1404/10/08
بسم الله الرحمن الرحیم
شروط بیع ربوی: شرط اول وحدت در جنس /ربا /نظام اقتصادی اسلام
موضوع: نظام اقتصادی اسلام/ربا /شروط بیع ربوی: شرط اول وحدت در جنس
بررسی مسئله نوزدهم عروة الوثقی: حکم معاوضه علس و سلت
(مسألة ١٩): «مُقْتَضَى اخْتِصَاصِ کُلٍّ مِنَ الْعَلَسِ وَ السُّلَّةِ بِاسْمٍ خَاصٍّ کَوْنُ کُلٍّ مِنْهُمَا جِنْساً مُسْتَقِلًّا فَلَا رِبَا بَیْنَهُمَا وَ لَا بَیْنَ الْأَوَّلِ وَ الْحِنْطَةِ وَ لَا بَیْنَ الثَّانی وَ الشَّعِیرِ إِلَّا أَنَّ بَعْضَ أَهْلِ اللُّغَةِ ذَکَرُوا أَنَّ الْأَوَّلَ نَوْعٌ مِنَ الْحِنْطَةِ وَ الثَّانِی نَوْعٌ مِنَ الشَّعِیرِ فَإِنْ ثَبَتَ ذَلِکَ لَحِقَهُمَا حُکْمُهُمَا وَ إِلَّا فَلَا».[1]
شاید این مسئله بیشتر برای مناطقی مانند یمن یا جنوب عربستان کاربرد داشته باشد و مبتلابه آنها بوده است. بهصورت کلی بحث دربارۀ این است که آیا معامله کردن «علس» با گندم یا معامله کردن «سلت» با جو، ربا محسوب میشود؟
تعریف لغوی و مصداقی «علس»
ابتدا این دو لغت توضیح داده میشود؛ کلمۀ «علس» نوعی گندم است که در این مناطق وجود ندارد. گندمی است که در هر خوشۀ آن دانه قرار دارد. در یمن نوعی گندم وجود دارد که در هر خوشۀ آن، بهجای یک دانه، دو دانه گندم قرار گرفته است؛ به این صورت که هر دو دانه گندم در یک غلاف کاه قرار دارد. به چنین چیزی «علس» میگویند. گندمی است که سیاهرنگ بوده و بیشتر در زمان خشکسالی مصرف میشود و در مواقع عادی آن را نمیخورند. بههرحال، این را «علس» میگویند که یک گندم خاص است.
تعریف لغوی و مصداقی «سلت»
کلمۀ دیگر که در عروه یا کتابهای فقهی «سُلّه» نوشته میشود، حتماً اشتباه است و چنین کلمهای در زبان عربی وجود ندارد. صحیحِ آن «سُلت»، بدون تشدید و با تاء کشیده است. «سلت» نوعی جو است که در نرمی و لطافت مانند گندم و در طعم و خاصیت مانند جو است؛ یعنی از جهتی شبیه گندم و از جهتی شبیه جو است. نام این غله «سلت» است، نه «سلّه» که در کتاب آمده است.
ملاک در تعیین جنس: قول لغوی یا عرف؟
کتابهای لغت معمولاً برای این واژگانی که لغات فقهی هستند، نظیر کتاب «مصباح المنیر» فیومی که بهترین کتاب لغت فقهی محسوب میشود یا کتاب «شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم»، اینگونه بیان میکنند که «علس» نوعی از گندم (الحنطه) و «سلت» نوعی از جو (الشعیر) است.
اگر سخن کتابهای لغت ملاک قرار گیرد، ربا پیش میآید؛ زیرا ربا عبارت از آن بود که دو چیز همجنس محسوب شوند. اگر کسی یک کیلو گندم بدهد و دو کیلو «علس» بگیرد، ربا است؛ بهشرط آنکه «علس» را نوعی گندم بدانیم؛ اما اگر به کتاب لغت استناد نشود و اینها اجناس مستقلی تلقی شوند، ربا نخواهد بود. آنچه دلیل شرعی دارد، این است که گندم و جو یک جنس هستند و ربا در آنها پیش میآید.
صاحب عروه فرموده است: دربارۀ «علس» یا «سله» باید به لغت مراجعه شود تا مشخص گردد لغت «علس» را نوعی گندم میدانند؟ اما صحیح آن است که ملاک لغت نیست، بلکه عرف است. لغت، عرف خاص محسوب میشود درحالیکه خطاب روایات به عرف عام است. ثانیاً برخی کتابهای لغت به دنبال «وضع» و «موضوع له» کلمه هستند و وضع کلمه غیر از استعمال عرفی آن است.
