1404/08/05
بسم الله الرحمن الرحیم
منشأ انتقام اهل کتاب از مسلمانان - برخی از عذابهای دنیوی اهل کتاب/تفسیر آیه 59 و 60 /تفسیر سوره مائده
محتويات
1- ۱ـ گزیدهی آیات گذشته1.1- ۱.۱ـ دلالت آیهی ولایت بر تخصیص
1.2- ۱.۲ـ نهی از ولایت مستهزئین دین
1.3- ۱.۳ـ تلازم تولّی و تبرّی و حقیقت تقوا
1.4- ۱.۴ـ تشریع اذان و منشأ تمسخر مخالفان
2- ۲ـ تفسیر آیه ۵۹
2.1- ۱ـ تحلیل لغوی «نَقَمَ» و علت خشم اهل کتاب
2.2- ۲ـ تقابل ایمان و انتقام در سیاق آیات
2.3- ۳ـ بررسی ادبی «أَنَّ» و معنای لغوی و مفهومی «فاسق»
2.4- ۴ـ علیتِ فسق برای انتقام و عدم ابتنای ایمان بر انتقامجویی ابتدایی
3- ۳ـ تفسیر آیه ۶۰
3.1- ۱ـ معنای لغوی «نَبَأ» و حقیقت قیامت
3.2- ۲ـ تحلیل معنای «ثواب»، «عقاب» و اطلاق «مَثُوبَة»
3.3- ۳ـ تبیین لعن، غضب الهی و مراتب مسخ ظاهری و باطنی
4- جمعبندی

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیه 59 و 60 /منشأ انتقام اهل کتاب از مسلمانان - برخی از عذابهای دنیوی اهل کتاب
موضوع: تفسیر سوره مائده / تفسیر آیات ۵۸ تا ۶۰
تحلیل خشم و انتقام اهل کتاب ـ معنای فاسق و مثوبه ـ مسخ ظاهری و باطنی
آیات مورد بحث
﴿وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْقِلُونَ﴾.[1]
﴿قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ﴾.[2]
﴿قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَٰلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللَّهِ مَن لَّعَنَهُ اللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ ۚ أُولَٰئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ عَن سَوَاءِ السَّبِيلِ﴾.[3]
1- ۱ـ گزیدهی آیات گذشته
1.1- ۱.۱ـ دلالت آیهی ولایت بر تخصیص
در آیات گذشته - بهخصوص در آیهی ولایت: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾[4] - عرض شد که حصرِ صفتِ «ولیّ» در خداوند، رسول، و مؤمنانی است که اقامهی نماز کرده و در حال رکوع، ایتاءِ زکات میکنند. این آیه از مواردی است که تخصیص از آن استفاده میشود، نه تعمیم؛ بدین معنا که نمیتوان گفت گرچه ولایت در این آیه خاص است، اما شاید هر یک از مؤمنین و مؤمنات نیز دارای همین ولایت باشند؛ بلکه با توجه به شأن نزولِ یادشده، تخصیص از آیه فهمیده میشود.
سپس در آیهی ۵۶: ﴿وَمَن يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ﴾،[5] یک قضیهی شرطیهی متصله مطرح شد.
1.2- ۱.۲ـ نهی از ولایت مستهزئین دین
پس از آن، ذات باریتعالی نهی از این امر را مطرح فرمود که کسانی که «دین» شما را به مسخره میگیرند - عنوان «دین» موضوعیت دارد و اشاره به جنبهٔ اجتماعی، سیاسی، و ظهور و بروزِ دین است - از میان اهل کتاب و کفار، آنان را بهعنوان «ولیّ» انتخاب نکنید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاءَ﴾.[6] «ولیّ» در اینجا، نهی در مرتبهٔ نخست (به معنای محبت) است که به طریق اولیٰ، مرتبهی نهایی (ولایت به معنای سرپرستی و تدبیر) را نیز شامل میشود.
