1404/10/03
بسم الله الرحمن الرحیم
اتخاذ کافرین به عنوان ولیّ توسط یهودیان - نقش اصلاح اعتقادات جامعه در اصلاح اعمال آن جامعه/تفسیر آیه 80 و 81 /تفسیر سوره مائده
محتويات
1- خلاصه جلسه گذشته2- تفسیر آیه 80
2.1- اتخاذ کافران به عنوان ولیّ توسط یهودیان
2.2- نقش شاکله در اعمال انسان
2.3- نقش انسان در ساختن بهشت و جهنم برای خود
2.4- غضب ثانوی خداوند
2.5- فطرت ثانویهی ناری برای اهل جهنم
3- تفسیر آیه 81
3.1- ارتباط آیات
3.2- انواع قضایای شرطیه
3.3- نقش اصلاح اعتقادات جامعه در اصلاح اعمال
3.4- اعتقادات مشترک ادیان توحیدی
3.5- معنای «أولیاء» در این آیه
3.6- معنای فسق
3.7- جایگاه انسان در قرآن
3.8- تفاوت کافر و موحّد
3.9- معنای فاجر و تفاوت آن با فاسق
4- اشاره به آیه 82

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیه 80 و 81 /اتخاذ کافرین به عنوان ولیّ توسط یهودیان - نقش اصلاح اعتقادات جامعه در اصلاح اعمال آن جامعه
﴿تَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ﴾.[1]
﴿وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِالله والنَّبِيِّ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاء وَلَكِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ﴾.[2]
1- خلاصه جلسه گذشته
خدا را شاکریم که در این صبحگاه در محضر آیات الهی هستیم؛ نعمتی بالاتر از این وجود ندارد. رَبِّ أَنْعَمْتَ فَزِدْ، فَلَکَ الْحَمْدُ عَدَدَ کَلِمَاتِک.
لعنتی که در آیات گذشته بر کفار، منافقین و اهل کتابِ بنیاسرائیل - آنان که در برابر انبیا ایستادند - جاری شد، بر زبان حضرت داود (علیهالسلام) که نماد قدرت و نبوت بود و حضرت عیسی (علیهالسلام) که نماد محبت و رأفت بود، بیان گردید. آنان قائل شدند که عزیر و مسیح (علیهماالسلام) پسر خدا هستند و حتی به حضرت مریم (سلاماللهعلیها) تهمت زدند. این گروه دچار طغیان و اِعتداء شدند، حدود الهی را رعایت نکردند و خطوط قرمز را درنوردیدند. نه خود از منکر دست میکشیدند و نه دیگران را از آن بازمیداشتند؛ بدترین اعمال را مرتکب میشدند. گاهی این اعمال در قالب «فعل»، گاهی «عمل» و گاهی «صنع» جلوه میکرد که هر یک تفاوتی دارد.
2- تفسیر آیه 80
﴿تَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ﴾.
2.1- اتخاذ کافران به عنوان ولیّ توسط یهودیان
«ولیّ»، کسی است که فاصلهها را میان انسان و خدا کم میکند. اما اینان کافران را به عنوان ولیّ برگزیدند و بدترین چیزها را برای خود پیش فرستادند. عمل، پیشفرست انسان است، نه پسفرست؛ انسان جلودار نیست که کارها پشت سر او باشند؛ بلکه اعمال او پیشاپیش حرکت میکنند.
2.2- نقش شاکله در اعمال انسان
﴿قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ ﴾.[3] ما یک شکل و شمایل داریم که رفتار و کردار برای او تنظیم میشود. ﴿أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ﴾.[4] باید مراقب بود که اولاد و اموال ما را از خدا غافل نکند.
2.3- نقش انسان در ساختن بهشت و جهنم برای خود
خداوند جهنم را نمیآفریند؛ این انسان است که آن را میسازد. خدا به انسان قدرتی داده است که میتواند هم بهشتساز باشد و هم جهنمساز. زمین نفسانی را خدا آفریده تا انسان در آن درختی بکارد.
2.4- غضب ثانوی خداوند
خداوند، سخط و غضب ثانوی دارد که نتیجهی اعمال بندگان است. وقتی دیگران غضب میکنند و از رحمت الهی خارج میشوند، سخط الهی بر آنان نازل میشود. هر جا لعنتی ذکر شود، یعنی خروج از رحمت الهی رخ داده است؛ و خروج از رحمت، یعنی محروم شدن از رحمت رحیمیه.
