1404/11/18
بسم الله الرحمن الرحیم
شروط بیع ربوی، شرط دوم: مکیل و موزون بودن /ربا /نظام اقتصادی اسلام
موضوع: نظام اقتصادی اسلام/ربا /شروط بیع ربوی، شرط دوم: مکیل و موزون بودن
مقدمه و تبریک ولادت حضرت صاحبالزمان (عج)
نخست با اینکه گذشته است، اما با عرض تبریک نیمه شعبان، سالروز ولادت امام زمان (ارواحنا فداه و عجل الله تعالی فرجه الشریف) آغاز میکنیم.
اهمیت معنوی شب شانزدهم شعبان و رساله میرداماد
ثانیاً امیدوارم که آقایان موفق به انجام اعمال شب نیمه شعبان و شب شانزدهم شعبان شده باشند. پیشازاین نیز چند بار عرض شده بود گرچه شب نیمه شعبان که همانند شب قدر است اهمیت بسیاری دارد، اما شب شانزدهم شعبان نیز بسیار بااهمیت است. به هر صورت زمان آن گذشت، اما انشاءالله موفق به انجام اعمال آن شده باشید. پیشتر ذکر شد که مرحوم میرداماد رسالهای منحصراً درباره اعمال شب شانزدهم شعبان نگاشته است که ذکرها و دعاهای بسیار مهمی در آن وجود دارد. انشاءالله اگر انجام شده است، خداوند قبول بفرماید و در غیر این صورت، سال آینده توفیق انجام آن حاصل شود.
ثالثاً از اینکه در این مدت در خدمت شما نبودم، عذرخواهی میکنم؛ تعطیلیِ غیرمترقبهای بود و بنده به سفر عمره مشرف شده بودم و دعاگوی همه آقایان نیز بودم. نام مبارک برخی از آقایان در ذهنم بود و آنها که نامشان در خاطر نبود، چهرهشان در ذهن بنده بود؛ این افراد را بهخصوص و سایرین را بهطور عمومی دعا کردم. انشاءالله که خداوند قبول بفرماید.
تحلیل تحولات فکری و انتشاراتی در عربستان سعودی
رابعاً وهابیها درگذشته کتابهای بسیاری علیه شیعه تألیف میکردند. گاهی بنده در ایام عمره یا حج، کتابهای ضد شیعهای را که طی یک سال نگاشته شده بود، بررسی میکردم و اگر از هر کتاب یک نسخه خریداری میشد، در برخی سالها حجم آنها به سیزده یا پانزده کارتن میرسید. این مقدار صرفاً مربوط به مکه و مدینه بود؛ قطعاً در شهرهایی نظیر جده، ریاض و دمام این آمار بسیار بیشتر بود. به بیانی دیگر، حجم کتابهایی که علیه شیعه نوشته میشد، بسیار زیاد بود. اکنون حدود چهار یا پنج سال است که این روند فروکش کرده است؛ بلکه میتوان گفت تقریباً کتاب مستقلی علیه شیعه نوشته نمیشود یا بسیار اندک شده است. این موضوع ازاینجهت که حجم هجوم علیه شیعه کاهشیافته، مطلوب است. همچنین جمعیت شیعیان در مکه و مدینه افزایش یافته است. جالب است بدانید که ابن جوزی در قرن هشتم در اثر خود ذکر میکند که شیعیان در مکه زیاد شدهاند.
مطلبی که اکنون مطرح است، این است که گرچه هجوم علیه شیعه کاهشیافته، اما در مقابل، در عربستان یا بهطورکلی در تفکر وهابیت که پیشازاین کتابهای کلامی و فلسفی ممنوع بود، تغییراتی ایجاد شده است. آنها آثاری همچون «ذَمُّ الْكَلام» در مذمت علم کلام مینوشتند؛ فلسفه و عرفان نیز بهطریقاولی ممنوع بود. درواقع وهابیها با کلام، فلسفه، عرفان و تصوف بسیار مخالف هستند؛ اما در دو سه سال اخیر، فعالیتهای بسیاری در این زمینهها آغاز کردهاند. بهعنوانمثال کتابهای منطقی که در بسیاری جاها یافت نمیشود، اکنون توسط آنها چاپ میشود؛ درحالیکه پیشازاین، منطق را کفر میدانستند. اکنون آثار کلامی و حتی آثار ابوعلی سینا و شیخ اشراق (سهروردی) بهوفور چاپ میشود. آثار تصوف و عرفان نیز به همین صورت است. این موضوع از یکسو مطلوب است؛ چون هرچه عقلگرایی تقویت شود، طبعاً اختلافات و درگیریها کاهش مییابد؛ اما از سوی دیگر، این زنگ هشداری است که مبادا علوم عقلی که ریشه در تشیع دارد، توسط آنها تصاحب شود و ما در این حوزهها، ازجمله کلام جدید، منطق، کلام معتزلی و اشعری که نقاط قوت مذهب شیعه است، عقب بمانیم.
مذهب ماتریدیه و تقابل آن با وهابیت
متأسفانه اکنون در حوزههای علمیه درباره ماتریدیه تحقیق چندانی صورت نمیگیرد و درسی دراینباره وجود ندارد. در کتابهای کلامی و فلسفی متداول نیز مطلبی درباره ماتریدیها نیست. ابومنصور ماتریدی طرفداران بسیاری دارد؛ هرچند آمار دقیقی در دست نیست، اما در مناطقی همچون شمال پاکستان، افغانستان و تمام گروه طالبان، تفکرات ماتریدی حاکم است. همچنین در کشورهایی نظیر تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان، اهل سنت غالباً ماتریدی هستند.
ماتریدیها آموزههای مطلوبی دارند. وهابیها بهقدری با ماتریدیها دشمنی دارند که در پایاننامههای آنها ذکر شده است اگر روزی عربستان به بمب اتم دست یابد، آن را علیه ماتریدیها به کار خواهد برد. آنها هیچگاه در آثارشان چنین تعبیری را برای شیعه به کار نبردهاند. تفکر ماتریدی بسیار جالب است و در حوزههای ما کمتر مطالعه میشود، اما اکنون در عربستان کتابهای بسیاری در دفاع از ماتریدیه چاپ شده است. ماتریدیها طرفدار زیارت، توسل و حرمهای اهلبیت (علیهمالسلام) هستند؛ همچنین موضوعاتی نظیر گریه و عزاداری در میان آنها بسیار رایج است. آنها به دوازده امام (علیهمالسلام) احترام بسیاری میگذارند. از همه مهمتر، کتاب «التوحید» ابومنصور ماتریدی است که شباهتهایی به کتاب «التوحید» شیخ صدوق دارد و انصافاً اثر ارزشمندی است. چاپهای مختلف آن موجود است و مطالعه آن توصیه میشود. این تفکر اکنون در آن مناطق در حال رشد است که جای خوشحالی دارد. ماتریدیها و همچنین کُلّابیها دارای تفکرات سنی هستند، اما از نوعی که در اواخر بسیار محدود شده بودند و تفکرشان رشد نکرده بود، ولی اکنون وضعیت تغییر کرده است. به هر صورت رشد این تفکرات به نفع ماست.
تبیین ملاک مکیل و موزون
در جلسه گذشته این بحث آغاز شد که یکی از شرایط ربا این است که آن دو جنس ربوی، مکیل (پیمانهای) و موزون (کشیدنی) باشند؛ بنابراین در کالاهایی که با شمارش یا با مشاهده فروخته میشوند، ربا جاری نیست. سپس این مسئله مطرح شد که اگر کالایی در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مکیل و موزون بوده است، طبق اجماع مسلمین، ملاک همان وضعیت زمان رسول خداست. دراینباره عبارت علامه حلی مطالعه شد. برخی از علمای ما نیز که در باب ربا آثاری نگاشتهاند، تحت تأثیر کتابی بیستجلدی به نام «الْمُعامَلاتُ الْمُالیَّة» اثر ذُبیان بودهاند. با مقایسه عبارات روشن میشود که برخی مطالب عیناً از آن کتاب در آثار علمای شیعه وارد شده است. هدف از قرائت عبارت «تذکره» در جلسه قبل این بود که دانسته شود برخی علمای اهل سنت، نظیر مالکیها یا ظاهریه، معتقد به تعبد نسبت به وضعیت زمان پیامبر هستند. در مقابل، افرادی نظیر ابوحنیفه صراحتاً میگویند ملاک، زمان پیامبر اکرم نیست بلکه عرف هر زمان و مکان ملاک است.
نقد و بررسی سخنان اهل سنت وجه چندانی ندارد، اما اشکال اصلی به مطالب جلسه قبل، این است که علمای اهل سنت معتقدند باید به جهت اصل عدم نسخ، نسبت به هر آنچه در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود، متعبد باشیم. برای مثال اگر پیامبر فرمودهاند کالایی مکیل است، باید مکیل باقی بماند؛ اما اگر پیامبر صراحتاً نفرموده باشند، ولی در آن زمان بهصورت کیلی معامله میشده است (مانند آب که با سطل یا لیتر فروخته میشد)، حکم چیست؟ مسلم است که دقت وزن از کیل بیشتر است؛ اما کسانی نظیر ظاهریه و مالکیها که بسیار متعبد به نص هستند (مشابه اخباریهای شیعه)، میگویند هر چیزی در زمان پیامبر کیلی بوده، اکنون نیز باید کیلی باشد، ولو اینکه وزن دقیقتر باشد. کسانی که کمتر به نص متعبد هستند، نظیر ابوحنیفه، دیدگاه دوم را میپذیرند.
نقد استدلال به اصل عدم نسخ در مکیلات و موزونات
اشکال به بحث جلسه قبل این است که استدلال به اصل عدم نسخ در موضوع موردبحث جاری نیست. این اصل مربوط بهجایی است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) صراحتاً فرموده باشند فلان کالا مکیل است و سپس ما شک کنیم که آیا هنوز مکیل است یا خیر؛ اینجا جای استصحاب و اصل عدم نسخ است؛ اما اگر پیامبر نفرموده باشند و صرفاً عرف آن زمان بر کیل بوده باشد، جای جاری کردن این اصل نیست.
در اینجا دو مسئله مطرح است: نخست اینکه اگر کالایی در زمان پیامبر اکرم مکیل بود اما اکنون دیگر مکیل نیست، یا زمان پیامبر وزنی بود اما اکنون موزون نیست، تکلیف چیست؟ آیا عرف زمان پیامبر ملاک است یا عرف امروز؟ یکزمان میدانیم عرف زمان پیامبر تغییر کرده است؛ در اینجا باید طبق زمان پیامبر عمل شود یا طبق عرف امروز؟ مسئله دوم مربوط بهجایی است که شک داریم کالایی در زمان پیامبر اکرم مکیل و موزون بوده است یا خیر. جالب است که در سفر اخیر، کتابی قطور در عربستان مشاهده شد که صرفاً درباره استصحاب قهقرایی در مسئله ربا و مکیل و موزون نگاشته شده بود؛ با این پرسش که اگر کالایی اکنون مکیل است ولی وضعیت آن در زمان پیامبر مشخص نیست، آیا میتوان با استصحاب قهقرایی حکم کرد که در زمان پیامبر نیز مکیل بوده است؟ پس دو مسئله وجود دارد: یکی جایی که میدانیم عرف زمان پیامبر تغییر کرده و دیگری جایی که عرف امروز را میدانیم اما نسبت به عرف زمان پیامبر شک داریم.
کتابی که به آن اشاره شد، «الْمُعامَلاتُ الْمُالیَّةُ أَصالَةً وَ حَداثَةً» نام دارد. اصالة به معنای تبعیت از سنت و گذشته و حداثة به معنای تبعیت از وضعیت روز است. محقق حلی در کتاب شرایع معتقد است باید تابع عرف زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) باشیم. پس از ایشان نیز بسیاری از علما ادعای اجماع کردهاند. صاحب جواهر میفرماید اجماع، اعم از محصل و منقول است و همچنین تتبع در کلمات علما نشان میدهد که در ذهن علمای شیعه اینگونه بوده است که اگر کالایی در زمان پیامبر مکیل بوده است تا روز قیامت مکیل محسوب میشود، حتی اگر عرف تغییر کند. در مورد موزون نیز همینگونه است.
تحلیل ادله و مبانی تشخیص مکیل و موزون
در روایات ما نص صریحی مبنی بر لزوم تبعیت از عرف زمان پیامبر وجود ندارد؛ بلکه صرفاً کلمات مکیل و موزون ذکر شده و این کلمات به عرف احاله شده است. در اینجا بحثهای مهمی پیش میآید: اول اینکه آیا ملاک عرف عام است یا عرف خاص؟ اگر در شهری گردو با وزن فروخته شود اما در سایر شهرها بهصورت دانهای باشد، ملاک کدام است؟ دوم اینکه در چه مواردی باید به عرف مراجعه کرد؟ عرف تا چه حد در مسائل شرعی دخالت دارد؟ نکته دیگر اینکه آیا این کلمات عنوان مُشیر دارند یا عنوان اصیل؟ یعنی وقتی شرع میگوید مکیل و موزون، آیا خود کیل و وزن موضوعیت دارند یا این عناوین به معنای لزوم تساوی در معامله هستند تا تفاضل و کموزیاد رخ ندهد؟
اگر کسی معتقد به اصالت عناوین باشد، ملاک همان عرف زمان پیامبر میشود؛ اما اگر عناوین را اصیل نداند، باید به عرف مراجعه کرد؛ حتی اگر عرف امروز با عرف زمان پیامبر متفاوت باشد. صاحب جواهر این بحث را بهتفصیل مطرح کرده است. ایشان میفرماید: «يَنْبَغِي أَنْ يُعْلَمَ أَنَّ الاعْتِبَارَ فِي ذَلِكَ بِعَادَةِ الشَّرْعِ فَمَا ثَبَتَ أَنَّهُ مَکيلٌ أَوْ مَوْزُونٌ فِي عَصْرِ النَّبِيِّ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ) بُنِيَ عَلَيْهِ»[1] ؛ یعنی در مکیل و موزون، ملاک عادت شرع است. هرچه در زمان پیامبر مکیل یا موزون بوده، ملاک همان است. ایشان میگوید این موضوع اجماعی است و حتی اگر عرف تغییر کند، بازهم باید طبق عرف زمان پیامبر عمل کرد. همچنین در ادامه میفرماید اگر کالایی در عصر پیامبر مکیل و موزون نبوده، اجماعاً ربوی نیست، حتی اگر بعداً مکیل و موزون شود. ایشان وجه این احکام را پس از اجماع، استصحاب میداند.
فاضل مقداد نیز در کتاب «التَّنقيحُ الرّائِع» بیان میکند که اگر میدانیم چیزی در زمان پیامبر کیل و وزن نداشته است، اما اکنون با کیل و وزن فروخته میشود، حکم آن چیست؟ مثلاً نفت؛ در زمان پیامبر نفت مکیل و موزون نبود؛ جوی نفت بود و میفروختند و هر کس هر چه میخواست برمیداشت؛ اما اکنون مکیل و موزون است. اکنونکه مکیل و موزون دارد، اگر ملاک مکیل و موزون بودن فعلی باشد، ربا پیش میآید؛ اما چون در زمان پیامبر مکیل و موزون نبوده است، باید بگوییم در نفت ربا نیست، گرچه امروزه بهصورت مکیل و موزون معامله میشود. بهعنوانمثال اگر کسی بخواهد مقداری نفت تصفیهشده را با نفت سنگین معامله کند، چون ملاک وضعیت زمان پیامبر است، ربا در آن جاری نمیشود.
نفت درگذشته نیز وجود داشته است؛ جویهای نفت و چشمههای نفت وجود داشت که برای روشنایی و آتش از آن استفاده میکردند. در آثار فقهی نظیر «المبسوط» شیخ طوسی از مِقیر (نفت سیاه) و جاری بودن آن در جویها یاد شده است. حتی در ذیل آیه شریفه: ﴿يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ﴾[2] به این موضوع اشاره شده است. درگذشته نفت همانند چشمههای آب در دسترس بود؛ مثلاً در قدیم در نجفآباد، در محراب مسجدی آب فوران میکرد، اما اکنون باید چاههای عمیق حفر کرد تا به آب رسید؛ نفت نیز به همین صورت است.
صاحب جواهر معتقد است ربا دایرمدار وضعیت زمان پیامبر اکرم است؛ لذا اگر چیزی در آن زمان مکیل و موزون نبوده است، اکنون نیز حکم ربا را ندارد. ایشان قاعدهای را مطرح میکند مبنی بر اینکه هر حکمی که معلق بر وصفی شود، اصل بر این است که آن وصف موضوعیت دارد. برای مثال در أکرم زیداً العالم، وصف علم خصوصیت دارد و نمیتوان آن را به معنای دیگری نظیر روشنضمیر تأویل کرد. پس وقتی شارع حکم ربا را بر مکیل و موزون بار کرده است، خود این عناوین موضوعیت دارند.
در باب ربا، شارع برخی خصوصیات نظیر تفاوت عیار در طلا را ملغی کرده است و صرفاً وزن را ملاک قرار داده است؛ لذا یک گرم طلای عیار 18 با یک گرم طلای عیار ۲۴ برابر دانسته میشود، هرچند ارزش آنها متفاوت باشد. در پایان، صاحب جواهر بر استصحاب حکم زمان پیامبر تأکید میکند. مباحث تکمیلی دراینباره و نقد دیدگاه ایشان در جلسه آینده پیگیری خواهد شد.