« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد احمد عابدی

1405/07/04

بسم الله الرحمن الرحیم

تنبیه دوم برائت: حسن احتیاط /أصالة البراءة /الأصول العملية

 

موضوع: الأصول العملية/أصالة البراءة /تنبیه دوم برائت: حسن احتیاط

 

تنبیه دوم برائت: حُسن احتیاط

مقدمه و مرور بر کیفیت ثبوت امر در عبادیات و موارد احتیاط

اشاره‌ای بسیار کوتاه می‌کنم به بحث‌های قبلی تا مطلب جدیدی عرض کنم. بحث درباره این بود که آیا احتیاط در مواردی که دلیل نداریم یا احتیاط در عبادیات خوب است؟ آیا مستحب است؟ در آن جایی که برائت جاری می‌شود، آیا احتیاط کردن خوب است؟ گفتیم در تعبدیات اولاً قصد قربت لازم است، ثانیاً قصد قربت هم به معنای قصد اطاعت امر است، قصد اطاعت امر هم به معنای این است که امری باشد تا آن را اطاعت کنیم و قصد امتثال آن را داشته باشیم و در موارد احتیاط اصلاً معلوم نیست امری باشد. آیا امری داریم که انسان بخواهد نمازش را دوباره بخواند؟ اگر امر معلوم نیست، قصد امر معنا ندارد. اگر قصد امر معنا ندارد، قصد قربت معنا ندارد. اگر قصد قربت هم معنا نداشت، آن عبادت، عبادت نیست. پس از آن گفتیم برخی خواسته‌اند با راه‌حل‌هایی امر را درست کنند. یکی مسئله‌ای که صاحب کفایه فرمود از باب تلازم عقلی؛ دیگری از راه ثواب، بعضی از راه تعدد امر؛ برخی گفته‌اند ذات عبادت بدون قصد قربت یک امر دارد، سپس یک امر دوم می‌آید و می‌گوید آن اولی را به قصد امر انجام بده. حدود پنج یا شش راه بود برای اینکه چگونه احتیاط را درست کنیم.

یکی از راه‌ها این بود که از راه اخبار «من بلغ» امر برای احتیاط درست کنیم. بگوییم آن جایی که عملی عبادت است و نمی‌دانیم امر دارد یا امر ندارد، روایات «من بلغ» می‌گوید هر کس ثوابی بر آن نقل شد و آن عمل را به رجاء آن کلام پیامبر، به رجاء آن ثواب انجام دهد، خداوند آن ثواب را به او می‌دهد ولو اینکه آن حدیث درست نباشد. می‌شود از این روایات بفهمیم منشأ آن این است که هر چیزی که امر ندارد، با اخبار «من بلغ» برای آن امر درست کنیم؛ یعنی بگوییم این عملی را که می‌خواهیم احتیاط کنیم و معلوم نیست امر دارد یا ندارد، این احادیث می‌گوید ثواب نصیبتان می‌شود؛ پیامبر فرموده است این کار را انجام دهید، شما به امید فرمایش پیامبر انجام بده، ثواب می‌بری. بحث این بود. اکنون توضیحی درباره این روایات.

تبیین اقوال در دلالت و معنای اخبار «من بلغ»

قول نخست: اثبات «تسامح در ادله سنن» و الغای شرایط حجیت در مستحبات

قول معروف و مشهور این است که می‌گویند معنای اخبار «من بلغ»، تسامح در ادله سنن است؛ به عبارت دیگر در اصول فقه هرگاه بحث می‌کنید از حجیت خبر واحد، آیه نبأ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا﴾[1] می‌گوید راوی خبر باید عادل یا ثقه باشد، اخبار «من بلغ» می‌خواهد بگوید ثقه هم نبود اشکالی ندارد. اخبار «من بلغ» می‌خواهد بگوید اگر حدیثی ضعیف بود، نادرست بود، خدا آن ثواب را می‌ده؛ یعنی در مستحبات شرایط حجیت خبر واحد لازم نیست رعایت شود. بعداً بحث خواهیم کرد که آیا در مکروهات هم همین‌گونه است؟ این دلیل آن است که بسیاری از علما در طول تاریخ وقتی به مستحبات می‌رسند، بررسی سندی نمی‌کنند. برای مثال هر جا عروةالوثقی به بحث مستحبات (مستحبات نماز، تعقیبات نماز و ...) می‌رسد، امام خمینی هیچ حاشیه نمی‌زند. گاهی برای مثال سه یا چهار صفحه عروةالوثقی مستحبات ذکر می‌کند، امام اصلاً هیچ حاشیه نمی‌زند؛ یعنی در ذهن مبارک بسیاری از آقایان این بوده است که این روایات بر تسامح در ادله سنن دلالت می‌کند. البته امام خمینی خودش این حرف را قبول ندارد، ولی عملاً همین کار را کرده است.

