک با تمام ویژگی‌ها و مسائلش، اساساً پدیده‌ای نفسانی و قائم به نفس انسان است و منشأ نفسانی دارد. آنچه رخ می‌دهد پدیدار شدن کذب به واسطه قوای نفسانی است، وگرنه حقیقتِ عینی بما هو هو منزه از کذب است. (هم‌اکنون ارتباط مجدداً برقرار گردید). این مسئله بسیار حائز اهمیت و کلیدی است که حقایق عینی، نه قابلیت شک را دارند و نه کذب بر آن‌ها عارض می‌شود. آنچه با شک و کذب آمیخته می‌گردد، صرفاً متعلق به پندارها و تصورات ذهنی انسان است. از این رو، در خصوص آیات قرآن کریم که همگی مطابق با واقع (مطابق للواقع) هستند، اگر ما قادر به درک آن‌ها نباشیم، این قصور و شک برخاسته از نفس ماست، در حالی که آیات الهی عین واقعیت را تبیین می‌فرمایند و نه ریب و شکی در آن راه دارد و نه خلاف واقع و کذب در آن متصور است. بنابراین، هیچ‌گونه شکی بر قرآن عارض نمی‌شود و با سلب شک، کذب نیز تخصصاً سالبه به انتفای موضوع خواهد بود.

 

ماهیت معرفت نفسانی و قلمرو علم حصولی

 

در این مقام، یک نکته اساسی و بنیادین وجود دارد که در این مجال، به میزان امکن، نکاتی را پیرامون آن معروض می‌داریم؛ و آن نکته این است که در عالم ارواح و ساحت تجرد روح و شئون مرتبط با آن، به دلیل اتصال و ارتباط وثیق روح با عالم غیب و جهان معنا، کذب و شک اساساً معنا و فرضی نخواهند داشت. چنانچه این اتصال و پیوند برقرار گردد، تمامی جهات کمالی در آن متجلی می‌شود. آنچه منشأ کذب می‌گردد و آثار آن را پدید می‌آورد، منحصراً مرتبط با ساحت نفس اماره و جنبه‌های مادی انسان است؛ چرا که نفس انسانی در مراتب نازله خود ممکن است از نیل به حقایق محروم بماند. هنگامی که از واژه «علم» سخن به میان می‌آید، منظور علمی است که فعلاً در اختیار ما قرار دارد و ما نام علم بر آن می‌نهیم؛ بدین معنا که وقتی پدیده‌ای تکرار می‌شود و با تکرار آزمایش‌ها، نتیجه واحدی حاصل می‌گردد، آن را علم می‌نامند. به عنوان مثال، چنانچه در علم طب، دارویی تجویز شود و اثرگذاری آن در دفعات متعدد به اثبات برسد، گفته می‌شود که ما بدان علم یافته‌ایم. یا هنگامی که وارد حجره‌ای می‌شویم و کلید برق را می‌فشاریم و چراغ روشن می‌گردد، این تقارن مکرر سبب می‌شود دریابیم که با اتصال جریان برق، روشن شدن چراغ امری قطعی و یقینی است؛ از این رو، ابراز می‌داریم که به ترتب معلول بر این علت علم داریم. پس هرگاه پدیده‌ای در نظام تکوین به نحو مکرر مشاهده شود و همواره به همان کیفیت بروز نماید، ما آن را علم نامیده و مدعی حصول علم می‌شویم. با این حال، ممکن است در این فرآیند، شرایط و مقتضیات خاصی دخیل باشند که با تغییر و زوال آن شرایط، آن علم نیز منتفی گردد. لکن در سایر موجودات و پدیده‌های غیر از انسان، اصلاً مقوله‌ای به نام علم ذهنی وجود ندارد، بلکه آن‌ها همواره به طور مستقیم با واقعیت عینی سر و کار دارند؛ بدین معنا که اگر حیوانی پدیده‌ای را استشمام نموده و تشخیص می‌دهد، این تمیز بر اساس غریزه ذاتی او و ارتباط مستقیم با واقعیت بیرونی شکل می‌گیرد، که این مرتبه متمایز از علم حصولی و ذهنی ما انسان‌هاست.

