« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد احمد عابدی

1405/07/18

بسم الله الرحمن الرحیم

دوران امر بین المحذورین در توصلیات /أصالة البراءة /الأصول العملية

 

موضوع: الأصول العملية/أصالة البراءة /دوران امر بین المحذورین در توصلیات

 

اصاله التخییر

دوران امر بین المحذورین در توصلیات

بحث دوران امر بین المحذورین یا به عبارت دیگر بحث اصاله التخییر است. در جلسه قبلی بیان شد که در دوران امر بین محذورین، یعنی دوران امر بین وجوب و حرمت، یک مرتبه در توسلیات است و یک مرتبه در تعبدیات. در توسلیات هم یک مرتبه با وحدت واقعه یعنی یک مورد است و یک وقت با تکرار واقعه است؛ بنابراین سه بحث مطرح می‌شود. بحث اول اینکه دوران امر بین المحذورین در توصلیات با وحدت واقع است. مثال زده شد که بانویی شک دارد شوهرش کافر شده است یا نشده است، حال که شک دارد کافر شده یا نه شک دارد که خودش الان شوهر دارد یا ندارد، آیا بر این بانو واجب است اطاعت کند یا حرام است اطاعت کند؟ آیا اینجا جای برائت است یا جای تخییر است؟

وجود علم اجمالی به اصل تکلیف الزامی و عدم جریان برائت

چند نکته توضیح داده می‌شود. نکته اول اینکه فرض بر این است که در ما نحن فیه یک علم اجمالی وجود دارد. وقتی دوران امر بین المحذورین است یعنی یا واجب است یا حرام است. مثلاً در تعبدیات اگر گفته شود نماز جمعه در زمان غیبت مشخص نیست واجب است یا حرام است؛ گفته می‌شود اصل الزام و اصل تکلیف مسلم و معلوم است؛ اما اینکه این تکلیف الزامی وجوب است یا حرمت، معلوم نیست. پس علم اجمالی وجود دارد؛ اینکه یک تکلیف الزامی هست اما اینکه وجوب است یا حرمت، مشخص نیست.

در اطراف علم اجمالی آیا برائت جاری می‌شود؟ باید بررسی شود که آیا علم اجمالی تکلیف را منجز می‌کند یا منجز نمی‌کند؟ به عبارت دیگر، برائت یک مرتبه برائت عقلی است که همان قبح عقاب بلا بیان است. آن جایی که علم اجمالی وجود دارد، آیا این بلا بیان است یا بیان است؟ خود علم اجمالی بیان است، یعنی یقین وجود دارد که یک الزام و یک تکلیف وجود دارد، پس این بیان محسوب می‌شود. اگر این بیان شد، برائت عقلی دیگر جاری نمی‌شود، چرا که برائت عقلی قبح عقاب بلا بیان است. برائت نقلی هم «رُفِعَ مَا لَا يَعْلَمُونَ» بود، آنچه علم ندارید برداشته شده است. وقتی علم اجمالی وجود دارد، پس علم هست. به این جهت شاید کسی بگوید در اطراف علم اجمالی اصلاً برائت جاری نمی‌شود، نه برائت عقلی و نه برائت نقلی.

عدم امکان موافقت و مخالفت قطعیه در دوران بین محذورین

به عبارت دیگر، شاید کسی بگوید علم اجمالی منجز تکلیف است، اما در ما نحن فیه علم بی‌اثر است و فایده‌ای ندارد و تنجیز نمی‌آورد؛ به دلیل اینکه علم اجمالی در ما نحن فیه که دوران بین محذورین است، نمی‌توان گفت تکلیفی آمده که باید موافقت شود، یا مثلاً اگر مخالفت شد عقاب دارد. علم اجمالی هیچ‌کدام از این‌ها را نمی‌تواند ثابت کند، زیرا فرض بر این است که دوران بین محذورین است. در دوران بین محذورین، مخالفت قطعی اصلاً امکان ندارد؛ چرا که یا واجب است یا حرام است و این دو نقیض یکدیگر یا ضد یکدیگرند. مکلف نمی‌تواند مخالفت قطعی کند، یعنی نه واجب و نه حرام را انجام ندهد. مخالفت قطعی محال است، همان‌طور که موافقت قطعی نیز محال است؛ زیرا دوران بین فعل و ترک است، یعنی دوران بین دو نقیض است و دو نقیض نه جمع می‌شوند و نه رفع می‌شوند.

بی‌اثری علم اجمالی در موافقت و مخالفت احتمالی

پس علم اجمالی نسبت به مخالفت قطعیه و موافقت قطعیه اصلاً تنجیزآور نیست، یعنی تکلیفی نمی‌آورد. در موافقت و مخالفت احتمالی نیز علم اجمالی اثر ندارد، چرا که بود و نبود علم هیچ تأثیری ندارد. چه علم باشد و چه نباشد، شخص یا موافقت می‌کند یا مخالفت می‌کند؛ موافقت آن احتمالی می‌شود و مخالفت آن نیز احتمالی می‌شود، یعنی علم هیچ تأثیری ندارد. به هر حال این بانو یا سخن مرد را اطاعت می‌کند یا اطاعت نمی‌کند، از این دو حال خارج نیست و علم هیچ اثری ندارد. اگر کسی بخواهد بگوید علم اجمالی در یک طرف اثر دارد و در طرف دیگر اثر ندارد، یعنی مثلاً اثر علم اجمالی این است که سخن این مرد اطاعت نشود، یا گفته شود اثرش این است که اطاعت شود، ترجیح بلا مرجح است؛ احتمال موافقت با احتمال مخالفت دو احتمال متساوی هستند و ترجیح یکی بر دیگری ترجیح بلا مرجح است.

بازتعریف مفهوم «علم» و «بیان» و امکان جریان برائت

اگر کسی این نکات توضیح‌داده‌شده را بپذیرد، خلاصه‌اش این است که اصلاً علم اجمالی اینجا جاری نیست و تأثیری ندارد. وقتی تأثیر نداشت، برائت هم جاری نمی‌شود. وقتی برائت جاری نشد، یا باید به سراغ اصاله التخییر رفت یا اباحه و امثال این‌ها. ولکن می‌توان گفت این مطالب قابل خدشه و دارای اشکال است. ابتدا بیان شد که برائت عقلی قبح عقاب بلا بیان است و بلا بیان را عدم بیان معنا کردیم، در حالی که خود علم اجمالی بیان است؛ یا گفته شد برائت نقلی «رُفِعَ مَا لَا يَعْلَمُونَ» است و در ما نحن فیه «مَا لَا يَعْلَمُونَ» نیست.

ولکن ممکن است کسی بگوید مراد از این علم اجمالی که گفته می‌شود در اطراف آن برائت جاری نمی‌شود، علم تکوینی نیست و در ما نحن فیه هم علم را به معنای «حجت»، «مصحح عقاب»، یا «منجز تکلیف» معنا کنند، نه علم به معنای یقین و باور. وقتی گفته می‌شود قبح عقاب بلا بیان، «بیان» یعنی مصحح عقاب. قبح عقاب بلا بیان یعنی قبیح است عقاب بدون مصحح عقاب، در جایی که مصحح عقاب نیست؛ یعنی جایی که شخص عذر دارد و عذر مانع عقاب است و خداوند در جایی که مانع عقاب هست عقاب نمی‌کند. یا اینکه «بلا بیان» یعنی «بلا حجت»، نه «بلا علم».

شاهد این مطلب آن است که در مواردی که خبر واحد وجود دارد هم برائت جاری نمی‌شود، با اینکه خبر واحد علم نیست و ظن است، اما برائت جاری نمی‌شود. این شاهد بر این است که بیان در قبح عقاب بلا بیان، به معنای علم نیست، بلکه به معنای مصحح عقاب است؛ یعنی هر جا مصحح عقاب نیست، خداوند عقاب نمی‌کند و جایی عقاب می‌کند که مصحح عقاب باشد. همان‌طور که «رُفِعَ مَا لَا يَعْلَمُونَ» نیز به همین معناست؛ یعنی به معنای مصحح عقاب یا مؤمِّن است؛ «رُفِعَ مَا لَا يَعْلَمُونَ» یعنی برداشته شدن آنچه برای آن مؤمِّنی ندارید.

نتیجه بازتعریف علم: امکان جریان برائت در ما نحن فیه

اگر این موارد این‌گونه معنا شوند، نتیجه‌ این خواهد بود که در ما نحن فیه گرچه علم اجمالی وجود دارد و گفته می‌شد در اطراف علم اجمالی برائت جاری نمی‌شود، ولی در ما نحن فیه جاری می‌شود. چون علم اجمالی وجود دارد ولی مصحح عقاب وجود ندارد. وقتی آن بانو علم دارد که یا واجب است سخن مرد را اطاعت کند یا حرام است، آیا شارع می‌تواند او را عقاب کند یا عقاب امکان ندارد؟ درست است که یقین وجود دارد خداوند تکلیفی دارد و این الزام رسیده است و یقین به تکلیف هست، ولی امکان ندارد شخص بتواند اطاعت کند؛ وقتی امکان اطاعت قطعی وجود ندارد، خداوند نمی‌تواند شخص را عقاب کند؛ زیرا اگر تکلیف باشد ولی امکان اطاعت وجود نداشته باشد و عقلاً ممکن نباشد، عقاب هم منتفی است. پس اگر این‌گونه معنا شود، نتیجه این است که با اینکه پذیرفته می‌شود در اطراف علم اجمالی برائت جاری نمی‌شود، ولی در ما نحن فیه جاری می‌شود، چون این علم کارایی ندارد.

تفکیک بین برائت در «ما لا یعلمون» و برائت در مواردی چون اضطرار

به عبارت دیگر، دو نوع برائت وجود دارد: یک نوع برائت در جایی است که «لَا يَعْلَمُونَ» است؛ مثلاً مشخص نیست کشیدن سیگار حلال است یا حرام، اینجا گفته می‌شود «رُفِعَ مَا لَا يَعْلَمُونَ»، یعنی ترخیص شارع در شبهه بدویه‌ای که «لَا يَعْلَمُونَ» است؛ به این برائت گفته می‌شود و این یک صورت آن است. صورت دوم در مواردی است که اضطرار، اکراه یا نسیان وجود دارد. در مواردی که اضطرار باشد، اضطرار تکلیف را برمی‌دارد؛ این مسئله مسلم است و در خود حدیث رفع هم آمده است که اضطرار تکلیف را برمی‌دارد؛ اما اگر شخصی خدای ناکرده فرزندش بیمار است و می‌خواهد خانه‌اش را بفروشد تا او را مداوا کند و اضطرار به فروش خانه دارد؛ آیا بیع خانه صحیح است یا باطل است؟ با اینکه اضطراری است. آیا می‌توان گفت اضطرار رافع تکلیف است و برائت جاری می‌شود، بنابراین بیع خانه صحیح نیست؟ لذا کسی که می‌خواهد خانه‌اش را بفروشد تا فرزندش را مداوا کند، چون مضطر است معامله‌اش باطل است؟

بر اساس قواعد فقهی و اصولی معامله اضطراری مانند معامله اکراهی باطل خواهد بود، ولکن حدیث رفع برای امتنان است؛ اگر به مردم گفته شود خانه‌تان را برای سلامتی فرزندتان بفروشید ولی معامله باطل است، مردم می‌گویند این چه دینی است؟ خودش می‌خواهد خانه‌اش را بفروشد چون فرزندش مهم‌تر از خانه است. خلاف امتنان است که گفته شود اضطرار حکم را برمی‌دارد. حدیث رفع برای امتنان است و امتنان به این است که گفته شود معاملات درست است نه اینکه نادرست باشد، با اینکه این همان حدیث رفع است و «مَا لَا يَعْلَمُونَ»، اضطرار، اکراه و امثال این‌ها را دارد.

جریان برائت در اضطرار به احد الطرفین لا علی التعیین

بیان شد که برائت دو صورت دارد؛ مواردی که شخص اضطرار دارد، این هم نوعی برائت است؛ و همین اضطرار اگر برای امتنان باشد حکم را برنمی‌دارد. آنجایی که اضطرار به احد الطرفین وجود دارد، گاهی اضطرار به طرف معین است و گاهی اضطرار به لا معین است. اگر اضطرار به احدهما لا علی التعیین بود، با اضطرار به یک طرف، طرف دیگر حلال و جای برائت می‌شود. اگر دو لیوان آب متعلق به مردم باشد و شخص بگوید از شدت تشنگی اضطرار دارم یک لیوان آب بنوشم، اگر اضطرار به احدهما لا علی التعیین بود، اضطرار نسبت به دیگری تکلیف نمی‌آورد. در ما نحن فیه وقتی این بانو اضطرار به فعل یا ترک دارد، این هم نوعی برائت است؛ اما برائت اصطلاحی نیست، با این حال برائت محسوب می‌شود. در جلسه بعدی توضیح داده خواهد شد که چگونه می‌توان در اینجا دو برائت جاری کرد.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo