« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1403/07/16

بسم الله الرحمن الرحیم

نسبت میان حجیت و برائت در علم اصول/حجية خبر الواحد /الأمارات

 

موضوع: الأمارات/حجية خبر الواحد /نسبت میان حجیت و برائت در علم اصول

نسبت میان حجیت و برائت در علم اصول

بحث حجیت بود و مقابلش قضیه برائت.

چون تقریبا ما این روشی که در اصول انتخاب کردیم همه را بردیم زیر باب حجیت که اصلا اصول دنبال چی هست؟ دنبال حجیت.

حالا انواع حجیت را پیدا کند.

توضیحش هم آن موقعی که بحث اول اصول کردیم که می خواهد موضوع اصول را ذکر کنیم، گفتیم موضوعش کشف حجت است.

حجت بین خودش و خدای خودش در فقه می خواد هر جایی که می خواد احکام رو پیدا کنه دنبال حجت میگرده.

حالا یا فعل نبی یا قول نبی یا فعل معصوم.

قول معصوم یا نقلی که معتبر باشه به اون جنبه حکم الهی بیان شده باشه.

و در اون بحث ما این مطلب رو هم ذکر کردیم که خیلی مفصل هم توضیح دادیم که بیشترین چیزهایی که ما در عمده مباحث اصول باید ذکر کنیم.

بستگی به نوع قول که حالا اوامر و نواهی و عام و خاص و مطلق و مقید و مجمل و مبین و اینها همه بر محور قول بود که قول دارای چنین حالاتی دارد.

و تقریبا بیشتر مباحث اصول هم وقتی نگاه کنید همه این اوامر و نواهی و عام و خاص و مطلق و مقید و امثال ذلک، مجمل و مبین و اینها همه بر محور قول دور می گردد.

ضرورت بحث از فعل معصوم در مباحث اصولی

در حالی که ما از روایات که بسیاریش به دست ما می رسد در فقه می بینیم که فعل معصوم سلام علیکم بیشتر برمی گردد به فعل معصوم.

از این جهت بحث فعل یک ضرورت بیشتری داشت.

در مباحث اصول.

و تفسیر در این جهت که پیروی از افعال نبی و افعال معصوم.

اشکال عدم حجیت فعل نبی و مصلحت افعال خاصه

از جهتی آقایون اشکال کردند که نه فعل نبی حجیت نمی شود.

فعل نبی ممکن است آن موردی از افعالی باشد که منحصر به حضرت باشد.

برای حضرت یک.

فوائد و مصلحتی هست که آن فعل را باید انجام بدهند ولی برای دیگران ممکن است همان فعل مصلحت درش نباشد.

بلکه گاهی اصلا مفسده هم درش باشد.

پس صرف اینکه فعل نبی بود.

از نظر عقلی بر ما واجب نمی‌کند که آن فعل را حتما انجام دهید.

چون فعل نبی بر دو قسم است یک فعل از افعالی است که مشترک با دیگران یک افعال خاصه است مال نبی صلی الله علیه و آله.

اما در مواردی آمدیم به یک دلیل دیگری ثابت کردیم که در شرع و همچنین اجماع قائم شده که تبعیت از افعال نبی لازم است.

و از باب تبعیت و اینکه اسوه است ما باید تبعیت کنیم وتأسی کنیم اینجا صورت فعل آن وضع فعل یک وجه معینی پیدا می‌کند.

ولی این هم باز بایستی بدانیم که این فعل نبی با اینکه ما می‌خواهیم متابعت کنیم از باب این است که ما دست یابی به حکم پیدا نکردیم فقط از راه فعل.

مدرک دیگری نداریم و چون مدارک دیگری نداریم، با فعل نبی یا فعل معصوم برای ما باید حجیت پیدا کند.

چنانچه در تقریر هم که ما می‌گوییم تقریر قول معصوم کفایت می‌کند و کس دیگری این کار را انجام داده ولی معصوم آن را پذیرفته اند.

این می‌شود حجت برای ما.

بله این موارد حجت اینطوری درست است ولی باید.

باید ما را یاری کند از این بدانیم که این جنبه هایی دارد که فعل او با فعلی که برای ما حجت است و از جهت حجیت یکی است.

خب این اتباع و تأسی به افعال نبی و غیر آن موقعی است که ما.

دیگر وجه معینی نداریم جز.

فقط نقل فعل آن حضرت شده باشد.

ارتباط مسئله برائت با وجوب تأسی به افعال معصومین

اینجاست که مسئله برائت که در بحث ما است بر حجیت.

مسلم است که در این طور موارد ما باید بگوییم و برائت مشروط به صورت کامل نمی توانیم همه جا بگوییم برائت را جاری کنیم مشروط به شرطی که آن چیزی که به ما رسیده است اگر تاسی به پیغمبر هست تاسی به معصوم هست.

این را به صورت مشخص بدانیم که برای ما واجب و مکلف باید دنبال این باشد که علم پیدا کند.

اگر علم پیدا نکرد خب این یک مسئله ای است می تواند برائت را جاری کند ولی اینجا علم پیدا کند که اینی که فعل نبی بوده برای او مشترک است و برای او هم تاسی لازمه واجب است، پس از شرایطی که هم برای مکلف هم برای مفتی لازمه که باید عالم باشد، عالم باشد به اموری من جمله از اون اموری که لازمه این است که این فعلی که از نبی حاصل شده یا این فعلی که از معصوم نقل شده و بیان شده بدون در رابطه با او هم این فعل لازمه.

اگر متیقن شد براش و علم برایش حاصل شد که حجیت کافیه ولی اگر علم پیدا نکرد اینجا جایگاه همون برائت هست.

پس موکول قضیۀ برائت به علم که این علم باید برای او پیش بیاید.

یکی از جهاتی که قطعا برای ما اهمیت پیدا می‌کند، صفات نبی را باید بشناسد.

که خصوصیاتی در صفات نبی هست که یک جهات عبادی است که مخصوص خود نبی است.

یک قسمت هایی است که فعل او برای تابعین هم هست که ما از باب تابعین باید تبعیت کنیم و تاسی کنیم.

پس این باید برای خودش این جهت ثابت بشود.

صرف این که نبی عملی را انجام داد، این کفایت نمی‌کند.

پس برائت مشمول به این شرط می‌شود یعنی شرط ضمنی در رابطه با اجرای حکم برائت به اینکه او به افعال نبوی باید علم حاصل کند که وجوب تاسی دارد.

در این مورد با صفات نبی که آشنا شد می فهمد که این اختصاص به نبی هست یا باید او هم عمل کند.

پس حجیت آن بعد از این است که علم پیدا کند.

که از جمله عالم به سنت بشود که بفهمد که اینجا سنتی است از پیغمبر برای همه نه برای شخص پیغمبر.

شروط معرفتی مجتهد در اجرای برائت: علم به اجماع و ناسخ و منسوخ

و طوری که معلوم است مثلا وقتی می خواهد اجرای حجیت برائت را دقیقا بداند باید بداند که اینجا از احکام اجماعی نباشد.

پس عارف به اجماع هم باید باشد.

مشروط شد به اینکه اجماع را تشخیص بدهد که قبلا هم توضیح دادیم.

یکی دیگر بحث ناسخ و منسوخ است که خب موارد زیادی داریم که نسخ شده است.

خب این هنوز او عالم به این ناسخ و منسوخ نباشد چطور می تواند برائت را جاری کند؟

اینجا باید خصوصیات ناسخ و منسوخ را دقیقا بداند که آیا این مورد از اون مواردیه که نسخ شده یا نسخ نشده، ناسخ آن را بشناسد، منسوخ را بشناسد، بعد بتواند در این مورد حکم خدا را دقیقا به دست بیاورد و علم پیدا کنه و بعدا اگر دید نه اینجا موجب علم نشد این دفعه حجیت داره برای او اجرای برائت.

پس برائت مشروط به این موارد است.

مقایسه قول و فعل معصوم در تطبیق با قرآن و بحث عقاب کفار بر فروع

یک مطلب دیگری که خیلی.

روشنه که البته عرض کردم اینها هم برای مفتی و هم برای کسی که مقلد هست مشترکه.

این مطالبی که ذکر کردم یک مطلبی که اینجا خیلی واضحه در قول، قول معصوم می توانیم ما مطابقت بدهیم با قول خدا در قرآن و احکام کلی که در قرآن هست.

و بعد بفهمیم که این وظیفه برای ما هست یا نه.

که امامیه در جاهای که مختلف عرضه می کنند به قرآن.

ولی در فعل نبی که نه، می توانیم این را عرضه کنیم به جهات قرآن.

مگر یک جاهایی که حکم قرآن قطعی باشد و برای همه باشد.

ما همین حرف را به طور تفصیل در جایگاه خود ذکر کردیم و اشاره می‌کنم که خب جایگاه خودش که کفار معاقب بر فروع هم هستند.

یعنی دو تا ای دارند یکی اعقاب در اینکه چرا تحقیق نکردید؟

مگر مستضعف باشند و عقاب در فروع هم هستند.

اگر فهمید که اینجا دستور شرعی هست و حجیت شرعی براش واضح شده که بالاخره هست و نیامده خودش رو به دین مشرف بشه و به احکام دین آگاه بشه.

این دو تا حق هم داره هم عقاب در اصل داره که چرا نیامدی هم عقاب در فروع داره.

مراقب دو عقاب داره.

اونجا این مطلب را ذکر کردیم که این مطلب مهمی هم هست که همونطور که معاقب در فروع هستند ما ذکر کردیم.

بسیاری از آیات قرآن.

برای مومن معین کرده که مومن بایستی این عمل را انجام بده.

خطاب به مومن داره خب این ایمان مال آن کسانی است که اهل ایمان اند.

شرطش ایمان است ولی بعضی از اعمال است که اصلا می بینیم.

در قرآن که آمده بحث ایمان نیست خطاب داده به انسان، به بشر، انسان انسانیت.

خب اونجا دیگه انحصار به ایمان نیست.

و یک جنبه عمومی داره برای همه انسان ها و این تکلیف برای کافر هم میشه چون همه انسان ها مورد مخاطب قرار میگیره و باید به اون عمل کنه و خلاف اون عمل کنه. معاقب هست.

و ظاهرا این طور موارد یک شرطش هم ایمان نیست.

باید عمل بکند.

اگر عمل کرد درست عمل کرد دیگه این عقاب را ندارد چون عمل کرده.

میشه مثل واجبات توسلی که شرط ایمان نداره دیگه این اعمال را انجام داده و اینجا دیگه عقاب نداره فقط عقاب میشه بر اصل اصول را که چرا ایمان به اصل دین و اینها نداشته.

جریان برائت در فرض شک در سنت قطعیه

خب حالا اینجا در اینکه.

ما یک سنت قطعی پیدا کردیم فهمیدیم که این سنت قطعی هست که امامان و حضرت رسول یا امامان اینها انجام میدادند.

خب این برای ما موظف میشیم که به این سنت عمل کنیم.

دیگه اینجا جایگاه برائت نیست.

وقتی علم پیدا کردیم که این سنت و سنت قطعیه دیگه جای برائت نیست.

ولی اگر یک جایی آمدیم مشکوک شد، خصوصا اونجایی که به دو قسم برای ما انتقال پیدا کرده یک سنت نقل میشه که این فعل برای ما لازم میشه.

یک سنت هم نقل میشه به اینکه اصلا لازم نبوده اختصاصی برای یک عده خاص اون روز بوده.

اینجاهاست که مشکوک میشیم.

ما که علم به واقع پیدا کنیم و ظاهرا اینجا جایگاه همین برائت هست که میتواند.

چون علم به واقع در بحث قبلی ذکر کردیم که علم به واقع پیدا کنه تا جلو این قضیه برائت رو بگیره.

اینجا جایگاه برائت هست.

طرح بحث اجمالی پیرامون اطلاق یا اشتراط وجوب تاسی

حالا یه بحث های دیگری هست که طول میکشه و بگذریم.

در جلسه دیگری که ورودش یک بحث مهمی هست در همین باب.

من در حد اجمال یک اشاره می کنم که خود تبعیت و تأسی آیا این هم مشروط هست یا اینجا مشروط نیست؟

این تبعیت که ادله آمده برای وجوب تبعیت و تاثیر آیا عملا مشروط هست یا به صورت مطلق؟

این هم یک بحثی است که حالا بحثهای بعدی که میاد.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo