1404/11/06
بسم الله الرحمن الرحیم
سبب نزول و حکمت حرمت شراب و قمار - لزوم اطاعت از خدا و رسول (صلیاللهعلیهوآله) - نسبت بین ایمان و احسان /تفسیر آیات 92 -94 /تفسیر سوره مائده
محتويات
1- تفسیر آیه 921.1- مقدمه و ارتباط با آیات پیشین
1.2- محدودهی وظایف انبیا (علیهمالسلام) و مفهوم بلاغ مبین
1.3- جایگاه پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در ابلاغ وحی
2- تفسیر آیه 93
2.1- حکمت حرمت شراب و قمار
2.2- سبب نزول آیه
2.3- پاسخ الهی به نگرانی از اعمال گذشته
2.4- معنای صالح و تقوا
2.5- نسبت بین ایمان و تقوا
2.6- مراتب بالای ایمان تا احسان
2.7- مفهوم احسان و مقام آن
2.8- مرتبهای بودن تقوا

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیات 92 -94 /سبب نزول و حکمت حرمت شراب و قمار - لزوم اطاعت از خدا و رسول (صلیاللهعلیهوآله) - نسبت بین ایمان و احسان
﴿وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَٱحۡذَرُواْۚ فَإِن تَوَلَّيۡتُمۡ فَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ﴾.[1]
﴿لَيۡسَ عَلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوٓاْ إِذَا مَا ٱتَّقَواْ وَّءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ ثُمَّ ٱتَّقَواْ وَّءَامَنُواْ ثُمَّ ٱتَّقَواْ وَّأَحۡسَنُواْۚ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِين﴾.[2]
1- تفسیر آیه 92
1.1- مقدمه و ارتباط با آیات پیشین
بحمدالله ربّ العالمین در محضر کلمات و آیات الهی هستیم.
در آیه ۹۲ سخن از امر به اطاعت خدا و رسول و نهی از عدم اطاعت است. «حذر»، یعنی انسان آنچنان مراقب باشد که تکلیف خود را انجام دهد. انسان از دو جهت سقوط میکند:
۱. یا تکلیف را نمیداند؛
۲. یا میداند و انجام نمیدهد.
حدّ اطاعت از خدا و رسول، همان حذر و مراقبه است.
1.2- محدودهی وظایف انبیا (علیهمالسلام) و مفهوم بلاغ مبین
اگر روی برگردانید، یعنی به سراغ اوامر و نواهی نروید، بدانید که رسول ما فقط کارش بلاغ مبین است. «تولّی»، هم رو کردن است[3] و هم روی گرداندن.[4]
انبیا قانونساز نیستند؛ تشریع قانون مخصوص ذات باریتعالی است. مشرّع جز خدا کسی نیست. انبیا و اولیای الهی پیامآور قانوناند، نه واضع آن. پیام باید به مردم برسد؛ هم با «بیان» روشن، و هم با «ابانه»ی تبیینی. در عربی میگویند: «بَینهما بوَنٌ بَعیدٌ»؛ یعنی فاصلهی زیاد؛ پس «بلاغ مبین»، پیامی است روشن و روشنگر. وقتی پیام روشنگر است، یعنی پیامبر، قانون را از خدا خوب دریافت کرده و درست تبیین کرده است. وسیلهی تبیین قانون، عقل و نقل است. حتی در اصطلاح امروزی، «قوه مقنّنه» را به معنی قانونی میگیرند که نهایتاً به خدا، جبرئیل و رسول ختم میشود. بشر فقط تبیین یا استخراج قانون میکند، نه وضع آن؛ چون قانونی که به وحی ختم نشود، ارزش الهی ندارد. کار رسول ما پیامرسانی است و بس.
1.3- جایگاه پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در ابلاغ وحی
پیامبر، ﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى﴾[5] است؛ یعنی در دریافت، فهم و ابلاغ وحی از هوای نفس تبعیت نمیکند. قرآن فرمود:
﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ﴾.[6]
بنابراین، کار رسول در این مسیر فقط «ابلاغ پیام الهی» است.
2- تفسیر آیه 93
آیه ۹۳ در حقیقت بیان و تبیین بلاغ مبین برای ابد است.
وقتی انسان، اطاعت خدا و رسول را داشته باشد و بداند که رسول، فقط پیامرسان الهی است، آنگاه میفرماید:
«لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ…».
