« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد احمد عابدی

1404/10/08

بسم الله الرحمن الرحیم

ادله اخباریین بر احتیاط /أصالة البراءة /الأصول العملية

 

موضوع: الأصول العملية/أصالة البراءة /ادله اخباریین بر احتیاط

 

اصاله البرائه

ادله اخباریین بر وجوب احتیاط: روایات

ابتدا یک یا دو حدیث درباره احتیاط را نقل می‌کنیم، سپس اگر فرصت شد جمع‌بندی درباره روایات مربوط به احتیاط ارائه می‌دهیم. روشن است که اخباریان روایات بسیار زیادی دارند که برای اثبات احتیاط به آن‌ها تمسک کرده‌اند.

نقد دیدگاه شیخ انصاری درباره ضعف سند روایات احتیاط

افرادی مانند شیخ انصاری معتقدند این روایات کلاً ضعیف‌السند هستند؛ اما نمی‌توان حدود هفتاد روایت را ضعیف‌السند دانست، زیرا نوعی تواتر ایجاد می‌شود.

دسته‌بندی موضوعی روایات مورد استناد اخباریان

برخی از این روایات درباره این است که سخن بدون علم نگویید. برخی از این روایات توصیه می‌کنند که توقف کنید. برخی از این روایات به احتیاط امر کرده‌اند. برخی از این روایات نیز روایات تثلیث هستند که امور را سه قسم می‌دانند.

تحلیل و بررسی روایت مسعدة بن زیاد

«وَ حَدِیثُ مَسْعَدَةَ بْنِ زِیَادٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ ع عَنِ النَّبِیِّ ص قَالَ: لَا تُجَامِعُوا فِی النِّکَاحِ عَلَى الشُّبْهَةِ وَ قِفُوا عِنْدَ الشُّبْهَةِ - إِلَى أَنْ قَالَ - فَإِنَّ الْوُقُوفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ خَیْرٌ مِنَ الِاقْتِحَامِ فِی الْهَلَکَةِ»[1] .

این حدیث می‌فرماید که در شبهه توقف کنید، اظهارنظر ننمایید و عمل نکنید. اخباری‌ها می‌گویند این حدیث بر توقف دلالت می‌کند؛ یعنی درجایی که شبهه هست، جای توقف است و نباید فتوا داد.

بررسی سندی و هویت مسعدة بن زیاد

ابتدا سند حدیث را توضیحی عرض می‌کنیم تا بعد به دلالت آن بپردازیم. در علم رجال شخصی به نام مَسعدة بن صَدقه وجود دارد که همان حدیث معروف برائت متعلق به اوست: «کُلُّ شَیْءٍ هُوَ لَکَ حَلَالٌ حَتَّى تَعْرِفَ الْحَرَامَ مِنْهُ بِعَیْنِهِ». گفته شده است که مَسعدة بن صدقه جزو اهل سنت بوده است اما موثق است. این حدیثی که قرائت شد از مَسعدة بن زیاد است.

هویت مَسعدة بن زیاد در رجال چندان مشخص نیست. یک احتمال وجود دارد که مَسعدة بن صدقه و مَسعدة بن زیاد هر دو یک نفر باشند؛ به این صورت که زیاد نام جد اوست نه نام پدرش. گاهی فرزند را منسوب به پدر می‌کنند و گاهی منسوب به جد. احتمالاً صحیح مَسعدة بن صدقة بن زیاد است و هر دو عنوان به یک شخص اشاره دارد.

شاهد این ادعا آن است که مَسعدة بن صدقه را در رجال جزو اهل سنت می‌دانند. پیش‌تر ذکر شد افرادی که از اهل سنت هستند، هنگامی‌که از امام صادق (علیه‌السلام) حدیث نقل می‌کنند، نمی‌گویند عن ابی‌عبدالله، بلکه می‌گویند عن جعفر. اینکه از امام صادق (علیه‌السلام) با عنوان جعفر یاد می‌کنند، خود قرینه‌ای بر سنی بودن آن‌هاست.