قول دوم: نظریه شیخ انصاری (ره) در اختصاص ثواب به عنوان انقیاد و «طلب قول نبی»

قول دوم این است که شیخ انصاری رضوان الله علیه می‌فرماید این روایات ربطی به بحث حجیت خبر واحد ندارد؛ یعنی بحث فقهی است نه بحث اصولی. شیخ انصاری می‌فرماید: این روایت می‌فرماید هر کس عملی را انجام دهد به رجاء ثوابی که پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده است، ثواب نصیب او می‌شود؛ به عبارت دیگر شیخ انصاری می‌فرماید خود عمل ثواب ندارد، آنچه ثواب دارد رجاء، انقیاد و تسلیم بودن نسبت به کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله است؛ یعنی فاعل می‌گوید چون می‌گویند پیامبر فرموده است، به این خاطر انجام می‌دهم؛ به عبارت دیگر این احادیث می‌گوید انقیاد، تسلیم بودن و مطیع پیامبر بودن مستحب است

در وسائل الشیعه در همین ابواب مقدمات عبادات می‌گوید این حدیث اول این‌گونه بود: حدیث هشام، مَنْ بَلَغَهُ شَيْءٌ مِنَ الثَّوَابِ علی (شَيْءٌ مِنَ الْخَيْرِ) فَعَمِلَهُ کانَ لَهُ أجرُ ذلِکَ (وَ إن کانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لَم یَقُلهُ)[2] . شیخ انصاری می‌فرماید: فاء در «فَعَمِلَهُ»، فاء ترتیبیه است؛ یعنی عمل مترتب بر بلوغ باشد؛ چون به من این خبر رسیده است، این کار را انجام می‌دهم.

حدیث شماره 3، دوباره حدیث هشام از امام صادق سلام الله علیه قال: «مَنْ بَلَغَهُ عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ شَيْءٌ مِنَ الثَّوَابِ فَعَمِلَهُ کانَ لَهُ أجرُ ذلِکَ وَ إن کانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لَم یَقُلهُ[3] .»، این «فَعَمِلَهُ» یعنی عملش مترتب بر آن بلوغ باشد؛ چون پیامبر فرموده است عمل کرده است.

حدیث شماره ۴: «مَنْ بَلَغَهُ عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ شَيْءٌ مِنَ الثَّوَابِ فَعَلَ ذَلِكَ طَلَبَ قَوْلِ النَّبِيِّ كانَ لَهُ ذلِكَ الثَّوابُ، وَ إن كانَ النَّبِيُّ صلى‌الله‌عليه‌وآله لَم يَقُلهُ»[4] . در این حدیث تصریح هم شده است؛ می‌فرماید این کار را کرد چون پیامبر گفته است. کسی می‌گوید من مسواک نمی‌زنم اما چون این حدیث آمده است که مسواک ثواب دارد مسواک می‌زنم؛ یعنی عملش طلب قول نبی باشد. شیخ انصاری می‌فرماید از این روایات استفاده می‌شود که آن ثواب برای آن عمل نیست؛ یعنی آن مسواک ثواب ندارد، آنچه ثواب دارد، طلب قول نبی است.

اکنون همین فرمایش شیخ انصاری با عبارتی دیگر عرض شود. شیخ انصاری می‌خواهد بفرماید این روایات عمل را مقید کرده است به اینکه آن عمل طلب قول نبی باشد؛ یعنی طلب قول نبی قید عمل است؛ به عبارت دیگر عمل به رجاء مطلوبیت ثواب دارد؛ خود عمل ثواب ندارد، عمل مقید به قید اینکه طلب قول نبی باشد.

به عبارت سوم شیخ انصاری رضوان الله علیه می‌خواهد بفرماید عناوین ثانویه به عملی که مصلحت یا مفسده ندارد، مصلحت و مفسده می‌دهد. برای مثال نشستن در اینجا مباح است، نه واجب است، نه مستحب است، نه هیچ‌چیز دیگر، ولی اگر پدر انسان امر کرد که بنشین، اکنون واجب می‌شود. امر والد می‌شود یک عنوان ثانوی. شاید شیخ انصاری می‌خواهد بفرماید شاید حدیث درست نبوده است و خود عمل هیچ ثوابی هم ندارد ولی همین که حدیثی رسید که پیامبر این‌گونه فرموده است، این می‌شود یک عنوان ثانوی و این عنوان ثانوی برای این عمل مصلحتی ایجاد می‌کند. برای مثال بگویید آن مسواک زدن هیچ مصلحتی نداشت، اما همین که حدیثی آمد و شما به خاطر آن حدیث و کلام پیامبر مسواک زدید، اکنون مصلحت دارد؛ اما مصلحت نه برای مسواک، مصلحت برای اطاعت قول پیامبر، برای احتیاط است.

نظریه آخوند خراسانی (ره) در استحباب نفسی عمل

آخوند خراسانی رضوان الله علیه در کفایه می‌گوید این روایات دلالت می‌کند بر اینکه خود عمل مستحب است و ثواب برای آن کار است، نه اینکه ثواب برای این انقیاد و تسلیم بودن در برابر حرف پیامبر باشد؛ یعنی همین که حدیثی به شما رسید، آن عمل و آن کار ثواب دارد.

به عبارت دیگر آخوند می‌خواهد بفرماید احادیث «من بلغ» دلالت می‌کند که آن عمل مستحب نفسی می‌شود؛ خود آن کار مستحب می‌شود و شما در رساله‌ بنویسید آن کار مستحب است. برای مثال اگر در کتاب ثواب الاعمال صدوق دیده‌اید که گفته است هر کس این سوره قرآن را بخواند این قدر ثواب می‌برد، شما بنویسید یا در منبر بگویید خواندن آن سوره مستحب است.

آخوند می‌گوید اینجا دلیل را توسعه می‌دهیم و می‌گوییم در مستحبات دلیل قطعی نمی‌خواهد؛ اما اگر کسی طرفدار شیخ انصاری است باید این‌گونه بگوید؛ باید بگوید آن سوره قرآن خواندن را نمی‌گوییم ثواب دارد، بلکه مستحب است احتیاطاً آن سوره را بخوانید؛ احتیاط مستحب است نه اینکه آن سوره خواندن مستحب باشد.

حدیث شماره ۵: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «مَنْ وَعَدَهُ اللَّهُ عَلَى عَمَلٍ ثَوَاباً فَهُوَ مُنْجِزُهُ لَهُ»[5] . هر کس که خدا به او وعده داده باشد، یعنی گفته باشد این سوره را بخوانی این ثواب را دارد، ثواب را به او اعطا می‌کند. حدیث اصلاً نگفت عمل کند به طلب قول نبی. می‌گوید همین که ثوابی به شما وعده داده شد، آن ثواب به شما می‌رسد؛ یعنی عبارت طلب قول نبی را این حدیث نداشت.

حدیث بعدی از هشام بن سالم قال عن ابی عبدالله علیه السلام قال: «مَنْ سَمِعَ شَيْئاً مِنَ الثَّوَابِ عَلَى شَيْءٍ فَصَنَعَهُ كَانَ لَهُ»[6] . هر کس ثوابی برای کاری شنید، برای مثال ثواب خواندن فلان سوره قرآن و آن کار را انجام داد، آن ثواب را برای او هست.

آخوند می‌گوید این احادیث که اکنون به دو مورد از آن‌ها اشاره کردم و احادیث دیگری هم هست، کلمه «طلب قول نبی» ندارد و معنایش هم این است که خود کار مستحب است.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo