« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1404/10/09

بسم الله الرحمن الرحیم

دلالت اقتضاء و اشاره بر پایه دیدگاه نوآورانه اصالت معانی/حجية ظواهر الألفاظ /الأمارات

 

موضوع: الأمارات/حجية ظواهر الألفاظ /دلالت اقتضاء و اشاره بر پایه دیدگاه نوآورانه اصالت معانی

 

تبیین جایگاه دلالت اقتضاء و اشاره بر مبنای اصالت معانی
این مسئله از ارزش والایی برخوردار است که بحمدالله تا بدین جای کار که مباحث را پیگیری نموده‌ایم، به نتایج مطلوبی دست یافته‌ایم و به اعتقاد اینجانب، این مسئله از علم اصول، در این مرتبه از پیشرفت، بر پایه موازین و محاسبات دقیقی استوار گردیده است. اکنون در ادامه این مبحث، ناگزیر از بسط و توسعه آن می‌باشیم. تا حد امکان، دامنه بحث را گسترش خواهم داد؛ لذا عنایت و دقت نظر داشته باشید تا مسیر آینده بحث روشن گردد. یکی از مسائل حائز اهمیت در این مقام، مسئله «دلالت اقتضاء» و «دلالت اشاره» است. بر اساس مبنای مختار اینجانب که اصالت را به معانی بازگرداندیم و اصالت جدی را در معانی متمرکز ساختیم—بدان معنا که قائل به اصالت معانی شده و از آن تحت عنوان «حجیت معانی» یاد کردیم—در اینجا نیز بسط و توسعه‌ای که ارائه می‌دهیم، به همان حوزه معانی بازمی‌گردد و ابعاد مختلف معانی مد نظر است. بنابراین، مقصود اینجانب آن است که با تکیه بر استنباطاتی که از آیات شریفه قرآن کریم یا روایات شریف—که نقش بسزایی در مبحث دلالت اقتضاء و اشاره ایفا می‌کنند—به دست می‌آید، این بحث را به گونه‌ای بسط دهیم که در نهایت بتوانیم احکام متقن و استواری را از دل این دلالت‌های اقتضاء و اشاره استخراج نموده و پایه‌های این مطلب را مستحکم گردانیم.

وجوه سه‌گانه لزوم پذیرش دلالت اقتضاء و اشاره در کلام شهید
یکی از وجوهی که مرحوم شهید (رضوان الله علیه) در بیانات خویش بدان پرداخته‌اند، مشتمل بر سه مورد است. در این سه مورد دقت بفرمایید: نخست آنکه ایشان می‌فرمایند در مواردی، «صدق کلام» منوط به پذیرش دلالت آن کلام است؛ بدین معنا که اگر ما جنبه دلالت اشاره و اقتضای کلام را نپذیریم، گویی اساساً صدق کلام را انکار نموده‌ایم. به عبارت دیگر، لازمه منطقیِ صدق کلام، پذیرش همان جنبه اقتضاء و اشاره است و وابستگی تام به آن دارد. این مورد نخست، یعنی حفظ صدق کلام.
مورد دوم که ایشان فرمودند، ناظر به «صدق متکلم» است. چنانچه ما دلالت اقتضاء و اشاره را نپذیریم، متکلم با محذور مواجه خواهد شد؛ بدین معنا که عدم پذیرش این دلالت، مستلزم انتفای صدق متکلم خواهد بود. از آنجا که مخدوش شدن صدق متکلم امری محال است—زیرا متکلمِ ما معصوم بوده و کلام، متعلق به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، امام معصوم (علیه السلام) یا آیات شریفه قرآن است—همین حیثیت متکلم، ما را ملزم به پذیرش قطعی دلالت اقتضاء و اشاره می‌نماید.
سومین موردی که ایشان مطرح می‌فرمایند، موضوع «اقتضای شرع» است؛ بدین بیان که اقتضائات ادله شرعی بر این امر دلالت دارد. یعنی شارع مقدس این دلالت را می‌پذیرد و ما نیز به اقتضای شرع و در مسیر اجتهاد و تتبعات فقهی خویش، شرعاً ملزم هستیم که دلالت اقتضاء و اشاره را بپذیریم؛ چرا که طبیعت و خصوصیت ادله شرعی چنین اقتضایی دارد. این سه موردی بود که مرحوم شهید در کلام خود ذکر فرموده‌اند و همین امر موجب می‌گردد که ما در این مسئله قائل به توسعه و بسط بیشتری باشیم.

