1404/10/30
بسم الله الرحمن الرحیم
لزوم توجه به غذای حلال و تقوا - منظور از قسم مورد مؤاخذه/تفسیر آیه 88 و 89 /تفسیر سوره مائده
محتويات
1- گزیده آیات گذشته2- تفسیر آیه 88
2.1- معنای «اِعتِداء»
2.2- شأن نزول آیه
2.3- منظور از «مُعتَدین» در این آیه
2.4- دلالت امر بعد از تحذیر بر اباحه
2.5- منظور از غذای طیّب و نقش غذای حرام در فرزندان
2.6- توجه به رزق حلال و تقوا
2.7- مراتب تقوا و کارکرد تقوا
2.8- دقت متقین در غذا
2.9- نقش شبهات در شهوات
2.10- نقش عقاید بر شخصیت انسان
3- تفسیر آیه 89
3.1- ارتباط آیه 88 و 89
3.2- لغات آیه
3.3- منظور از قسم قابل مؤاخذه

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیه 88 و 89 /لزوم توجه به غذای حلال و تقوا - منظور از قسم مورد مؤاخذه
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ﴾.[1]
﴿وَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلاَلًا طَيِّبًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِيَ أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ﴾.[2]
﴿لاَ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾.[3]
1- گزیده آیات گذشته
خطاب «یا ایها الذین آمنوا»، تغلیبی است، نه تخصیصی. ارتباط آیات نظم خاصی دارد. این آیات، ترسیم قضیهی منفصلهی حقیقیه است که دائرمدار بین نفی و اثبات و سقوط و صعود و جنت و جهنم است. ﴿جَزَاء الْمُحْسِنِينَ﴾[4] و جزاء کفار[5] بیان شده است. حرمتهای الهی را نباید حلال بشماریم و حرام را حلال بدانیم. نسبت به حرام و حلال باید اعتدال داشته باشیم، نه اِعتِداء. ما مأمور به این هستیم که «ما أَحَلَّ اللهُ» را حرام نشماریم. حلال و حرمت در دست قدرت توانا و اطلاقی باریتعالی است. کس دیگری نمیتواند حلال و حرام را مشخص کند. حتی نبی مکرم (صلیاللهعلیهوآله) که شارع مقدس است، این اختیار را ندارد.
2- تفسیر آیه 88
2.1- معنای «اِعتِداء»
در فقه قانونی داریم با عنوان «أصالة الإباحة» که مبنای آن، همین آیه 88 است. «اِعتِداء»، خروج از حد است؛ چه تفریطی و چه افراطی. حلال را حرام نکنید و حرام را حلال نکنید.
2.2- شأن نزول آیه
شأن نزول آیه در این است که عدهای تحت تأثیر نزول آیات، برخی امور مانند مسائل خانوادگی و زناشویی را بر خود حرام کردند. رهبانیت و گوشهگیری را انتخاب کردند. آیه آمد که إعتِداء نکنید؛[6] چون «إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ». حد حلالها را رعایت نمیکنند و بر خود حرام کردند. اعتداء در اینجا، هم حد تفریط و هم حد افراط است.
2.3- منظور از «مُعتَدین» در این آیه
سه دیدگاه در استفاده از حلالهای الهی وجود دارد: افراطی، تفریطی و معتدل.
«مُعتَدین»، کسانی هستند که نسبت به حلال و حرام الهی رعایت ندارند؛ به خصوص در حلالهایی که بر خود حرام کردند. حلال و حرام دست خداست، نه دست شما.
2.4- دلالت امر بعد از تحذیر بر اباحه
امر بعد از تحذیر (یا توهم تحذیر) وجوب را نمیرساند، بلکه اباحه مطلق را میرساند. غیر از حرام و مکروه که خارج میشود، باقی احکام در آن وارد میشود. «کُلوا»، گرچه به معنی خوردن و خوراک است، ولی خوردن اصطلاحی نیست؛ بلکه بهرهی مطلق است. حلال، حلال است، چون در آن محدودیتی نیست.
2.5- منظور از غذای طیّب و نقش غذای حرام در فرزندان
طیّب آن است که شایستگی عقلی و عرفی دارد که گوارای انسان است. بر حرام الهی، رزق اطلاق نمیشود. امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: «كَسْبُ الْحَرَامِ يَبِينُ فِي الذُّرِّيَّةِ»؛[7] مال حرام در نسل و فرزندان انسان اثر میگذارد. باید مراقب حلال بود.
2.6- توجه به رزق حلال و تقوا
تقوای الهی داشته باشید؛ تقوایی که به آن اعتقاد دارید. باید از رزق الهی به عنوان حلال و طیب و تقوای الهی استفاده کنیم. بعد از «کُلُوا»، امرهای مختلف آمده است:
﴿وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ﴾؛[8] «کُلوا ... وَ اتَّقُوا». در این آیه، امر به تقوا دارد. از باب تفسیر آیه به آیه میگوییم که متقین کسانی هستند که اِعتداء ندارند.
2.7- مراتب تقوا و کارکرد تقوا
﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ﴾.[9] تقوا مقول به تشکیک است و یک مرتبه نیست. در هر مرتبهای هرشخصی از اشخاص بدون تقوا نمیشود. از مرحلهی اولیه که ﴿مَا اسْتَطَعْتُمْ﴾[10] است تا ﴿اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ﴾. استفاده از رزق الهی منوط به تقوای الهی است. تقوا محدودیت نیست؛ مصونیت است. مصونیت، پیشگیری از حوادث و راهنمایی به خیر است. ﴿إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا﴾.[11] این آیه، یک قضیهی منفصلهی حقیقیه است.
2.8- دقت متقین در غذا
اوامر و نواهی الهی، ترسیم قضیهی منفصلهی حقیقیهی نظام وجود است که دائرمدار نفی و اثبات است؛ یا شاکر و یا کافر. مانند عدد که یا زوج است و یا فرد که قابل جمع نیست. «وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِيَ أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ»، ترسیم همان قوم صالحین است. مقابل «إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ» است. متقین نسبت به خوراکیهایشان پرهیز خاصی دارند. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند: «فِي حَلاَلِهَا حِسَابٌ، وَفِي حَرَامِهَا عِقَابٌ».[12] این تقوا آنقدر شدت مییابد که طوری میشود که نسبت به مباحها نیز انسان پرهیز دارد؛ نه اینکه استفاده نکند، بلکه در آن اسراف ندارد و اعتدال دارد.
2.9- نقش شبهات در شهوات
معمولا تعدّی و اعتدای در عقیده و اندیشه، اعتدای در شهوت و انگیزه به وجود میآورد. مردمانی که اهل شهوات بودند، بدانید اهل شبهات بودند. شبهات، انسان را به شهوات میرساند. وظیفه روحانیت و ما علمای دین این است که شبههزدایی کنیم. هرکجا معرفت و عقاید و عرفان ضعیف شود، شهوات و آسیبها زیاد میشود. تقوای در عقیده، تقوای در انگیزه را به وجود میآورد.
2.10- نقش عقاید بر شخصیت انسان
اگر برسیم به این نکته که تمام گفتههای ما به نحو مطلق دارای آثار است، اصل معاد و رسالت و توحید، اصولی هستند که باید برای مردم به نحو اعلی تبیین شود؛ چون عقاید، رفتار و کردار و افکار را مشخص میکند. رفتار، عادت درست میکند و عادت، شخصیت میسازد. شخصیت، تشخصی درست میکند که انسان با آن شناخته میشود و شناسنامهی معرفتی انسان میشود.
3- تفسیر آیه 89
3.1- ارتباط آیه 88 و 89
آیه قبلی، قضیهی کلیه بود که مُعتَدی، یعنی کسانی که حلالها را حرام کنند، مورد پسند حضرت حق نیست. امر «کُلوا» هم اباحه مطلق است.
3.2- لغات آیه
«لغو»، کار بیهوده است.[13] «أَیمان»، جمع «یَمین» به معنای قسم است. معمولا وقتی میخواستند قسم بخورند، دست راست را بلند میکردند.[14]
3.3- منظور از قسم قابل مؤاخذه
خداوند، شما را به قسمهایی که لغو است، مؤاخذه نمیکند؛ ولی به آن قسمها را که تحکیم میکنید، مؤاخذه میکند. «عَقَّدتُم» از باب تفعیل است. باب تفعیل هم برای تکثیر است و هم تدریج. پیمانهایی که پشت سر هم تکرار میشود و گره میخورد. هر قسمی مؤاخذه ندارد. وقتی قسمها به اسمای جلاله باشد، حقیقی است. اینکه بین مردم متداول است به جان خودش یا همدیگر و مانند آن قسم میخورند، قسم اصطلاحیِ دارای ثمر نیست. قسمهای به اسم جلاله واقعی است. حِنث (شکستن) قسم نیز کفاره دارد.