« فهرست دروس
درس تفسیر استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/09/24

بسم الله الرحمن الرحیم

دلایل ردّ الوهیت حضرت عیسی (علیه‌السلام)/تفسیر آیه 73 /تفسیر سوره مائده

 

 

 

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیه 73 /دلایل ردّ الوهیت حضرت عیسی (علیه‌السلام)

 

﴿مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلاَنِ الطَّعَامَ انظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآيَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ﴾.[1]

﴿قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا وَاللّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ﴾.[2]

﴿قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ﴾.[3]

1- خلاصه جلسه گذشته

گاهی به لحاظ ادبی، استفهام در مقام انشاء هم می‌نشیند؛ مثلا در این آیه که خداوند می‌فرماید: ﴿أَفَلاَ يَتُوبُونَ إِلَى اللّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ﴾،[4] استفهام در اینجا، می‌تواند استفهام حقیقی باشد و یا برای تعجب و انکار باشد و یا جای امر نشسته است. چرا توبه نمی‌کنید، یعنی توبه و استغفار کنید. چه انکاری و چه حقیقی و چه تعجبی و چه استفهام جای امر باشد، مراد آن است که راه برای توبه باز است. این عقاید، قابل تعجب و استهزاء نیز هست. شاید استفهام‌های گوناگون در طول هم باشد. آخرین مرحله‌ی استفهام، شاید نشستن به جای امر باشد.

2- تفسیر آیه 75

2.1- ارتباط آیه 74 و 75

﴿وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴾،[5] یعنی خدا غفران و رحمتش جامع و فراگیر است. یکی از مصادیق رحمت خدا، رسول بودن حضرت مسیح (علیه‌السلام) و حضرت مریم (سلام‌الله‌علیها) است. رحمت خاص خدا است.

2.2- دلایل ردّ ادعای الوهیت حضرت عیسی (علیه‌السلام)

2.2.1- دلیل اول: رسول بودن ایشان و فرزند حضرت مریم (علیهاالسلام)

«مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ»؛

مسیح بن مریم (علیه‌السلام)، جز پیامبری که قبل از ایشان هم انبیایی بودند، نیست. نه نسبت به جناب مسیح (علیه‌السلام) و حضرت مریم (سلام‌الله‌علیها) افراط کنید و نه تفریط کنید. نه خدا بدانید و نه خدای‌نکرده حضرت مریم (سلام‌الله‌علیها) را آلوده و ناپاک بدانید. اولین برهان خودمانی خدا آن است که مسیح، فرزند حضرت مریم (سلام‌الله‌علیها) است. خداوند، صمد است. ﴿لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ﴾.[6] کسی که زاده باشد نمی‌تواند اله باشد. مسیح و حضرت مریم (علیه‌السلام) را مانند دیگران هم قرار ندهید.﴿وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ﴾.[7] اگر رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نبودند حضرت عیسی (علیه‌السلام) خاتم الانبیاء می‌شدند. قبل از ایشان خلأ رسالت را پر کردند. سؤال این است که چرا آن انبیا را خدا نخواندید؟

2.2.2- مقام والای حضرت مریم (علیهاالسلام)

«وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ»؛

امّ، اصل و مرجع و بنیان شیء است و مقصد و مقصود فرزند است.[8] مولود در آغاز ولادت جز مادر، چیز دیگری را نمی‌شناسد. صدق، یعنی کسی که حرف و واقعیتش یکی است.[9] اگر فعل و گفته یکی باشد، صِدّیق گفته می‌شود. به حضرت علی (علیه‌السلام)، صدّیق اکبر و فاروق اعظم می‌گویند و به حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)، صدیقه کبری است. اگر حضرت مریم (سلام‌الله‌علیها)، صدیقه است، حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)، صدیقه کبری است.

2.2.3- دلیل دوم: نیازمندی ایشان به غذا و نیازهای جسمی

«يَأْكُلاَنِ الطَّعَامَ»؛

برهان دوم اینکه کسی که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) باشد، خدا نیست. حضرت عیسی (علیه‌السلام) و حضرت مریم (سلام‌الله‌علیها) نیاز به غذا دارند. غذا می‌خوردند. کسی که غذا بخورد، نمی‌تواند خدا باشد. کسی که نیازمند باشد، واجب الوجود نیست.

2.2.4- دلیل سوم: تشبیه حضرت عیسی (علیه‌السلام) به حضرت آدم (علیه‌السلام)

ممکن است گفته شود حال که عیسی (علیه‌السلام) پدر ندارد، پس پسر خداست! شما در مورد حضرت آدم (علیه‌السلام) چه می‌گویید که مادر هم ندارد. قرآن، اول برهانِ ﴿ثَالِثُ ثَلاَثَةٍ﴾[10] را آورد و بعد برهان‌های دیگر را.

2.3- معنای نظر

﴿انظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآيَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ﴾؛

«نَظَر»، نگاه با دقت و با فهم نسبت به اشیاء است.[11] نظر، بعد از تصور و تصدیق است. تا تصوری نباشد، تصدیقی نیست. اگر تصورات‌مان را مدیریت کردیم، تصدیقات‌مان دقیق است.

2.4- جایگاه ادبی الف و لام در «الآیات»

الف و لام «الآیات»، یا برای عهد است؛ یعنی همین آیاتی که ذکر کردیم، یا همین آیاتی که جناب مریم و عیسی (علیهما‌السلام)، آیه هستند. یا اینکه الف و لام برای اطلاق و استغراق باشد؛ در این صورت، «الآیات»، یعنی تمام آیات است. همه را شامل می‌شود و دقت در این آیات، مد نظر است.

2.5- معنای «إفک»

«إفک»، چیزی است که مطابق با واقع نباشد.[12] دروغ، برای دورویانی هستند که توفیق ندارند. اگر قول و فعل ما یکی بود، در مقام خوبی هستیم. موفق باشید، یعنی سعی کنید بر اساس واقع حرکت کنید.

2.6- منظور از «انظُر» دوم در این آیه

نظر دومی که خداوند امر می‌کند، غیر از «أُنظُرِ» اول است. «أُنظُرِ» اول، امر به این بود که آیات را ببینید و نگاه به آیات الهی داشته باشید. این را بیان کردیم. نظر بعدی، این است که اگر به آیات نگاه کنید، به حقایق می‌رسید. اقوام، یا آیات را نمی‌نگرند و یا به آیات نمی‌رسند. اگر حضرت مریم را مادر حضرت عیسی (علیه‌السلام) بدانید، دیگر ادعای اقانیم ثلاثة (أب، ابن و روح القدس) ندارید. دروغ، یکی از مصادیق «إفک» است، نه همه‌ی آن.

 


logo