« فهرست دروس
درس تفسیر استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/11/18

بسم الله الرحمن الرحیم

مساوی نبودن طیب و خبیث - مراتب تقوا - معنای لبیب - معنای فلاح/تفسیر آیه 100 /تفسیر سوره مائده

 

 

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیه 100 /مساوی نبودن طیب و خبیث - مراتب تقوا - معنای لبیب - معنای فلاح

 

﴿قُل لاَّ يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُواْ اللّهَ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾.[1]

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْيَاء إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِن تَسْأَلُواْ عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللّهُ عَنْهَا وَاللّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ﴾.[2]

﴿قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُواْ بِهَا كَافِرِينَ﴾.[3]

1- گزیده آیات گذشته

خدا را سپاسگزاریم به عدد مَلَک و فَلَک که در این ایام ولادت امام عصر روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء در محضر آیات الهی هستیم. ان‌شاءالله مورد توجه حضرت باشیم، تا به لطایف آیات دست پیدا کنیم.

2- قواعد کلی و سنت‌های الهی در آیات گذشته

چند ضابطه ‌یکلی در این آیات به عنوان قواعد همگانی و لا یتغیر و سنت الهی قرار داده شده است:

اولین قاعده این بود که ﴿أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ﴾.[4] خدا به آنچه که در آسمان و زمین است، عالم است.

قاعده‌ی دوم اینکه ﴿وَأَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴾.[5] بر اساس این علم دو نتیجه‌ی دیگر به وجود می‌آید:

یکی اینکه خداوند، ﴿شَدِيدُ الْعِقَابِ﴾[6] است. عقاب الهی پاداشی است، نه ابتدایی.

دوم اینکه ﴿أَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴾.[7] در عین «شَدیدُ العِقاب» بودن، «غَفورٌ رَحیمٌ» است. نظام هستی را رحمت فرا گرفته است. تمام موجودات در احاطه‌ی رحمت الهی هستند. هیچ موجودی از رحمت الهی خارج نیست.

قاعده‌ی سوم این است: ﴿مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ﴾.[8] رسول، قانون‌گذار نیست. قانون‌گذار حقیقی حضرت حق است. رسول، پیام‌رسان است. اگر کسی به این پیام توجهی نکرد، ضرر و اضراری نمی‌رساند. او می‌داند و پیامش. به عبارت بهتر هم بیان رسالت رسول و هم اینکه رسالت رسول حفظ می‌شود و نگهدار این رسالت، کس دیگری است.

قاعده‌ی چهارم اینکه ﴿وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ﴾؛[9] هرچه ارائه می‌کنید، یا به هر دلیل کتمان می‌کنید، خدا آن را می‌داند.

قانون پنجم اینکه ﴿لاَّ يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ﴾؛ خبیث و طیب مساوی نیست؛ هم تکویناً و هم تشریعاً.

3- تفسیر آیه 100

3.1- حقیقت خبیث و شُرور و کثرت آن‌ها

«وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ»؛

یک نکته برای رسول است که بداند مقابل پیام او خبیثان زیاد هستند. خبیث همیشه کثرت دارد؛ چرا که نظام وجود، نظام خیر و خیرات است. ولی از این خیرات، شرور هم ظاهر می‌شود؛ نه اینکه موجود شود. اشرار، مخلوق بذاته نیستند و ذاتا شرور خلق نشدند. می‌توان گفت خداوند اشرار و شرور نیافریده است. این نیافریدن، دلیل بر عدم وجود نیست. هم هستند و هم کثرت دارند. مقابل دریافت پیام، خیلی آن را دریافت نمی‌کنند. هم پیام و هم پیام‌رسان روشن است؛ ولی برخی به خاطر خبث باطنی آن را دریافت نمی‌کنند.

3.2- نوعی از دسته‌بندی مردم در قرآن

یک منفصله‌ی حقیقیه داریم که مردمان عالم سه دسته‌اند: کافر، منافق و مؤمن. یک ضلع این مثلث، ناجی و فالح و مفلح است و دو دسته‌ی دیگر ساقط می‌شوند. ﴿إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا﴾.[10] منافق و مشرک و کافر هر سه کافر هستند.

3.3- مراتب تقوا

«فَاتَّقُواْ اللّهَ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ»؛

تقوای الهی، نگهدار طینت الهی و انسانی است. ﴿فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا﴾[11] . در آیات گذشته گفتیم تقوا مراتب است، نه مرتبه. از همان اول باید اهل تقوا بود؛ [همان‌طور که قرآن در مورد حضرت یحیی (علیه‌السلام) در همان زمان کودکی او می‌فرماید:] ﴿وَكَانَ تَقِيًّا﴾.[12] باید پیشگیری کند، تا در مصونیت کامل باشد. این تقوا در عین حال که امر است، مخاطب به خطاب دیگر است. تقوای عام برای همه است و تقوای خاص برای تعداد خاصی است و تقوای اخص که برای مخلصین است.

3.4- معنای لغوی «لَبیب»

«يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ»، خطاب به اهل لُبّ است و تقوای خاص خاص است. «لَبیب»، کسی است که فکر و اندیشه دارد و اندیشه‌اش را در خارج به کار گرفته است و از زبده‌ی آن در حال استفاده است.[13] «ابن هشام»، اسم کتابش را «مُغنِی اللَّبیب» گذاشت؛ یعنی بی‌نیاز کننده‌ی اهل لُبّ.

3.5- معنای «لَبیب» در قرآن

نکته‌ی دقیقی است. در اینجا باید لبیب را با آیات معنا کرد. تفسیر آیه به آیه را دقت کنید. هرچه جلوتر برویم، آیات معلوم‌تر می‌شود. در آیه، سه عنوان داریم: خبیث، طیّب و لبیب. لبیب کسی است که می‌داند خبیث و طیّب است و باید به طیّب دست به بزند؛ این می‌شود لبیب.

3.6- معنای فلاح

«لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»، نتیجه‌ی این است. لبیبی که آزموده و از امتحان موفق در آمده است و مخلص شده است، به نظر قرآن نیاز به فلاح دارد. «فَلاح»، رستن گیاه در مقابله با موانع است. گاهی گیاهی که در زمین به سنگ می‌خورد، آن را دور می‌زند و ناامید نمی‌شود. ﴿قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ﴾،[14] ﴿قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا﴾.[15] همیشه خبیث و طیبی است و باید بدانید خبیثان زیادند. اگر شما تقوا داشته باشید، به عصاره می‌رسید. به فلاح رسیدن، سخت است.

3.7- مخاطب خاص و عام آیه «یا أیّها الذین آمنوا» و آیات مشابه آن در قرآن

ابن عباس از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل می‌کند که آن حضرت فرمودند: «ما أنزل الله عزوجل آية "يا أيها الذين آمنوا" إلا وعلي رأسها وأميرها»؛[16] خداوند، آیاتی که «یا أیها الذین آمنوا» دارد و در قرآن نازل کرده است، اصل و امیر آن، در مورد حضرت علی (علیه‌السلام) است. همچنین آیه‌ی ﴿وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ﴾،[17] اول امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، شامل این آیات است و بعد بزرگان از شیعه. کسی که سرعت و سبقت دارد، پیش می‌افتد. در قرآن، هم ﴿سَارِعُواْ﴾[18] داریم و هم ﴿سَابِقُوا﴾.[19] در مسابقات اسب‌سواری، ده اسب را نام‌گذاری می‌کردند. اسب اول، سابق است و اسب دوم، لاحق که یک گردن عقب‌تر از سابق بود.

 


logo