 

مراتب ظن و ابتنای قوانین تشریع بر تکوین

 

اما در باب شناخت انسان نسبت به حقایق جهان خلقت ــ که این حقایق بسیار کثیر، استوار و پیچیده بوده و ویژگی‌های منحصر به فردی دارند ــ باید اذعان داشت که هر شاخه‌ای از علوم امروزی، حتی علوم انسانی مرتبط با شئون بشری که ما بیشتر از آیات قرآن کریم در آن‌ها بهره‌مند می‌صویم، نظیر مسائل اجتماعی و مباحث روان‌شناختی، همگی واجد حقایق نفس‌الامری هستند که اگر به درستی ادراک شوند، کذب و ریب در آن‌ها راه نخواهد داشت. لکن در هر موضعی که ما از نیل به واقع واقع محروم می‌شویم و توجه ما معطوف به حقیقت واقع نمی‌گردد، ناگزیر دستخوش خطا می‌شویم که آن خطا را «ظن و گمان» می‌نامیم. استعمال واژه ظن ناظر بر این امر است که ما به واقع عینی دست نیافته‌ایم. در این حالت، ادراک ما تابع ظن خواهد بود؛ چنان‌که حتی مفهوم «ظن جاهلی» نیز در قرآن کریم ذکر شده است، چرا که این سنخ گمان‌ها مبتنی بر جهل بوده و عاری از هرگونه علم حقیقی می‌باشند. البته ما در مباحث اصولی تبیین نموده‌ایم که ظن بر دو قسم است: یک قسم آن ظن علمی (گمانه روش‌مند) است که واجد ارزش و جایگاه علمی معتبر است؛ اما قسم دیگر، گمانه‌هایی هستند که فاقد هرگونه شالوده علمی بوده و فاقد ارزش می‌باشند و دقیقاً همین مرتبه است که زمینه‌ساز کذب، شک و ریب می‌گردد، چرا که بر بنیان ظن غیرعلمی استوار است. در جلسه تفسیری امروز نیز ذیل جزء ششم قرآن کریم، به این مقوله اشاره داشتم که نفی اعتبار ظن در قرآن کریم، ناظر بر ظنون غیرعلمی و فاقد پایگاه معرفتی است که ارزشی ندارند؛ لکن آن ظنی که مقارن با علم بوده و پیوند علمی دارد، از ارزش و اعتبار تام برخوردار است.

 

بنابراین، در خصوص قرآن کریم، هنگامی که عدم راهیابی ریب و شک مطرح می‌گردد، حتی مرتبه ظن منتهی به شک و تردید نیز در آن منتفی است، زیرا قرآن پیوندی ناگسستنی با حقیقت عینی دارد. کل نظام هستی دارای حقیقت واقعی است و قرآن کریم سطر به سطر، متن واقعیت و حقیقت تکوین را تفسیر و تبیین می‌فرماید؛ حتی دستورات و احکام تشریعی آن نیز منبعث از نظام تکوین و مکمل آن است، چرا که شارع مقدس ابتدا نظام تکوین را ملحوظ داشته و سپس بر اساس آن تشریع فرموده است. از این رو، همان‌گونه که جناب شیخ اعظم انصاری (قدس سره) به زیبایی افاضه فرموده‌اند، ریشه و اساس قوانین تشریعی در نظام تکوین نهفته است و تشریع از مسیر تکوین به این عالم تنزل یافته است؛ و این سخن کاملاً حق است، چرا که احکام الهی منشأ تکوینی داشته و همواره همگام با تکوین پیش می‌روند.

 

تفسیر آیه «مما رزقناهم ینفقون» و ابعاد انفاق علمی

 

در آیه شریفه ﴿الَمَ * ذَلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًی لِلْمُتَّقِینَ * الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ﴾، مشاهده می‌شود که همواره در کنار مباحث عبادی و بندگی حق‌تعالی، وظیفه‌ای تکلیفی ناظر بر عمل مکلف در نشئه دنیا تبیین شده است. عمل صالح با اموری در عالم مادی پیوند خورده است که ثمره آن یا در آخرت متجلی می‌شود یا در همین دنیا آشکار می‌گردد. به عنوان نمونه، مفاد عبارت شریفه ﴿وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ﴾ عام و مطلق است؛ چنان‌که شب گذشته اشاره شد حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) عمومیت این آیه را مورد تاکید قرار داده و انفاق را شامل مبذول داشتن هر نعمتی در راه خدا دانسته‌اند. دایره این انفاق فراتر از امور مادی بوده و شامل علم، معرفت، توان جسمانی و دیگر مواهب الهی می‌گردد که همگی شایسته انفاق هستند. از این رو حضرت در تفسیر این آیه می‌فرمایند که مقصود از رزق در این‌جا علم است؛ بدین معنا که هر کس به زیور علم آراسته شد، موظف است آن را در راه خدا انفاق نماید، به دیگران تعلیم دهد و در ترویج و نشر آن بکوشد. بدین ترتیب، روشن می‌شود که کل قرآن کریم با نظام تکوین و واقعیت عینی پیوند مستحکم دارد.

 

واکاوی تجربی و تکوینی مفهوم سماوات

 

شایان ذکر است که تکوین بر چند قسم منقسم می‌گردد؛ یک قسم آن شامل امور مادی و شئون دنیوی است. به عنوان مثال، در مباحثی که امروز با یکی از فضلا مطرح شد، موضوع آسمان‌ها (سموات) مورد گفتگو قرار گرفت. بنده معروض داشتم که گرچه در این باب دلیل مأثوری به خاطر ندارم، لکن عقل این مطلب را تایید می‌کند که هر کره‌ای واجد لایه اتمسفر (جو) مخصوص به خود است. اتمسفر زمین که پیرامون آن را احاطه کرده است، آسمانی مادی ایجاد می‌کند تا ابرها در آن شکل گیرند. بدیهی است که بدون وجود ابر، باران نازل نمی‌شود و زمین دچار خشکی و بایر شدن می‌گردد؛ پس نزول باران که امری ضروری است، منتسب به آسمان دانسته می‌شود. این ابرها که از تبخیر آب‌های زمین و تراکم آن‌ها حاصل می‌شوند، اتمسفر پیرامون زمین را شکل می‌دهند که همان آسمانِ زمین است. زمین در مرتبه پایین و اتمسفر در مرتبه فوقانی آن قرار دارد و این یک پدیده طبیعی و کاملاً واضح است؛ همان‌گونه که پدیده شب و روز معلول حرکت وضعی زمین به دور خود در برابر خورشید است و حضرت باری‌تعالی این چرخه را به بهترین نحو تدبیر فرموده است. آسمان زمین نیز به گونه‌ای طراحی شده است که به تعبیر برخی از اهل فن، اگر تابش خورشید بدون واسطه و مستقیم به زمین می‌رسید، حیات روی زمین نابود می‌شد. لکن این جوّ و اتمسفر (که همان آسمان مادی است) سراسر زمین را احاطه کرده و مانع از تأثیر مخرب پرتوها شده و انرژی خورشید را به میزان لازم عبور می‌دهد. ابرها نیز در همین لایه فوقانی مستقر شده و منشأ نزول باران، برف و دیگر مواهب ملموس طبیعی می‌گردند. بنابراین، واژه‌هایی نظیر «سماء» (آسمان)، «ارض» (زمین) و «غبرا» (خاک)، ناظر بر محل، مکان و جایگاه عینی هستند.

 

تقریب علم الهی و فیزیک جدید بر اساس حرکت جوهری

 

حقیقت آن است که خداوند متعال مفاهیم عالی را در قالب ادراک و فهم متعارف بشری بیان فرموده است تا برای انسان‌ها قابل فهم باشد؛ چرا که اگر خارج از این چارچوب تکلم می‌فرمود، عقول ما قادر به ادراک آن نبود. وظیفه ما این است که به کنه این حقایق و واقعیت‌ها دست یابیم. بنابراین، این پندار ناصوابی است که تصور کنیم با کشف مفاهیم نوین در علومی چون فیزیک و شیمی، از مدار فهم عرفی و اصیل خارج شده‌ایم؛ خیر، این حقایق سر جای خود محفوظ بوده و آثار علمی خاص خود را دارند و مباحث ارزشمندی به شمار می‌روند. امروز نیز در یکی از برنامه‌های علمی، دانشمندی پیرامون مبحث خداشناسی اظهار داشت که هرچه علوم بشری پیشرفت کنند ــ به ویژه علم ریاضیات که در صدر علوم قرار دارد و امروز مبانی علم اعداد را به خوبی تبیین می‌کرد ــ زمینه‌ساز معرفت عمیق‌تر به آفریدگار خواهد بود و بشر به مفاهیم پیچیده‌تری دست خواهد یافت؛ به گونه‌ای که این پیچیدگی‌های شگفت‌آور، انسان را ناگزیر به خضوع در برابر آفریدگار متعال و ذکر «جل الخالق» وامی‌دارد. با این حال، آنچه بشر تاکنون بدان دست یافته، جزء اندکی از معلومات جهان خلقت است. این دانشمند تبیین می‌کرد که علم ریاضیات اساس علم فیزیک را تشکیل می‌دهد و پیوند این دو علم، همان حقیقتی است که جناب صدرالمتألهین (ملاصدرا) بدان تفطن یافته بود. انیشتین نیز به همراه همکار ریاضی‌دان خویش، به واسطه همین تقریب علمی توانست بسیاری از حقایق فیزیکی را کشف کند. وی اذعان داشت که اگر ملاصدرا و انیشتین هم‌عصر بودند و با یکدیگر تلاقی علمی داشتند، حقایق بسیار بیشتری کشف می‌گردید؛ چرا که انیشتین از طریق همفکری با یک ریاضی‌دان به این کشفیات نائل شد، در حالی که گفتگو با یک فیلسوف الهی افق‌های نوینی را می‌گشود. از این رو، کتاب ارزشمند مرحوم راشد تربتی تحت عنوان «دو فیلسوف شرق و غرب» به مقایسه آراء ملاصدرا و انیشتین پرداخته است؛ با این توضیح که ملاصدرا از طریق مشرب فلسفی به نظریه «حرکت جوهری» دست یافت و انیشتین از مسیر علم فیزیک و ریاضیات به پویایی و حرکت اتم‌ها رسید و کل عالم را سرشار از حرکت دانست، که هر دو در حقیقت به یک نتیجه واحد نائل آمدند. تمامی این مباحث به نظام تکوینی و واقعی جهان خلقت بازمی‌گردد. سماء و آسمان، همان لایه فوقانی سرشار از تدبیر الهی است که به منزله ستونی استوار برای حفظ حیات عمل می‌کند و با نگهداری اکسیژن و تصفیه پرتوهای خورشید، زمین را زیست‌پذیر می‌سازد؛ در غیر این صورت، امکان حیات منتفی می‌گردید. این اتمسفر، آسمانی است که سراسر زمین را احاطه کرده و توازن میان زمین و آسمان را برقرار ساخته است. برخی تشکیک می‌کنند که چرا قرآن کریم پیوسته از آسمان و زمین سخن می‌گوید؛ پاسخ این است که این تقابل، بیانگر یک حقیقت تکوینی ملموس است که شناخت درست آن، صحت مدعای قرآن را آشکار می‌سازد. واژه «سماء» نزد عرف به معنای مرتبه فوقانی و عالیه است و آیه شریفه ﴿خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا﴾ ناظر بر این است که آسمان‌ها بر ستون‌هایی نامرئی استوار شده‌اند؛ نیروی مغناطیسی و جاذبه نمونه‌هایی از این ستون‌های غیرمحسوس هستند که درک آن‌ها نیازمند تتبع علمی است. امروزه علم ثابت نموده است که چشم انسان تنها قادر به ادراک فرکانس‌های خاصی از نور است و در خارج از این محدوده توان بینایی ندارد؛ همان‌گونه که در قوای شنوایی، ادراک اصوات منوط به هم‌پوشانی فرکانس موج با ساختار گوش است. این ویژگی‌ها همگی حقایقی تکوینی هستند که شائبه کذب و شک در آن‌ها راه ندارد، بلکه واقعیات نفس‌الامری هستند که با پیشرفت علم، انطباق تام آن‌ها با وحی الهی آشکار می‌گردد. بنابراین، باید با عینک حقیقت‌بینی به آیات قرآن کریم نگریست تا نتایج ارزشمند معرفتی حاصل شود.

 

هدایت اقوم و قانون علیت در امور مادی و معنوی

 

آیه شریفه ﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ﴾ به روشنی مبین این حقیقت است که هرچه انسان در مسیر حقایق استوارتر گام بردارد، هدایت قرآنی را پویاتر خواهد یافت. امید است خداوند متعال توفیق درک معارف وحیانی را در این ماه مبارک رمضان به ما کرامت فرماید و ما را از تالیان و تدبرکنندگان واقعی قرآن قرار دهد. یکی از فرامین قرآنی که در جزء ششم قرائت گردید، آیه شریفه ﴿وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ﴾ است. ذات اقدس الهی امر به تمسک به وسایل فرموده است، چرا که در نظام آفرینش هیچ پدیده‌ای بدون واسطه و سبب جریان نمی‌یابد. امور فیزیکی، شیمیایی و پزشکی همگی از مجرای اسباب پیش می‌روند و ارتباط معنوی و قدسی با عالم غیب نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیازمند وسیله و واسطه فیض است. به تعبیر شهید مطهری (ره) در نقل قول از اقبال لاهوری، صحت هر مدعایی باید در بوته آزمایش به اثبات برسد؛ با این تفاوت که امور معنوی روش تجربی و آزمایش مخصوص به خود را دارند و امور مادی نیز از روش متناسب خود بهره می‌برند و در هر دو ساحت، به واسطه آزمون و اختبار، یقین حاصل می‌گردد. ایمان به عالم غیب نیز واجد ضوابط معرفتی خاصی است که نیل به آن از مجرای همان ضوابط میسر خواهد بود.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo