« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1404/10/08

بسم الله الرحمن الرحیم

 تبیین مفهوم حکم‌الاجتماع/حکم الاجتماع /احکام اجتماعی

 

موضوع: احکام اجتماعی/حکم الاجتماع / تبیین مفهوم حکم‌الاجتماع

 

تبیین مفهوم «حکم الاجتماع» و احکام دائر مدار اجتماع
در جلسه امروز، این مبحث را مطرح می‌نمایم؛ فضلا و مستمعین گرامی عنایت داشته باشند که شایسته است بر روی این مسئله، پژوهشی بنیادین صورت پذیرد و مستمراً پیگیری شود؛ چرا که عمیقاً از مسائل مبتلابه‌ بوده و شرایط ویژه‌ای بر آن حاکم است. ما در مسائل اجتماعی، آثار خاصی را ذیل عنوان «حکم‌الاجتماع» مشاهده می‌نماییم. استاد شهید مطهری (ره) اهتمام ویژه‌ای به این مسأله مبذول می‌داشتند که پاره‌ای از احکام، ماهیتاً تحت عنوان «حکم‌الاجتماع» مستقر می‌گردند. بدین معنا که تا زمانی که هیئت اجتماع محقق نگردد و امری جمعی نباشد، آن حکم نیز پدیدار نمی‌گردد؛ اما به محض حصول اجتماع، احکام خاصی وضع می‌شود. وجوب این احکامِ خاص که پدیدار می‌گردد، «من‌ حیث‌ الاجتماع» حاصل شده است. این مسئله تقریباً به همین صورت تفسیر گردیده و بر اساس بیان ایشان، تبیین متین و دقیقی نیز به شمار می‌رود.
ایشان از «ضرورت اجتماعی» به «اجتماعاً لازم» تعبیر می‌فرمودند؛ بدین‌بیان که این امور «من حسب الاجتماع»، به عنوان اموری که اجتماعاً لازم‌اند شناخته می‌شوند. به عبارت دیگر، منشأ این احکام، منشأ اجتماعی است؛ بدین معنا که اگر اجتماع در میان نبود، به لحاظ فردی تکلیفی بر عهده شخص واجب نمی‌گشت؛ ولیکن اکنون به اقتضای شکل‌گیری اجتماع توسط عده‌ای، این احکام به حسب اجتماع بر آنان واجب می‌گردد. تعبیر ایشان که از آن به «اجتماعاً لازم» یاد فرمودند، تعبیری وافی و جامع است. ما در پی آن هستیم که با استناد به آیات و روایاتِ موجود، گزینش صحیحی داشته باشیم تا این احکام استنباط و هویدا گردند.
استناد به آیه ۱۵۶ سوره اعراف در فقه اجتماعی
در وهله نخست، بنده به آیه ۱۵۶ سوره مبارکه اعراف استناد می‌جویم؛ سپس بررسی خواهیم کرد که چگونه می‌توان این دامنه را بسط داد و از روایات نیز استنباط صحیحی به عمل آورد. عنایت بفرمایید: ﴿الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ﴾. آیه شریفه می‌فرماید: کسانی که از پیامبری که نبی و امی است، تبعیت می‌نمایند، از باب متابعت نبی امی است؛ فلذا فرض بنیادین از ابتدا، اطاعت از نبی مکرم می‌باشد. در مجموع، برای کسانی که از باب اطاعت، قصد همراهی با پیامبر را دارند، این بیان را فرموده است: ﴿الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ﴾. این تعبیر، تعبیری بسیار بدیع و جمیل است؛ آیه شریفه می‌فرماید که اینان تمامی ویژگی‌ها و اوصاف این پیامبر را به صورت مکتوب در کتب تورات و انجیل شناخته و درک نموده‌اند. در تعابیر دیگری از آیات قرآن کریم، واژه «مُصَدِّقاً» به کار رفته است؛ بدین معنا که تصدیق ایشان در کتب تورات و انجیل وجود داشته و این کتب مصدق پیامبر بوده‌اند؛ اما در اینجا عبارت «يَجِدُونَهُ» به کار رفته است: ﴿يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ﴾. اکنون به بررسی خصائص ایشان می‌پردازیم؛ خصوصیات این پیامبر به لحاظ اجتماعی و اینکه همگان تابع ایشان می‌گردند، از حیث اجتماع دارای ویژگی‌های خاصی است. ملاحظه فرمایید که آیا بنده می‌توانم برداشت صحیحی از این آیه داشته باشم و از آن استنتاج نماییم.
مؤلفه نخست: امر به معروف و نهی از منکر
نخست می‌فرماید: ی﴿َأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ﴾. یکی از نشانه‌های این حاکم و نبی آن است که به آنچه معروف شناخته می‌شود امر می‌نماید؛ بدین معنا که به منکر فرمان نمی‌دهد؛ این یکی از علائم ایشان است. از سوی دیگر، در مقام نهی، از معروف نهی نمی‌فرماید، بلکه از منکر نهی می‌نماید.
سپس می‌فرماید: ﴿وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ﴾. فضلای گرامی توجه فرمایند، بنده قصد دارم این آیه را به صورت عام، بر کلیه مسائل اجتماعی که امروزه محل بحث است و ما نیز در این جلسه آن را آغاز نموده‌ایم، تطبیق دهم. ما در پی آن هستیم که با جدیت تمام، موارد آن را استخراج نماییم و در این مسیر، انتظار می‌رود سروران ارجمند نیز در بررسی روایات و سایر منابع، بنده را یاری فرمایند. تا بتوانیم فرمایشی که استاد مطهری بیان داشتند و ما نیز آن را پذیرفتیم، تبیین نماییم؛ بدین معنا که آنچه «اجتماعاً لازم» است، خود مبدل به واجبی می‌گردد که در طرف نفی و نهیِ آن نیز، «اجتماعاً لازم» است که مورد نهی واقع شود و آن مورد در جامعه محقق نگردد. یا آنکه از حیث اجتماعی واجب باشد که آن فعل انجام پذیرد. در نهایت، اصل و منشأ این امر چیست؟ همان هیئت اجتماع است. اجتماع است که این جهت را ضروری می‌انگارد و ایجاب می‌کند که محقق شود.
اکنون ما قصد داریم از اطلاق و عموم این آیه شریفه بهره‌برداری نماییم. نخستین مورد، ﴿يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ﴾ می‌باشد که ملاحظه فرمودید هر آنچه مصداق معروف، و هر آنچه مصداق منکر باشد، می‌تواند ذیل این مبحثِ «اجتماعاً لازم» قرار گیرد.
مؤلفه دوم: تحلیل طیبات و تحریم خبائث
در فراز دوم، آیه می‌فرماید: ﴿وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ﴾. یکی از نشانه‌های بارز این پیامبرِ مبعوث‌شده آن است که طیبات را بر شما حلال می‌گرداند. ایشان امور طیب را حلال شمرده و به انجام آن‌ها ترغیب می‌فرماید. مبادرت ورزیدن به این طیبات و اهتمام به آن‌ها، وظیفه‌ای است که پیامبر به صورت خاص، برای مواردی که آحاد مردم بدان نیازمندند، تشریع نموده و انجام آن‌ها را حلال و مباح می‌گرداند؛ در واقع ایشان دست به تحلیل (حلال کردن) می‌زنند. در ﴿يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ﴾، ایشان امور طیب را بازشناخته و برای امت تحلیل و حلال می‌فرمایند. لذا حاکم کسی است که امور طیب را به عنوان احکام حلال بیان می‌دارد. سپس در فراز ﴿وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ﴾، یکی دیگر از وظایف پیامبرِ مکرم من حیث الاجتماع تبیین می‌گردد که بر اساس شرایط خاصی که حادث می‌شود، خبائث را تحریم می‌نماید. این مبحث، فوق‌العاده بدیع و ارزشمند است. بنابراین، به حاکم من حیث الاجتماع خصوصیتی اعطا می‌گردد که مصداق ﴿يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ﴾ می‌باشد.
مؤلفه سوم: وضع اِصر و اغلال (رفع تکالیف شاق)
رسالت سوم و مؤلفه دیگری که در این آیه با صراحت تمام بیان گشته و من حیث الاجتماع بر عهده پیامبر نهاده شده و با واژه «عَلَيْهِمْ» تعمیم به آحاد مردم یافته، عبارت است از: ﴿وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ﴾. چنانچه این آیه شریفه را مرقوم نموده و در منظر خویش قرار دهید تا به هنگام ورود به منزل یا در اثنای مطالعات شبانه نگاهی بدان بیفکنید، ملاحظه خواهید فرمود که مستمراً معارف و نکات بدیعی بر شما منکشف خواهد شد. امروز دومین روزی است که بنده این آیه شریفه را مرقوم نموده و در پیش روی خویش قرار داده‌ام تا تدبر و مداقه بیشتری در نکات آن داشته باشم. البته مراجعه به تفاسیر و منابعی که قابلیت ارتباط با این آیه را دارند نیز بایستی پیگیری شود. بنده تا حدودی این مسیر را تتبع نموده‌ام، اما نیازمند تتبعات بسیار گسترده‌تری است و باید این مسیر را تا حصول نتیجه نهایی تعقیب نماییم.
در باب ﴿وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ﴾؛ واژه «إِصْر» در مواضع دیگری از آیات قرآن کریم نیز به کار رفته است که چنانچه تتبع و تفحص فرمایید، درخواهید یافت که «إِصْر» به معنای امور شاق، دشوار، تکالیف تحمیلی و مشقت‌بار بر انسان اطلاق می‌گردد. از این رو، اموری که موجب عسر و حرج و ابتلائات برای انسان می‌گردند، به حسب اجتماع ایجاب می‌کند که مرتفع شوند؛ لذا حاکم و شارع این امور را به طور کلی مرتفع می‌سازد. بنده در نظر دارم که در صورت امکان، این مبحث را بسط داده و با استمداد از مضامین سایر آیات، مصادیق «إِصْر» را به دقت استخراج نماییم که بی‌شک پژوهشی بسیار ارزنده خواهد بود. در ادامه، تعبیر بسیار گران‌سنگی به کار رفته است که همان «وَالْأَغْلَالَ» می‌باشد؛ بدین معنا که غُل و زنجیرهایی که بر گردن انسان نهاده شده است. در مسائل اجتماعی، گاه اموری عبث و بی‌دلیل بر دوش انسان نهاده شده و تکالیفی شاق به وجود می‌آورد که از آن‌ها به «أغلال» تعبیر شده است؛ این موارد نیز مشمول «يَضَعُ عَنْهُمْ» گشته و مرتفع می‌گردند.
جمع‌بندی و بررسی بخش پایانی آیه شریفه
علی‌الایجاز، مبحثی که در جلسه امروز طرح نمودیم—که نام آن را فقه معاصر، مسائل مستحدثه یا عناوین مشابه بگذاریم—با استناد به آیه شریفه ۱۵۶ سوره مبارکه اعراف بود که با ظرافت و لطافت خاصی مباحث را مطرح فرموده است. سپس در ادامه می‌فرماید: ﴿فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ﴾؛ کسانی که به این پیامبر ایمان می‌آورند، ﴿وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ﴾. این موارد نیز تعابیر بسیار رفیع و با‌عظمتی است که نشان می‌دهد این انسان‌ها در پی عمل به وظایف خویش در قبال پیامبر، به چه شرافت و عظمتی نائل می‌گردند؛ تا جایی که در پایان آیه، مقام رستگاری را با عبارت ﴿أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾ به آنان نوید می‌دهد. در صورت توفیق الهی، ادامه این مبحث را در محضر سروران و فضلا پی خواهیم گرفت.

 

logo