1404/09/25
بسم الله الرحمن الرحیم
عدم شایستگی غیر خداوند برای عبادت - نهی از غلو و تبعیت از هوا و هوس گمراهان/تفسیر آیات 75 - 77 /تفسیر سوره مائده
محتويات
1- خلاصه جلسه گذشته2- تفسیر آیه 75
2.1- منظور از آیات
2.2- معنای «إفک»
3- تفسیر آیه 76
3.1- علت عدم شایستگی غیر خداوند برای عبادت
3.2- دو احتمال در الف و لام «السَّمیع» و «العَلیم»
3.3- جایگاه اسم «هو» در کنار اسم «الله»
3.4- معنای «السَّمیع» و «العَلیم»
3.5- علم، مطلوب و مراد انسان عاقل
4- تفسیر آیه 77
4.1- منظور از اهل کتاب در قرآن
4.2- معنای «غُلُوّ»
4.3- دو احتمال در قید «غَيْرَ الْحَقِّ»
4.4- تقلید مثبت و تقلید منفی

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیات 75 - 77 /عدم شایستگی غیر خداوند برای عبادت - نهی از غلو و تبعیت از هوا و هوس گمراهان
﴿مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلاَنِ الطَّعَامَ انظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآيَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ﴾.[1]
﴿قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا وَاللّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ﴾.[2]
﴿قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ﴾.[3]
1- خلاصه جلسه گذشته
عرض شد پس از اینکه ذات باریتعالی فرمود که حضرت مسیح (علیهالسلام)، فرزند مریم است و مولود است و مولود، نمیتواند خدا باشد، و پس از اینکه فرمودند حضرت مسیح (علیهالسلام)، رسولی مانند سایر انبیا است و مادرش صدیقه است - نه بیشتر و کمتر - این دو طعام میخورند و لذا خدا و فرزند خدا نیستند، میفرماید: «ثُمَّ انظُر»؛ نگاه با اندیشه کنید که آیات الهی را بیان کردیم.
2- تفسیر آیه 75
2.1- منظور از آیات
تمام ماسِوَیالله، آیات الهی است؛ اعم از آیات آفاقی و انفسی. خود حضرت مریم (علیهاالسلام) و مسیح (علیهالسلام) هم آیهای از آیات خدا است. به حضرت مسیح (علیهالسلام)، کلمه اطلاق شده است.
2.2- معنای «إفک»
افک[4] آن است که گفته با حقیقت مطابقت نداشته باشد و مطابق با واقع نباشد. دروغ نیز هم همین است.
قل اعم از گفته و فعل است. گفته و روش و منش را میرساند.
3- تفسیر آیه 76
3.1- علت عدم شایستگی غیر خداوند برای عبادت
«قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا»؛
آیا غیر خداوند را عبادت میکنید؛ چیزی که نه مالک نفع است و نه مالک ضرر؟ در برخی آیات، نفع مقدم شده است و در برخی آیات دیگر، ضرر. تا موانع را دفع نکنیم، مقتضی موجود نمیشود. هم نیاز به دفع موانع داریم و هم ایجاد مقتضی. اینها علت برای تحقق اشیاء است. در اینجا برهان دیگری بر توحید اقامه میشود. غیر خدا نمیتوانند مورد عبادت واقع شوند؛ چرا که دفع ضرر و جلب نفعی ندارند.
3.2- دو احتمال در الف و لام «السَّمیع» و «العَلیم»
«وَاللّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ»؛
صفت «سَمیع» و «عَلیم»، یعنی موجودی که لیاقت تأله و عبودیت را دارد، خدا است. خدایی که «السَّمیع» و «العَلیم» است.آنها که اب و ابن و روح القدس را میگفتند، در الوهیت مشکل داشتند. وقتی به اسماء باریتعالی میرسیدیم، علامه حسنزاده (رحمهالله) میفرمودند: «در اتصافهای به حضرت حق، حتی الف و لام هم جزو کلمه است». حق هم همین است. «السَّمیع» و «العَلیم» است. اگر الف و لام در این دو اسم شریف، الف و لام عهد باشد، یعنی همین چیزهایی که قبلا گفته شد؛ یعنی همین کسانی که نمیتوانند دافع ضررها و جالب نفع خود باشند، خداوند، همهی اینها را میشنود و دانا است. اگر الف و لام عهد ذکریِ گذشته باشد. ولی اگر الف و لام برای اطلاق باشد، یعنی خداوند، سمیع مطلق و علیم مطلق است. آن کسی که سمیع و علیم مطلق است، در همه جا حیّ و حاضر است.
3.3- جایگاه اسم «هو» در کنار اسم «الله»
حقیقتی که «الله» است، «هو» است. مقام «هوهویّت» دارد. این «هو» که «الله» است و «الله»ای که «هو» است، در شرح اسماء خواهیم رسید که گاهی «هو» مقدم بر «الله» است؛ مانند: ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ﴾،[5] ولی گاهی «هو» بعد از «الله» است. در مورد دوم، تعیّن الوهیّت را با توجه به اسماء دیگر میخواهد ثابت کند. ضمیر هم باشد، قبل و بعد را متصل میکند و صفات قبلی را به اسم بعدی متصل میکند. احتمال دیگر اینکه «هو»، خودش اسمی از اسماء باشد.
3.4- معنای «السَّمیع» و «العَلیم»
«اللهُ هُوَ السَّمیعُ العَلیمُ»؛
علیم و سمیع و بصیر و حکیم وقتی جدا هستند، معنای خاص خود را دارند و در ترکیب، معنای دیگری خواهند داشت. «السَّمیعُ» و «العَلیمُ»، پشت سر هم آمدهاند؛ یعنی آن کسی که هم شنوا و دانا است. برخی گمان میکنند چشم، وسیلهی علم انسان است؛ ولی گوش بیشتر وسیلهی علم انسان است. مکاشفات برزخی اول از گوش شروع میشود. در حالات انبیای الهی مطالعه کنید؛ اول صدای جبرائیل را شنیدند و بعد دیدند.
3.5- علم، مطلوب و مراد انسان عاقل
معمولا علم است که مراد انسان عاقل است. علوم ما مورد ارادهی ما است. تمام ارادهای که از انسان صادر میشود، برای جنبهی علومش است. مجهول مطلق، مراد واقع نمیشود. معلوم نسبی، مورد اراده قرار میگیرد. ارادات ما، تابع علوم ما هستند. «إنَّ طَلَبَ العِلمِ فَريضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسلِمٍ»، [6] برای همین تابعیت است.
4- تفسیر آیه 77
4.1- منظور از اهل کتاب در قرآن
«قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ»؛
این آیه، خطاب دیگر است. دو خطاب است. خطاب اول، «قُل أتَعبُدُونَ ...» بود. اهل کتاب، همهی موحدین عالم را شامل میشود و منحصر در یهود و نصاری نیست.
4.2- معنای «غُلُوّ»
در دین خود غلوّ نکنید. «غُلُوّ»، چیزی است که از حد معمول خود بگذرد. معمولا در جنبهی زیاده و افراط، غُلُوّ است. غالی و قالی، نقیض هم هستند. قالی، یعنی کسی که حد شیء را ادا نکند و تنها در گفتمان بماند. غالی از حد تجاوز میکند.[7]
4.3- دو احتمال در قید «غَيْرَ الْحَقِّ»
قید «غَيْرَ الْحَقِّ»، میتواند احترازی باشد و میتواند توضیحی باشد. در دینتان غلو نکنید که غیر حق باشد؛ یعنی غلو در حق اشکال ندارد. اگر غلو را اعم از بدی و زشتی و حق و باطل بدانید، «غَیرَ الحَقّ»، احتزاری میشود. اگر غلو باطل و حق، هر دو را داشته باشد، «غَیرَ الحَقِّ»، قید احترازی است، ولی اگر غلوّ تنها در قسمت حق است و باطل را شامل نمیشود، «غَیرَ الحَقِّ»، قید توضیحی است؛ یعنی غُلُوّ، «غیر الحق» است.
«وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ»؛
4.4- تقلید مثبت و تقلید منفی
نهی دوم نیز بیان نهی اولی است. هوازده نشوید. تقلید کورکورانه نداشته باشید. مقلِّد، محقق نیست، ولی باید در تقلیدش، محقق باشد. تقلید، گاهی حقانی نیست. مقلد نباید از اهواء دیگران تقلید کند؛ بلکه از انظار و نکات عقلانی دیگران تقلید کند. تقلید، نباید آبائی و اجدادی و بدون دلیل باشد.