« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد احمد عابدی

1405/08/10

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی احکام ربا در اسکناس، مسکوکات و چک /ربا /نظام اقتصادی اسلام

 

موضوع: نظام اقتصادی اسلام/ربا /بررسی احکام ربا در اسکناس، مسکوکات و چک

 

بررسی احکام ربا در اسکناس، مسکوکات و چک

تبیین مسئله ربا در بیع ربوی اسکناس و نقش موضوع‌شناسی پول

بیان شد که ابتدائاً توضیحی درباره ماهیت پول یا به عبارت دیگر موضوع‌شناسی پول عرض کنیم تا بعد بررسی گردد که آیا در پول ربا هست؟ باز تکرار می‌کنم بحث درباره بیع ربوی است نه قرض ربوی. قرض ربوی را اصلاً عروه بحث نکرده است، پس از آنکه بحث عروه تمام شد آن‌گاه ربا در قرض بیان خواهد شد، اما فعلاً بحث بیع ربوی است؛ مثلاً چندی پیش یکی از طلبه‌های سید برای عید غدیر می‌خواسته است عیدی بدهد، می‌گفت رفتم مقدار زیادی پول خریدم. اینکه مثلاً پول بخرد، یعنی فرض کنید ۱۰۰ هزار تومان پول می‌دهد و ۸۰ هزار تومان می‌خرد، یا اینکه معامله پول به پول است یا پول کهنه می‌دهد و پول نو می‌خواهد بگیرد، بیشتر می‌دهد و کمتر می‌گیرد، آیا این‌ها ربا است؟ امروز مقداری تاریخ پول عرض می‌شود که این بحث تاریخی مقداری به فهم موضوع پول کمک می‌کند.

سیر تاریخی پیدایش پول و ضرب سکه در جهان و عالم اسلام

اینکه دقیقاً چه زمانی پول درست شد، دقیقاً مشخص نیست ولی در کتاب‌ها می‌گویند در زمان رومی‌ها، یعنی شاید دو هزار سال قبل، در رم ایتالیا پول درست شده است. در قرآن کریم داستان حضرت یوسف علیه السلام را که مطرح می‌کند می‌فرماید: ﴿وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ﴾[1] که این آیه شریفه در زمان حضرت یوسف مسئله درهم را مطرح می‌کند؛ یعنی آن موقع درهم بوده است. البته این در صورتی است که معنای آیه این باشد، یعنی فروختند یوسف را به درهم‌های اندکی؛ ولی احتمال دارد معنی چیز دیگری باشد.

در کتاب لغت‌نامه دهخدا عبارتی از سفرنامه ابن بطوطه نقل شده است که عبارت جالبی است. ابن بطوطه می‌گوید: «وأهل الصين لا يتبايعون بدينار ولا درهم. وجميع ما يتحصل ببلادهم من ذلك يسبكونه قطعا كما ذكرناه وإنما بيعهم وشراؤهم بقطع كاغد كل قطعة منها بقدر الكف مطبوعة بطابع السلطان وتسمى الخمس والعشرون قطعة منها بَالِشْت "بباء موحدة وألف ولام مكسور وسين معجم مسكن وتاء معلوة"، وهو بمعنى الدينار عندنا. وإذا تمزقت تلك الكواغد في يد إنسان حملها إلى دار كدار السكة عندنا فأخذ عوضها جدداً ودفع تلك ولا يعطى على ذلك أجرة ولا سواها لأن الذين يتولون عملها لهم الأرزاق الجارية من قبل السلطان، وقد وكل بتلك الدار أمير من كبار الأمراء وإذا مضى الإنسان إلى السوق بدرهم فضة أو دينار يريد شراء شيء لم يأخذ منه ولا يلتفت إليه حتى يصرفه بِالبَالِشت ويشتري به ما أراد»[2] .

خرید و فروش مردم چین با درهم و دینار نیست بلکه هر سکه و دیناری هم آنجا باشد خردش می‌کنند. در چین قطعه‌های کاغذی است که هر قطعه‌اش به اندازه یک کف دست که چاپ شده با چاپ سلطان است. (چاپ سلطان بعداً توضیح داده خواهد شد) هر پنجاه قطعه از آن پول چینی را بالشت می‌گویند؛ این بالشت چین یعنی همان که ما دینار می‌گوییم. وقتی این پول‌ها کهنه می‌شود یا وقتی این کاغذها در دست انسان پاره می‌شود، این کاغذ را به جایی مانند دارالسکة می‌برند، مانند یک بانک یا اداره دولتی که پول کهنه را می‌دهد و پول نو می‌گیرد و پولی هم رد و بدل نمی‌شود، یعنی پول کهنه را می‌دهد و پول نو می‌گیرد و هزینه‌ای هم ندارد. این را دهخدا از ابن بطوطه نقل کرده است که معنایش این است که در زمان ابن بطوطه که به قول معروف یک توریست بوده است، در چین پول کاغذی چاپی بوده است، درهم و دینار هم نیست.

در مناطق خاورمیانه یا غرب آسیا حدوداً ۵۰۰۰ سال پیش خط اختراع شده است، یعنی خط متعلق به ۵۰۰۰ سال پیش است و قبل از ۵۰۰۰ سال را ماقبل تاریخ می‌گویند، ماقبل تاریخ یعنی قبل از اختراع خط. روپیه هندی را اگر دیده باشید، روی پولشان ۱۳ خط هست، یعنی ۱۳ سطر نوشته شده است هر کدام به یک خطی؛ یعنی هندوستان ۳۰ خط رسمی دارد و هر خطی خودش ده‌ها زبان دارد. مثلاً در این خط که ما داریم، خط فارسی، خط عربی، خط ترکی، خط کردی، همین یک خط است، یک خط است اما چند زبان است. هندوستان پولش ۱۳ خط دارد، هر خطش هم ده‌ها زبان دارد. در چین ۵۰۰۰ سال پیش شخصیتی به نام شوفان یک کتاب معجم‌المفهرس نوشته است، یعنی ۵۰۰۰ سال پیش اینجا تازه خط میخی و این حرف‌ها اختراع شده بود. این معجم‌المفهرس قرآن که برای محمد فؤاد عبدالباقی است، اصلش را آقای دکتر ونسینک (که یهودی هم هست از هلند) نوشت؛ این آقای ونسینک اولین کسی بود که این معجم‌المفهرس را نوشت؛ همین فهرست کتاب که می‌گوییم متعلق به تقریباً ۹۰ سال پیش است، اما در چین ۵۰۰۰ سال پیش شوفان معجم‌المفهرس نوشته است، یعنی ۵۰۰۰ سال پیش آن‌قدر کتاب آنجا زیاد بود که فهرستش را کسی کتاب کرد. با این مطلب خواستم بگویم این سخن ابن بطوطه حرف عجیب و غریبی نیست، احتمالاً درست باشد.

اما اینکه دقیقاً چه زمانی پول اختراع شده است، عرض شد که نمی‌دانیم. در عالم اسلام، زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درهم و دینار فراوان بوده است، در روایات آمده است که پیامبر اکرم فرمود درهم چنین یا چنان، ولی درهم و دینار زمان پیامبر اکرم، درهم و دینار ایران بوده است که این‌ها را درهم و دینار کسروی یا کسراوی می‌گفتند همان کسرا پادشاهان ایران، یا اینکه درهم و دینار رومی بوده است؛ یعنی مکه و مدینه درهم و دینار نداشتند، اگر درهم و دیناری داشتند یا از ایران آمده بود یا از رم. تا اینکه زمان عبدالملک داستانی پیش آمد که باعث شد خود مسلمان‌ها درهم و دینار درست کنند.

ابن کثیر در کتاب البدایة و النهایة، در حوادث سال ۶۶ (سال ۶۶ یعنی تقریباً 4 سال بعد از شهادت سیدالشهدا علیه السلام) می‌گوید: «قَالَ الْوَاقِدِيُّ: وَفِي هَذِهِ السَّنَةِ وَقَعَ فِي مِصْرَ طَاعُونٌ هَلَكَ فِيهِ خَلْقٌ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِهَا، وَفِيهَا ضَرَبَ الدَّنَانِيرَ عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ مَرْوَانَ بِمِصْرَ، وَهُوَ أَوَّلُ مَنْ ضربها بها. قال صاحب مرآت الزَّمَانِ: وَفِيهَا ابْتَدَأَ عَبْدُ الْمَلِكِ بْنُ مَرْوَانَ بِبِنَاءِ الْقُبَّةِ عَلَى صَخْرَةِ بَيْتِ الْمُقَدَّسِ وَعِمَارَةِ الْجَامِعِ الْأَقْصَى، وَكَمَلَتْ عِمَارَتُهُ فِي سَنَةِ ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ، وَكَانَ السَّبَبُ فِي ذَلِكَ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ الزُّبير كَانَ قَدِ اسْتَوْلَى عَلَى مَكَّةَ»[3] . در سال ۶۶ عبدالعزیز بن مروان که از بنی‌امیه است اولین بار دینار را در مصر ضرب کرد. او اولین کسی است که در مصر ضرب سکه کرد. سپس می‌گوید: آن سال مسلمانان مکه نمی‌رفتند برای اینکه عبدالملک مروان خیلی خبیث بود و بنی‌امیه‌ می‌خواستند رونق کعبه را کم کنند، لذا قبةالصخرة یا قبة صخره معلقه که در مسجدالاقصی است را تعمیر کردند و به مردم می‌گفتند به جای حج به بیت‌المقدس بروید.

در جلد نهم همین کتاب صفحه می‌نویسد: «وقال الْمَاوَرْدِيُّ فِي كِتَابِ الْأَحْكَامِ السُّلْطَانِيَّةِ: اخْتُلِفَ فِي أَوَّلِ مَنْ ضَرَبَهَا بِالْعَرَبِيَّةِ فِي الْإِسْلَامِ فَقَالَ سَعِيدُ بْنُ الْمُسَيَّبِ: أَوَّلُ مَنْ ضَرَبَ الدَّرَاهِمَ الْمَنْقُوشَةَ عَبْدُ الْمَلِكِ بْنُ مَرْوَانَ، وَكَانَتِ الدَّنَانِيرُ والدراهم رومية وكسروية، قَالَ أَبُو الزِّنَادِ: وَكَانَ نَقْشُهُ لَهَا فِي سَنَةِ أَرْبَعٍ وَسَبْعِينَ، وَقَالَ الْمَدَائِنِيُّ: خَمْسٍ وَسَبْعِينَ، وَضُرِبَتْ فِي الْآفَاقِ سَنَةَ سِتَّةٍ وَسَبْعِينَ، وَذَكَرَ أَنَّهُ ضُرِبَ عَلَى الْجَانِبِ الْوَاحِدِ مِنْهَا اللَّهُ أَحَدٌ، وَعَلَى الْوَجْهِ الْآخَرِ اللَّهُ الصَّمَدُ»[4] .

10 سال بعد در سال ۷۶ عبدالملک بن مروان بر دراهم و دنانیر نقش یعنی نوشته‌های روی پول را درست کرد. اولین کسی که درهمی که روی آن نوشته دارد درست کرد، عبدالملک بن مروان بود. پول‌ها آن موقع یا پول ایرانی بود یا پول رومی بود؛ این پولی که عبدالملک روی آن نقش بست، یک طرف پول نوشت الله أحد، یک طرف هم نوشت الله الصمد.

این عبارت برای این خوانده شد که کتاب‌های فقهی، مثل کتابی که میرزای شیرازی صاحب فتوای تنباکو یا شاگرد میرزای شیرازی درباره اسکناس نوشتند، معمولاً می‌گویند عبدالملک مروان اولین کسی بود که سکه در عالم اسلام درست کرد. این عبارت برای این خوانده شد که این درست نیست. سکه در عالم اسلام از قدیم بوده است، یعنی از زمان پیامبر اکرم و قبلش هم سکه در عالم اسلام بود. عبدالملک مروان سکه را نقش روی آن بست، یعنی روی پول نوشته درست کرد؛ یک طرف پول نوشت الله أحد، یک طرف پول نوشت الله الصمد، نه اینکه ایشان پول را اختراع کرد، قبلش بوده است.

تحلیل تاریخی حدیث مربوط به نقش اهل‌بیت (ع) در ضرب سکه اسلامی

در کتاب مستدرک الوسائل می‌نویسد که دمیری در کتاب حیات الحیوان در ترجمه عبدالملک بن مروان قصه‌ای را نقل کرده است: پادشاه رم به عبدالملک نامه‌ای نوشت و با هم نزاع داشتند. پادشاه رم گفت من می‌خواهم روی پول اهانت و توهین به رسول خدا صلی الله علیه و آله ضرب کنم، بنویسم هر چه پول رد و بدل می‌شود اهانت به پیامبر باشد. چون می‌دانست در عالم اسلام روی درهم و دینار نوشته نبود، گفت دستور می‌دهم اهانت به پیامبر شما را روی پول بنویسند. وقتی عبدالملک این نامه را خواند خیلی ناراحت شد و زمین بر او تنگ شد. گفت من فکر می‌کنم بدترین آدم روزگار من هستم به خاطر اینکه باعث شدم آن خبیث روی پول اهانت به پیامبر بنویسد. بعد گفت وقتی این پول در دست مردم است همه جا توهین به پیامبر رواج پیدا می‌کند. مسلمان‌ها را جمع کرد گفت حال چه کنیم؟ هیچ کس نظری نداد. یک کسی گفت راه حل این مسئله این است: شما بفرستید امام باقر بیاید، ایشان نظر بدهد که باید چه کنید. عبدالملک هم گفت راست می‌گویی. نامه‌ای نوشت به عامل خودش در مدینه که امام باقر را با احترام زیاد نزد من بفرستید.

وقتی امام باقر تشریف آورد فرمود غصه نخور از دو جهت چنین تهدید اتفاق نمی‌افتد؛ اول اینکه کسی که بخواهد به پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله توهین کند خدا نمی‌گذارد و ریشه‌اش را می‌کند، خدا اجازه نمی‌دهد که این کار را بکند. ثانیاً راه حل داریم. عبدالملک گفت راه حل چیست؟ امام پنجم علیه السلام فرمود این سکّاک‌ها (سکه‌زن‌ها) را بیاور و سکه جدید درهم و دینار درست کن و روی این سکه‌ها یک طرف سوره توحید را بنویس و یک طرف هم نام مبارک رسول خدا را. بعد هم گفت وزن این سکه‌ها چقدر باشد و هر سکه‌ای چه مقدار طلا یا نقره باشد؛ و درهم‌های آن زمان پول ایرانی بود که معروف به درهم بغلی بود، سکه‌های که رأس البغل، در زمان عمر درست کرد که یک طرفش تصویر شاه بود و زیر تخت شاه به فارسی نوشته شده بود «نوش‌خور» یعنی گوارا باد؛ و امام باقر علیه السلام فرمود این سکه‌ها در تمام بلاد اسلام نوشته و رواج پیدا کند.[5]

بعضی نوشته‌اند طبق این حدیث اولین کسی که سکه در عالم اسلام درست کرد امام باقر علیه السلام بود. عرض شد که سکه قبل از اسلام بوده است، آن آیه شریفه قرآن که خوانده شد دلالت بر این دارد که سکه بوده است؛ امام باقر طبق این روایت فقط فرمود سکه اینجا ضرب شود و این‌گونه چیزی روی آن نوشته شود.

ولکن بنده مقداری در این حرف‌ها شک و تردید دارم. شک و تردیدم این است که عبدالملک مروان در سال ۶۶ یعنی ۴ سال بعد از شهادت سیدالشهدا علیه السلام وقتی خواستند سکه را ترویج کنند یا سال ۷۶ یعنی ۱۰ سال بعد که امام باقر علیه السلام تشریف آورد شام و فرمود این‌گونه چیزی روی سکه بنویسید، با سن امام پنجم علیه السلام جور درنمی‌آید، یعنی زمان امامت امام سجاد علیه السلام است و بعید است در زمان امامت امام سجاد (شهادت امام سجاد تقریباً سال ۹۴ است)، شاید سن مبارک امام باقر علیه السلام در سال 66، هشت یا نه سال بوده است و خیلی بعید است بگویند امام را از مدینه بیاورید به شام با این سن کم و در زمانی که پدر بزرگوارشان زنده است امام باقر نظر بدهد. احتمالاً یکی از این دو چیز درست باشد: یا اینکه اصلاً این که در این حدیث آمده است که امام باقر سکه را تعیین کرد اشتباه باشد و مراد امام سجاد علیه السلام باشد؛ که البته این بعید است به خاطر اینکه تشریف بردن امام سجاد به شام بعد از جریان کربلا در تاریخ نیامده است. احتمال دیگر این است که این عبدالملک مروان که در این روایت آمده، ابن عبدالملک مروان درست باشد، یعنی زمان فرزندان عبدالملک مروان که با زمان امامت امام پنجم سلام الله علیه و معاصرت ایشان با فرزندان عبدالملک مانند ولید بن عبدالملک بن مروان درست می‌شود. این حدیث تا اینجا به عنوان تاریخچه پول در عالم اسلام نقل شد.

بررسی تفاوت‌های پول صدر اسلام با پول امروزی

اما این سکه‌هایی که اکنون هست مثلاً شاهی، قران، ریال، تومان، با سکه زمان پیامبر اکرم تفاوت‌های عمده دارد.

تفاوت در منشأ ارزش و نقش سکه دولت

سکه زمان پیامبر اکرم که طلا یا نقره بدون هیچ نوشته‌ای بود و از زمان عمر روی آن «نوش‌خور» نوشتند یا از زمان امام پنجم سوره توحید یا «الله الصمد» و «الله أحد» نوشتند؛ آن نقشی که روی پول می‌زدند با سکه کنونی تفاوت زیادی دارد؛ یک تفاوت این است که آن موقع خود پول ارزش داشت، یعنی اگر این سکه هم روی آن نبود باز خود جنس قیمت داشت، طلا یا نقره بود؛ در حالی که اکنون ارزش پول به همان سکه است و اگر سکه را در نظر نگیرید اصلاً ارزشی ندارد، کاغذ اسکناس ارزشی ندارد، سکه دولت است که به آن اعتبار می‌دهد.

اگر زمان صدر اسلام سکه می‌زدند روی پول، یعنی دولت مهر می‌زد، فقط برای این بود که اعتماد مردم بیشتر بشود. در مکاسب حدیثی بود که کسی پولی را آورد خدمت امام هفتم سلام الله علیه، امام پول را خرد کرد و گفت در سطل آشغال بیندازید، غش در آن است. «أنّه أخذ ديناراً من الدنانير المصبوبة بين يديه ثم قطّعه بنصفين ثم قال لي: ألقه في البالوعة حتى لا يباع بشيء فيه غش»[6] . معنای حدیث این است که آن زمان پول بود ولی گاهی غش در آن بود، پولی که مس در آن بود و مس سیاه می‌شد می‌گفتند یک پول سیاه نمی‌ارزد. آن زمان دولت می‌آمد سکه می‌زد روی پول یعنی دولت تأیید کرده است که این سکه تقلبی نیست و به این پول اعتماد کنید. اکنون سکه دولت برای این نیست که بگوید تقلبی نیست، بلکه برای این است که اصلاً به این پول اعتبار بدهد. آن زمان سکه دولت اعتماد درست کردن بود، امروزه سکه دولت اعتبار درست کردن است. آن موقع دولت می‌گفت من قول می‌دهم این پول قلابی نیست، اکنون می‌گوید من این پول را معتبر می‌دانم، پشتوانه دارد.