قرینه دیگر این است که وقتی می‌گوید عن جعفر، سپس می‌گوید عن ابیه عن آبائه عن علی یا عن رسول‌الله؛ اینکه برای سخن امام صادق (علیه‌السلام) سند می‌آورد، شاهد بر سنی بودن راوی است؛ زیرا اگر شیعه بود، دیگر نمی‌گفت امام صادق از پدرش و از جدش نقل کرده است. این شخص یعنی مَسعدة بن زیاد، هنگامی‌که حدیث نقل می‌کند، می‌گوید عن جعفر عن ابیه عن آبائه که قرینه‌ای بر سنی بودن او و یکی بودن او با مَسعدة بن صدقه است.

اگر مَسعدة بن زیاد و مَسعدة بن صدقه یکی باشند، سند حدیث صحیح و موثقه می‌شود؛ اما در این صورت یک مشکل بسیار بزرگ پیش می‌آید. مشکل این است که این شخص دو حدیث نقل کرده است؛ یک حدیث «کُلُّ شَیْءٍ لَکَ حَلَالٌ» که بر برائت دلالت دارد و حدیث دیگر «الوقوف عند الشبهه خیر من الاقتحام فی الهلکه» که بر توقف و احتیاط دلالت می‌کند. اینکه یک نفر هم برائت و هم احتیاط را نقل کرده باشد، بسیار مشکل‌ساز است.

در پاسخ به این اشکال که روایت در بحث نکاح است، باید گفت اگرچه ابتدا به نکاح اشاره شده است، اما در ادامه یک قاعده کلی بیان می‌شود و ملاک به مصداق نیست، بلکه به قاعده کلی است. عبارت لَا تُجَامِعُوا فِی النِّکَاحِ مصداق خاص است، اما جمله اِنَّ الوقوف عند الشبهه با حرف انّ تعلیل شده است و تعلیل نیز عام است و اختصاصی به نکاح ندارد.

وجه جمع میان روایات برائت و احتیاط (هلاکت بالفعل و بالقوه)

شاید وجه جمع چنین باشد که بگوییم مقصود از هلکه (هلاکت) در عبارت «اِنَّ الْوُقُوفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ خَیْرٌ مِنَ الِاقْتِحَامِ فِی الْهَلَکَةِ»، بر دو قسم است: یک هلاکت بالفعل و یک هلاکت بالقوه. هلاکت بالفعل یعنی آن چیزی که واقعاً حرام است و انجام آن موجب هلاکت می‌شود. هلاکت بالقوه یعنی آن چیزی که احتمالاً در واقع حرام است و مفسده دارد، اما وقتی ما از آن آگاهی نداریم، تکلیفی هم نداریم.

هلاکت بالقوه به این معناست که اگر برای انجام کاری مانند سیگار کشیدن دلیلی بر حرمت نیابیم، آن عمل حلال است اما هلاکت بالقوه دارد؛ یعنی احتمال دارد که در واقع حرام باشد و مفسده داشته باشد. با این نگاه، دو حدیث نقل شده توسط یک نفر را چنین معنا می‌کنیم: آنجا که حدیث برائت را نقل می‌کند و می‌گوید «کُلُّ شَیْءٍ لَکَ حَلَالٌ»، منظورش این است که هلاکت بالفعل وجود ندارد؛ یعنی با سیگار کشیدن بالفعل هلاکتی و جهنمی در کار نیست؛ اما آنجا که می‌گوید «وقوف عند الشبهه خیر من الاقتحام فی الهلکه»، منظورش این است که هلاکت بالقوه وجود دارد؛ یعنی احتمال حرمت و مفسده منتفی نیست. برائت یعنی بالفعل عذابی نیست و احتیاط یعنی هلاکت بالقوه وجود دارد. برائت یک حکم ظاهری است و لزوماً مطابق با واقع نیست، اما ما مکلف به همین ظاهر هستیم و باید به آن عمل کنیم. هلاکت و عذاب واقعی در قیامت معلوم می‌شود. در برائت هدف این است که رفع عقاب یا رفع جمیع آثار یا رفع استحقاق عقاب ثابت شود.

این تعارض با باب تعارض معمول متفاوت است. در اینجا بحث بر سر این است که یک نفر دو مطلب متفاوت را نقل کرده است؛ آیا این شخص خود قائل به برائت است یا احتیاط؟ نمونه مشابهی که یک نفر دو مطلب متعارض را نقل کرده باشد، وجود ندارد.

تحلیل و بررسی روایت عبدالله بن وضاح

«مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ وَضَّاحٍ‌ أَنَّهُ كَتَبَ إِلَى الْعَبْدِ الصَّالِحِ ع يَسْأَلُهُ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ وَ الْإِفْطَارِ فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَرَى لَكَ أَنْ تَنْتَظِرَ حَتَّى تَذْهَبَ الْحُمْرَةُ وَ تَأْخُذَ بِالْحَائِطَةِ لِدِينِكَ»[2] .

عبدالله بن وضاح نامه‌ای به امام کاظم (علیه‌السلام) نوشت و درباره وقت مغرب و افطار سؤال کرد. امام (علیه‌السلام) در پاسخ نوشتند: من به شما نظر می‌دهم که صبر کنید تا قرمزی (احتمالاً حمره مشرقیه) برطرف شود و در دین خود احتیاط کنید.

این حدیث امر به احتیاط کرده است. اخباریان می‌گویند این حدیث بر وجوب احتیاط دلالت دارد؛ مانند حدیثی که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به کمیل فرمودند: «أخوکَ دینُکَ فَاحْتَطْ لِدینِکَ».[3]

تردید میان شبهه حکمیه و شبهه موضوعیه در سؤال راوی

درباره این حدیث باید تأمل کرد که منظور از سؤال درباره وقت مغرب و افطار چیست؟ آیا سؤال از شبهه حکمیه است (اینکه وقت مغرب چه زمانی است) یا سؤال از شبهه موضوعیه (اینکه آیا اکنون مغرب شده است)؟ از ظاهر سؤال مشخص نیست که مقصود حکم است یا موضو اگر نامه در شرایطی نوشته شده باشد که هوا ابری بوده و راوی نمی‌دانسته مغرب شده است یا خیر، سؤال از شبهه موضوعیه است.

در مورد مغرب، شبهه حکمیه این است که مغرب چه زمانی محقق می‌شود؟ با از بین رفتن حمره مشرقیه یا حمره مغربیه؟ از پاسخ امام (علیه‌السلام) شاید بتوان دریافت که مقصود سؤال چه بوده است. امام فرمودند: «أرى لک أن تنتظر حتى تذهب الحمرة». اگر مقصود امام این باشد که در هوای ابری صبر کنید تا یقین حاصل شود، امام به شبهه موضوعیه پاسخ داده‌اند؛ اما اگر منظور این باشد که هر کسی نمی‌داند مغرب شده است؟ باید صبر کند، جنبه شبهه حکمیه پیدا می‌کند.

نقد استدلال اخباریان به روایت در شبهه وجوبیه و تحریمیه

استناد اخباری‌ها به این حدیث برای اثبات احتیاط با مشکلی مواجه است. در حدیث آمده است که از مغرب و افطار سؤال شد. ظاهر حدیث بر دو سؤال دلالت دارد: یکی اینکه آیا اکنون می‌توانم نماز بخوانم؟ (شبهه وجوبیه) و دیگر اینکه آیا می‌توانم افطار کنم؟ (شبهه تحریمیه). این حدیث در هر دو مورد توصیه به احتیاط کرده است، درحالی‌که اخباری‌ها احتیاط را فقط در شبهه تحریمیه واجب می‌دانند، نه وجوبیه؛ بنابراین، این حدیث برخلاف مدعای خود آن‌هاست.

خروج روایت از محل بحث به واسطه جریان استصحاب

اشکال بزرگ‌تر این است که مورد مذکور در حدیث، محل اجرای استصحاب است. استصحاب می‌گوید نیم ساعت پیش وقت مغرب نشده بود، اکنون‌که شک داریم، استصحاب می‌گوید هنوز واجب نشده است. همچنین نیم ساعت پیش افطار حرام بود، اکنون‌که شک داریم، استصحاب حکم به حرمت افطار می‌کند. درجایی که استصحاب جاری است، احتیاط معنا ندارد.

امام (علیه‌السلام) که می‌فرمایند احتیاط کنید، در واقع همان حکم استصحاب را بیان کرده‌اند که منجر به حرمت افطار می‌شود. این دیگر احتیاط نیست، بلکه فتوا بر اساس استصحاب است. لذا این‌گونه احادیث از بحث احتیاط خارج هستند. در جلسه آینده توضیحی کلی درباره تمام روایات ارائه خواهم داد.

 


logo