« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1403/08/05

بسم الله الرحمن الرحیم

تعریف و جایگاه حسن استفهام/حجية خبر الواحد /الأمارات

 

موضوع: الأمارات/حجية خبر الواحد /تعریف و جایگاه حسن استفهام

 

تعریف و جایگاه حسن استفهام

ما بحث‌ها و گفتگوهای علمی فراوانی داشتیم و به دقت‌نظرهای فقهای عظام اشاره نمودیم. در خصوص مسئله حجیت نیز مطالبی را به عرض رساندیم. یکی از مباحثی که پیش‌تر به آن اشاره گردید ولیکن تفصیل آن را در این مجال ارائه می‌دهیم، بحث «حسن استفهام» بود.

جریان حسن استفهام که از ناحیه مخاطب صورت می‌پذیرد، بدین معناست که مخاطب در قبال توضیحاتی که از سوی شارع مقدس و متکلم حکیم پیرامون یک مسئله یا مطلب تبیین می‌گردد، چنانچه موضعی را ناقص یا غیرکامل بیابد، از حسن استفهام برخوردار است؛ به این صورت که سؤال نماید این نکته یا این خصوصیت از چه وضعیتی برخوردار است؟ این امر در زمان حیات رسول اکرم اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نیز به صورتی کاملاً طبیعی و صحیح جریان داشت؛ به گونه‌ای که حضرت گاه امر به صبر می‌فرمودند تا کیفیت نزول وحی توسط جبرئیل امین مشخص گردد و همگان منتظر نزول وحی الهی می‌ماندند و سیر امور نیز بدین منوال پیش می‌رفت. وقایع متعددی وجود دارد که پس از تحقق جنبه وحیانی و نزول وحی، مسئله به صورت کامل از سوی پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ابلاغ می‌شد و این ابلاغ، متعاقب پرسش و استفهام مؤمنان صورت می‌پذیرفت. ما در این زمینه نمونه‌های بسیاری حتی در آیات شریفه قرآن کریم داریم که به واسطه حسن استفهام به‌جا و شایسته، منتظر نزول وحی بودند و وحی الهی نیز پاسخ آن استفهام را نازل می‌فرمود. این یک بخش از موضوع است که از حیث انتساب به عهد پیامبر اکرم اهمیت وافری دارد.

بخش‌های دیگری نیز وجود دارد که به دوران پس از پیامبر و از طریق اهل‌بیت معصومین (صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین) مربوط می‌شود؛ ائمه هدی در موارد گوناگون مورد سؤال قرار می‌گرفتند و ایشان نیز پاسخ‌ها را بر اساس آیات قرآن کریم یا متن سنت شریف ارائه می‌فرمودند. این تعاملات علمی، منشأ پیدایش مجموعه‌ای بسیار با عظمت از روایاتی گردید که ما امروزه در اختیار داریم؛ روایاتی که برخاسته از جایگاه سؤال و حسن استفهام بوده و پاسخ‌های شریف آن‌ها در این روایات بی‌بدیل ثبت شده است. به دنبال این جریان، فقهای عظام، متکلمان یا مورخان بتوانند بر پایه همین پرسش‌ها نظریه‌پردازی کنند؛ چرا که ابعاد گوناگونی در این سؤالات وجود داشت؛ برخی واجد جنبه‌های تاریخی بودند که مورخان آن‌ها را ثبت و ضبط نمودند، برخی دیگر به مسائل اعتقادی و کلامی بازمی‌گشت و بخش عمده و اساسی آن ناظر بر مسائل فقهی بود. ریشه‌داری و عظمت کنونی فقه نیز اساساً ثمره و محصول همین حسن استفهام‌ها بوده است. این امر از شئون مشترک میان عصر پیامبر اکرم و دوران ائمه هدی (علیهم‌السلام) به شمار می‌رود؛ چرا که مؤمنان در این سیره و جهت با یکدیگر اشتراک داشتند و همان‌گونه که در زمان پیامبر اکرم سؤال می‌کردند و حسن استفهام داشتند، پس از ایشان نیز به پرسش‌های شایسته و به‌جا مبادرت ورزیدند و از طرح سؤالات بی‌مورد پرهیز نمودند.

