« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1403/09/17

بسم الله الرحمن الرحیم

مسئله عرف خطاب/حجية خبر الواحد /الأمارات

 

موضوع: الأمارات/حجية خبر الواحد /مسئله عرف خطاب

مقدمه و تعریف مسئله عرف خطاب

بحث پیرامون حجیت‌ها مطرح بود و مسائلی بیان شد که تقریباً مورد وفاق اکثریت اصولین قرار داشت؛ لکن ما به عنوان امری مبرهن و قاطع، مواردی را برگزیده و تبیین نمودیم. از جمله مسائل ثانویه و مباحثی که نظر عمومِ علمای متقدم را به خود جلب کرده و بدان اهتمام ورزیده‌اند، مسئله «عرف خطاب» است.

مفهوم و خاستگاه عرف شرعی

در واقع، همان‌گونه که مستحضرید، یکی از اقسام عرف، «عرف شرعی» است؛ عرفی که منشأ پیدایش آن، استعمال کلمات و الفاظی است که در احکام شریعت پدیدار گشته‌اند؛ خواه این استعمالات مطابق با معنای لغوی و معروفِ پیشین بوده باشند، خواه نبوده و به عنوان موارد استعمال خاصِ شارع مقدس قرار گرفته باشند، نظیر واژگانی چون «حج» و «صلاة». در این‌گونه موارد، لفظ از معنای لغوی خود به معنایی شرعی نقل یافته و از آن پس، استعمال بر مبنای این حقیقت شرعیه صورت پذیرفته است؛ هرچند در لغت بر معنای دیگری دلالت داشته، اما در نهایت به این معنای جدید منتقل شده است و متعاقبِ این انتقال، بر وفق این اصطلاح شرعی استعمال می‌گردیده است. با بررسی منشأ پیدایش این نوع عرف، درمی‌یابیم آنچه قوام یافته و تحقق پذیرفته، در عصر تشریع و بر اساس نظر و جعل شریعت بوده است که بدان «عرف شرعی» اطلاق می‌نماییم.

رجوع به عرف خطاب در فرض فقدان عرف شرعی

اما بخش حائز اهمیت‌تر آن است که چنانچه در موردی دچار تردید شویم و عرف شرعی نزد ما محقق نگردد و قدر متیقنی حاصل نشود ــ هرچند این استعمالات در زمان صدر اسلام وجود داشته‌اند اما اکنون به طور کامل برای ما محرز و مقرر نباشند ــ در این مرتبه باید به «عرف خطاب» رجوع نماییم. شایان ذکر است که «عرف لغت» امری بدیهی شمرده می‌شود که نوعاً محققان با آن ارتباط داشته، بدان التفات دارند و به کتب لغت مراجعه می‌نمایند؛ لکن فراتر از عرف متشرعه و عرف لغوی، ما باید «عرف خطاب» را مطمح نظر قرار دهیم که این امر از اهمیت بسزایی برخوردار است.

مبانی شیخ طوسی در حجیت عرف خطاب

بسیاری از اعاظم، از جمله مرحوم شیخ طوسی (رضوان‌الله‌علیه) بر این باورند ــ و به تعبیر مأنوس ما که بیشترین مواجهه را با این قاعده داریم ــ ایشان می‌فرمایند بازگشت عرف خطاب به قاعده ملازمه یعنی «کلّ ما حکم به العقل حکم به الشرع» است؛ بدین معنا که هر آنچه مورد حکم عقل باشد، شرع نیز همان را امضا و قبول می‌فرماید. شیخ الطائفه نظر قطعی خویش را بر این مبنا استوار ساخته‌اند و اندیشمندان پس از ایشان نیز این دیدگاه را پذیرفته‌اند. شیخ طوسی معتقدند که با تکیه بر قرائن و خصوصیاتی که حتی در مبحث خبر واحد مطرح ساخته‌اند، دلیل عقلی را تبیین نموده و بیان داشته‌اند که به برکت قرائن موجود، علم و قطعیت به واسطه دلیل عقلی و عرف خطاب حاصل می‌گردد.