2.1- حکمت حرمت شراب و قمار
در آیات پیشین، حکم شراب و قمار مطرح شد که شیطان از این راه میان مردم دشمنی و کینه میافکند. عقل و بلوغ، موجب انجام تکلیفاند؛ زیرا عقل یعنی ادراک تکلیف و بلوغ یعنی رسیدن به انجام آن. شراب، عقل را و قمار، توجه را میگیرد: «يَصُدُّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللهِ وَعَنِ الصَّلاةِ». «طَعِمُوا»، یعنی چشیدن،[7] و هم شامل خوردنیها و هم نوشیدنیها – مانند شراب – میشود.
2.2- سبب نزول آیه
آیه تحریم خمر و میسر به تدریج نازل شد تا در نهایت فرمود: «رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ». جمعی از مسلمانان گفتند: ما به تمام اوامر عمل کردیم، ولی نمیتوانیم از شراب دست بکشیم.[8] پیام آمد: چون امر خداست، باید ترک کنید؛ زیرا حرام نفع واقعی ندارد؛ هرچند ممکن است ظاهراً لذتی در آن دیده شود.
2.3- پاسخ الهی به نگرانی از اعمال گذشته
پس از تحریم شراب، برخی پرسیدند: اعمال و نوشیدنیهای گذشتهمان چه میشود؟ این آیه نازل شد که مؤمنانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند، اگر تقوا داشته باشند، در گذشتهشان باکی نیست.[9]
2.4- معنای صالح و تقوا
«صالح» در برابر «طالح» است؛ یعنی کاری شایسته و نیک از انسانی شایسته.
ایمان، شرط عمل صالح است و تقوا، حصار آن. تقوا از ریشه «وقی» به معنای نگهداری است؛ یعنی انسان ایمان خود را حفظ کند.[10] تقوا، حصن حصین ایمان است.
2.5- نسبت بین ایمان و تقوا
گاهی ایمان مقدمهی تقواست، و گاهی تقوا زمینهی ایمان است. ایمانِ نخست، آبائی یا تقلیدی است، اما ایمانِ دوم، برهانی و یقینی. در قرآن گاهی «تعلیم» بر «تزکیه» مقدم است، و گاهی برعکس. این تفاوت از سنخ معرفت است، نه فقط علم.
2.6- مراتب بالای ایمان تا احسان
ایمان، عمل صالح و سپس ایمانِ دوباره، روندی تکاملی دارند. برخی مفسران اینها را تأکید میدانند؛ اما میتوان تأسیس مرحلهای تازه در سیر ایمان دانست.
«تقوا»، حقیقتی است که در تمام مراحل زندگی لازم است؛ گاهی دست خود انسان است، گاهی به لطف خدا و دیگران. امام سجاد (علیهالسلام) فرمودند: «خدایا! همانگونه که مرا در کودکی حفظ کردی، در بزرگی نیز حفظ فرما.»[11]
آخرین مرتبهی تقوا، مرحلهی احسان است. اسلام بستر ایمان، ایمان پیشنیاز تقوا، و تقوا مقدمهی احسان است. در قرآن آمده است: ﴿إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ﴾؛[12] اما جملهی «يُحِبُّ الْمُؤْمِنِينَ» نیامده است؛ چراکه احسان مرتبهای برتر است.
2.7- مفهوم احسان و مقام آن
احسان، یعنی نیکی کردن و نیکپرور بودن.[13] در تعریف نبوی، احسان آمده است: «الْإِحْسَانُ أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاك»؛[14] و در گفتار امام صادق (علیهالسلام) آمده است: «... وَ إِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ»؛[15] اگر او را نمیبینی، بدان که او تو را میبیند. پس احسان آن است که انسان هم باور حقیقی داشته باشد، هم آن باور را ببیند، و هم در جامعه بگستراند. پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «من برای مکارم اخلاق مبعوث شدم»؛ یعنی برای پرورش خوبیها. علما اهل احساناند، چنانکه قرآن میفرماید: ﴿إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ﴾.[16]
2.8- مرتبهای بودن تقوا
پیام آخرین پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، این است که مؤمن باید ایمان، عمل صالح و تقوا را با هم داشته باشد. تقوا مقول به تشکیک است؛ یعنی دارای مراتب و شدت و ضعف است. انشاءالله که با محسنین باشیم؛ نه فقط از محسنین.