1404/02/16
بسم الله الرحمن الرحیم
نقش عقل در تخصیص عمومات از دیدگاه شیخ طوسی/ عقل /اصول عملیه
موضوع: اصول عملیه/ عقل /نقش عقل در تخصیص عمومات از دیدگاه شیخ طوسی
نقش عقل در تخصیص عمومات از دیدگاه شیخ طوسی
مقداری از مباحث اصولی ما با مباحث فقهی یادشده مرتبط میگردد. پیش از این درباره مبحث عصمت سخن گفتیم؛ اما مرحوم شیخ طوسی در خصوص نقش عقل، قواعد بسیار جدی و مبنایی را طرح فرمودهاند. ایشان به پیروی از مکتب متکلمان اظهار نظر نمودهاند و اجمالاً دیدگاهشان بر این استوار است که عقل در اجتهاد عقلی از جایگاهی بس رفیع برخوردار بوده و تمسک به آن رواست؛ تا جایی که ایشان حتی تخصیص عمومات را به واسطه دلیل عقلی جایز شمردهاند. از آنجا که نمونههایی از این دست فراوان یافت میشود ــ بدین صورت که ادله عامّی داریم که در مقام عمومیت خویش محکم و استوارند، اما ایشان تخصیص آنها را با دلیل عقلی مجاز دانستهاند ــ همانگونه که کتاب، سنت و اجماع میتوانند عمومات را تخصیص بزنند، عقل نیز قادر به تخصیص آنها خواهد بود؛ وی در مقام تعلیل این مدعا، بیانات شیوایی ابراز داشتهاند.
یکی از این موارد بدین صورت تبیین شده است که هرگاه مصلحت و مفسده برای شما آشکار گردید ــ بدین معنا که بدانید شارع مقدس بر پایه مصلحتی امر فرموده است، اما امروز احراز کنید که همان امر متضمن مفسده گشته ــ باید از آن امرِ شارع عدول نمایید؛ چرا که در حال حاضر مفسده در آن مشهود است. یا در مواردی که نهی شارع بر اساس مفسدهای شکل گرفته، اما امروزه مشاهده میشود که مفسده آن نهی برطرف شده و به حقیقت دیگری بدل گشته که اکنون مصلحت در آن متبلور است، عقل به شما حکم میکند که از ظاهر خطابات شارع صرفنظر نموده و بر اساس تعقل و رهیافت عقلی عمل کنید. و به طور تقریبی، مفاد فرمایش ایشان این است که قاعده حاکم بر عملکرد کسی که میخواهد بر محور ادله شرعی اظهار نظر نماید، باید چنین باشد که از حیث مفسده و مصلحت، آنچه را که مورد پذیرش عقل است، ملاک عمل قرار دهد.
بنابراین، با چنین درک و فهمی از احکام شرعی، قهراً بحث به مسئله مهمی بازمیگردد که شیخ طوسی آن را امری قطعی قلمداد نموده است. ایشان خود این مسئله را در مقام تعلیل به طور کامل بررسی کرده و میفرمایند که در این فرآیند نباید به تناقض دچار شویم و بگوییم در ادله تناقضی وجود دارد؛ بلکه این امر ناشی از تغییر ظروف است، تغییری که باب تخصیص را میگشاید و عمومات را مخصص میسازد. از این رو، ایشان به طور کلی بدین مبنا قائل شدهاند که هرگاه حکم عقل در موردی آشکار گردد، میتواند عمومات را تخصیص بزند و رتبه دلیل عقلی را همتراز با عموماتی قرار میدهند که به واسطه کتاب، سنت یا اجماع تخصیص میخورند؛ بدین ترتیب عقل را در ردیف همان ادله سهگانه آورده و تفاوتی میان این موارد قائل نشدهاند.
استقلال عقل در حوزه اطاعت و عصیان
به بیان دیگر، در مقام حجیت، مرحوم شیخ در صدد تبیین این مطلب هستند که حجیت عقل تا پایهای است که به طور قطعی توانایی تخصیص عمومات را داراست و عمومات به واسطه آن تخصیص میپذیرند. با این افاده مبنایی، ایشان جایگاه ویژهای برای عقل فرض نمودهاند و در عبارتی شیوا چنین بیان داشتهاند که عقل اساساً در باب اطاعت و عصیان، مستقل است؛ این سخنی است که بارها در مواضع گوناگون از ایشان نقل شده و حق نیز همین است. ایشان میفرمایند عقل مستقلاً در حوزه اطاعت و عصیان حاکمیت دارد؛ بدین معنا که عقل به خودی خود درمییابد که آیا در اینجا طاعت صورت گرفته یا عصیان رخ داده است و این همان جنبه استقلال عقل است. دیدگاه ایشان بر این اصل استوار است که عقل برای این شناخت، مستقلاً نیازمند مرجع دیگری نبوده و با اتکا به خویش، عصیان یا اطاعت را تشخیص میدهد. در نتیجه، مبدأ اطاعت و عصیان به عقل واگذار گردیده و عقل به نحو مستقل این حقیقت را ادراک میکند؛ این فرمایش گرانسنگ و مهم متعلق به شیخ طوسی است.
به تعبیری دیگر، پروردگار متعال مؤمنی را که خویشتن را در این موضع مطیع یافته و طاعت او به درستی انجام پذیرفته است، پاداش خواهد داد و ثواب طاعتش را به او عطا میفرماید؛ چرا که عقل وی بدین امر رهنمون میگردد. در همین راستا، شایسته است یادی کنیم از مرحوم آیتالله فکور (قدسسره) که در روز عیدی به محضرشان شرفیاب شده بودیم؛ طلبهای با اصرار فراوان از ایشان تقاضای موعظه داشت و معظّمله نیز همین توصیه را بیان فرمودند که: «هر آنچه را نیکو مییابید انجام دهید و از هر آنچه ناپسند میدانید اجتناب ورزید»؛ این همان حقیقتی است که آیه شریفه قرآن نیز بدان اشارت دارد که ﴿فألهمها فجورها وتقواها﴾. این واقعیتی ملموس است که مرحوم شیخ طوسی به طور مستقل ــ و همانگونه که عرض شد، با بهرهگیری از بسیاری از آراء متکلمان در مباحث اصولی خویش ــ بدان دست یافته و نتیجه گرفتهاند؛ به هر تقدیر، ایشان عقیده دارند عقل به طور مستقل مقوله اطاعت و عصیان را ادراک مینماید. از آنجا که عقل خود مرجع حاکم در تشخیص اطاعت و عصیان است، استدلال تام عقلانی به تنهایی کفایت میکند و حاکمیت الهی عقل بدین منظور وافی است. بنابر این، در خصوص شخص مؤمن، درک عقلانی عصیان و اطاعت، خود دلیلی استوار خواهد بود بر اینکه وی هنگام عمل به وضوح دریابد که در موضع معصیت قرار گرفته یا گام در مسیر طاعت نهاده است.
ما از فرمایشات گرانقدر ایشان چنین استنباط نمودیم و در دانش اصول بر آنیم تا این حجیت مبتنی بر موازین عقلی را به تبعیت از شیخ طوسی پذیرا باشیم؛ بدین نحو که عقل به طور کلی بر این امور حاکم بوده و حقیقت اطاعت و عصیان را به شایستگی درک میکند. از این رو، پژوهشگر مباحث اصولی میتواند عمومات را ــ خواه در اوامر باشند و خواه در نواهی ــ به مدد عقل تشخیص داده و مخصص سازد. این مسئله، از مباحث اصولی خطیری بود که مطرح گردید و در فرآیند نظریهپردازی پیرامون مسائل مستحدثه و شرایط کنونی بسیار گرهگشا و مددکار خواهد بود.
نقش عقل در احراز بقای حکم شرعی
آخرین مبحثی که پیش از ورود به بحث فقهی شایسته ذکر است، مسئله «بقاء حکم» است. مقصود آن است که هرگاه عقل تداوم و استمرار حکمی را احراز نماید و حکم به بقای آن دهد، بر اساس همان حکم عقلی، تداوم آن پذیرفته میشود؛ این مبنای بسیار عمیقی است که میتوان بر اساس فرمایش شیخ طوسی آن را به عنوان یک قاعده قطعی پی افکند؛ بدین گونه که همانطور که عقل توانایی تخصیص عمومات را دارد، شایستگی تشخیص بقاء حکم را نیز دارا خواهد بود. عقل درمییابد حکمی که شارع مقدس بیان فرموده بقای آن نیز مستمر بوده و مانعی در برابر آن وجود ندارد. در صورت احراز عقلی بقاء حکم، مکلّف میتواند به استناد دلایل عقلی، بقای حکم مذکور را پذیرا باشد. این مبنا کارآمدی بسیاری در حل مسائل دارد؛ چه اینکه در موارد گوناگون هرگاه در بقای حکم شرعی و عدم تغییر آن دچار تردید شویم، عقل حکم به استمرار آن میدهد و بقای حکم شرعی ثابت میگردد.
بنابر این، بر اساس دیدگاه مرحوم شیخ طوسی، عقل هم توانایی تخصیص عمومات را دارد (که تفصیل آن به طور کامل تبیین گردید)، هم در قلمرو اطاعت و عصیان دارای درک مستقل است ــ که شأن متمایزی است که ایشان برای قوه عاقله قائل شدهاند ــ و هم در این مبحث معتقدیم هرگاه حکمی از سوی شارع مقدس صادر شده باشد و مکلف در بقای آن تردید نماید، عقل حاکم بر بقای آن حکم واقعی خواهد بود. بدین ترتیب، مبحث اصولی جامع امروز به پایان میرسد و انشاءالله که خداوند متعال توفیق تداوم مباحث را در جلسات آتی عنایت فرماید.