در واقع، این نظریه متعلق به شیخ طوسی است که از ایشان به عنوان شیخ الطائفه یاد می‌کنیم. ایشان حتی جهت فهم و درک مفاهیم نصوص دینی، اسلوب و روشی را تحت عنوان روش شناخت عرفِ خطابات شرعی پایه‌ریزی نموده‌اند. بر این اساس، فقیهی که درصدد استنباط احکام شرعیه و تحصیل معاضدت علمی است، شایسته است کلام و مبانی شیخ را مطمح نظر قرار دهد؛ چرا که ایشان بستر بررسی استنباط را بر خطاب‌های شرعی مبتنی ساخته و مراد از آن را همان عرف خطاب دانسته‌اند که بر سایر موارد تقدم دارد. بدین ترتیب، استدلال فقهی در کنار عرف شرعی و متشرعه ــ که پیش‌تر منشأ پیدایش عرف شرعی را تبیین نمودیم ــ در کلام ایشان به عرف خطاب ارجاع داده می‌شود.

مرحوم شیخ در حقیقت بر این باورند که عرف خطابی، همان عرف رایج در زمان تشریع بوده است؛ هرچند ممکن است در مواردی از حیث استعمال، تفاوت‌هایی با معنای لغوی داشته باشد. به عبارتی، احتمال وجود تفاوت‌هایی با لغت متصور است و حتی از خلال کلمات ایشان چنین استظهار می‌شود که مبنایی قوی را در بحث استعمال حقیقی و مجازی اتخاذ نموده‌اند؛ چرا که معتقدند رویه و عادت عرب بر این جاری بوده که هرگاه مورد خطابی واقع می‌شدند، معنا را در ظرف تخاطب دریافت نموده و بدان اعتنا می‌ورزیدند. بنابر این، عرف تخاطب و خطاب نزد عربِ معاصر تشریع، بر سایر موارد مقدم بوده است. ایشان مسئله استعمال حقیقی و مجازی را بدین شیوه حل می‌نمایند که ملاک اصلی را «عرف خطاب» معرفی می‌کنند؛ حتی اگر به لحاظ لغوی، معنای حقیقی دیگری در میان باشد یا معنایی مجازی در عرف شرع محقق گشته باشد، باز هم ایشان امر را به عرف خطاب ارجاع داده و می‌فرمایند در تمامی این شقوق، ملاکْ همان عرف خطاب است و عرب نیز بدان اهمیت داده، معنا را درک نموده و بر اساس تشخیص خویش، همان را ملاک عمل قرار می‌داده است. از این رو، ایشان به عنوان امری مسلم و مفروغ‌عنه، درصدد تبیین این قاعده هستند که در تمامی موارد مشکوک که حقیقت حال بر مجتهد مکتوم است، رجوع به عرف خطاب فرض و لازم است.

این فرمایش و دیدگاه شیخ طوسی، گویای آن است که گویی عرفی ضروری و بدیهی برای ایشان به عنوان قدر مسلم احراز گردیده است؛ عرفی مبرهن و واضح که همان عرف خطاب می‌باشد. امروزه به وضوح درمی‌یابیم که این دیدگاه بسیار استوار و متقن است و در هر صورت، چنانچه ما موفق به تشخیص و احراز عرف خطاب گردیم، دیگر در کیفیت استعمال دچار تردید نخواهیم شد؛ زیرا عادت عرب در این مخاطبات بر این استوار بوده که مقولاتی چون استعمال حقیقی و مجازی را تحت‌الشعاع عرف خطاب قرار دهد؛ چرا که تفاهمات و ادراکات عقلاییِ خویش را ملاک عمل و تطبیق قرار می‌دادند.