بنابراین مسئله شرعی این است که ملاک لغت نیست بلکه عرف است. اگر در عرفی «علس» و «سله»، گندم و جو شناخته شوند، حکم گندم و جو را دارند و اگر نوع خاصی از حبوبات در مقابل گندم دانسته شوند، حکم ربا نخواهند داشت.
بررسی مسئله بیستم: حکم اصناف مختلف خرما و انگور
(مسألة ٢٠): التمر بأصنافه واحد من غير فرق بين الجيّد منه و الرديء فلا يجوز بيع بعضها ببعض إلاّ متساويا؛ و في الخبر عن أبي عبد اللّه عليه السّلام: كان عليّ بن أبي طالب يكره أن يستبدل وسقا من تمر المدينة بوسقين من تمر خيبر و لم يكن عليّ عليه السّلام يكره الحلال؛ و في بعض الروايات التعليل بأنّ تمر المدينة أجود و كذا العنب بأصنافه جنس واحد و إن اختلف في الشكل و اللون و الطعم، فلا يجوز التفاضل في أصنافه بلا خلاف، ففي الخبر عن أبي عبد اللّه عليه السّلام عن العنب بالزبيب فقال عليه السّلام: لا يصلح إلاّ مثلا بمثل.[2]
خرما با تمام انواعش یک جنس محسوب میشود. برای مثال، خرمای «عجوه» که بسیار گران است و خرمای معمولی که قیمت کمتری دارد، همگی یک جنس هستند. میان خرمای مرغوب و نامرغوب تفاوتی نیست. نباید یک کیلو خرمای نامرغوب را با مقدار بیشتری خرمای مرغوب معاوضه کرد و الا ربا است.
روایتی از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نقل شده است که ایشان معاوضۀ خرمای مدینه با خرمای خیبر را با تفاضل جایز ندانستهاند[3] . در روایات مختلف، گاه خرمای مدینه و گاه خرمای خیبر برتر دانسته شده است که این تعارض اهمیتی ندارد؛ خرمای تر و خشک، خوب و بد، همگی یک جنس هستند. این حکم در مورد انواع انگور و کشمش نیز جاری است و نمیتوان مقدار کمتری از یک نوع مرغوب را با مقدار بیشتری از نوع دیگر معاوضه کرد.
اینکه در روایات آمده است امیرالمؤمنین (علیهالسلام) چنین معاملهای را نمیپسندیدند، به همین جهت است. اگر قرار به معامله باشد، کشمش و انگور یک جنس هستند و باید بهصورت مساوی معاوضه شوند. ازآنجاکه انگور پس از خشک شدن سبک میشود، خرمای تر (رطب) نیز پس از خشک شدن به خرمای خشک (تمر) تبدیل میگردد. معاوضۀ یک کیلو رطب با یک کیلو تمر ربا نیست، اما اگر به جهت تر بودن و سبک شدن در آینده، مقدار بیشتری مطالبه شود، ربا خواهد بود. ملاک وزن در زمان معامله است، نه وضعیتی که در آینده پیش میآید.
حکم ربا در فلزات نهگانه
مسئلۀ دیگر این است که نه نوع فلز شامل: طلا، نقره، برنج (سُفره)، آهن، سرب، روی (قلع) و غیره ذکر شده است که هرکدام جنسی مستقل محسوب میشوند. مس یک جنس و طلا جنسی دیگر است. طلا با هر عیاری یک جنس محسوب میشود و باید بهصورت هموزن معاوضه گردد.
بررسی روایات باب ربا (معاوضه رطب و تمر)
حدیث اول: در باب چهاردهم از ابواب ربا، حدیث اول چنین است: «عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیهالسلام) قَالَ: لَا یَصْلُحُ التَّمْرُ الْیَابِسُ بِالرَّطْبِ مِنْ أَجْلِ أَنَّ التَّمْرَ یَابِسٌ وَ الرَّطْبَ رَطْبٌ فَإِذَا یَبِسَ نَقَصَ».[4]
اگر کسی بپرسد خرمای خشک را با خرمای تر معامله کنیم یا معامله نکنیم؟ پاسخ این است که بهتر است چنین معاملهای صورت نگیرد؛ زیرا خرمای تر پس از خشک شدن سبک میشود. این حدیث بر همین معنا دلالت دارد. صلاح نیست خرمای خشک با خرمای تر معامله شود؛ زیرا با خشک شدن، وزن آنها متفاوت میگردد؛ اما اگر کسی قصد انجام این معامله را دارد، باید هموزن باشد و ملاک نیز وزن زمان حال است.
حدیث دوم: «وَ عَنْهُ عَنِ النَّضْرِ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیهالسلام) فِی حَدِیثٍ أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (علیهالسلام) کَرِهَ أَنْ یُبَاعَ التَّمْرُ بِالرَّطْبِ عَاجِلًا بِمِثْلِ کَیْلِهِ إِلَى أَجَلٍ مِنْ أَجْلِ أَنَّ التَّمْرَ يَيْبَسُ فَيَنْقُصُ مِنْ كَيْلِه»[5] .
نضر همان «نضر بن سوید» است که در کتابهای رجال معمولاً مطرح نیست، اما در کتاب «تفسیر قمی» که جزو توثیقات عامه است، احادیث فراوانی از او نقل شده است.
طبق این حدیث امام صادق (علیهالسلام) نقل میفرماید: امیرالمؤمنین (علیهالسلام) خوشایند نداشتند که خرمای خشک با خرمای تر بهصورت نقد یا نسیه با تفاضل معامله شود. در مورد معامله نسیه پیشتر ذکر شد که بسیاری آن را جایز نمیدانند. این حدیث بیان میکند که ایشان به جهت کاهش وزن رطب پس از خشک شدن، نسبت به این معامله کراهت داشتند.
حدیث سوم: «بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیهالسلام) عَنِ الْعِنَبِ بِالزَّبِیبِ قَالَ لَا یَصْلُحُ إِلَّا مِثْلًا بِمِثْلٍ قَالَ وَ التَّمْرُ بِالرَّطْبِ مِثْلًا بِمِثْلٍ»[6] .
این حدیث شاهد بر آن است که «لا یصلح» در اینجا به معنای لزوم تساوی است. امام (علیهالسلام) میفرماید معاوضۀ انگور با کشمش و رطب با خرما تنها بهصورت مساوی جایز است. پیشتر گفته شد که «لا یصلح» در باب ربا به معنای عدم جواز است، اما با توجه به حدیثی که تعبیر «کره» داشت، میتوان آن را بر کراهت یا بهتر بودن ترک معامله حمل کرد؛ مشروط بر اینکه در صورت انجام، تساوی رعایت شود.
حدیث چهارم: «وَ زَادَ وَ قَالَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ: الْمُخْتَلِفَانِ مِثْلًا بِمِثْلٍ یَداً بِیَدٍ لَا بَأْسَ»[7] .
اگر دو چیز متفاوت باشند -درحالیکه خرمای خشک و تر هر دو یک نام دارند و متفاوت نیستند- اشکالی ندارد؛ اما چون اینها یک جنس هستند، باید مساوی باشند و الا ربا است. تعبیر «یداً بید» نیز مربوط به مسئلۀ معامله نقد در طعام است که پیشتر بحث شد.
حدیث پنجم: «وَ عَنْهُ عَنْ خَالِدٍ عَنِ اِبْنِ أَبِي الرَّبِيعِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مَا تَرَى فِي التَّمْرِ وَ الْبُسْرِ الْأَحْمَرِ مِثْلاً بِمِثْلٍ قَالَ لاَ بَأْسَ قُلْتُ فَالْبُخْتُجُ وَ الْعِنَبُ مِثْلاً بِمِثْلٍ قَالَ لاَ بَأْسَ»[8] .
حسن بن محبوب معمولاً از خود «ابی ربیع» حدیث نقل میکند و احتمالاً کلمۀ «ابن» یا «خالد» در سند اضافه یا تصحیف شده باشد. در این حدیث آمده است: معاوضۀ خرمای خشک با رطب قرمز بهصورت مساوی اشکالی ندارد. «بختج» احتمالاً همان غوره است و امام فرمودند معاوضۀ غوره و انگور بهصورت مساوی بلامانع است؛ زیرا هر دو یک جنس محسوب میشوند و ملاک وزن زمان حال است.
جمعبندی و وجه جمع بین روایات
بنابراین، خرما و رطب، یا غوره و انگور یک جنس هستند و باید بهصورت مساوی معامله شوند. تفاوت در وضعیت فعلی و آینده (خشک شدن) ملاک نیست. صاحب وسائل میفرماید: «أَقُولُ: حَمَلَ اَلشَّيْخُ هَذِهِ الْأَحَادِيثَ عَلَى الْكَرَاهَةِ وَ غَيْرُهُ عَلَى التَّحْرِيم».[9] شیخ طوسی این روایات را حمل بر کراهت کرده است و برخی نیز بر حرمت حمل نمودهاند. وجه جمع این است که خرما و رطب یک جنس ربوی هستند و نباید با تفاضل معامله شوند و تعبیر «لا یصلح» نیز به قرینه روایت دیگر، بر بهتر بودن ترک معامله دلالت دارد، اما در صورت انجام، رعایت تساوی الزامی است.