1405/07/08
بسم الله الرحمن الرحیم
لزوم مراقبت از نفس - اضلال و اذلال ثانویهی خداوند - عدم تنافی بین مراقبت از خود و امر به معروف و نهی از منکر برای دیگران/تفسیر آیه 105 /تفسیر سوره مائده
محتويات
1- تفسیر آیه 1051.1- امر به مراقبت از نفس بعد از خطاب به مؤمنین
1.2- معرفت نفس، امالمعارف
1.3- مراتب نفس و لزوم مراقبت از آن مراتب نفس
1.4- مدیریت خیالات، سبب احیای نفس لوّامه
1.5- گناه تجری بر اوامر و نواهی مولی و لزوم مراقبت از نفوس
1.6- لزوم برنامهریزی برای نفس و خاطرهای از علامه حسنزاده (رحمهالله)
1.7- دستورالعمل مراقبه از امام صادق (علیهالسلام)
1.8- روش برنامهریزی در سیره امام رضا (علیهالسلام)
1.9- آثار مراقبت از نفس
1.10- برداشت نادرست از مفهوم آیه و پاسخ به آن
1.11- امر به معروف و نهی از منکر، مقدمهی فرایض دیگر
1.12- جنبهی مثبت و منفی دقت در زندگی دیگران
1.13- منظور از اِضلال و اِذلال خداوند
1.14- فرق بین هدایت و اهتداء
1.15- شرط پذیرش هدایت
1.16- ذلالت و ضلالت ثانویهی خدای متعال
1.17- نسبت بین مشیت الهی با مشیت انسان
1.18- راهکار دفع چشم زخم از منظر امام صادق (علیهالسلام)
1.19- اِهتِداء، سبب جلوگیری از ضرر و ضلالت انسان
1.20- عدم منافات امر به مراقبت از خود با امر به معروف و نهی از منکر دیگران
1.21- فرق بین ضرر و خسران
1.22- مصادیق ضرر در این آیه

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیه 105 /لزوم مراقبت از نفس - اضلال و اذلال ثانویهی خداوند - عدم تنافی بین مراقبت از خود و امر به معروف و نهی از منکر برای دیگران
1- تفسیر آیه 105
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ﴾.[1]
1.1- امر به مراقبت از نفس بعد از خطاب به مؤمنین
باز خدا را شاکریم که بحمدالله رب العالمین در محضر آیات الهی هستیم؛ عرض شد که خطاب ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا﴾، خطاب خاصی است که وصف خاصی از انسانهای وارسته و انسانهایی که موفق هستند را بیان میکند. و وقتی که این وصف، وصف خاص باشد، عرض کردیم ﴿عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ﴾ یک امر دیگر است؛ یک امر دیگر بعد از ایمان، و آن مواظبت و ملازمت و مراقبت از نفوس است.
1.2- معرفت نفس، امالمعارف
ما در جلسات گذشته عرض کردیم که معرفت نفس، امالمعارف و بستر همه معارف است. و اگر کسی خدای نخواسته به معرفت نفس نرسد، با کمال صراحت و صداقت عرض میکنیم به هیچ یکی از علوم نرسیده است. و این معرفت نفس، امالمعارف الهی و اسلامی است.
1.3- مراتب نفس و لزوم مراقبت از آن مراتب نفس
کسی که به معرفت نفس و ﴿عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ﴾ برسد. عرض کردیم که «أنفس» جمع است و خود نفس مراتب متعددی دارد. از نفس وسوسهگر و مذمومه تا نفس اماره که ﴿إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ﴾،[2] و تا نفس مطمئنه و نفس راضیه و مرضیه و نفس لوّامه. انسان باید در تمام این مراحل نفوس با دقت و مراقبت پیش برود. و همانطور که بارها در محضرتان عرض کردیم، هر مرحلهای از نفس که دارای یک صورت خاصی است، برای مراحل بعدی مرحله و مقدمه است. و این نکته بسیار مهمی است.
1.4- مدیریت خیالات، سبب احیای نفس لوّامه
یعنی ما اگر مراقب خیالات و تصورات نفسانیمان بودیم و اینها را هدایت و حمایت کردیم، به مراحلی میرسیم که اوامر نفس را هم میتوانیم مدیریت بکنیم. دیدید نعوذ بالله گاهی از اوقات از انسان اشتباهی سر میزند، و مرتب خودش را سرزنش میکند. اما اگر خدای نخواسته همین اشتباه به کرّات و مرّات صادر بشود و نعوذ بالله برای انسان عادت بشود، این دیگر از آن حالت ملامتگری خارج میشود و دیگر ملامتگر نیست و طبیعی میشود.