1.3- ۱.۳ـ تلازم تولّی و تبرّی و حقیقت تقوا
از آیهی ﴿وَاتَّقُوا اللَّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ﴾،[7] چنین استفاده میشود که ما هم نیازمند «ولایت» (تولّی اولیاء الهی) هستیم و هم نیازمند «برائت» (تبرّی از اعداء الهی)؛ بدین معنا که تولّی و تبرّی از سیره و فروع دینی است که باید رعایت شود. همچنین میتوان استفاده کرد که تقوا، بسترِ اجراییِ ولایت و برائت است. یکی از تحریفاتی که در ماده و حقیقتِ تقوا رخ داد، این بود که تقوا را به معنای «محدودیت» تفسیر کردند؛ حال آنکه تقوا «محدودیت» نیست، بلکه «مصونیت» است. مصونیت هم مشتمل بر «بایدها» است و هم «نبایدها»، اما محدودیت غالباً منحصر در «نبایدها»ست. همچنین تقوا امری «مقول به تشکیک» است؛ به این معنا که هر مؤمن و ولایتمداری در هر مرتبهای که باشد، نیازمند تقواست.
1.4- ۱.۴ـ تشریع اذان و منشأ تمسخر مخالفان
آیهی شریفهی ۵۸ - که آیهی اذان است: ﴿وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا﴾[8] - بیانگر آن است که اذان هم برای اعلامِ وقت و تجمع، هم برای اعلامِ شعائر، و هم برای تثبیتِ عقاید تشریع شده است. این آیه همسنخ با آیهی ﴿وَإِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَىٰ ذِكْرِ اللَّهِ﴾[9] است که هر دو به اذان اشاره دارند. منشأ این تمسخر و بازیچهگرفتن طبق آیهی ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْقِلُونَ﴾،[10] آن است که آنان قومی فاقد تعقل و عِقال هستند و بدون تدبر هر سخنی را بر زبان میآورند.
2- ۲ـ تفسیر آیه ۵۹
2.1- ۱ـ تحلیل لغوی «نَقَمَ» و علت خشم اهل کتاب
در خطاب بعدی میفرماید: ﴿قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلُ﴾. مادهی «نَقَمَ» و «نِقْمَت»، به معنای انکارِ همراه با خشم و انتقام است. [11] علت اینکه «انتقام» را انتقام نامیدهاند، آن است که فرد علاوه بر انکار، در مقامِ ابراز و عملیاتیکردنِ خشم خود برمیآید. با توجه به ادات استثناء «إِلَّا»، آیهی شریفه به این معناست: ای اهل کتاب! آیا شما از ما انتقام میگیرید و بر ما خشم میورزید، جز به این علت که جرم و تقصیر ما ایمان به خداوند، قرآن و کتابهای پیشین (تورات و انجیل) است؟
2.2- ۲ـ تقابل ایمان و انتقام در سیاق آیات
ظرافت آیه در این است که «ایمان» در برابر «انتقام» و «انتقام» در برابر «ایمان» قرار گرفته است. میتوان این امر را قاعدهای همیشگی در باب مخالفان اسلام دانست که آنان در مقام انتقام از ایمانِ مسلمین هستند؛ چنانکه مقام معظم رهبری (در حوادث اخیر) فرمودند: آنان با اصل ایران مشکل ندارند؛ بلکه مشکل آنان با اندیشه و دین ماست. این تحلیلی برخاسته از بینش و بصیرتِ کامل است.
سیاق آیات، سیر روشنی دارد: ابتدا نهی از ولایت یهود و نصاری (آیه ۵۱)، سپس نهی از ولایت مستهزئین (آیه ۵۷)، و در اینجا (آیه ۵۹) تبیین این حقیقت که منشأ خشم آنان، ایمان و اعتقاد مسلمین به کتب آسمانی و قرآن است.
2.3- ۳ـ بررسی ادبی «أَنَّ» و معنای لغوی و مفهومی «فاسق»
﴿وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ﴾؛ حرفِ «أَنَّ» از حروفِ مشبهةٌبالفعل و مفیدِ تحقیق است که عینِ واقعیت را بیان میکند. معنای آیه این است: و حال آنکه به تحقیق، بیشترِ شما فاسق هستید. در لغت عرب، خروجِ خرما از غلاف و شکوفه را «فَسَقَتِ النَّخْلَةُ» میگویند. بر این اساس، کسانی که از غلافِ فطرت و سلامتِ اولیهی خود خارج شده و به گناه آلوده گشتهاند، «فاسق» نامیده میشوند. [12]
این عبارت به این معناست که اکثر شما پایبند به دین نیستید؛ وگرنه ما با شما اشتراکاتی داریم و به کتابهای آسمانی شما معتقدیم و میگوییم: ﴿لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ﴾.[13] اگر قرآن کریم نبود، خبری از عهدینِ غیرمحرَّف باقی نمیماند و این قرآن است که عهدین را حفظ کرده است.
2.4- ۴ـ علیتِ فسق برای انتقام و عدم ابتنای ایمان بر انتقامجویی ابتدایی
با توجه به قاعدهی «تعلیقُ الحكمِ علی الوصف مشعرٌ بالعلیّة»، چون اهل کتاب و کفار به فسق گرویدند، مؤمنان را به مسخره گرفته و در مقام انتقام برآمدند. از تقابل «انتقام» در برابر «ایمان» میتوان استفاده کرد که مؤمن هرگز منتقمِ ابتدایی نیست، بلکه کفار و منافقان اهل انتقاماند. البته «منتقم» از اسماء شریفهٔ الهی است، اما انتقامِ الهی هرگز ابتدایی نبوده، بلکه جنبهی کیفر و پاداشِ اعمال را دارد.
3- ۳ـ تفسیر آیه ۶۰
3.1- ۱ـ معنای لغوی «نَبَأ» و حقیقت قیامت
در خطاب دوم میفرماید: ﴿قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَٰلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللَّهِ﴾. کلمهی «أُنَبِّئُکُمْ» از ریشهی «نَبَأ» است که به خبرِ مهم اطلاق میشود. بهویژه هنگامی که با صفتِ «عظیم» همراه شود؛ مانند ﴿عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ﴾[14] که بیانگر عظمتِ مضاعف است. «نَبَأ»، خود خبرِ مهم است و «عظیم»، یعنی خبرِ بسیار بزرگ که ناظر به خبرِ قیامت و ولایت است. اساساً قیامت بر محور ولایت و برائت تنظیم شده و حقیقتی جز تجسّمِ ولایت و برائت نیست.
3.2- ۲ـ تحلیل معنای «ثواب»، «عقاب» و اطلاق «مَثُوبَة»
واژه «ثواب» گرچه در عرفِ متداول برای جزای خیر به کار میرود، اما لغتاً واژگانِ «ثواب» و «عقاب» هر دو مطلقاند؛ ثواب آن است که نتیجهی کار باشد (خواه خوب و خواه بد)، و عقاب نیز آن است که پیآمد و عقبِ هر چیزی باشد؛ (اعم از خیر و شر). بنابراین ﴿مَثُوبَةً عِندَ اللَّهِ﴾ در آیه شریفه اعم از ثواب و عقابِ اصطلاحی و به معنای جزای مطلق (اعم از خوب و بد) نزد خداوند است که پاداشی ابتدایی نیست، بلکه کیفرِ انتقامجوییِ آنان است.
3.3- ۳ـ تبیین لعن، غضب الهی و مراتب مسخ ظاهری و باطنی
سپس آن جزا را تبیین میفرماید: ﴿مَن لَّعَنَهُ اللَّهُ﴾؛ کسی که خداوند او را از نعمات خویش دور ساخته است (نعمت در برابرِ نِقمت، و لعنت در اینجا در برابرِ نعمت است). ﴿وَغَضِبَ عَلَيْهِ﴾؛ و بر او خشم گرفته است؛ ﴿وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولَٰئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ عَن سَوَاءِ السَّبِيلِ﴾. «قِرَدَة و خَنازیر» هم میتواند اشاره به مسخِ ظاهری در امتهای گذشته باشد - که به سبب ارتکاب گناه مسخ شدند - و هم ناظر به مسخِ باطنی که امری کاملاً روشن بوده و تا روز قیامت نیز جریان دارد؛ چه بسا کسانی که در ظاهر انساناند اما در باطن، متصف به صفاتِ حیوانیاند.
در نهایت، انسان در گروِ اعمالِ خویش است (﴿جَزَاءً وِفَاقًا﴾[15] و ﴿إِنَّهُمْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ حِسَابًا﴾[16] ) و این جزاء وفاق، اعم از مثوبه و عقاب است.
4- جمعبندی
حاصل آنکه سیاق آیات ۵۸ تا ۶۰ سوره مائده، از تمسخر اذان آغاز شده و به تحلیل خشم و انتقام اهل کتاب از ایمان مسلمین میرسد که ریشه در فسق آنان دارد، و سرانجام به تبیین جزای الهی - مسخ ظاهری و باطنی کسانی که مورد لعن و غضب حق واقع شدهاند - ختم میشود. این آیات، بار دیگر پیوند میان ولایت، برائت و تقوا را بهعنوان محور اصلی مباحث پیشین یادآوری میکند.