2.5- فطرت ثانویهی ناری برای اهل جهنم
مخالفان انبیای الهی تنها بنیاسرائیل نبودند؛ هر کس پیامبران را آزار دهد در عذاب جاودانه خواهد بود. قید «العذاب» که مقدم شده، بیانگر آن است که اینان جز عذاب چیزی نصیبشان نمیشود. فطرت ثانویهای در وجودشان شکل گرفت که آنان را همسنخ عذاب ساخت؛ به گونهای که عذاب برایشان گوارا شد. «گوارا» در زبان روزمره به معنای لذت بردن است؛ اما در قرآن معنایی عامتر دارد؛ یعنی چیزی که با انسان سازگار باشد؛ خواه خوشایند او باشد یا نه. همانگونه که آب عذب و گوارا، یعنی آبی سازگار با طبیعت انسان.[5]
3- تفسیر آیه 81
3.1- ارتباط آیات
علت جاودانگی آنان در آتش در آیه 81 آمده است: «وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِالله والنَّبِيِّ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاء».
3.2- انواع قضایای شرطیه
چند نوع قضیه شرطیه داریم:
با «إذا»: یعنی محققة الوقوع است؛ مثلا در سوره واقعه میفرماید: ﴿إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ﴾.[6]
با «إن»: یعنی ممکن است محقق شود و یا خیر؛ مانند: ﴿إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ﴾.[7]
با «لَو»: معمولا واقع نمیشوند و نخواهند شد و ممتنع ذاتی است؛ مانند: ﴿لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا﴾.[8] ولی گاهی ممتنع ذاتی نیست. امتناع وقوعی را تبدیل به قضایای وقوعی کردند.
3.3- نقش اصلاح اعتقادات جامعه در اصلاح اعمال
﴿وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِالله والنَّبِيِّ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاء وَلَكِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ﴾.
ضمیر «کانوا» به اهل کتاب و کفار بازمیگردد. آنان به سبب کفرشان به سخط الهی رسیدند. اگر اعتقادات جامعه اصلاح شود، اعمال نیز صالح خواهد شد؛ زیرا مشکل اصلی جوامع، مشکل اعتقادی است. شبهههای علمی زمینهساز شهوات عملی میشوند. اگر شبهات هدایت شوند، شهوات نیز کنترل میگردند.
3.4- اعتقادات مشترک ادیان توحیدی
خداوند بر مشترکات ادیان تأکید میکند: سه اصل مشترک میان همه ادیان، عبارتاند از توحید، نبوت و معاد. خطاب اهل کتاب نیز به موحدین است. همه انبیای الهی مردم را به نماز و حج دعوت کردند. اگر آنان این اعتقادات را میپذیرفتند، با کفار دوستی نمیکردند.
3.5- معنای «أولیاء» در این آیه
«اولیاء» در اینجا دو معنا دارد: یکی محبت و دیگری نصرت و امارت. اما آنان دچار کفر الحادی شدند و زیر سلطه کفار و یهود رفتند.
3.6- معنای فسق
بیشتر اینها فاسق هستند. «فسق»، یعنی کسی که بیراهه رفته است؛[9] یعنی کسی که از فطرت اولیه و جاده ولایت فاصله گرفته و زاویه با ولی پیدا کرده است. آنان خداشناس، پیامبرشناس و معادشناس نبودند.
3.7- جایگاه انسان در قرآن
در سوره بقره - که نخستین سوره دارای حروف مقطعه است - در بیان توحید چنین آمده است: ﴿الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ﴾،[10] ﴿والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ﴾.[11] در منطق، انسان، «حیوان ناطق» است؛ اما در مباحث معرفتی، انسان، «ناطِق و متألّه» است. خدا خدایش بلند است. «لا إله إلّا الله»، یعنی نفی همهی آلهه و اثبات خدای متعال.
3.8- تفاوت کافر و موحّد
تفاوت موحد و کافر در این است که هر دو نیازمندند؛ اما مؤمن تنها نیاز خود را به سوی خدا میبرد. ما فقر ذاتی داریم، اما فقر ارادی، جهتدار است و باید مسیرش مشخص شود.
3.9- معنای فاجر و تفاوت آن با فاسق
فسق عملی، نماد فسق اعتقادی است؛ تا خروج از جاده عقاید رخ ندهد، فسق معنا ندارد. «فاجر» و «فاسق» متفاوتاند. [فسق به معنای خروج از اطاعت خداوند با گناهان کبیره است، ولی فجور به معنای پراکنده شدن در معاصی و گستردگی در گناه میباشد.][12] «فَجر» و «فُجور» هر دو از یک ریشهاند: «فَجر»، یعنی آمدن از ظلمت به نور،[13] و «فُجور»، یعنی بیرون رفتن از نور به تاریکی. ﴿فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا﴾.[14]
4- اشاره به آیه 82
آیه بعدی تصویری از عداوت، تقرب و نصرت ارائه میدهد. این آیات در آن زمان نازل شد، اما حقیقتشان همواره باقی است.
در این روز شهادت امام هادی (علیهالسلام)، انشاءالله با زیارت جامعه کبیره و زیارت غدیریه محشور باشیم. ختم و فتح عالم و آدم به دست ائمه (علیهمالسلام) است.