در واقع با بررسی دقیق علمی آشکار می‌گردد قاعده ملازمه عقلیه که پیش‌تر بدان اشارت رفت ــ مبنی بر اینکه «کلّ ما حکم به الشرع حکم به العقل» (که مورد پذیرش و اعتنای مرحوم شیخ واقع شد) ــ از اهمیت والایی برخوردار است، هرچند بعدها جمعی از معاریف و محققان اشکالاتی را متوجه آن ساختند. به هر روی، نیروی عقل نیز تایید می‌نماید که هر آنچه مردمانِ آن عصر در ظرف خطاب درک می‌کرده‌اند، مورد پذیرش و امضای عقل بوده است؛ عقل سلیم همان ادراک عرفی عقلایی را امضا نموده و ماورای آن را پذیرا نیست.

کاربرد اصولی عرف خطاب در مواجهه با روایات

بنابر این، التفات دارید که بر اساس ملاکِ مقرر از سوی مرحوم شیخ، در فرض شک و عدم آگاهی از وجود اصطلاح شرعی خاص یا سایر جهات محتمله، وظیفه ما رجوع به عرف خطاب است؛ بر همین اساس در مواجهه با اخبار و روایات شریف، شایسته است عرف خطاب را مقدم داشته و مفاد خطابیِ مستفاد از عرف خطاب را ملاک استنباط قرار دهیم.

روش‌های تحصیل و احراز عرف خطاب

حال پرسش این است که طریقه تحصیل این عرف چگونه است؟ بی‌تردید دستیابی به آن خالی از صعوبت نیست؛ لکن از طریق ضمیمه کردن روایات به یکدیگر و ارجاع به قرآن کریم ــ به جهت برخورداری قرآن از عرف خطابِ ویژه ــ این امر میسر می‌گردد؛ به گونه‌ای که موافقِ آن پذیرفته و مخالفش واگذار شود. ظاهراً مقتضای تحقیق، پذیرش همین فرمایش شیخ است؛ چه اینکه قرآن کریم مبدع عرف خطابی خاصی بوده که اذهان عموم با آن همراهی داشته است؛ از این رو در موارد مشکوک، روایات به قرآن ارجاع داده می‌شوند تا با تکیه بر عرف خطاب قرآنی که مقصود را بدون ابهام آشکار می‌سازد، تردیدها مرتفع گردد. ما ناگزیر هستیم در جمیع مراتب حجیت، همین معیار را مبنا قرار دهیم.

نسبت میان ادله عقلی، ادله علمی و عرف خطاب

البته بر پژوهشگران لازم است با بذل مجاهدت علمی و دقت مقتضی، به کنه آن عرف خطاب دست یابند که در این صورت، نیل به آن موجب قطعیت خواهد بود. این مطلب، مبحثی بس حائز اهمیت است؛ افزون بر این، مایلم این نکته را نیز بیفزایم که مراد از دلیل عقلی، همان ادله علمی و معرفت‌شناختی است؛ دلیل عقلی هم-افق با ادله علمی بوده و بدان استحکام می‌بخشد. در حقیقت، ادله علمی قابلیت ارتقا به مرتبه دلیل عقلی را دارا هستند؛ چرا که قوه عاقله، جنبه علمی آن‌ها را تصدیق می‌نمایند. اساساً وجه پذیرش ادله علمی، موافقت و همراهی عقل با آن‌هاست؛ و هرگاه عقل بدان تن در دهد، این ادله علمی در حکم دلیل عقلی خواهند بود که در پی آن، پرده از حقیقتِ عرف خطاب نیز برداشته خواهد شد. بدین ترتیب، عرف خطاب با ابتنا بر ادله علمی، از پشتوانه عقلانی نیز برخوردار گشته و ثمره آن، اثبات حجیت خواهد بود.

بنابر این، در مواجهه با سایر موازین مطرح که تضارب آرای بسیاری را به همراه داشته‌اند، ما به طور کامل به اصلِ اصیلِ «عرف خطاب» رجوع می‌نمایند. به خواست الهی و در صورت توفیق، ادامه‌ این مبحث و تبیین تفصیلی آن جهت وضوح هرچه بیشتر موضوع را در جلسه آتی تقدیم محققان ارجمند خواهیم نمود.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo