« فهرست دروس
درس تفسیر استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/11/13

بسم الله الرحمن الرحیم

خصوصیات کعبه - شدت عقاب و غفران و رحمت الهی/تفسیر آیه 97 و 98 /تفسیر سوره مائده

 

 

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیه 97 و 98 /خصوصیات کعبه - شدت عقاب و غفران و رحمت الهی

 

﴿جَعَلَ اللّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَامًا لِّلنَّاسِ وَالشَّهْرَ الْحَرَامَ وَالْهَدْيَ وَالْقَلاَئِدَ ذَلِكَ لِتَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَأَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴾.[1]

﴿اعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ وَأَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴾.[2]

﴿مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ﴾.[3]

1- گزیده آیات گذشته

خداوند را شاکریم که در محضر آیات و کلمات الهی هستیم. خود قرائت و دیدن و فهمیدن آیات، بزرگ‌ترین و خاص‌ترین نعمتی است که بحمدلله رب العالمین همه‌ی ما متنعمیم. ربّ أنعمتَ فَزِد. گفتیم آیه‌ی شریفه در مقام بیان اشیایی است که باعث قوام مردم و دین و امنیت آنها است.

2- تفسیر آیه 97

2.1- حرمت کعبه

اولین نکته‌ی آیه شریفه آن است که خداوند، کعبه و بیت الحرام - یعنی خانه‌ای که حرمت دارد - را مایه‌ی قیام مردم قرار داده است. این خانه، هم حرمت ذاتی دارد و هم حرمت غیر ذاتی. حرمت ذاتی، چون بیت خدا است. بیت عتیق است؛ چون امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند: هیچ خانه‌ای بر او سبقت نگرفته است.[4]

2.2- نکات ادبی آیه

قیام یا مصدر است، یا اسم آلت. اگر مصدر باشد، یعنی مایه‌ی مقاومت و استقامت و تکیه گاه مردم است. مانند عماد، وسیله‌ی قیام مردم است.[5]

«لِلنّاس» را برخی مردم مکه می‌دانند؛ ولی به نظر ما همه را شامل می‌شود. عده‌ای از مردم مکه به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) گفتند ما چیزی نداریم. ایشان دستشان را روی سنگ‌های مکه گذاشتند و فرمودند: «روزی می‌آید که این کوه‌ها برای شما طلا می‌شود»! الان با این هتل‌ها و فروشگاه‌های بزرگ، این‌گونه شده است.

«بیت»، بدل کعبه است. «الحرام»، وصف بیت است. «قیام»، حال و بیان وضعیت آن است. «الشّهرَ الحرام»، عطف به بیت است. «کعبة»، مکان است و «شهر حرام»، زمان است. عرب‌ها همیشه در حال جنگ و جدال بودند، ولی ماه حرام از جنگ دست می‌کشیدند و برای‌شان امنیت می‌آمد.

2.3- معنای «هَدی» و «قَلائِد»

«هَدی» و «قَلائِد» هم که حیوانات خاصی هستند. نقطه‌ی امن انسان هستند. «هَدی» از هدیه است؛ یعنی حیوان‌هایی که به کعبه پیش‌کش می‌شود.[6] «قَلائِد»، حیوان‌های نشان‌دار است.[7] حیواناتی که نام کعبه داشتند - چه نشان‌دار و چه بی‌نشان - از یک امنیت مخصوصی برخوردار بودند. راهز‌ن‌هایی که مقید به مسائل نبودند، احترام این حیوانات را داشتند.

2.4- علم ظاهری و باطنی خداوند بر تمام ذرّات

«ذَلِكَ لِتَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَأَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ».

این‌ها همه برای این است که بدانید خدا به آنچه که در آسمان‌ها و زمین است، عالم است. در قرآن، کلمه‌ی «أَرَضین» نداریم، ولی در ادعیه داریم. خداوند به هر چیزی علیم است. «باء»، به معنای احاطه به علم ظاهری نیست؛ بلکه دلیل بر علم باطنی است. خداوند بر تمام ذرات علم خاصی دارد. علم خداوند، علم فعلی است. علم فعلی، یعنی اشیاء معلول او هم هستند. ﴿اذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ﴾.[8]

2.5- حکمت چهار گوشه بودن کعبه

کعبه، مکعّب است و هر گوشه‌ای از آن، مظهر ذکری از اذکار الهی است. خداوند عالم را بر اساس تسبیح و تحمید و تهلیل و تکبیر آفریده است.[9] برخی می‌گویند: چهار اسم اول سوره حدید است: ﴿هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴾[10] . این «بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»، آنجا هم هست. کعبه، مجسم و مجسّد کلمات الهی است و تندیس این چهار کلمه است.

2.6- سیره پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، هنگام طواف کعبه

رسول مکرم اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) دو رکن را می‌بوسیدند: یکی حجر و دیگری یمانی. از رکن یمانی تا رکن حجر تنها ذکر مأثوری که وارد شده را می‌خواندند: «﴿رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ﴾.[11] و در دعایی دیگر چنین آمده است: «يَا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ وَ الْجُودِ وَ الْكَرَمِ».[12] تسبیحات اربعه که تسبیحات حضرت امیر (علیه‌السلام) نیز هست، ترسیم کعبه است.

2.7- اقسام جعل در این آیه

این جعل، هم تکوینی است و هم تشریعی. هم تکوینا چنین است و هم تشریعا طوری باید رفتار کند که این احترام را داشته باشد. نتییجه این جعل این است که ﴿إِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴾[13] .

2.8- تفاوت علم الهی و علم بشری

علم در انسان چنین است که می‌گوییم عالم عارف اهل باور. به خدا نمی‌توان عارف گفت. او فوق تصور و تصدیق است. با معیّت قیّومیه می‌توان به او رسید. این باور است.

3- تفسیر آیه 98

3.1- معنای «إعلَموا» در آیه

﴿اعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ وَأَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴾.

این «إعلَموا»، تصویف علیم در آیه قبلی است. عارف، تنها وصف انسان است که ادراک جزئی است، ولی ادراک این آیه سیر در دیار مرسلات است. «إعلموا» در واقع، «إعرفوا» است. خدا عالم است و شما معلوم. عالم از معلوم جدا نیست؛ حال در این بیندیشید.

3.2- معنای «عِقاب» و «ذَنب»

«عقاب»، پیامد شیء است. عرب به پایی که دنبال جسم انسان حرکت می‌کند، «عَقِب» می‌گوید.[14] آخرین چیزی که به جسم منتقل می‌شود، قدم است. «عِقاب»، اعم از خوبی و بدی است، ولی چون بدی‌ها معمولا انسان را گرفتار می‌کند ،به این جهت می‌گوییم عقاب برای زشتی‌ها است. «ذَنب» نیز همین است. از «ذَنَب» است؛ یعنی دنباله‌ی انسان.[15] گناه، ترجمه به لازم است؛ [چون لازمه‌ی گناه، پیامد آن است که دامنگیر انسان می‌شود].

3.3- نوع عقاب الهی

«أنّ»، واقعیت و حقیقت را بیان می‌کند؛ گویا واقع شده است. خداوند اهل رحمت و غفران است. خداوند عقاب ابتدایی ندارد. عقاب الهی، احاطه‌شده به دو رحمت است: ﴿سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ﴾.[16] انسان از اراده‌ای استفاده نکرد. تا «شاءَ النّاس» نیاید، «شاء الله» نمی‌آید. عقاب خدا ابتدایی نیست. «شَدیدُ العقاب» را بنگرید. اگر کسی علت حکمی - مانند سبب کفاره - را انجام داد، باید معلول [کفاره] را انجام دهد؛ ولو کفاره متعدد باشد. شدت جز معلول کار انسانی، چیز دیگری نیست.

3.4- معنای «غُفران» و «رَحیم»

«غُفران»، نادیده گرفتن است.[17] «رحیم»، یعنی کاری باید انجام دهد که انجام نمی‌دهد. رحیم با کارهای خوب انسان است. رحمت مطلقه، هیچ چیزی در مقابلش نیست. «رَحیم»، رحمت مقیده است و مقابلش «غَضَب» است. غضب انسانی باعث می‌شود که رحمت رحمانی به امور دیگر تبدیل شود.

 


logo