حسن استفهام به عنوان ملاک اعتبار روایات

این یک معیار بسیار قوی است؛ چنان‌که ما در مواجهه با روایات متعدد—اعم از روایات متواتر یا روایاتی که طبق اصطلاح فعلی ما خبر واحد تلقی می‌شوند—مشاهده می‌کنیم که وقتی این روایات با اصل بحث سنجیده می‌شوند، واجد حسن استفهام هستند؛ یعنی مسئله به‌گونه‌ای بوده که با اصل بحث سازگاری تام دارد و به همین جهت، این روایت به عنوان خبر واحد نقل شده و همین امر خود به عنوان ملاک صدق، صحت و استحکام آن روایت محسوب می‌گردد. بنابراین، ما حقیقتاً این حسن استفهام را دلیلی متقن و محکم برای پیوند دادن آن اصل با این فروع می‌دانیم و به برکت این ملاکِ حسن استفهام تشخیص می‌دهیم که موضع آن دقیقاً همین بوده است و در نتیجه، روایت مذکور—خواه خبر واحد باشد یا متواتر—جایگاه ویژه خود را حفظ خواهد کرد.

این پرسش نشان‌دهنده اشتراک همان حقیقتی است که در زمان پیامبر اکرم وجود داشته با آنچه در زمان ائمه (علیهم‌السلام) مورد سؤال واقع شده است. این اشتراک، حتی اگر فاقد اشتراک لفظی باشد—هرچند در صورت وجود اشتراک لفظی، موضع مستحکم‌تر و قوی‌تر می‌گردد—ملاک اعتبار خواهد بود. چنانچه اشتراک لفظی هم مفقود باشد، بر اساس مبنایی که پیش‌تر در مبحث نخست علم اصول تبیین نمودیم، جنبه معنایی ملاک عمل قرار می‌گیرد؛ یعنی همان مسئله حجیت معانی، و معانی نیز قهراً در وضعیت مشترکی قرار دارند. هنگامی که اشتراک آن معانی در عهد پیامبر گرامی و عصر ائمه هدی در یک مجرا قرار می‌گیرد، آن مجرا مجرای معنا بود و آن حقیقت مقتضی حسن استفهام بوده و در نتیجه سؤال مطرح شده و مطلب به کمال رسیده است.

نقش حسن استفهام در بازشناسی خطا و جعل در روایات

البته، چه بسا در مواردی برخی پژوهشگران این نکته را مطرح نمایند که گاه خطاهایی نیز رخ داده و مورد تایید واقع نشده است، که ما نیز این امر را می‌پذیریم. بلی، حسن استفهام معیاری است که به واسطه آن می‌توان موارد خطا را سنجید و بازشناخت؛ بدین معنا که اگر موردی خارج از مجرای حسن استفهام رخ داده باشد، قهراً به عنوان خطا نمایان گشته و جنبه خطای آن آشکار می‌شود. ما وقوع چنین پیشامدهایی را می‌پذیریم. شق دیگر، موارد مربوط به احادیث مجعول است؛ همان‌گونه که محققان ارجمند توجه دارند، در احادیث و روایات ما به این امر توجه فراوانی مبذول شده است که خود تأییدی جدی بر این مدعاست.

بنده اخیراً به این مطلب التفات یافتم و در موارد متعددی مشاهده کردم که هرگاه قراین در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، کاملاً آشکار می‌شود که انگیزه جعل در کار بوده است. همان‌طور که بسیاری از بزرگان فرموده‌اند، برخی از این موارد تحت عنوان اسرائیلیات یا عناوین دیگر با روایات درآمیخته است. این موارد را نیز می‌توان بر اساس قاعده حسن استفهام تشخیص داد، به گونه‌ای که عدم سازگاری آن با متن و اصل حقیقتِ تعلیم‌داده‌شده کاملاً مبرهن گردد. بنابراین، جعل در این احادیث نیز با تکیه بر قاعده حسن استفهام قابل شناسایی و مداقه است.

شروط تحقق حسن استفهام

بنابراین، در این خصوص نیز شایسته بودن پرسش شرط است؛ چرا که اگر دریابیم پرسشی نیکو و شایسته نیست، مبرهن می‌گردد که آن سؤال فاقد حسن استفهام بوده و اساساً سؤالی بیجا و ساختگی در میان آمده است و میان نکته مطرح‌شده و پاسخ، تناسبی برقرار نیست. همان‌گونه که مرحوم آیت‌الله شیخ محمدحسین اصفهانی در بیانات خویش مقرر داشته و در مباحث گوناگون به این مطلب اشارت فرموده‌اند، در مواردی که تناسب میان سؤال و جواب مطرح است، خود این تناسب نیز متفرع بر حسن استفهام می‌باشد؛ یعنی پس از احراز حسن استفهام است که تناسب لازم میان سؤال و جواب بررسی می‌گردد. بر اساس فرمایش ایشان، این تناسب می‌تواند گره‌گشای بسیاری از موارد مبهم باشد. این مسئله حقیقتاً امری محقق و واقعی است که مورد توجه واقع شده است؛ تناسبی ویژه میان پرسش و پاسخ که بر اساس ملاک‌های کلی احکام دین و فقه سنجیده می‌شود و بایستی با نظام کلی فقه سازگاری و انطباق دقیقی داشته باشد.

شایان ذکر است برخی از اعاظم و بزرگان ما، شروطی برای تحقق حسن استفهام ذکر فرموده‌اند. اگرچه حضار محترم در مباحث ادبی به این نکات دقت تام مبذول داشته‌اند، ولیکن احصای این موارد خالی از فایده نیست. شرط نخست آن است که استفهام حقیقتاً به انگیزه طلبِ فهم و درک مطلب باشد، نه به جهت استکبار یا استعلام صوری. در مواردی مشاهده شده که پرسشگر به انگیزه تکبرورزی و شانه خالی کردن از پذیرش حق، یا به منظور استعظام خویش و ابراز خودبزرگ‌بینی اقدام به طرح سؤال نموده تا خود را صاحب فکر و اندیشه جلوه دهد؛ پرواضح است که این سنخ سؤالات واجد حقیقت استفهام نیستند. در استفهام اصیل، مجهول بایستی قابل درک و فهم باشد و پرسش صرفاً جهت نیل به درک و فهم شایسته مطرح گردد.

شرط دوم آن است که پرسشگر از اهل زبان و آشنا به فقه باشد؛ بدین معنا که از فحوای کلامش مشخص گردد که مطلب را دریافته و به عنوان فردی آشنا به زبان و فقه سؤال خویش را مطرح می‌سازد. اما اگر پرسشگر فردی بیگانه و ناآشنا با لغت باشد و بدون درک صحیح، سؤالی بی‌مورد مطرح کند، یا فراتر از آن، سخنان بی‌ربط و به اصطلاح عامیانه لغو و بیهوده بگوید، واضح است که چنین پرسشی که عاری از تناسب و شایستگی است، اساساً سؤالی بیجا بوده و شایسته پاسخگویی نخواهد بود.

شرط سومی که غالباً برای تحقق حسن استفهام برشمرده‌اند و کثیری از بزرگان بدان توجهی ویژه داشته‌اند، این است که در الفاظ مطلق—آنجا که لفظ دارای ویژگی اطلاق است—استفهام صورت پذیرد؛ چرا که این مواضع، جایگاه شایسته‌ای برای طرح سؤال به شمار می‌روند. بنابراین، یکی از انگیزه‌ها و زمینه‌های طرح سؤال این است که لفظ مطلقی که فراگیر است استعمال شده و پرسشگر درصدد است دریابد آیا لفظ بر اطلاق خویش باقی است یا اراده تقیید در کار است؛ لذا به پرسش مبادرت می‌ورزد تا جایگاه و حدود این مطلق را بازشناسد. از این رو، یکی از مواضع اصلی طرح سؤال، موضع الفاظ مطلق است.

