« فهرست دروس
درس تفسیر استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/11/20

بسم الله الرحمن الرحیم

مخالفت دین با سنت‌های غیر عقلانی در جوامع - نهی قرآن از تقلید کورکورانه از پدران/تفسیر آیات 102 - 104 /تفسیر سوره مائده

 

 

 

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیات 102 - 104 /مخالفت دین با سنت‌های غیر عقلانی در جوامع - نهی قرآن از تقلید کورکورانه از پدران

 

﴿قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُواْ بِهَا كَافِرِينَ﴾.[1]

﴿مَا جَعَلَ اللّهُ مِن بَحِيرَةٍ وَلاَ سَآئِبَةٍ وَلاَ وَصِيلَةٍ وَلاَ حَامٍ وَلَكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ﴾.[2]
﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُونَ﴾.[3]

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لاَ يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ﴾.[4]

1- گزیده آیات گذشته

 

عرض شد انسان مأمور به هر سؤالی نیست. از هر کسی نیز نباید هر سؤالی را پرسید. هر جور سؤالی نیز نباید داشت. این آیه حد و مرز سؤالات را مطرح می‌کند.

2- تفسیر آیه 102

 

2.1- یکی از آداب سؤال کردن

 

یکی از معیارهای سؤال این است که سؤال، کسی را ناراحت نکند؛ به خصوص اگر انسان مؤمن و متشخصی باشد. در کتاب «منیة المرید» مرحوم شهید ثانی (رحمه‌الله) از آداب تعلیم و تعلم، این را بیان می‌کند که انسان هر گونه سؤالی را نداشته باشد.[5] در روایات داریم که قیل و قال و اضاعة المال و کثرة السؤال را مدیریت کنید: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُبْغِضُ الْقِيلَ وَ الْقَالَ وَ إِضَاعَةَ الْمَالِ وَ كَثْرَةَ السُّؤَالِ.» [6]

در آداب تعلیم و تعلم، سؤال، «مِفتاحُ العِلم» است: «مفتاح العلم السؤال»؛[7] ولی سؤالات باید با حساب و کتاب باشد.

2.2- لزوم تحمل و سعه‌ی صدر برای پاسخ به سؤالات

 

عزیزی بود که در همین مَدرَس به درس و بحث ما می‌آمد. شیخ نازنینی بود و خیلی سؤال می‌کرد. البته همه‌ی سؤالاتش به جا نبود. گفت: «اکثر مدرسین مرا از سر درس خارج می‌کردند، ولی شما تنها کسی هستید که مرا تحمل کردید»! باید نفس را مدیریت کرد و حوصله داشت. برای هر سؤال درجات به ما داده می‌شود؛ به خصوص سؤالات زاویه‌داری که غیبت و تهمت در آن است.

2.3- کفر، نتیجه‌ی برخی از سؤالات نامناسب

 

«قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُواْ بِهَا كَافِرِينَ»؛

سؤالات ناجوری کردند و اقوام گذشته کافر شدند. این کافر هم ادنی مرتبه کفر است که﴿إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا ﴾[8] . کفران نعمت کرده است. یا کفر اصطلاحی که ممکن است نتیجه‌ی برخی سؤالات باشد.

3- تفسیر آیه 103

 

«مَا جَعَلَ اللّهُ مِن بَحِيرَةٍ وَلاَ سَآئِبَةٍ وَلاَ وَصِيلَةٍ وَلاَ حَامٍ»؛

این آیه بیان یکی از مصادیق اموری است که امت‌های گذشته به جهل و جهالتی که داشتند، بین خود رواج دادند. چهار حیوانی بودند که آداب مخصوصی داشتند. در مورد اینکه چه حیواناتی هستند، تاریخ‌دانان و لغویون اختلاف نظر دارند. شاید در هر زمانی هر یک از این وجوه، جاری بوده است.

3.1- لغات آیه

 

«بَحیرَة» از «بَحر» است. «بَحر»، یعنی دریا و چیزی که وسعت دارد. به این حیوان به این جهت «بَحیرَة» می‌گفتند که شتر ماده‌ای، 10 بار زایمان می‌کرد و گوش این حیوان را شکاف وسیعی می‌دادند و این را میان گله آزاد می‌کردند و از این شتر هیچ استفاده‌ای نمی‌کردند، تا به اجل طبیعی بمیرد و با آن کاری می‌کردند.[9]

«سائِبَة» از «سَیب»، حیوانی است که میان گله رها می‌کردند و از آن استفاده نمی‌کردند؛ به خاطر اینکه 5 بار پشت سر هم بچه‌هایی آورده است که دوقلو بوده است.[10] حیوانات دوقلوزا را رها می‌کردند.

در جاهلیت رسم‌شان این بود که برخی حیوانات را نه می‌دوشیدند و نه سواری می‌گرفتند و نه نفع دیگری و در چراگاه رها می‌شدند تا هر طور خواستند، استفاده کنند.[11] یا گاهی این‌ها را نذر بت‌ها می‌کردند و برای همین از آنها استفاده نمی‌کردند. در کنار چراگاه‌ها رها می‌کردند. تعظیمی برای بت‌ها بود.[12] «سِیب»، مجرا و کانال آب است.[13]

«وَصیلَة»، گوسفندی بود که پنج شکم بچه می‌آورد و در شکم‌های بعدی دوقلوزا بود. نر و ماده را با هم می‌آوردند. اگر نر می‌آمد، ذبح می‌کردند و ماده را برای تولید و توالد نگه می‌داشتند. حیوانات دوقلوزا را گاهی شیرش را استفاده نمی‌کردند، تا بچه‌هایش بخورند.[14]

«حام»، حیوانی است که مورد حمایت قرار گرفته است. حیواناتی که برای نسل‌گیری استفاده می‌شده است، از این‌ها ذبح نمی‌کردند. قوچ‌های خاصی که حتی در حیوانات دیگر هم همین است.[15]

3.2- مخالفت دین با سنت‌های غیر عقلانی در جوامع

 

خدا این احترام‌ها را برای این حیوانات قرار نداده است و به خدا نسبت می‌دهند. اکثر این‌ها تعقل ندارند. این‌ها سنت‌های رواج‌یافته بین مردم است. سنت‌های رایج بین مردم اگر سنت‌های حسنه باشد، دین مخالفت ندارد. ولی اگر حلال‌هایی را بر خود به خاطر رسم‌های منطقه‌ای و جهانی حرام کنیم، وجهی ندارد.

4- تفسیر آیه 104

 

4.1- نهی قرآن از تقلید کورکورانه از پدران

 

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُونَ﴾.

وقتی می‌گوییم به این‌ها که این رسم و رسومات شما غلط است، می‌گویند همین که ما بر رسم و رسوم گذشتگان هستیم، کافی است. این تقلید کورکورانه است؛ آیا چنین نیست که پدران اینان چیزی نمی‌دانستند و احتمال بدهند که اجداد آن‌ها هدایت‌شده نبودند.

4.2- پیامدهای عدم شکر نعمت و گناه

 

باید از نعمت‌های الهی استفاده کنیم. یک مصداق شکر نعمت، استفاده از آن است. روایت داریم گاهی اگر مردم از نعمت علم و عالم استفاده نکنند، خداوند بر آن‌ها عذاب‌هایی وارد می‌کند. از امام معصوم (علیه‌السلام) سؤال کردند که چه می‌شود برخی سال‌ها کم‌بارش می‌شود؟ فرمودند: «هیچ سالی بارش کمتری از قبل ندارد و همه مقدر است؛ ولی گناهان، بارش را از منطقه‌ای به منطقه‌ی دیگر می‌برد».[16] استفاده نکردن از علما و شخصیت‌هایی که میان مردم هستند، باعث قطع باران است. خداوند با این‌ها کاری می‌کند که شب‌های قدر را نتوانند استفاده کنند و شرایط استجابت دعا فراهم نشود. در برخی زمان‌ها اگر ببینیم تعدادی از مردم اقبال‌شان به دین کمتر است، این قانون قابل استفاده است. ﴿وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ﴾.[17] باید از نعمات الهی استفاده کرد؛ به خصوص نعمت ولایت و علم. آنچه ارزش دارد، علم و هدایت است. این‌ها به دنبال تقلیدهای کورکورانه رفتند.

 


logo