تفاوت در الگوی ثروت‌اندوزی و ذخیره ارزش

زمان پیامبر اکرم یا صدر اسلام، معمولاً کسی که می‌خواست ثروت‌اندوزی کند می‌رفت طلا و نقره جمع می‌کرد یا گاو و گوسفند می‌خرید، اما ثروت‌اندوزی زمان پیامبر به این نبود که پول جمع کند، این‌گونه چیزی در تاریخ نداریم. مثلاً می‌گویند عبدالله بن زبیر ۴ زن داشت، وقتی مُرد می‌خواستند ارث زن‌هایش را بدهند گفتند یک‌هشتم ثروتش مال ۴ زن می‌شود، به هر زنی ۳۲ هزار مثقال طلا رسید، یعنی ۴ تا ۳۲ هزار مثقال می‌شود یک‌هشتم طلاهای ابن زبیر؛ ولی ببینید ابن زبیر که این همه پول جمع کرده درهم و دینار جمع نکرده است، همان شمش طلا بوده که آوردند و با تبر طلاها را خرد می‌کردند. زمان پیامبر یا صدر اسلام کسانی که ثروت‌اندوزی می‌کردند درهم و دینار جمع نمی‌کردند، جنس جمع می‌کردند. ثروت حضرت خدیجه شتر بود، در تاریخ هست حضرت خدیجه سلام الله علیها ۱۰۰ هزار شتر داشت. کسی آمده گفته ۱۰۰۰ شتر در مکه جا نمی‌شود، جوابش این است که شترها در مکه نبود، در شام، قاهره، مصر و حبشه شتر داشت. کسی به امام صادق علیه السلام گفت حدیثی هست که پیامبر فرمود هر کس از مکه هجرت کند به مدینه من یک شتر به او می‌دهم، پیامبر از کجا این همه شتر آورد که به هر کس شتر هدیه می‌داد؟ امام صادق فرمود درباره اموال خدیجه چه فکر کردی؟ یعنی اموال خدیجه شتر بود. آیه ﴿وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ﴾[7] یعنی طلا را ذخیره می‌کردند نه درهم و دینار را.

پس ببینید فعلاً این عرض شد که یکی از فرق‌های پول امروز با پول زمان پیامبر صلی الله علیه و آله این است که امروز انسان وقتی می‌می‌خواهد ثروت‌اندوزی کند خود پول را ذخیره می‌کند، ولی زمان پیامبر اکرم درهم و دینار ذخیره نمی‌کردند، طلا یا گاو و گوسفند ذخیره می‌کردند اما درهم و دینار ذخیره نمی‌کردند. شاید علتش این بود که در عالم اسلام سکه ضرب نمی‌شد و سکه وارداتی از ایران و رم بود و لذا سکه کم بود. زمان پیامبر ثروت‌اندوزی به خود جنس بود، امروز ثروت‌اندوزی گاهی به پول و به خود درهم و دینار است.

تفاوت از نظر میزان تورم و ثبات ارزش

امروزه تورم در پول زیاد است؛ زمان پیامبر به خاطر اینکه پول کم بود و آنچه ضرب می‌شد خود طلا یا نقره بود نه فلز دیگر، معمولاً هیچ‌وقت تورم نداشت یا خیلی کم بود. حدیث عروه بارقی این بود که پیامبر صلی الله علیه و آله یک درهم داد گفت برو گوسفند بخر، او رفت با یک درهم دو گوسفند خرید، یعنی پول یک گوسفند یک درهم بود.[8] زمان ائمه علیهم السلام معمولاً در روایتی نداریم یک گوسفند یک درهم باشد بلکه چند درهم بوده است، ولی این نه از باب تورم بلکه از باب وفور نعمت بوده است. به هر حال یکی از تفاوت‌های پول امروز و آن زمان در همین تورم و کم‌ارزش شدن پول یا کم‌ارزش نشدن آن زمان است.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo