« فهرست دروس
درس تفسیر استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/11/04

بسم الله الرحمن الرحیم

چهار عمل شیطانی - القای عداوت و بغضاء توسط شیطان با دو ابزار شراب و قمار/تفسیر آیات 89 - 91 /تفسیر سوره مائده

 

 

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیات 89 - 91 /چهار عمل شیطانی - القای عداوت و بغضاء توسط شیطان با دو ابزار شراب و قمار

 

﴿لاَ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾.[1]

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾.[2]

﴿إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ﴾.[3]

﴿وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ﴾.[4]

1- گزیده آیات گذشته

در این ایام با برکت و با رحمت ماه شعبان خدا را شاکریم که در محضر آیات رحمان هستیم. این ایام بر همه‌ی شما به یُمن و برکت باشد.

در آیه‌ی گذشته، ذات باری‌تعالی کفاره‌ی شکستن قسم را فرمودند. کفاره‌ی قسم، اطعام ده مسکین یا پوشاندن ده مسکین و یا آزاد کردن یک برده به وجوب تخییری است. اگر این امکان نداشت، سه روز روزه گرفتن است.

2- تفسیر آیه 89

2.1- منظور از اطعام ده مسکین

اینجا صحبت اِطعام است، نه طعام. حتما باید اِطعام ده مسکین صورت بگیرد. تفاوتی که ما با اهل عامه داریم، این است که آن‌ها ده بار طعام دادن به یک مسکین را کافی می‌دانند، ولی به نظر فقهای شیعه، باید اطعام ده مسکین جداگانه باشد. این اشخاص باید تکرار شود. اینکه یک نفر را ده بار اطعام کند، «عَشَرَةَ مَساکین» صدق نمی‌کند. برخی کفارات، چارَک طعام و یک مد طعام است؛ مانند کفاره‌ی ماه رمضان. اگر کسی عذری داشت و نتوانست روزه بگیرد، باید ده سیر طعام بدهد. آنجا صحبت طعام است، نه اِطعام.[5] اگر روزی کسی پول این عشرة مساکین را داد باید قید کند خوراکی تهیه کنند. باید به قصد تقرّب باشد. البته تا می‌توانید قسم‌های خود را حفظ کنید ولی اگر نشد راه جبرانش این است.

2.2- معنای شکر نعمت

آخر آیه این را به عنوان بیان آیات الهی می‌فرماید: «لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛[6] شاید به شکر برسید. شکر، توجه به نعمت است. شکر نعمت، آن را زیاد می‌کند. شکر، توجه و استفاده از نعمت است.

3- تفسیر آیه 90

3.1- ارتباط آیه 89 و 90

تناسب آیه این است که در خطاب بعدی که «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ» برای چندمین بار آمده است، به عنوان مصداق اَتَم، برای این خطاب شده که پرهیز از آفاتی شود که انسان را به بی‌عقلی می‌کشاند. یکی از مصادیق شکر، توجه به بزرگ‌ترین نعمت الهی، یعنی عقل است.

3.2- لغات آیه

«یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ»؛

«إنّما»، دلیل بر حصر است؛ یعنی این است و جز این نیست.

«خَمر»، عقل انسان را پوشش می‌دهد. برای همین به آن، خمر می‌گویند.[7] هر نوشیدنی‌ای که چنین باشد، به آن خمر گفته می‌شود. به مَعجَر هم خِمار گفته می‌شود؛ چون بدن را پوشش می‌دهد.[8] خمر، شراب است.

«مَیسِر» از «یُسر» است؛ چرا که درآمد قمار آسان است.[9]

«أنصاب»، جمع «نُصُب» است که بر جسم‌ها و سنگ‌هایی اطلاق می‌شد که روی هم انباشته می‌شد و آن را عبادت می‌کردند.[10] انصاب بت‌های سنگین است.

«أزلام»، تیرهایی بود که برای قمار می‌گذاشتند.[11] «مَیسِر»، قمار مطلق است و «أَزلام»، قمار خاصی است. یکی از امور رایج بین عرب‌ها که دامدار و شتردار بودند و انعام بیابانی داشتند، این بود که برای شترهای‌شان سهمیه قرار می‌دادند که کدام قسمت شتر برای آن‌ها باشد. ده تیر می‌زدند و اگر 7 مورد به هدف نمی‌خورد، باید پول شتر را می‌دادند، ولی از آن استفاده نمی‌کردند.[12] قرعه، یک استناد عرفی شرعی دارد؛ ولی این غیر از ازلام بی حساب و کتاب است.

«رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ»؛

پلیدی است.

فرق بین عمل و فعل و صنع را گفتیم. عمل، کاری است که از عامل صادر می‌شود و با اراده است.[13] «شَیطان» از «شَطَنَ» است؛ چون انسان را از حق دور می‌کند؛[14] ولو تخیلات خود انسان باشد.

3.3- چهار عمل شیطانی و دورکننده‌ی انسان از خداوند

«فَاجتَنِبُوهُ»؛ از این عمل شیطان دوری کنید.

شراب، قمار و بت‌پرستی و لهو و لعب ما را از خدا دور می‌کند. ما این چهار امر را در عین حال که تخصیص است، به جهتی تمثیل می‌دانیم. هرچه ما را از خدا دور کرد، از عمل شیطان است. از این کار شیطان دوری کنید؛ شاید به فلاح و رستگاری برسید.

3.4- معنای لغوی «فَلاح» و «کافِر»

اینکه در سوره مؤمنون می‌فرماید: ﴿قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ﴾،[15] یا در سوره اعلی می‌فرماید: ﴿قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى﴾،[16] این کسی که به فلاح برسد، عمل شیطان را ندارد. جالب اینجا است که عرب به کشاورز، فلّاح می‌گوید؛ چرا که دانه را در زمین پنهان می‌کند[17] و برای رستن آن، شرایط و آب فراهم می‌کند. کافر هم از کُفر و کَفر است. کشاورز را کافر هم می‌گویند؛ چرا که دانه را در زمین پنهان می‌کند.[18] فلاح است؛ به خاطر شرایط رستن از زمین. شیطان برای فلاح و رستگاری انسان مانع ایجاد می‌کند.

4- تفسیر آیه 91

4.1- ارتباط بین آیه 90 و 91

آیه 91، بیان «لَعَلَّکُم تُفلِحَونَ» است. چطور به فلاح می‌رسید؟

«إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ»؛

4.2- لغات آیه

شیطان می‌خواهد بین شما دشمنی و کینه ایجاد کند. «عداوة»، دشمنی ظاهری است.[19] عدوّ در حال دشمنی‌اش حرکت کرده است. «بَغضاء»، کینه‌های درونی است.[20] یکی دشمنی در اندیشه است و دیگری دشمنی در انگیزه است. «عادیات» هم تلاش‌گران برای حفظ اسلام است.

4.3- منظور از اراده‌ی خداوند و اراده‌ی شیطان

«یُریدُ الشَّیطانُ» در مقابل «یُریدُ اللهُ» و «یُریدُ الإنسانُ» است. اراده‌ی تکوینی باری‌تعالی محیط بر همه‌ی اراده‌ها است و هیچ اراده‌ای، مقابلش قرار نمی‌گیرد. آن چیزی که خدا تشریعا اراده کرده است، ممکن است رخ ندهد؛ بر خلاف اراده‌ی تکوینی که هیچ تخلفی ندارد. اراده‌ی تشریعی برای دیگران است. اراده‌ی شیطان اگر تکوینی باشد، در مقابل خداوند، هیچ اراده‌ای ندارد، ولی اراده‌ی شیطنتش هست. او موجودی است که اختیاراتی دارد و مَظهَر اسم «مُضِلّ» است. هر موجودی، مظهر اسمی از اسمای الهی است؛ برخی مظهر اسم «هادی» هستند و برخی مظهر اسم «ضالّ» یا «مُزِلّ» (لغزاننده) هستند. اراده‌ی شیطان، اراده‌ی بعد از تحقق است. خداوند شیطان را آفرید و به او اراده داد.

4.4- القاء عداوت و بغضاء توسط شیطان با ابزار خَمر و مَیسِر

او عداوت و بغضاء در خمر و میسر می‌اندازد. قبلا چهار کار بود، ولی دو تا در اینجا مطرح شد. «خَمر»، عقل و اندیشه را می‌برد و «مَیسِر»ی که راحت‌طلبی در مسائل اقتصادی دارد. خمر، مصداقی است که عقول را می‌برد. شیاطین عالم، یا اندیشه و یا کار انسان را می‌برند. نماد کار، تجارت انسان است.

4.5- ارتباط مستقیم بین معاد و معاش انسان

اگر مسائل اقتصادی مملکتی اصلاح نشود، به یقین مسائل عبادی‌اش اصلاح نخواهد شد. «مَن لا مَعاشَ لَهُ لا مَعادَ لَهُ».[21] شیطان، انسان‌ها را از ذکر و صلات باز می‌دارد. اگر نمازگزاران ما کم شدند، بدانیم شیاطین ما در حال کار کردن هستند.

 


logo