« فهرست دروس
درس تفسیر استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/10/29

بسم الله الرحمن الرحیم

کلام علمای نصاری هنگام نزول آیات قرآن - مصداق شاهدین، صالحین و محسنین - معنای محسنین و مکذبین - لزوم توجه به نعمت‌های الهی و شکر آن/تفسیر آیات 84 - 88 /تفسیر سوره مائده

 

 

 

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیات 84 - 88 /کلام علمای نصاری هنگام نزول آیات قرآن - مصداق شاهدین، صالحین و محسنین - معنای محسنین و مکذبین - لزوم توجه به نعمت‌های الهی و شکر آن

 

﴿وَمَا لَنَا لاَ نُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا جَاءنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبَّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ﴾.[1]

﴿فَأَثَابَهُمُ اللّهُ بِمَا قَالُواْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ﴾.[2]

﴿وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ﴾.[3]

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ﴾.[4]

﴿وَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلاَلًا طَيِّبًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِيَ أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ﴾.[5]

1- گزیده آیات گذشته

خدا را به عدد کلماتش شاکریم که در محضر آیاتش هستیم. رب انعمت فزد.

عرض شد در آیات گذشته حضرت حق فرمودند که نصاری به چند جهت به مؤمنین و مؤمنات نزدیک‌تر هستند:

اولاً: علما و راهبان و ترسایانی دارند که هنوز نسبت به حضرت حق، ترس و محدودیت دارند و استکبار ندارند. این سه خصلت به عنوان قضایای حقیقیه است. زاهدان و متواضعان در هر امتی باشند، قرب به حضرت حق دارند.

ثانیاً: مطلب دیگر اینکه نسبت به آیات الهی، رقت قلب و پذیرش داشتند. گاهی سمع ظاهری است و گاهی به معنای پذیرش است. سمع دوم، مهم‌تر است. شنوایی و پذیرایی داشتند. دلیلش این بود که آیات را می‌شنیدند، چشم‌هایشان گریان می‌شد و دعا و خواسته‌ای داشتند. معمولا آثار قلب رئوف و رحیم در چشم گریان ظاهر می‌شود. طبق روایات، جمود العین (خشکی چشم و اشک نداشتن)، دلیل بر سختی و قساوت قلب است.[6]

2- تفسیر آیه 84

2.1- کلام علمای نصاری هنگام شنیدن آیات نازل‌شده بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

«وَمَا لَنَا لاَ نُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا جَاءنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبَّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ»؛

در این آیه، ایمان و معرفت و رسالت و اعتقاد به قیامت مطرح شد. این دسته از علمای نصاری بعد از نزول آیات قرآن بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌گویند: «چه شد که ما ایمان به خدا نیاوردیم و آنچه خدا نازل کرد و حال آنکه آرزوی ما این بود که در کسانی داخل شویم که قوم صالح هستند».

2.2- منظور از صالح

گفتیم که صالح، هم حسن فعلی و هم حسن فاعلی دارد. حسن فعلی و فاعلی در ولایت‌مداری است که کار خوب دارند و انسان‌های خوبی هستند.

3- تفسیر آیه 85

«فَأَثَابَهُمُ اللّهُ بِمَا قَالُواْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ»؛

3.1- معنای ثواب

ثواب را ثواب می‌گویند، چون که به شخص برمی‌گردد[7] و مانند لباس، او را فرا می‌گیرد و تحت احاطه‌ی خود قرار می‌دهد.

خداوند به آنچه آنان گفتند، به آن‌ها ثواب می‌دهد. آن‌ها خدا خدایشان بلند بود که ما را با شاهدان و صالحان قرار بده.

3.2- مصداق شاهدین، صالحین و محسنین

نتیجه‌ی این عمل‌شان، جناتی است که «تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ». قول در قرآن، تنها سخن نیست؛ کار نیز هست. کارهای آن‌ها نیز باعث خلود در بهشت است. شاهدین و صالحین و محسنین به ترتیب است. «شاهدین»، انبیا و صدیقین هستند و صالحان، اولیا هستند و محسنین، تابعان آن‌ها هستند: ﴿وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ﴾، [8] ﴿أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ﴾.[9] در روایات در مورد احسان فرمودند: یعنی طوری خدا را عبادت کنی که گویا او را می‌بینی، یا حدّاقل بدانی، او تو را می‌بیند.[10] معیّت قیّومی که ﴿وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ﴾.[11] و دیگری، معیّتی که فرع معیّت انسانی است. ﴿وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ﴾.[12]

4- تفسیر آیه 86

4.1- نتیجه‌ی کار محسنین و مکذّبین

«وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ»؛

کسانی که کافر شدند و نعمت‌های ما را ندیدند. نعمت، اعم از نعمت‌ها و آیات است؛ از جمله معجزات. یک قضیه‌ی منفصله، دائرمدار نفی و اثبات است. یا محسن هستند؛ در نتیجه: «لَهُمُ الجَنّات»، یا مُکَذِّب هستند؛ در نتیجه: «أصحابُ الجَحیم» هستند. تمام نظام هستی، چون بر اساس باطل است، یا به احسان است و یا به کفر و تکذیب است.

5- تفسیر آیه 87

5.1- ارتباط این آیه با آیات قبل

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ»؛

برخی این آیه را معترضه می‌دانند. ما چنین نظری نداریم و معتقدیم ترتیب آیات با ارتباط است. چینش آیات، توقیفی است. آیات الهی که دست من و شماست، توسط رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و به اجرای امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به قرائت حفص از عاصم چیده شده است. در ورای این آیات، یک ارتباط و پیوستگی‌ای هست که باید رعایت کنیم. آیات را نمی‌توانیم جابه‌جا کنیم. برخی جملات، استینافیه هست؛ ولی بی‌ارتباط به آیات گذشته نیست. آیات گذشته که بحث لعنت یهود و بعد قُرب مسیحیان به حضرت حق بود، حال می‌فرماید که همه‌ی این‌ها مرهون خوراک انسان است. اصحاب جنت و اصحاب جحیم در اثر رعایت کردن یا نکردن بایدها و نبایدها است.

5.2- متعلق خطابات قرآنی به مؤمنین

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ»، خطاب تغلیبی است، نه تخصیصی. اسماء قبولی‌ها را می‌نویسند، مردودی‌ها معلوم می‌شود. مکلف به نظر ما خطابش عقلی است. ثواب و عقاب با توجه به اوامر و نواهی الهی، قابل تکرار است. متعلق این دو (اوامر و نواهی)، طبایعی است که بدون فرد نمی‌شود.

5.3- منظور از «إعتِداء»

حرام، حرام است؛ چون محدودیت دارد و حلال، حلال است؛ چون آزاد است. اموری که خدا برای شما حلال کرده است را حرام نکنید.«إِعتِداء»، فقط در جانب افراط نیست. «إِعتِداء»، یعنی چیزی که حدش رعایت نشود؛ چه افراطی و چه تفریطی. مُعتَدی، فقط مُفرِط نیست؛ مُفَرِّط نیز هست. در نعمت‌های الهی سه قسم داریم:

1-هر طور می‌شود از آن استفاده شود، با حالتی رفاه‌طلبانه که جانب افراط دارد.

2-نعمت‌ها را بر خود محدود کند و از آن‌ها فاصله بگیرد و مفرّطانه باشد، نه مُفرِطانه.

3-نسبت به نعمت‌های الهی، حد افراط و تفریط را رعایت کند. این سومی مهم است.

بحث اباحه‌ی کلیه‌ای که در فقه است، از این آیه استفاده می‌شود. اباحه، قانون خاصی است. خداوند، انسان‌های مُعتَدی و اهل افراط و تفریط را دوست ندارد. تفریط، ندیدن نعمت‌ها است و افراط، یعنی رعایت حدود نکنند و زیاده‌روی کنند. عقل از عقال است. مؤمنین، معتدل هستند. بهترین اعتدال که مقابل اعتداء است، شکرگزاری نعمت است. قابل شمارش نیست.

5.4- لزوم توجه به نعمت‌های الهی

الهی به قربان ماهی که وقتی از او پرسیدند: «الماءُ ما هِیَ»؟ گفت: «مگر جز آب هست»؟[13] گاهی به خاطر غرق نعمت‌ بودن، آن را نمی‌شناسیم. رزقنا الله ایانا و ایاکم. سوره‌ی «الرّحمن» که عروس قرآن است، هر چند آیه که می‌آید، سؤال می‌کند: ﴿فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴾.[14] نعمت عافیت و امنیت دو نعمت (یا عافیت و ولایت)، مهم است که قدرش شناخته نمی‌شود.[15]

نگاه عارفانه به نعمت‌ها خلاف نگاه افراطی و تفریطی به نعمت‌ها است.

 


logo