1.5- گناه تجری بر اوامر و نواهی مولی و لزوم مراقبت از نفوس
برای همین در فقه و اصولمان عرض کردیم که خود تجری بر اوامر و نواهی مولا هم خودش گناه است؛ گرچه که خداوند تبارک و تعالی به کرمش و عنایتش، به فعل گناه عقاب میکند نه به تصور گناه. اما در سیر و سلوک، تصور گناه هم خودش یک گناه اخلاقی و معرفتی حساب میشود. برای همین در این جمله شریفه ﴿عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ﴾ که عرض کردیم امر است و مراقبت و ملازمت را به وضوح، به وجوب بیان میکند، خودش دارای مراتب است.
1.6- لزوم برنامهریزی برای نفس و خاطرهای از علامه حسنزاده (رحمهالله)
و آنانی که دارای معرفت نفس هستند، برای نفسشان برنامه دارند. شاید بارها در سالهای گذشته عرض کردیم که حضرت علامه حسنزاده (قَدَّسَاللَّهُنَفْسَهُالزَّكِيَّةَ)، همیشه کنار دستشان یک دفترچهای برای یادداشت حالاتشان داشتند. این مراقبت است؛ یعنی نه تنها باید به صورت تصوری مراقبت داشته باشیم؛ بلکه ما باید تحققی و عینی، مراقبت داشته باشیم؛ بنویسیم، یادداشت بکنیم: این خوبی است، نه نعوذ بالله این اشتباه است، این نباید صادر بشود، این باید ادامه پیدا بکند.
1.7- دستورالعمل مراقبه از امام صادق (علیهالسلام)
همان جملهای که حضرت امام صادق علیه الصلاة و السلام فرمان خوبی دادند، فرمودند: «إِذَا أَحسَنتُم فَاحمَدُوا اللهَ، وَإِذَا أَسَأتُم فَاستَغفِرُوا اللهَ»؛[3] اعمالتان را مراقبت بکنید؛ وقتی که در آن کاستی داشت، استغفار داشته باشید؛ و وقتی که کار را مراقبت کردید، دیدید کار پسندیده است، حمد خدا را به جا آورید: «الحمدلله رب العالمین». این طریقه مراقبت است.
1.8- روش برنامهریزی در سیره امام رضا (علیهالسلام)
و بعد حضرت امام رضا (علیه الصلاة و السلام) - جانم به قربانشان - در دستورالعملی که گاهی وقتها انسانها کارهایشان به تأخیر میافتد، میخواهند کاری را انجام بدهند موفق نمیشوند، حضرت دستورالعمل خیلی مهمی بیان فرمودند؛ فرمودند: برنامهات را بنویس، بگو انشاءالله تبارک و تعالی «فعلت هکذا»؛ اینگونه کار را انجام خواهم داد.[4] و این خیلی تعبیر عجیبی است که حضرت، کار و فعالیت را به مشیت الهی مقید نمودند و فرمودند بگو «إن شاء الله» و «ما شاء الله».
1.9- آثار مراقبت از نفس
میتوانیم بگوییم که نفس ما اگر مراقبت بشود، تمام کمالات را لایق میشود و تمام کمالات بر او حاصل میشود. نفس ما یک قوهای است که استعداد همه پذیرش صورتهای کمالیه را دارد. و اینجاست که ﴿عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ﴾.
1.10- برداشت نادرست از مفهوم آیه و پاسخ به آن
بعضیها از این قسمت آیه ﴿لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ﴾، استفاده کردند که پس بنابراین ما باید فقط به خودمان توجه و نظر داشته باشیم و اصلاً به دیگران توجه نکنیم، نسبت به دیگران بیتفاوت باشیم، و در نتیجه وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را اجرا نکنیم. در جواب این برداشت باید گفت که آیه شریفه دارد: ﴿عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ﴾؛ دیگران به شما آسیب نمیزنند. در مقام حقیقت، گمراهی جمع به گمراهی فرد و افراد ضربه نمیزند. اما نسبت به اینکه ما هم وظیفه داریم نسبت به هم نوعمان، یک بحث دیگری است.
1.11- امر به معروف و نهی از منکر، مقدمهی فرایض دیگر
همان جملهای که حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: «إنَّ اَلْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيَ عَنِ اَلْمُنْكَرِ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ اَلْفَرَائِضُ»؛[5] امر به معروف و نهی از منکر دو فریضهای که بستر برای فرایض دیگر هستند. پس بنابراین همانطور که خداوند تبارک و تعالی در مراقبت نسبت به خودمان امر کرده است، نسبت به مراقبت و توجه به دیگران هم امر کردهاند.
1.12- جنبهی مثبت و منفی دقت در زندگی دیگران
اما این نسبت به دیگران به دو مطلب برمیگردد: یکی در بررسی عیوب است؛ قرآن فرمود ﴿وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا﴾؛[6] ما نباید تجسس کنیم، ما نباید غیبت و تهمت داشته باشیم. اما اگر دیگران کمالاتی داشتند، ما باید نسبت به کمالات آنها حالت درسآفرینی و درسگرفتگی داشته باشیم. آیه شریفه میگوید ﴿عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ﴾؛ شما مراقب خودتان باشید، اما بدانید که در مسیر کمالتان اگر دیگران هم خدای نخواسته به ضلالت کشیده بشوند، ضرری به شما نمیزند.
1.13- منظور از اِضلال و اِذلال خداوند
نکته بسیار مهم این است که «من ضل»؛ ضلالت و گمراهی و گمراهکننده، خداوند، مُضِلّ است؛ هم مضلّ با «ضاد»، و هم مذلّ با «ذال» یعنی هم خوارکننده است و هم گمراهکننده است. اما خداوند مضل ابتدایی نیست؛ ابتدائاً کسی را گمراه نمیکند، نعوذ بالله باید از کسی یک لغزشی صورت بگیرد تا بعد خدای نخواسته گمراه بشود و سپس خداوند او را گمراه کند. عجیب این است که این سه کلمه «ضَلَّ» و «ذَلَّ» و «زَلَّ» همه اینها مترتب بر همدیگر هستند. تا لغزش نباشد، یعنی ضلالت با «ضاد» نباشد، گمراهی صورت نمیگیرد؛ تا لغزش و گمراهی نیاید، خواری تحقق پیدا نمیکند. و عرصه این کلمه، تحققش مترتب بر همدیگر است. آیه شریفه در مقام این است گمراهی افراد به شما ضرر نمیزند، البته موقعی که ﴿إِذَا اهْتَدَيْتُمْ﴾؛ شما هدایت را پذیرفته باشید.
1.14- فرق بین هدایت و اهتداء
در جلسه گذشته عرض کردیم، بین هدایت و اهتداء فرق است. هدایت و هادی آن است که راهنمایی میکند و دلالت میکند و راه را میرود. اما اهتداء این است که هدایت را هم میپذیرد. چه بسا کسانی که هدایت بشوند اما اهتداء نداشته باشند. هادی و مهدی، هدایتکننده، و آن است که هدایت شده است؛ اما مهتدی آن است که هدایت را پذیرفته است. نکته آیه خیلی نکته بسیار زیبایی است؛ میگوید: ای کسانی که ایمان آوردید، مراقب خودتان باشید: ﴿لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ﴾؛ کسانی که گمراه شدند به شما نمیتوانند ضرر برسانند؛ به این شرط که ﴿إِذَا اهْتَدَيْتُمْ﴾؛ شما هدایت را پذیرفته باشید.
1.15- شرط پذیرش هدایت
کی میتوانیم هدایت را پذیرفته باشیم؟ وقتی که مراقبت نفس داشته باشیم. همان که حضرت امام جواد (علیهالسلام) فرمودند: انسان مؤمن نیازمند به سه خصلت است: «تَوْفِيقٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ»؛[7] اگر «قبول ممن ینصحه نباشد»، اهتداء تحقق پیدا نمیکند. و از این خطاب «إِذَا اهْتَدَيْتُمْ» استفاده میشود که ما باید دیگران را هم مورد توجه خود قرار دهیم.
1.16- ذلالت و ضلالت ثانویهی خدای متعال
و میتوانیم بگوییم این ضلالت و هدایت در مقابل همدیگر هستند. و ضلالت و هدایت خداوند هیچ موقع ابتدایی نیست؛ یعنی خداوند نعوذ بالله کسی را ابتدائا به خواری و گمراهی نمیکشاند، و این خود انسان است که ابتدائا با اختیار، خود را به گمراهی و حقارت و ذلالت میکشاند، و سپس خداوند نسبت به او «مضلّ» و یا «مذلّ» میشود. خود انسان ﴿إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا﴾[8] هستند؛ یعنی در شکر و یا در کفر قرار میگیرد. حالا که در کفر قرار گرفت، نعوذ بالله به ضلالت میرسد، و ضلالت خداوند همیشه مسبوق به ضلالت انسان است.
1.17- نسبت بین مشیت الهی با مشیت انسان
چنانچه این هم نکته بسیار مهمی است که مشیت خداوند هم مسبوق به مشیت انسان است. یعنی تا انسان اراده نکند، ذات باری تعالی اراده نمیکند؛ گرچه که او مرید علی الاطلاق است و ﴿يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ﴾[9] است، اما همانطور که در علم ائمه (علیهمالسلام) میگفتیم: «إِذَا شَاءُوا عَلِمُوا»؛[10] وقتی اراده بکنند علم پیدا میکنند. مشیت خداوند هم بعد از مشیت انسان است.
1.18- راهکار دفع چشم زخم از منظر امام صادق (علیهالسلام)
برای همین کسی آمد محضر حضرت امام صادق (علیهالسلام) و گفت: «يَا رَسُولَ اللَّهِ، يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، چه کنیم که چشمان ما آثار بر دیگران نداشته باشد؟» حضرت فرمودند: «فَقُل مَاشَاءَاللَّهُ».[11] وقتی که شما یک چیزی در نظرتان جلوه میکند، چه کنید؟ کلمه «ماشاءالله» را بیاورید که مشیت الهی را داخل میدان بیاورید. وقتی که مشیت الهی بیاید، مشیت انسانی میرود؛ هرچه که باشد محو میشود. راهکار عجیبی است. اینها به لحاظ برهان هم همین است.
1.19- اِهتِداء، سبب جلوگیری از ضرر و ضلالت انسان
پس این جمله که آیه دارد ﴿عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ﴾، نه اینکه هدایت مانع ضلالت و ضرر را ندارد؛ بلکه این اهتداء است که جلوی ضرر را میگیرد. بین هدایت و اهتداء فرق است. یعنی چه؟ یعنی نصیحت شده، هدایت شده، استعداد و نفس سالم و سلامت نفسانی هم باقی مانده است، حالا هدایت را پذیرفته است. حالا تمام عالم هم جمع بشوند و قرار باشد که به او ضرر برسانند، نمیتوانند ضرر برسانند.
1.20- عدم منافات امر به مراقبت از خود با امر به معروف و نهی از منکر دیگران
در اینجا عرض ما این است که توجه و مراقبت از خود، منافات با وظیفه امر به معروف و نهی از منکر ندارد؛ ما نباید نسبت به جامعه و دیگران بیتفاوت باشیم. و بعد هم خود ﴿عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ﴾ بستر برای ﴿إِذَا اهْتَدَيْتُمْ﴾ میشود؛ یعنی کسانی که در مراقبت قرار نگرفتند، در هدایت قرار نگرفتند؛ کسانی که در هدایت قرار نگیرند، در اهتداء قرار نگرفتند؛ در نتیجه آنها در ضلالتند و آنها در ضرر و زیان هستند.
1.21- فرق بین ضرر و خسران
و جلسه گذشته هم عرض کردیم که بین ضرر و خسران فرق است، که هر دو در قرآن آمده است. ضرر معمولاً ضرری است که انسان در سود دارد، اما خسران، ضرر در سرمایه است.[12] اما وقتی که جدا جدا بیان شوند، هر یکی بر دیگری اطلاق میشود.
1.22- مصادیق ضرر در این آیه
و ضرر در اینجا هم اعم از ضرر مالی و از ضرر جانی و از ضرر معرفتی است. و با توجه به اینکه ﴿عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ﴾ آمده و مسئله جانها مطرح شده است؛ مراقب جانهایتان باشید و مراقب نفوس باشید. در اینجا ظاهراً این ضرر هم ضرر جانی است که قابل جبران نیست. ضررهای مالی قابل جبران است، اما ضررهای جانی خدای نخواسته قابل جبران نیست. ﴿إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ﴾. امیدواریم که هم اهل مراقبت باشیم و هم اهل هدایت و اهتداء باشیم، و انشاءالله از ضرر و ضلالت انشاءالله به برکت این آیه محفوظ باشیم.