1405/07/19
بسم الله الرحمن الرحیم
تقدم ایمان بر پیوندهای خویشاوندی و برائت/حاکمیت توحید در سوره ممتحنه /روابط بین الملل
موضوع: روابط بین الملل/حاکمیت توحید در سوره ممتحنه /تقدم ایمان بر پیوندهای خویشاوندی و برائت
«این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.»
حاکمیت ایمان و توحید بر پیوندهای تکوینی و خویشاوندی
در این سوره، مطالبی بسیار منطبق بر اوضاع کنونی ما و ویژگیهایی بیان شده است که باید بدانها توجه شود. از جمله آنکه میفرماید ﴿لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾ [1] .
این مطلبی بسیار عظیم است؛ رابطه میان ما و دیگران، همان پیوند منظم و محقَّقی است که خداوند متعال در ساحت تکوین و تشریع ما بیان فرموده است. آنچه در مسائل تکوینی و تشریعی پیوند خورده، بدینگونه است که انسان بهروشنی درمییابد آن موازین، اصولی بس استوار است که بر اساس آنها تمامی پیوندهای نَسَبی و غیر آن، اعم از مناسبات اجتماعی، اقتصادی و جز آن، بر این موازین تکوینی و تشریعی انطباق مییابد.
اما هنگامی که پای جنبه ایمان و اعتقاد و آن موازین بنیادین توحیدی و ایمانی به میان میآید و امور باید با آن همسو باشد، تمامی این پیوندهای تکوینی و تشریعی تحتالشعاع آن قرار میگیرد.
از اینرو، در این آیه شریفه با صراحت میفرماید ﴿لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ﴾؛ چنانچه مواردی که در آغاز سوره بهتفصیل بیان فرمود رعایت نگردد، بدانید روزی فرا خواهد رسید ــ یعنی همان روز رستاخیز ــ که در آن نه پیوندهای خویشاوندی و نه فرزندان سودی نخواهند داشت. ﴿لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ﴾، در روز قیامت این امور هیچ سودی نمیبخشند؛ بدینمعنا که فراتر از مناسبات خانوادگی و خویشاوندی، مسائل بنیادین اعتقادی و امر توحید حاکم است. از همین روست که از ابتدا فرمود ﴿لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ﴾[2] ؛ یعنی همه امور تحتالشعاع این تکلیف خطیر، یعنی امر توحید، عبودیت الهی و ایمان قرار دارد.
﴿يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ﴾؛ یکی از نامهای روز قیامت یومالفصل است [3] ــ خداوند بر همگان رحم فرماید ــ آن روز، یومالفصل و روز جدایی است؛ کسانی که با آنان بیشترین پیوند و دوستی را داشتهایم و بیشترین نیازهایمان به دست ایشان برطرف میشده است، در قیامت از یکدیگر جدا میگردند. برای نمونه، پدر و فرزند را بنگرید که پدر سخت مراقب فرزند خویش است تا وی را به سروسامان برساند، اما با فرارسیدن روز قیامت، این رابطه گسسته میشود و دیگر برقرار نخواهد ماند؛ چراکه آن روز، یومالفصل است.
این موضوع بارها در آیات گوناگون بیان شده و بهگونهای مطرح گردیده که تقریباً از مسلمات قطعی به شمار میرود که در یومالفصل این پیوندها از هم میگسلد و تنها رابطه توحید و اطاعت از خداوند متعال ملاک خواهد بود، و سایر ملاکها در آن روز هیچ ارزشی ندارند.
از اینرو آیه شریفه میفرماید ﴿لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ﴾، یعنی میان شما جدایی میافتد، ﴿وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾، و خداوند به اعمال شما بیناست. بدینترتیب روشن میشود که همانگونه که ساحت اعتقاد و ایمان مد نظر است، عمل نیز موضوعیت دارد؛ یعنی عمل باید چندان استوار و شایسته باشد که رفتار و کردار ما در آن روزِ جدایی بر اساس آن سنجیده شود.
ملاحظه بفرمایید، همانگونه که به اجمال بیان شد، جنبه اعتقاد و ایمان از حیث اثرگذاری بر تمامی مباحث تشریع و تکوین غلبه مییابد.
در بعد تکوین، همین آیه تصریح میدارد که پیوندهای خویشاوندی و فرزندی در آن روزِ جدایی هیچ فایده و اثری ندارند؛ در بعد تشریع نیز، آنگونه که در روایات ذیل آیات وارد شده، ملاک همانا ایمان و اعتقاد است؛ بهگونهای که اگر عملی تهی از ایمان و اعتقاد باشد، آن عمل تشریعی نیز بیثمر خواهد بود. تمامیتِ تشریع بر مداری واحد میگردد و آن، محور ایمان و باور به توحید است و جز آن نفعی نخواهد بخشید.
از همین روست که این مطلب برای ما کاملاً محرز گشته است که ایمان و اعتقاد، هم بر تکوین و هم بر تشریع حاکم است. از اینرو، آیه شریفه میفرماید ﴿لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾؛ تمامی اعمالی را که به جا میآورید خداوند متعال میبیند و بدان بصیر است. بصیر، غیر از عالم است؛ به معنای دانایی توأم با دقتی است که ژرفای امر بر آن آشکار است، و به کسی که عمق و باطن امر را مینگرد بصیر میگویند، و خداوند بصیر است.
سیره حضرت ابراهیم علیه السلام به عنوان اسوه توحید
اکنون آیه شریفه تفصیل میدهد تا وظیفه ما از هر دو منظر تشریعی و تکوینی بهخوبی تبیین گردد: ﴿قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ﴾ [4] ؛ اگر در پی آنید که انسانی شایسته و کامل باشید و بر این امر عزم جزم کردهاید، اسوهای کامل، سرمشقی والا و الگویی تمامعیار وجود دارد و آن، سیره و وجود مبارک حضرت ابراهیم خلیل علیهالسلام است. اعتقاد ایشان چنان راسخ بود که حتی هنگامی که وی را در منجنیق نهاده و در آتش افکندند، توجهش تنها به خدای متعال بود؛ یعنی همهچیز به آن ایمان ختم میشود، و این خود یک اسوه است.
دیگر آنکه حضرت ابراهیم خانه خدا را تجدید بنا فرمود؛ هرچند پیش از ایشان نیز وجود داشته است، اما حضرت ابراهیم آن را برپا ساخت و بنای این خانه باعظمت به دست ایشان محقق گردید، و این توجه به توحید و بیتالله بهراستی از مسائل بسیار بزرگ و پرعظمت است؛
یکی از بزرگان در دانشگاه میپرسید: آیا همین خانه خدا که سنگهای آن با این عظمت تا بالا بر روی هم چیده شده است، ساخته حضرت ابراهیم است؟ یکی از علمایی که در آن جلسه حضور داشت پاسخ داد: آری، تمامی این امور را حضرت ابراهیم به انجام رسانید و ما نیز ادامهدهنده راه ایشان هستیم.
توجه به خانه خدا و توجه به توحید، از مسائل بسیار ارزشمند است. البته همانگونه که شاعر نیز به زیبایی سروده است که کعبه سنگنشانی است که ره گم نشود ، تا راه گم نگردد و راه توحید همین است؛ این سنگ را به عنوان نشانه برای امر توحید نهادهاند.
﴿قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ﴾[5] ؛ و نیز آنان که همراه حضرت ابراهیم بودند؛ پیامبران پس از ایشان و همگان، که ما آیین حنیف را دین ابراهیمی میخوانیم. از اینرو، هر کمالی را در وجود شریف حضرت ابراهیم میتوان یافت، و مهمتر از همه، ماجرای ذبح حضرت اسماعیل در مقام اطاعت الهی است؛ چنانکه حضرت اسماعیل نیز عرضه میدارد هرآنچه بدان مأموری به جا آور: ﴿يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ﴾ [6] .
در تمامی وقایع زندگی حضرت ابراهیم، اوج و عظمت توجه به توحید و آثار عملی آن بهروشنی مشاهده میشود که به منزله شاخصی آشکار تعیین شده است. یکی از این شاخصها، همانا ماجرای قربانیکردن حضرت اسماعیل است؛ چنانکه برخی پرسیدهاند آیا این واقعه بر حضرت اسماعیل دشوارتر بوده است یا بر حضرت ابراهیم؟ بیتردید، بر حضرت ابراهیم دشوارتر بوده است؛ با وجود این، مأمور به امر الهی بود و بدان عمل فرمود؛ آن هم امری که در رؤیای صادقه پدیدار گشته بود و باید به آن مأموریتِ دیدهشده در خواب، جامه عمل میپوشاند.
﴿إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى﴾ [7] ؛ در اینجا نیز تصمیم را به اراده و نظر حضرت اسماعیل واگذار میکند که من چنین دیدهام، اکنون بنگر رأی تو چیست؛ ﴿فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى﴾، ﴿قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ﴾
در مجموعِ نبردهای رویاروی کفر، همه ابعاد را میتوان در اسوه حضرت ابراهیم مشاهده کرد که مأمور به توحید بود و بدان فراوان دعوت نمود؛ تا آنجا که دشمنان سرانجام بر آن شدند تا همگی دست در دست یکدیگر نهاده، ایشان را بسوزانند. جماعتی انبوه گرد آمدند و هیزم فراوانی فراهم آوردند، سپس چنان آتشی برافروختند که خود توان نزدیکشدن بدان را نداشتند؛ تا آنکه شیطان لعین به آنان آموخت از منجنیق بهره گیرند [8] ، و نقل کردهاند نخستین کاربریِ منجنیق، افکندن حضرت ابراهیم در آتش بوده است.
با بررسی این رویدادها درمییابیم که همگی بر مدار توحید و دشمنیِ معاندان با امر توحید جریان دارد، و این نکتهای بس درخور تأمل است؛ یعنی ریشه نبرد و اساس نزاع به نزاع بر سر توحید و جایگاه آن بازمیگردد.
آنان سرِ ستیز با توحید داشتند و این ستیز را تا بدانجا پیش بردند که تمامی آثار توحیدی را نابود سازند؛ اما سرانجام بدانجا انجامید که خدای متعال خود بیواسطه و با اعجاز، تمامی این توطئهها و پیوندها را درهم شکست و از میان برد؛ توحید تثبیت گردید و حضرت ابراهیم ارکان توحید را استوار ساخت.
اعلام برائت از معاندان و مرزبندی ایمانی
در این میان، نکتهای که آیه شریفه به عنوان نشانهای روشن بیان میفرماید، این است: ﴿إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ﴾ [9] ، که این خود مسئلهای دیگر است.
تا بدینجا ملاحظه میشود که آیه با دقت تبیین میفرماید چگونه شکافی عمیق میان این گروه کافر و ستیزهجو با حق و حقیقت و توحید، از یک سو، و حضرت ابراهیم و به تعبیر آیه شریفه ﴿وَالَّذِينَ مَعَهُ﴾، از سوی دیگر، پدید آمد.
در برخی نگاشتهها آمده است که پیروان حضرت ابراهیم اندکشمار بودند و توانایی و نیروی چندانی برای ایستادگی در برابر کفر نداشتند؛ از همین رو، کار به معجزه کشید تا این مسئله به اعجاز الهی فیصله یابد.
تداوم سنت برائت در سیره نبوی در شعب ابی طالب
در اینجا نکتهای شایان توجه وجود دارد که باید در جلسه آینده پیگیری شود؛ اینکه برائتجویی و دوریگزینی از مخالفان توحید چه وظیفه مشخصی است. در سیره پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، چنانکه همگان آگاهید و بدان عنایت دارید، همان اسوه حضرت ابراهیم در شعب ابیطالب به منصه ظهور رسید؛ آنگونه برائت از کفار و کنارهگیری از آنان در دشوارترین شرایط رخ نمود.
کفار نیز بر مسلمانان سختگیریِ شگفت و شدیدی روا داشتند؛ چنان سختگیریای که افزون بر تحریم طعام، از آن فراتر و مهمتر، مناسبات اجتماعی را به کلی قطع کردند؛ نه با آنان ازدواج کنند، نه به آنان همسری دهند و نه از ایشان همسری بستانند [10] ، که این خود اوضاعی بس طاقتفرسا و دشوار بود.
در بیانی دیدهام که مسلمانان بر اثر نیافتن غذایی دیگر، چندان از گیاهان صحرای شعب ابیطالب تغذیه کرده بودند که آثار سبزیِ آن از ظاهر شکمهایشان هویدا گشته بود [11] .
با این همه، در دشوارترین شرایط، این برائت تحقق پذیرفت؛ تا بدانجا که سورهای از قرآن به نام برائت نازل گردید [12] . انشاءالله در صورت توفیق، در جلسه آینده بدان خواهیم پرداخت که این برائت نیز تداوم اسوه حضرت ابراهیم است؛ زیرا یکی از وظایفی که باید در عرصه بینالمللی به دقت بازشناسیم، مسئله برائت از کسانی است که یا در شمار دشمناناند یا گرچه عنوان دشمن بر آنان صدق نکند، اما از مخالفان توحید به شمار میآیند.