اثبات دلالت اقتضاء و اشاره بر اساس لزوم حفظ ارتباط و ساختار معانی
بنابراین، این مبحث اصولی ما تا بدان حد تقویت می‌گردد که با ملاحظه عزیزان، روشن خواهد شد که در بیانات و فروعات مختلف اصولی، ناگزیر از لحاظ نمودن این قواعد می‌باشیم. اینجانب در صدد آنم که این مسئله را بسط بیشتری دهم و آن مسئله «رعایت معانی» است؛ بدین بیان که اگر دلالت اقتضاء و اشاره پذیرفته نشود، ساختار معنا از هم فرو خواهد پاشید. این روش، ظرفیت بالایی برای مباحثات و مطالعات عمیق علمی دارد. از این رو، مبنای ما در توسعه این بحث آن است که دلالت اقتضاء و دلالت اشاره را از باب لزوم صحت معانی می‌پذیریم.
این امر، به ویژه با عنایت به نکته‌ای که در جلسات متعدد تبیین نمودیم، اهمیت می‌یابد؛ مبنی بر اینکه «معانی حروفیه» (معنای حرفی) را در ارتباط میان معانی که لحاظ می‌کنیم، به عنوان یک امر تکوینی و طبیعی محقق می‌دانیم. این امر طبیعی همان «معنای حرفی» است که بیان داشتیم حتی در ارتباط میان مبتدا و خبر نیز به طور قهری حاصل می‌گردد و قابل انفکاک و تجزیه نیست. بنابراین، مسئله به قدری روشن است که با اعمال دقت‌های علمی، این ظرافت‌ها نه تنها از کار نمی‌افتند، بلکه مبانی قضیه را مستحکم‌تر می‌سازند.

توضیح بیشتر آنکه: هر کجا که معانی باید ارتباط و پیوند حرفیِ خود را حفظ نمایند، همان نقطه، تجلی «دلالت اقتضاء» و «دلالت اشاره» خواهد بود و ما این دلالت اشاره را محکم در نظر می‌گیریم. فلذا، علاوه بر موارد سه‌گانه‌ای که مرحوم شهید فرمودند—که مورد قبول ماست و بیان ایشان نیز متین و روشن است—ما ضرورت پذیرش دلالت اقتضاء را از ساختار درونی معانی و اقتضائات ارتباط معانی با یکدیگر نیز اثبات می‌نماییم. این نوع دلالت اقتضاء که از ناحیه خود معانی نشأت می‌گیرد، افق‌های وسیعی را پیش روی ما می‌گشاید و به واسطه همین دلالت اقتضاء و اشاره، قادر خواهیم بود مبانی را در موارد متعددی تحکیم بخشیم. آیا عنایت فرمودید؟ این اقدام، در جایگاه خود، عمل علمی بسیار ارزشمندی محسوب می‌گردد.

ذکر نمونه‌ای فقهی از کاربرد دلالت اقتضاء و اشاره در ادله شرعی

(یکی از تلامذه: آیا امکان دارد در این زمینه مثالی ارائه فرمایید؟)
در باب مثال، می‌توان به مواردی اشاره نمود که فقهای عظام (رضوان الله علیهم) بر اساس آن فتوا داده و مصادیق آن را در ابواب مختلف ذکر فرموده‌اند؛ به عنوان نمونه، دلالت مفهومیِ آیات شریفه مربوط به ایام رضاع که مقرر می‌دارد مادران باید ﴿حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ﴾ (دو سال تمام) فرزندان را شیر دهند. از سوی دیگر، با انضمام و ملاحظه آیه شریفه دیگری، فقها توانسته‌اند با مقایسه این معانی، «اقلّ حمل» (حداقل مدت بارداری) را به شش ماه ارجاع داده و استنباط نمایند. این یک واقعیت عینی است که در آن، شما معانی را با یکدیگر می‌سنجید و مقارنه می‌نمایید؛ بدین نحو که عبارت «حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ» حد معینی را در باب رضاع (شیردهی) مشخص می‌سازد، و با نزدیک ساختن این دو معنا به یکدیگر در دو آیه، به روشنی درمی‌یابیم که این استنباط، مصداق بارزِ همان دلالت اشاره و دلالت اقتضاء است. نظایر این موارد در ادله شرعی، به ویژه در روایات شریفه، بسیار وافر و کثیر است.

خاتمه بحث فعلی و اشاره به مبحث آتی
باری، این مقدار از مباحث اصولی برای جلسه کنونی کفایت می‌کند و به سبب ضیق وقت، به همین میزان بسنده می‌نماییم. مبحث حائز اهمیت دیگری که امیدوارم امروز بتوانیم تا حدودی به آن بپردازیم، مبحثی بسیار مطول و دامنه‌دار است که امید است توفیق ادای حق مطلب را در آن داشته باشیم.

 

logo