چنان‌که امروزه در موارد متعددی از آیات قرآن کریم مشاهده می‌شود؛ گرچه تقیید کاملی اعمال نگردیده، اما در برخی موارد ذکرشده، پرسشگر دقیقاً مورد اطلاق را تشخیص داده است. در بسیاری از این موارد، اعاظم نیز به اصاله الاطلاق تمسک جسته‌اند؛ زیرا همان‌گونه که مشهود است، در مواضع ائتلاف و سازگاری، قاعده‌ی اصلی بر بقای اطلاق استوار است. با این حال، با وجود استحکام این حسن استفهام، دایره آن را محدود نساخته و اطلاقِ ناظر بر موارد مورد ابتلا را تبیین نموده‌اند. ولیکن تبیین تفصیلی تمام این موارد در یک قالب بیانی واحد برای پرسشگر، فاقد مقتضی و جایگاه بوده است و بر این اساس، آن اطلاق نیز یقیناً به نحو تقیید کامل منقلب نخواهد شد. این مسئله نیز دایرمدار حسن استفهام است؛ چرا که مقتضای حسن استفهام آن است که پرسشگر تنها نسبت به مورد ابتلا یا موارد مشابه آن سؤال نماید و مازاد بر آن مد نظر وی نبوده است.

آری، مسئله حسن استفهام در اینجا نیز از مباحث بسیار حائز اهمیت است؛ چرا که ما در شناخت اطلاق و تشخیص تقییدات مرتبط با آن، به واسطه همین حسن استفهام می‌توانیم دریابیم که آیا تقیید مذکور واقعاً بر اطلاق وارد شده و آن را مقید ساخته است یا خیر. چنانچه در مباحث اصولی فراوانی مطرح گردیده است که آیا مطلق را بایستی صرفاً بر مقید حمل نماییم، یا معتقد باشیم اطلاق در موضع خود باقی است و مورد مقید نیز به نحو مجزا بیان شده است؛ به گونه‌ای که بیان مقید، یکی از ابعاد و موارد تبیین آن مطلق به شمار رود. همان‌گونه که ملاحظه فرموده‌اید، در کتب اصولی ارزشمندی چون «معالم» و «قوانین»، اهمیت وافری به این مطلب داده شده و مباحث مبسوطی پیرامون آن شکل گرفته است. این امر نیز از نکات اساسی در این جهت به شمار می‌آید.

جریان حسن استفهام در مبحث عام و خاص

نکته دیگری که در صورت توفیق، موضوعی بس حائز اهمیت تلقی می‌گردد، مبحث «عام و خاص» است. جریان حسن استفهام در مورد عام و خاص نیز مطرح است؛ مسئله‌ای که مرحوم سید مرتضی در تبیین آن جدیتی بلیغ نشان داده و به ابعاد و زوایای این بحث پرداخته‌اند. در این مجال به همین میزان بسنده می‌کنیم و در جلسه آتی بایستی به تفصیلِ مقتضی به آن بپردازیم؛ چرا که عمده چالش‌های فراروی ما در مباحث فقهی، برخاسته از همین مبحث عام و خاص است و سامان‌دهی بسیاری از مسائل فقهی ما در باب حجیت، به قضیه حجیت عام و خاص بازمی‌گردد. برای نمونه، این مسئله مطرح است که اگر چند مطلب پیاپی ذکر گردد و قیدی در انتهای کلام بیاید، آیا تقیید حاصله به تمام موارد مذکور تسری می‌یابد یا تنها به مورد اخیر اختصاص دارد؟ این پرسش که شرط مندرج در پایانِ چند مطلب پیاپی، به تمامی آن‌ها معطوف می‌گردد یا صرفاً به بخش پایانی می‌خورد، منشأ اختلافات علمی عمیقی در میان اصولیان شده است.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo