« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1405/07/26

بسم الله الرحمن الرحیم

تحلیل وجوه تفسیری بدا و غفران مقدماتی/مفهوم بدا در سوره ممتحنه /روابط بین الملل

 

موضوع: روابط بین الملل/مفهوم بدا در سوره ممتحنه /تحلیل وجوه تفسیری بدا و غفران مقدماتی

 

«این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.»

پیش‌تر در این باره بحث کردیم که آزموده شدن یک سنت بزرگ الهی است و ما ناگزیر از آزمونیم؛ اساساً برای آزمایش آفریده شده‌ایم و هیچ امری بیرون از دایره آزمایش نیست. از آنجا که ما واجد اراده هستیم، اراده‌های ما باید کارکرد خویش را به منصه ظهور برسانند؛ و چه‌بسا اراده‌هایی را به کار می‌بندیم که نتیجه و ثمره آن‌ها در زمانی دیگر آشکار می‌گردد.

چه نیکو آن حکیم بزرگوار بیان فرموده است که در این عالم، شما صاحب اختیارید و کارهای خویش را بر پایه اختیار و گزینش انجام می‌دهید و تمامی افعالتان مسبوق به اختیار و انتخاب است، اما هنگام درو کردن و زمان ترتب نتیجه این اعمال، جبر حاکم است؛ آنجا هر آنچه انجام داده باشید، ناگزیر نتیجه‌اش را مشاهده خواهید کرد.[1]

ایشان می‌فرماید شما در افشاندن هر نوع بذری مختارید؛ انتخاب بذر از ابتدا بر عهده شماست و هر بذری را برگزینید، این انتخاب متوجه شما خواهد بود، اما هنگامی که بذر را پاشیدید، دیگر ترتب نتیجه در ید قدرت شما نیست. نتیجه به اعتبار آن چیزی است که کاشته‌اید؛ به تعبیری، هرچه بخواهید در گرو اختیار و انتخاب است، اما هنگامی که در پی دریافت نتیجه برمی‌آیید، امری جبری حاکم خواهد بود و هر نتیجه‌ای که بار شود، متفرع بر همان عمل است.

این کلام، سخنی صائب و کلامی متقن است. انسان در هر موضعی که دست به فعلی می‌زند، آن فعل برآمده از انتخاب خود اوست، اما پس از اعمال گزینش، ترتب نتایج و آثار دیگر در حیطه اختیار ما نیست، بلکه به خود آن فعل و آثار تکوینی آن بازمی‌گردد.

در مسئله امتحان نیز امر دقیقاً بدین گونه است. چگونگی عملکرد ما در این آزمون برای آنکه سرفراز و شایسته از آن بیرون آییم، در اختیار ماست؛ اینکه چه اقدامی پیشه کنیم، باید از همین نقطه، عواقب و نتایج امتحان را ارزیابی کنیم و گزینشی صائب داشته باشیم، اما پس از آغاز آزمون و پدیدار شدن آثار آن، مهار امر دیگر در دست ما نخواهد بود؛ در آن مرحله، آنچه محقق می‌گردد غایت انسانی و الهی است که خواه ناخواه نتیجه خود را به بار می‌نشاند.

دعا برای مصونیت از آزمون‌های دشوار و تبیین استغفار مقدماتی

از این رو در این مقام از درگاه باری‌تعالی مسألت می‌نماییم که با عنایت به این سنت استوار الهی که پس از آزمون هرآنچه مقدر است پدیدار خواهد شد، ابتلای سنگین و آزمونی دشوار برای ما رقم نزند. ابتلای سنگین آنجاست که ما باید در برابر کفار آزموده شویم؛ یعنی خداوند ما را در رویارویی با کافران به بوته آزمون می‌نهد.

اینجاست که مؤمن با دعا زبان به تضرع می‌گشاید که ﴿رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلَّذِینَ كَفَرُوا﴾[2] ؛ یعنی ما را مورد ابتلای در برابر کافران قرار مده. دیروز عرض کردیم که دو گونه غفران داریم؛ یک غفران قبل از فعله، یعنی کارهایی را آثاری را ما انجام می‌دیم که نتیجه‌ش دیگه قطعیه، پس در غفران اول اون اشتباهاتی که هنوز مقدمه هست خداوند بخشش کند که دیگر به منتها نرسد، به اون نتیجه نهایی نرسد، این یک غفرانه. یک غفران هم اینه که غفلت کردیم، کاری را انجام دادیم، بالاخره پیشامدی کرده، اون را از ما درگذرد و ببخشد که این غفران اینه.

استغفار همه‌ش در ابتدای کاره، یعنی اولی استغفار باید در ابتدای کار قرار بگیرد. آیه شریفه‌ای هم که در مورد پیغمبر اکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم هست در پیروزی، اون استغفار مقدماتیه و این خیلی مسئله ارزشمندی‌ست که دیدیم امروز اینو مطرح می‌کنیم، که پیروزی را خداوند وعده می‌دهد اما بعد از وعده می‌فرماید که استغفار کن،

﴿فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا﴾[3] . این استغفار، استغفاری ابتدایی و بدوی است که وظیفه هر بنده‌ای در برابر مولای خویش همین است، به‌ویژه در پیشگاه خداوند متعال؛ یعنی نباید مقدماتی رقم بخورد که مهار میزان و شیوه کار از کف برود و مسیر به شکلی جبری و تخلف‌ناپذیر پیش رود. بنابراین معنایی که از این آیه شریفه استفاده کردیم، پاسخی بسیار استوار به پرسش‌های ریشه‌دار در مباحث تفسیری است و سبب وضوح و تبیین شایسته مطلب گردید.

حاصل این معنا آن است که هنگامی که همگان روی می‌آورند و به آیین اسلام درمی‌آیند، استغفار کن تا مقدمات آن امور بر پایه‌هایی درست استوار گردد و از همان ابتدا غفران ابتدایی حاصل شود تا تمامی مسائل بر موازینی صحیح و الهی جریان یابد.

﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ تسبیح پروردگار را به جای آور فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ﴾[4] . این استغفار، استغفاری مقدماتی است تا از همان آغاز کار پیشامدها و وقایع به‌گونه‌ای رقم خورد که یکسره در جهت صلاح و فلاح جمیع مسلمانان و پیامبر اکرم صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ باشد و مسیر چنان ترسیم گردد که این مقدمات به ثمره‌ای تام و مطلق منتهی شود. این نکته‌ای بسیار ارزشمند است که از این آیه مبارکه استنباط نمودیم.

همچنین می‌فرماید ﴿رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلَّذِینَ كَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا، که تعبیر وَاغْفِرْ لَنَا﴾ [5] ناظر به همان آغاز کار است؛ یعنی ما را در مسیر هدایت کفار در معرض آزمایشی دشوار قرار مده، بلکه با غفران خویش مقدماتی را که پیامد آن‌ها قهری و خارج از دایره اختیار ماست اصلاح فرما؛ از این رو اولی آن است که این مقدمات مشمول مغفرت الهی واقع شوند: ﴿وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ﴾.

نهی از موالات با کفار و حدود ارتباط با غیر حربی

مطلب دیگری که در امتداد این مبحث به روشنی دریافت می‌شود، عدم موالات و نهی از مودت با کافران است؛ زیرا بنیان این آیه از ابتدا بر این اصل استوار است که با کفار دوستی نورزید؛ کافرانی که سرانجام عناد خویش را به مرحله کارزار، رویارویی و عداوت آشکار با شما می‌کشانند، نباید مشمول مودت شما قرار گیرند. اما آنان که کافر حربی شمرده نمی‌شوند و محبت به ایشان ضرری متوجه مسلمانان نمی‌سازد و در مقام آسیب‌رسانی و ستیزه‌جویی نیستند، می‌توان در حد معقول و در مرتبه مناسب با آنان مدارا و محبت کرد؛ بی آنکه به زیاده‌روی بینجامد، در حدی متناسب با ایشان روابط حسنه داشت.

این همان تعبیر لطیف قرآن کریم است که شاید بتوان گفت رساترین بیانی است که در روایات و سایر ادله باید بر این آیه حمل شود، آنجا که فرمود ﴿أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ﴾[6] ؛ یعنی به میزانی معین و سنجیده با آنان ارتباط داشته و با احسان، نیکی و قسط با ایشان مواجه شوید.

بررسی مفهوم بدا و وجوه تفسیری آن در آیه شریفه

نکته قابل ملاحظه‌ای که در این مقام در پی بهره‌گیری از آن هستیم، برآمده از این آیه شریفه است که می‌فرماید ﴿وَبَدَا بَیْنَنَا وَبَیْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ﴾[7] . در این آیه واژه بدا به کار رفته است؛ البته مبحث بدا بسیار موسع است، لیکن به نحو اجمال بدان می‌پردازیم.

یک وجه از معانی بدا، ظهور و آشکار شدن فعل است؛ بدین بیان که مبادی و مقدمات آن پیش‌تر واقع شده و اینک به مرحله ظهور و بروز رسیده و آثارش نمایان گردیده است. این معنا از بدا با مفاد آیه نیز انطباق دارد؛ چراکه تمهید مقدمات کار به گونه‌ای بوده که سرانجام آثارش پدیدار گشته است. پس بدا در این اصطلاح به منزله ظهور نتایج کار است؛ مقدماتی تا حدی پیموده شده، سپس آن مبادی تجلی یافته و پیامد این ظهورِ مقدمات با تعبیر بدا بیان شده است. این یک معنای روان و روشن برای بداست که بخش عمده‌ای از موارد نیز به همین حقیقت بازمی‌گردد.

به بیان دیگر، مقدمات امر پیش‌تر محقق گشته و چنان سامان یافته است که پیامد آن اکنون پدیدار شده است؛ بنابراین بدا به معنای بروز نتیجه‌ای است که از برآیند آن مقدمات حاصل آمده است. استاد بزرگوار ما، مرحوم علامه طباطبایی رِضْوَانُ اللَّهِ تَعَالَى عَلَیْهِ، به این وجه التفات ویژه‌ای داشتند و بر این معنا تأکید می‌ورزیدند که حقیقت بدا این است که تمامی مقدمات و خصوصیات چنان تنسیق یافته که اینک ظهور و بدا رقم خورده است؛ بدای حاصل‌شده، عبارت از نتیجه همان اعمال است که بروز و ظهور یافته است.[8] پس این معنا از بدا، تبیینی سلیس و رساست.

معنای دیگر بدا از پیچیدگی بیشتری برخوردار است و دریافت دقیق آن مستلزم تأملی خاص است؛ این وجه غالباً در مباحث عقلی و فلسفی مورد توجه قرار می‌گیرد که به نحو اجمال به طرح آن می‌پردازم، هرچند مبحثی بسیار گسترده است. چکیده این رویکرد آن است که چون بدا با اراده انسان و ساحت افعال بشری پیوند دارد، برخی آن را منحصراً به انسان نسبت می‌دهند و معتقدند در سایر مراتب و نظام تکوین، بدا جریان ندارد، بلکه انتساب آن صرفاً به دایره وجودی انسان است و تنها برای او بدا حاصل می‌گردد. از مجموع افعالی که فرد انجام می‌دهد—و این بیانی بس بنیادین است—نوعی بازگشت به اراده انسانی پدید می‌آید؛ یعنی او دست به گزینش و انتخاب‌گری می‌زند.

این انتخاب‌گری و رابطه‌ای که با گزینش‌های وی دارد—که کلامی لطیف و بحثی درخور است—بدین معناست که او عملی را برمی‌گزیند و بر اثر این انتخاب، چه‌بسا دوباره گزینشی دیگر انجام دهد و تصمیمی نو اتخاذ کند؛ همانند آنکه توبه می‌کند، یا دست به دعا برمی‌دارد و دعایش مستجاب می‌گردد و نظایر آن. البته این مثال‌ها از جانب ماست و آنان چنین تمثیل نکرده‌اند. غرض آن است که با شکل‌گیری اراده‌ای جدید، برای اراده این انسان بدائی رخ می‌دهد. این کلامی ریشه‌دار است که بدا را ناظر به اراده انسان می‌داند؛ و جا دارد فضلای گرامی بدان توجه تام مبذول دارند، چراکه نقطه ثقل بسیاری از شبهات در همین موضع است و با این تقریر، شبهه منحل می‌گردد.

هنگامی که این معنا به انسان راجع شد، بدین صورت جلوه‌گر می‌شود که او روزی اراده‌ای می‌کند و آثار مترتب بر آن پدید می‌آید، و روزی دیگر اراده خویش را دگرگون می‌سازد، تصمیمی دیگر می‌گیرد و عزمش متغیر می‌گردد. پس بنابر این مسلک، معنای بدا این است که در پی تحقق مقدماتی، اراده پیشین دستخوش تغییر می‌شود. این گروه انتساب چنین بدائی را به ساحت ربوبی نمی‌پذیرند و می‌گویند درباره باری‌تعالی چنین دگرگونی‌ای متصور نیست؛ زیرا افعال الهی تماماً مبتنی بر حکمت، استوار بر موازین اتقان و متکی بر نظام منسجم توحیدی است که تغییر در آن راه ندارد؛ از این رو وقوع بدا را مختص به اراده آدمی می‌دانند و آن را تنها در مورد انسان صادق می‌شمارند.

حال، هنگامی که برای انسان بدائی حاصل گشت، به تبع آن به خداوند متعال نیز نسبت داده می‌شود؛ چراکه با تغییر اراده انسان و حصول بدا برای وی، مبدأ تحقق، تبلور و تجسم این عمل، منوط به اذن الهی و رخصت اوست که این طریق را تشریع و تصویب فرموده است. پس اگرچه این بدا در واقع به خود انسان بازمی‌گردد، لیکن تصویب و پیوند آن با فاعلیت الهی از باب قاعده أَبَى اللَّهُ أَنْ یُجْرِیَ الْأُمُورَ إِلَّا بِأَسْبَابِهَا[9] است؛ و سبب در این مقام، همان بدائی است که برای این شخص محقق گشته است. انتساب این بدای حاصل‌شده، از حیث ترتب اثر به اراده پروردگار جَلَّتْ عَظَمَتُهُ پیوند می‌خورد. این مبحث بسیار دقیق است و چارچوب صحیحی که در تحلیل معنای بدا درصدد دستیابی بدان هستیم، با این تبیین استوار می‌گردد و چنان‌که اشاره شد، پاسخگوی بسیاری از اشکالات و اقوالی است که در این زمینه مطرح ساخته‌اند. بدین ترتیب، بدا بدین معنا در غیر ساحت انسان‌ها جریان ندارد؛ نظام کل آفرینش واجد ترتیبی معین و سنت خاص خویش است، اما انسان رویه خود را دگرگون می‌سازد، برای او بدا محقق می‌شود و تعلق بدا انحصاراً ناظر به انسان است نه غیر او.

با لحاظ این معنا، دلالت آیه شریفه کاملاً آشکار می‌گردد که وَبَدَا بَیْنَنَا وَبَیْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا؛ یعنی این عداوت و کینه ظهور می‌یابد. این مفهوم از بدا با در نظر گرفتن سیاق ماقبل و مابعد آیه، بسیار سلیس و روان دریافت می‌شود. بنابراین، چه معنای اول و چه معنای دوم—که آن را در رتبه دومِ تبیین قرار دادیم، هرچند ممکن است فردی از جهت اولویتِ واقع، تقدم و تأخر دیگری برای آن‌ها قائل شود لیکن ما برای ایضاح بحث آن را دومین وجه شمردیم—هر دو قابل استنادند.

وجه سومی که برای بدا ذکر کرده‌اند، صرف انکشاف و وضوح است؛ بدین معنا که بدا به منزله روشن شدن امری است که تا پیش از آن مجهول بوده است؛ حقیقتی مجهول بوده و اینک بدا حاصل آمده، یعنی نتیجه آشکار گردیده است. این معنا تقریباً متداول است و به معنای حصول علم و انکشاف معرفتی است، نه تغییر در ذات امر؛ یعنی ما از حیث معرفتی پی می‌بریم که نتیجه کار چه بوده است؛ به تعبیری دیگر حَانَ وَقْتُهُ، یعنی زمان بروز، ظهور و بیان آن فرا رسیده است. لیکن به نظر این جانب، این معنا را نمی‌توان بر آیه شریفه تحمیل کرد؛ بدین تقریر که گفته شود شما کارهایی انجام می‌دهید بی‌آنکه متوجه باشید، و در برقراری محبت و علقه با کفار از پیامد آن بی‌خبرید، اما سپس روشن می‌شود که دشمنی و بغض در پی آن است. گرچه ممکن است به تکلف چنین انطباقی ایجاد شود، لیکن آیه شریفه حقیقتاً در چنین معنایی ظهور ندارد. به باور بنده، این معنا گرچه رواج دارد و در مواضع متعدد ذکر می‌شود، با ماهیت و ساختار آزمایش سازگار نیست.

پیوند اراده با حقیقت آزمون و مناسبات بین‌المللی

باید بدین حقیقت امعان نظر داشت که آزمون و ابتلا، پیوندی وثیق با انتخاب و اراده ما دارد؛ جوهره اراده و آزمون آن است که ما دست به چه گزینشی می‌زنیم. اساس امتحان برای همین است و مقام آزمون اقتضا می‌کند که از همان آغاز چگونه اراده نماییم؛ درست همان نکته‌ای که در طلیعه بحث عرض شد که استغفار جنبه مقدماتی دارد و این استغفار مقدماتی برای ما و حتی برای پیامبر اکرم صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ جاری است. این مسئله در سوره نصر به روشنی مبرهن گشت، آنجا که در آیه شریفه ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا﴾ تعبیر رَأَیْتَ حکایت از مشاهده تمهیدات و مقدمات دارد. در همان مرحله مقدماتی که مشاهده می‌کنی مردم فوج‌فوج به آیین الهی وارد می‌شوند—چنان‌که در واقعه فتح مکه چنین شد و همگان گروه گروه برای ایمان به خدا روی آوردند و از جاهلیت و بت‌پرستی دست کشیدند—فرمود: ﴿فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ﴾ تسبیح پروردگارت را به جای آور، وَاسْتَغْفِرْهُ. این استغفار، ماهیتی مقدماتی دارد که معنایی بس عمیق است.

در سرآغاز امری که باید به نتایجی منتهی شود، مقدماتی در کار است که امکان بروز کاستی یا فزونی در آن راه دارد؛ از این رو استغفار در این موضع جنبه مقدماتی پیدا می‌کند؛ یعنی از درگاه الهی مسئلت می‌کنی که این مقدمات را پوشش دهد و به سمت خیر و صلاح رهنمون سازد و با مغفرت خویش طریق را هموار فرماید: ﴿وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا﴾. مسئله توبه نیز به همین ساحت مقدماتی بازمی‌گردد؛ بدین معنا که آنچه را در مقدمات عارض می‌شود با استغفار و انابه به پیشگاه خدا واگذار می‌کنی تا نتیجه مطلوب رقم خورد. پس این امر متوجه مقدمات عمل است، نه آنکه معصیت و لغزشی واقع شده باشد تا در پی آن توبه و استغفار تحقق یابد. این تبیینی بدیع و والاست که ما در هر فعلی، واجد استغفار و توبه‌ای مقدماتی باشیم و امر را از این طریق به خداوند واگذار نماییم تا او برآیندی عالی برای آن مقدر فرماید.

در باب امتحان نیز امر از همین قرار است. نمی‌توان مسئله آزمون را ناچیز انگاشت، زیرا با اراده انسان‌ها ارتباط دارد و همین اراده است که به فعل تحقق می‌بخشد. بنابراین، از آنجا که آزمون به اراده پیوند خورده، به مقدمات فعل متصل است و با مبادی عمل مرتبط می‌گردد. از این رو، نکته لطیف آیه شریفه که می‌فرماید ﴿رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلَّذِینَ كَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُآ﴾شکار می‌گردد که بیانی بس والا از حقیقت امتحان به دست می‌دهد. واژه أَبَدًا و نیز مفهوم بدا در این سیاق متضمن همین معناست؛ بدائی که ناظر بر اراده انسان‌هاست و خصوصیت اراده آنان مناط اعتبار قرار می‌گیرد. این بحثی بسیار پرفایده است که به ویژه در حوزه روابط و مناسبات بین‌المللی که درصدد استنباط آن از آیه بودیم، روشنگر خواهد بود؛ چراکه این مناسبات تماماً وابسته به چگونگی اراده و کیفیت انتخاب ماست، تا اراده ما مایه‌سازندگی در جهان بشری و اثرگذار در هدایت جامعه انسانی باشد.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo