« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1405/07/18

بسم الله الرحمن الرحیم

قاعده حرمت تولی قوم مغضوب علیهم/روابط بین‌الملل در سوره ممتحنه /روابط بین الملل

 

موضوع: روابط بین الملل/روابط بین‌الملل در سوره ممتحنه /قاعده حرمت تولی قوم مغضوب علیهم

 

«این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.»

 

حکم پیوستن زنان به کفار و جبران مهریه از غنائم

بحث بدین‌جا رسید که چنانچه شرایطی پیش آید که در پی آن زنانی از مرام و راه و رسم صحیح، یعنی اسلام، جدا شوند؛ این مسئله امر مهمی به شمار می‌رفت که سوره مبارکه ممتحنه و آزمون یادشده برای همین زنان تشریع گردید.

اکنون صورت دیگری از این مسئله در آیه شریفه بیان شده است که می‌فرماید ﴿وَإِنْ فَاتَكُمْ شَيْءٌ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ﴾[1] ؛ در اینجا قضیه برعکس حالت پیشین است، بدین‌صورت که زنانی از جمع مسلمانان جدا شده و به سوی کفار رفته‌اند؛ زنی که مسلمان بوده، اما در بحبوحه جنگ و پیشامدهای خاص نظامی، شرایطی رخ داده که سرانجام از همسر مسلمان خویش جدا گشته و به جانب کفار رفته و به آنان پیوسته است: ﴿وَإِنْ فَاتَكُمْ شَيْءٌ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ.﴾

حال اگر چنین واقعه‌ای رخ داد، وظیفه چیست؟ زنی که در حباله نکاح مسلمانی بوده و همراه وی می‌زیسته، اما به سبب رخدادهای جنگی به سوی کفار رفته و هم‌پیمان آنان شده است، قرآن کریم می‌فرماید ﴿فَعَاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْوَاجُهُمْ مِثْلَ مَا أَنْفَقُوا﴾ [2] .

مسئله‌ای روشن و مبرهن که با بیانی استوار تشریع شده این است که هرگاه همسر شما به سوی کفار رفت، آنان موظف‌اند مهریه مورد مطالبه شما را بپردازند؛ بدین‌گونه که بیان کنید ما مهریه این زن را فلان مقدار معین کرده بودیم و این میزان نیز مخارج وی بوده است، و هزینه‌هایی را که پرداخته‌اید—همان‌گونه که در عصر حاضر به عنوان مثال انگشتری یا اموال دیگری به او می‌دهند—اکنون که نزد کفار رفته است، باید قیمت این اموال و آنچه را به عنوان مهریه یا دیگر مخارج به وی تادیه شده است، مطالبه نمایید.

 

چنانچه پس از مطالبه، آن حقوق را پرداختند، ارزش مهریه و دیگر اموالِ داده‌شده جبران گشته است و موضوع خاتمه می‌یابد؛ اما اگر مطالبه کردید و از پرداخت امتناع ورزیدند، در این صورت این خسارت باید از محل غنائم جبران گردد [3] : ﴿فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْوَاجُهُمْ مِثْلَ مَا أَنْفَقُوا.﴾

بنابراین در اینجا، برای کسانی که همسرانشان رفته‌اند، شایسته است معادل اموالی که نتوانسته‌اند از کفار بستانند و در حقیقت هزینه کرده بودند، از محل غنائم و دیگر منابع مرتبط با امر جهاد جبران شود. بدین معنا که غنائم مصارف معینی دارد؛ سلام علیکم؛ پس مصرفی را تعیین نمایند تا خسارت مردانی که همسرانشان جدا شده و به سوی کفار رفته‌اند، از این طریق پرداخت گردد. این پرداخت در واقع به‌منزله جبران مبالغی است که مسلمانان مطالبه کردند و کفار از ادای آن سر باز زدند.

بدیهی است اگر کفار پرداخت می‌کردند، مهریه یا هزینه‌های انجام‌شده جبران می‌شد و این مطلبی کاملاً آشکار است؛ زیرا مالی که جبران شده باشد دیگر موضوعیتی ندارد؛ سلام علیکم و رحمة الله؛ و دیگر موردی برای مطالبه مجدد باقی نمی‌ماند، چرا که از طریق کفار تحقق یافته است؛ اما چنانچه پرداخت نشد، باید از طریق غنائم موجود جبران گردد.

این موارد ناظر به مسائل زمان جنگ است که در اوضاع نبرد پدید می‌آید و احیاناً زنی از همسر و خاندان خود جدا شده و به سوی کفار می‌رود. در چنین فرضی، وظیفه آن است که کفار مهریه او را بپردازند و چنانچه پرداخت نکردند، از غنائم کسر و ادا می‌شود؛ سلام علیکم و رحمة الله؛ و از محل غنائم پرداخت می‌گردد.

سپس قرآن کریم به نکته‌ای معنوی اشاره فرموده و تذکر می‌دهد: ﴿وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ﴾ [4] ؛ یعنی تقوای همان خداوندی را پیشه کنید که به او ایمان دارید: ﴿وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ﴾. زمانی در سفری مشاهده کردیم که این آیه شریفه را بسیار زیبا و جلی نگاشته و همراه با ترجمه در تابلویی نصب کرده بودند؛ به‌راستی آیه بسیار مناسبی است: ﴿وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ﴾. همان پروردگاری که بدو ایمان دارید؛ چراکه حقیقت امر این است که شما خود را به آن خدای متعال وابسته و متعهد ساخته‌اید، پس در برابر خداوندی که بدو مؤمنید تقوا پیشه کنید، از او پروا بدارید و نهایت مراقبت و مواظبت را به عمل آورید. این آیه شریفه در پایان احکام مربوط به آثار و ویژگی‌های دوران جنگ وارد شده است.

نهی از تولی قوم مغضوب علیهم در شرایط غیرجنگی

اما در سایر موقعیت‌ها که شرایط غیرجنگی حاکم است، این سوره مبارکه آن بخش را نیز تبیین فرموده است. البته ما مسئله بیعت و خصوصیات آن را در درسی جداگانه توضیح داده‌ایم. در اینجا این فراز از آیه که در پایان سوره قرار گرفته می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ﴾ [5] . تا به این مرحله، مواردی که ذکر شد مربوط به جنگ و احکام ناظر به کفار حربی، و نیز مواردی در خصوص کفار غیرحربی بود.

قاعده بسیار ارزشمند و مهمی در روابط بین‌الملل وجود دارد که این آیه شریفه در پایان مباحث مربوط به تعامل با کفار و مشرکان—اعم از حربی و غیرحربی—بیان فرموده است؛ و بر این باورم که این اصل از قواعد بنیادینی است که امروزه بدان نیازمندیم و بسیار گران‌سنگ است؛ سلام علیکم و رحمة الله. بنده این نکته را به این دلیل متذکر می‌شوم که پیرامون آن مباحثه و پژوهش فراوان کرده‌ایم؛ بررسی فرمایید که آیا سروران نیز چنین برداشتی دارند؟ مفاد آیه شریفه این است که می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ﴾

دایره شمول و مصادیق قوم مغضوب علیهم

تصوری که در اینجا شکل می‌گیرد—و تصور مهمی نیز هست—این است که اشخاص یادشده نه صرفاً کافر حربی‌اند و نه کافر غیرحربی، بلکه قومی هستند که اعمالی انجام می‌دهند که خشم و غضب الهی را برانگیخته است. عمومیت این آیه افراد بسیاری را در بر می‌گیرد، حتی مسلمانانی را که به سبب وضعیت و رفتارهای خاص خویش موجب خشم پروردگار واقع شده‌اند؛ کسانی که کردارشان ناصواب بوده و سخط الهی را در پی داشته است. این آیه حکمی مستقل در این باره دارد؛ هرچند این افراد به کفار تشبیه شده‌اند و با آنان شباهت دارند—زیرا آنان نیز اعمالی ناخشنودکننده خداوند و سزاوار غضب الهی مرتکب می‌شوند—اما آیه شریفه در مقام بیان حکمی عام و فراگیر است. تمایل دارم فضلا با عنایتی ویژه به این مسئله بپردازند؛ زیرا مصادیق متعددی دارد؛ از جمله کسانی که با کفار همکاری می‌کنند، یا با افرادی که اگرچه نامشان در زمره مسلمانان ثبت است، ولی دست به تخلفات سنگینی می‌زنند که موجب غضب پروردگار است. این آیین‌نامه‌ای است که در پایان این سوره درباره چنین افرادی بیان شده است؛ کسانی که با وجود مسلمانی، حتی با فرامین شریعت اسلام مخالفت می‌ورزند یا با کفار همکاری می‌کنند که این خود گونه‌های مختلفی دارد.

یا دست‌کم اگر از باب همکاری نباشد، اعمالی انجام می‌دهند که موجب غضب است، یعنی به تضعیف مسلمانان می‌انجامد و مورد غضب خداوند قرار می‌گیرد. امروزه در سخنانی که از برخی عناصر داخلی کشور شنیده می‌شود، افعالی به چشم می‌خورد که ناگزیر آنان را در زمره مغضوبان درگاه الهی جای می‌دهد؛ پناه بر خدا، این قبیل امور موجب غضب پروردگار است و مرتکبان آن مشمول این آیه شریفه می‌شوند. ضابطه بزرگ و با عظمتی در اینجا مقرر گشته و همه مؤمنان مخاطب قرار گرفته‌اند که این افراد را دوست و سرپرست خود نگیرید، با آنان همراهی نکنید، رابطه صمیمانه‌ای با ایشان برقرار نسازید و به‌گونه‌ای تعامل نکنید که بر شما حاکمیت و تسلط یابند یا کلام خویش را حاکم گردانند. ما از این آیه شریفه هر دو معنا را استنباط می‌کنیم: هم نفی حاکمیت و تسلط آنان، و هم نهی از پیوند محبت و دوستی؛ هیچ‌یک از این دو مورد تأیید شارع نیست: ﴿لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ﴾

موضوع متوجه کسانی است که مغضوب الهی واقع شده‌اند و واژه «قوم» به‌صورت عام ذکر گردیده است؛ یعنی هر گروهی، صرف‌نظر از هویتشان. این امر بدین معناست که حکم آیه منحصر به کافر حربی یا غیرحربی نیست—گرچه آنان نیز مشمول غضب الهی هستند—بلکه دایره شمول آن عام‌تر است و حتی مسلمانی را که رفتارهای نامسلمانی دارد یا پیروان دیگر ادیان را در بر می‌گیرد؛ برای نمونه، زرتشتیان عموماً چنین رفتاری ندارند و نسبت به مسلمانان احترام و مراقبت به خرج می‌دهند، اما چنانچه گروهی از آنان این‌گونه عمل کنند، مشمول این حکم خواهند شد؛ و یا گروه‌هایی که امروزه در کشور گرایش‌هایی نظیر شیطان‌پرستی یافته‌اند یا به افعال انحرافی دیگری دست می‌زنند؛ جریان‌های متعددی که در کشور به نوعی از بدنه جامعه جدا شده‌اند و هرچند عنوان مسلمانی بر خود دارند، اما اعمالشان مغضوب پروردگار واقع شده است. مسلمانان موظف‌اند با این گروه‌ها قطع رابطه کنند و نهی ﴿لَا تَتَوَلَّوْا﴾ را در آیه شریفه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ﴾ به کار بندند. این اصل در حقیقت یک ضابطه کلی و بین‌المللی است که رعایت آن بر همه مسلمانان لازم است تا با اقوامی که موجبات غضب پروردگار را فراهم آورده‌اند، پیوند مودت و تولی نداشته باشند [6] .

شاخصه یأس از آخرت در شناسایی مغضوبان الهی

تشبیه بسیار رسا و زیبایی در ادامه آمده است: ﴿قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ﴾ [7] . این نکته نشانه و شاخصه بنیادین چنین اقوامی است که چگونه به مقام غضب الهی درمی‌آیند؛ اینان نسبت به آخرت خویش مأیوس‌اند، حیات پس از مرگ را انکار می‌کنند و آن را بی‌اثر می‌شمارند. چنین افرادی مصداق غضب پروردگارند: ﴿قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ﴾؛ همانند کفاری که نسبت به مردگان مدفون در گورستان‌ها به‌کلی ناامیدند و می‌گویند هیچ واقعه‌ای رخ نخواهد داد، نه رستاخیزی در کار است و نه بهشت و جهنمی؛ آنان را در گورستان دفن کرده‌ایم و ثمره‌ای بر آنان مترتب نیست. گویی مطلقاً مأیوس‌اند از اینکه برانگیخته شوند، به بهشت یا دوزخ درآیند، یا در پیشگاه الهی مورد مؤاخذه و سنجش قرار گیرند. قومی نیز که مشمول غضب پروردگارند چنین هویتی دارند و نشانه‌شان این است که ﴿قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ﴾؛ یعنی نسبت به آخرت نومیدند، نه چشم‌داشتی به قربت الهی و پاداش نیک دارند و نه باوری به عقاب و مجازات، و می‌پندارند در آن سرا خبری نیست یا اگر باشد، نصیب آنان نخواهد شد.

این ضابطه بسیار والا و دقیقی است که می‌توان به شایستگی از آن بهره جست: ﴿كَمَا يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُورِ﴾ [8] ؛ یعنی همان‌گونه که کفار از اهل قبور قطع امید کرده‌اند و وقوع جهان دیگر و حشر مردگان را منتفی می‌دانند. این یک ضابطه کلی است که قرآن کریم در تنظیم تعامل با افراد، فارغ از صرفِ عنوان کافر حربی و غیرحربی، برای ما مقرر داشته است؛ قاعده‌ای عام در خصوص هر قومی که مورد غضب پروردگار واقع شده باشد. باید اذعان داشت که این حکم یک قاعده حقوقی و بین‌المللی است که قرآن شریف وظیفه آن را برای همگان معین فرموده و بر اساس این تکلیف، ملزم به رعایت و مراقبت از آن هستیم.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo