« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد مهدی احدی‌

1403/11/06

بسم الله الرحمن الرحیم

فصل: آیا نهی در عبادت و معامله مستلزم فساد هست یا نه؟ آیا صحت و فساد مجعول به جعل شارع اند یا امر جعلی

موضوع: فصل: آیا نهی در عبادت و معامله مستلزم فساد هست یا نه؟ آیا صحت و فساد مجعول به جعل شارع اند یا امر جعلی

الفاظ - نهی در عبادت مستلزم فساد هست یا نه ؟ مجعول در صحت و فساد شرعی است یا نه ؟ - اقوال - نظر استاد

 

آیا صحت و فساد هر دو مجعول به جعل شارع هستند یا امر جعلی تکوینی دارند ؟ اگر مجعول به جعل شارع باشد دو تا امر واقعی دارد یکی امر به صحت و دیگری امر به فساد اما اگر مجعول به جعل شرعی نباشد امر واقعی ندارد و حاکم در صحت و فساد عقل است که اگر منطبق بود عقل حکم به صحت می‌کند و اگر منطبق نبود عقل حکم به فساد می‌کند لذا باید دید که اقوال در مساله چیست ؟

پنح قول وجود دارد

اول : مطلقا مجعول به جعل واقعی است یعنی هم در عبادات و هم معاملات

دوم : مطلقا مجعول به جعل شارع نیست چه در عبادات و معاملات

سوم : از مرحوم آخوند ره که در عبادات مجعول به جعل شارع است و در معاملات مجعول به جعل شارع نیست

چهارم : آنجایی که واقعا صحیح باشد قابل جعل نیست و آنجایی که ظاهرا صحیح باشد قابل جعل است از مرحوم نائینی ره

پنجم : از مرحوم خویی ره که در معاملات کلی قابل جعل است اما در جزیی قابل جعل نیست ، بررسی تمام اقوال به طول می انجامد لذا چاره ای نداریم به برخی از اقوال بپردازیم

بیان مر‌حوم آخوند ره در کفایه این است که نسبت صحت و فساد تارة به اعتبار متعلق امر واقعی است و اخری به لحاظ متعلق امر واقعی نیست که در این قسم تارة مامور به ، به امر اضطراری اتیان می شود و اخری به امر ظاهری امتثال می شود ، نسبت به معاملات فرمودند تارة کلی معامله ملاحظه می شود و اخری نسبت به معاملات جزییه دیده می شود

اما در عبادات آنجایی که متعلق عبادت یک ماموربه ، به امر واقعی است مثل نماز و روزه در آنجا حاکم عقل است و مجعول به جعل شارع نیست اگر نماز و روزه منطبق با واقع بود عقل حکم به صحت می کند و اگر منطبق نبود حکم به فساد می شود پس صحت و فساد در این دو مورد شرعی نیست و به حکم عقل است و دائر مدار انطباق و عدم آن است

اما آنجایی که ماموربه ، به امر اضطراری یا ظاهری آورده شود مجعول به جعل شارع است مثلا در باب وضو مضطر به تیمم شد و امر تیمم مجعول به جعل شارع است و تیمم صحیح و باطل مجعول به جعل شارع است یا شک در وضو دارد و استصحاب بقای وضو جاری می کند و صحت و عدم آن را باید شارع بگوید چون این استصحاب طهارت باید کشف کند از واقع تا اینکه مشخص شود اعاده ساقط است یا نه ؟ و لذا اگر در داخل وقت کشف خلاف شد و شارع امر به اعاده کرد معلوم است که عمل باطل است

اما در باب معاملات اگر معاملات کلی باشد باید شارع امضا کند ، امضای شارع این است که این معامله با این شرایط صحیح است مثل غرری و ربوی نباشد پس امضاء یعنی ترتب اثر و مجعول شرعی است ولی در معاملات جزیی دائر مدار انطباق و عدم آن است و انطباق و عدم آن قهری و تکوینی است و حاکم در مساله عقل است

اشکال مرحوم خویی ره : صحت و فساد عارض بر موجودات خارجیه اند و ربطی به ماهیات ندارد ، ماهیت عبادت و معاملات معروض صحت و فساد نیست بلکه از عوارض افراد خارجی است چون انطباق و عدم آن مربوط به خارج است در عبادت افراد باید بحث شود که صحیح است یا نه ؟ در حالی که مرحوم آخوند ره بحث را روی ماهیت عبادت برده است و فرموده ماهیت عبادت اگر امر واقعی باشد مجعول نیست و اگر امر اضطراری ظاهری باشد مجعول است چون عبادت متعلق حکم است و معاملات موضوع حکم هستند اگر شارع فرمود فمن شهد منکم الشهر فلیصمه حد آن این است که روزه در ماه رمضان واجب است اما حاکم در صحت و فساد عقل است چون عقل می گوید این مأتی به منطبق با مأمور به واقعی هست یا نه ؟ اما موضوع معاملات ترتیب اثر و نقل و انتقال است احل الله البیع به معامله عامه مردم ترتیب اثر داد اما حرم الربا ترتیب اثر نداد پس معامله صحیح و فاسد را باید شارع بفرماید به عبارت دیگر قضایای شرعیه قضایای حقیقیه اند و باید فرض وجودش بشود احل الله البیع یعنی کل ما وجد شیی و اتصف بانه بیع فهو نافذ و حرم الربا یعنی کل ما وجد و اتصف بانه بیع ربوی فهو غیر نافذ ، چه آن شیی مبیع کلی یا جزیی باشد

اشکال استاد بر اقای خویی ره :

اولا : ایشان صحت و فساد را از احوالات موجودات خارجیه دانستند که لازمه اش این است که در بحث صحیح و اعم باید گفته شود آیا لفظ صلاة مثلاً برای نماز خارجی صحیح است و یا اعم از نماز خارجی صحیح و باطل است در حالی که کسی این را نگفته که در آنجا اصل نزاع بر روی ماهیات عبادات و معاملات است و نه بر روی عبادات و معاملات خارجی در آنجا بحث می شود که لفظ صلاة وضع شده برای صلاة صحیح و یا فاسد و منظور ما صلاة خارجی نیست

ثانیا : صحت یه معنای تمامیت است و تمامیت در آنجایی است که دارای إجزاء و شرایط تام باشد مثلا عبادت صحیح تام الاجزاء و الشرایط است لذا تفصیل بین عبادات و معاملات بلا وجه است چون معامله صحیح هم به معنای تام الاجزاء و الشرایط است و معامله باطل هم به معنای عدم تمامیت اجزاء و شرایط است از نظر فلاسفه تقابل بین صحت و فساد تقابل عدم و ملکه است یعنی نماز ملکه صحت است و الان ندارد مثل اینکه کور ملکه بینایی داشت و الان ندارد پس هم در معاملات و عبادات دائر مدار انطباق و عدم آن است و حاکم عقل است و فقط در احکام واقعی و ظاهری و اضطراری است و آیا عمل به امر اضطراری و یا ظاهری مجزی است یا نه ؟ این‌ها را باید شارع بگوید لذا نظر ما همان نظر مرحوم نائینی ره است

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo