1404/09/26
بسم الله الرحمن الرحیم
خصوصیات علم/علم /شرح احادیث اصول کافی
محتويات
1- خصوصیات علم1.1- تعجب ابوبصیر از کثرت حجاج و پاسخ امام باقر (علیهالسلام) به ایشان
1.2- کلام آیتالله بهاءالدینی (رحمهالله) در مورد لزوم آشنایی با لحن معصومین (علیهمالسلام) در روایات
1.3- دست علم
1.4- پای علم
1.5- سه شاکی در روز قیامت
1.6- خاطره
1.7- لزوم زیارت روزانه معصومین (علیهمالسلام)
1.8- خاطرهای از علامه حسنزاده (رحمهالله)
1.9- تذکر روح عالم میت به عالم حیّ
1.10- دستگیری روح استاد از سیدمهدی قاضی (رحمهالله)
1.11- خاطره
1.12- خاطره
1.13- خصوصیات شهید اول و ثانی (رحمهماالله)
1.14- لزوم دعا برای سلامتی مقام معظم رهبری (دامظلهالعالی)
1.15- همّت علم
1.16- کلام علامه حسنزاده (رحمهالله) در مورد ملاک موفقیت بچهها در آینده
1.17- لزوم اُنس با آیات و روایات

موضوع: شرح احادیث اصول کافی/علم /خصوصیات علم
1- خصوصیات علم
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الدِّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَنْ عُرْوَةَ ابْنِ أَخِي شُعَيْبٍ الْعَقَرْقُوفِيِ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ: كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَقُولُ: يَا طَالِبَ الْعِلْمِ إِنَّ الْعِلْمَ ذُو فَضَائِلَ كَثِيرَةٍ فَرَأْسُهُ التَّوَاضُعُ وَ عَيْنُهُ الْبَرَاءَةُ مِنَ الْحَسَدِ وَ أُذُنُهُ الْفَهْمُ وَ لِسَانُهُ الصِّدْقُ وَ حِفْظُهُ الْفَحْصُ وَ قَلْبُهُ حُسْنُ النِّيَّةِ وَ عَقْلُهُ مَعْرِفَةُ الْأَشْيَاءِ وَ الْأُمُورِ وَ يَدُهُ الرَّحْمَةُ وَ رِجْلُهُ زِيَارَةُ الْعُلَمَاءِ وَ هِمَّتُهُ السَّلَامَةُ وَ حِكْمَتُهُ الْوَرَعُ وَ مُسْتَقَرُّهُ النَّجَاةُ وَ قَائِدُهُ الْعَافِيَةُ وَ مَرْكَبُهُ الْوَفَاءُ وَ سِلَاحُهُ لِينُ الْكَلِمَةِ وَ سَيْفُهُ الرِّضَا وَ قَوْسُهُ الْمُدَارَاةُ وَ جَيْشُهُ مُحَاوَرَةُ الْعُلَمَاءِ وَ مَالُهُ الْأَدَبُ وَ ذَخِيرَتُهُ اجْتِنَابُ الذُّنُوبِ وَ زَادُهُ الْمَعْرُوفُ وَ مَاؤُهُ الْمُوَادَعَةُ وَ دَلِيلُهُ الْهُدَى- وَ رَفِيقُهُ مَحَبَّةُ الْأَخْيَارِ».[1]
1.1- تعجب ابوبصیر از کثرت حجاج و پاسخ امام باقر (علیهالسلام) به ایشان
در کتاب فضل العلم کافی شریف در باب نوادر و شرح حدیث دوم بودیم. جناب ابی بصیر این انسان توانمند، راوی این حدیث است. ایشان نابینا بود. در فارسی میگوییم: «روشندل». ابوبصیر در آن جریان حج و طواف - رزقنا الله ایانا و ایاکم - دید سر و صدای جمعیت زیاد است. به امام باقر (علیهالسلام) یا امام صادق (علیهالسلام) تبریک گفت که حاجیان زیادند. فرمودند بیا از بین انگشتان من به کعبه نگاه کن. «قَالَ أَبُو بَصِيرٍ لِلْبَاقِرِ ع مَا أَكْثَرَ الْحَجِيجَ وَ أَعْظَمَ الضَّجِيجَ فَقَالَ بَلْ مَا أَكْثَرَ الضَّجِيجَ وَ أَقَلَّ الْحَجِيج».[2] دید عده کمی هستند. حلالخواران کمند. بعد حضرت به او فرمودند: «آیا میخواهی با همین بینایی بمانی، یا برگردی»؟ سؤال کرد: «اراده الهی چیست»؟ فرمودند: «اراده الهی این است که به حال قبل برگردی». گفت: «راضی هستم». بعد حضرت دعایی خواندند و او دوباره نابینا شد.
1.2- کلام آیتالله بهاءالدینی (رحمهالله) در مورد لزوم آشنایی با لحن معصومین (علیهمالسلام) در روایات
مبنای ما در روایات این است که الفاظ و متن حدیث، بهترین سند حدیث است. کتاب شریف «وافی» را در محضر حضرت حاجآقای بهاءالدینی (رحمهالله) بودیم. روزی، احادیث را در سند و شرح بررسی میکردم و خدمت ایشان میخواندم. نظرات دیگران را هم میگفتم. ایشان در تفکرشان بودند. گاهی که میگفتم سندش خوب است، میفرمودند: «کاری کنید که لحن هر امام را هم متوجه شوید»! گاهی نمیگفتم حدیث از کیست؟ ایشان میفرمودند: «به لحن فلان امام میخورد»! این حدیث، تصویر عالم در بیان امام علی (علیهالسلام) است. گویا سیرهی تمثلی امام علی (علیهالسلام) در علوم است. این علوم، اکتسابی نیست؛ بلکه دریافتی است. تا نزولی نباشد، این علم دریافت نمیشود.
1.3- دست علم
«يَدُهُ الرَّحْمَةُ»؛
حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در این روایت، شکل و شمایل انسانی علم را ترسیم کردند. دست علم، رحمت است. در واقع حالات خود امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است. برخی نظرشان این است که عناوین، تمثیلی است. استعاره و تشبیه و مجاز است؛ ولی ما قائل به این نیستیم. واقعا یدِ حقیقی است. اینگونه نیست که گویا دستی دارد. در مرحله اول چرا باید گفت که گویا چنین است؟ آیا الف و لام «الرحمة» عهد است؟ یا برای اطلاق است؟ هر کس برود عطا میکنند. هر دوی اینها است؛ یعنی به لحاظ ساختن دیگران، دستگیر همه است. به لحاظ اینکه تا کسی ظرفیت نداشته باشد، ساخته نمیشود، برای عدهی خاصی است. در شرح اسماء هم خواهیم رسید که در اسماء الهی هرچه اسم خصوصیتر شود، عامتر و شاملتر است. مؤمن هرچه مؤمنتر شود، دستش بازتر میشود. «الرحمة»، رحمت خاصی است که میآید در کسی متجلی میشود و دستِ دهنده دارد. به عبارتی «یده الرحمة»، هم رحمت رحمانی را دارد و هم رحمت رحیمی. رحمانی برای همه است و رحیم، نسبت به مؤمنین است؛ ﴿بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ﴾.[3] مقام دستگیر خیلی مهم است. اگر مچگیر افراد بودید، هیچ گاه به دستگیری نمیرسید. اگر عفو و تغافل داشتید، به مقام دستگیری میرسید.
1.4- پای علم
«وَ رِجْلُهُ زِيَارَةُ الْعُلَمَاءِ»؛
رِجل این انسان عالم، این حقیقت است؛ یعنی قدمش، زیارت علماء است. «علماء امتى افضل من انبياء بنى اسرائيل».[4] ما بر خودمان تطبیق کردیم. مصداق کاملش، ائمه (علیهمالسلام) هستند. مراد از علماء، «أئمّةُ أُمّتی» است. هر کس تالی تلو اینها شود و ذوب در اینها شود، عالم آنها میشود. وقتی که علممان در خدمت آنها باشد.
1.5- سه شاکی در روز قیامت
زیارة العلماء، زیارة الائمه (علیهمالسلام) هم هست. زیارت نوّاب ایشان هم هست. اگر به زیارت عالمی غریب در نقطهای برویم مناسب است. «ثَلَاثَةٌ يَشْكُونَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَسْجِدٌ خَرَابٌ لَا يُصَلِّي فِيهِ أَهْلُهُ وَ عَالِمٌ بَيْنَ جُهَّالٍ وَ مُصْحَفٌ مُعَلَّقٌ قَدْ وَقَعَ عَلَيْهِ غُبَارٌ لَا يُقْرَأُ فِيه»؛[5] در روز قیامت چند چیز شکایت میکند: اول: کعبه است که میگوید چرا به زیارت من نیامدید، دوم: قرآن که شکایت میکند چرا مرا نخواندید و سوم: عالم که میگوید چرا سؤال نکردید. در علم، هیچ کس مزاحم دیگری نیست. گاهی برخی به علم نرسیدند و دکان باز کردند و میبیند رفیقش باز کرده و میخواهد ببیند کسی به سراغ او رفته یا خیر؟
1.6- خاطره
یکی از اطبا گفت: «رفتم در یک ساختمان پزشکان به شرط اینکه تخصص من آنجا نباشد؛ ولی یک نفر بود و کارمان کساد شد». به ایشان گفتم که شما از سوهانفروشیهای قم توکّلتان کمتر است. این همه کنار هم هستند. همه روزی دارندً گفتم این اذکار را انجام بده و برای پدر و مادرت رایگان در هفته ویزیت کن. بعد از مدتی گفت: «از من شاکی شدند که چه میکنی که این قدر مشتری داری»؟!
1.7- لزوم زیارت روزانه معصومین (علیهمالسلام)
زیارت علما را نهادینه کنید. صبح که بیرون میآیید، نیت کنید استادتان را زیارت کنید. سلام به حضرت را هر روز نهادینه کنید. به حضرت صدیقه طاهره (سلاماللهعلیها)، به امام حسین (علیهالسلام)، به امام رضا (علیهالسلام) و به امام زمان (علیهالسلام) هر روز سلام بدهید. ما تحت اشراف العالِمُ بالله حضرت ولی الله الاعظم (علیهالسلام) هستیم. زیارت حضرت، یعنی: « اَللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلاَيَ صَاحِبَ اَلزَّمَانِ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ عَنْ جَمِيعِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ اَلْمُؤْمِنَاتِ فِي مَشَارِقِ اَلْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا وَ سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا ...»[6] را نهادینه کنید. کلمات «عَهداً» و «عَقداً» و «بَیعَةً»، هر یک با شکرگزاریای که دارد، معنای خاصی دارد. «اَللَّهُمَّ كَمَا شَرَّفْتَنِي بِهَذَا اَلتَّشْرِيفِ وَ فَضَّلْتَنِي بِهَذِهِ اَلْفَضِيلَةِ وَ خَصَصْتَنِي بِهَذِهِ اَلنِّعْمَةِ ...»؛ خدایا همانگونه که مرا مشرف به این تشریف و مفضل به این نعمت کردی... .
1.8- خاطرهای از علامه حسنزاده (رحمهالله)
حضرت علامه حسنزاده (رحمهالله) میفرمودند: «اولین بار که خواستم بروم مزار آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (رحمهالله)، قبرشان را پیدا نمیکردم. قبرستان شیخان مثل الآن نبود [که نام اموات روی سنگ قبر نوشته باشد]. دیدم شیخی در تمثال ایشان متمثل شد. تا نگاهم را برداشتم، دیدم بالای قبر ایشان هستم»! این، زیارت واقعی است. زیارت علما را نهادینه کنید. حتی در نظریههای فقهی و استنباطی مهم است.
1.9- تذکر روح عالم میت به عالم حیّ
بزرگی میفرمود: «نظریهی عالمی را میدیدم که تحلیل کنم، دیدم متمثل شدند و فرمودند: «این نظریهی من نیست؛ بلکه قسمتی از آن افتاده و اصلش، فلان جا است»!
1.10- دستگیری روح استاد از سیدمهدی قاضی (رحمهالله)
مرحوم سید مهدی قاضی (رحمهالله) که متخصص علوم غریبه بود، میفرمودند: «گاهی که جداول را پر میکردم، دستم متحیر میشد، دیدم دست استادم، دست مرا گرفت و راهنمایی کرد»!
ارواح، جنود مجنده هستند. هم لشکر هستند و هم لشکر میآورند. زیارت به معنی قصد و تشرّف است. وقتی میتوانیم تشرف پیدا کنیم که حالات ما با حالات آنها یکی شود. زیارتنامهها اوصاف تشرفی ما است. زیارتنامههای ائمه (علیهمالسلام) را قدر بدانید.
1.11- خاطره
وقتی انشاء زیارتنامه علامه حسنزاده را کنار مزار ایشان و کلمات روی قبر مطهر ایشان داشتم، گفتم که خدایا به قلم من برکت بده که آنچه نفس ایشان تعلق میگیرد، بیاید. سنگ قبر، معرفینامهی آن شخص است. الحمدلله رب العالمین سعی کردم نَسَب علمی و جسمانی ایشان بیان شود. مشربِ رضوی و نسبِ سلیمانی دارند. این زیارتنامه، وصف حال اقلّ شاگرد که در حیات جسمانی و انشاءالله معنوی حالات ایشان را درک کرده و میگوید، اینگونه بگویید. اینکه کسی بگوید، مرسوم نیست. ما نزد پدر و مادر میرویم، میگوییم جانم به قربان شما. وسّع رحمت الله. دعا گاهی مأثور است و گاهی غیر مأثور.
1.12- خاطره
زیارت شهدا را هم قدر بدانید. عزیزان معراج شهدا گفتند: «برای شهیدی چه بنویسیم»؟ گفتم که بگذارید قرآن را باز کنم. زندگینامهاش را نخواندم. گفتم این گونه بود؟ گفتند: «حق بود»! گفتم که اگر از این جای قبر وارد شوید، این بو را استشمام خواهید کرد!
1.13- خصوصیات شهید اول و ثانی (رحمهماالله)
علامه امینی (رحمهالله)، کتاب «شهداء الفضیلة» نوشتند. حالات علمایی که شهید شدند، از جمله شهید اول و شهید دوم را در این کتاب آوردند. [شهید اول، یا شهید ثانی] بر اساس همهی نظرات فقهی فقهای شیعه و اهل سنت تدریس میکردند و نمیدانستند فقیه کدام مذهب است. در حال تقیه بودند. جاسوس گذاشتند و فهمیدند چه هستند. حالت بیش از 300 شهید صاحب فضیلت را بیان کردند.
1.14- لزوم دعا برای سلامتی مقام معظم رهبری (دامظلهالعالی)
دعای: «اللّهُمَّ اجْعَلْني في دِرْعِكَ الحَصينَةِ، الَّتي تَجْعَلُ فيها مَنْ تُريدُ»[7] را برای مقام معظم رهبری بخوانید. من برای ایشان میخوانم. ایشان فرمودند: «وصیتنامه شهدا را بخوانید؛ چرا که شهدا در برزخ علمی و عملی قرار گرفتند».
1.15- همّت علم
«وَ هِمَّتُهُ السَّلَامَةُ»؛
«قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ».[8] همت، یعنی نیروهایمان را در یک جهت بسیج کنیم. آسانخواه و ارزانخواه نباشیم. متخصصی گفت جراحی لیزری، یعنی تمام نیروی جسمی را در یک نقطه متمرکز میکنند که دارای آثار است. همت، یعنی ما توان جمعیای داریم؛ چه جمع گروهی و چه جمع فردی. اگر از اغیار منقطع شویم، همت ما قوی میشود. تصرف، یعنی تمرکز همت.
سلامت، یعنی بیمار نباشد و سلامت از آفات و اُفت داشته باشد، از آفت غلو و افراط و اُفت تفریط در امان باشد. اسلام هم از سلامت است. متفرقات را کم کنید. در امور جسمانی زندگی میکنیم. هر لحظه متفرقات است. نفس و عقل و حقیقت ما نیازهای متختلفی دارد که ما را در یک جا نگه میدارد. بچهها به پای گنجشک سنگی بسته بودند. این پرنده به قدر نخ میآمد و وقتی میخواست بیشتر برود، سنگ نمیگذاشت. ما در بازی بچهگانهمان آنقدر به پرندهی نفسانیمان سنگ بستهایم که یا نمیتوانیم پرواز کنیم و یا اینکه محدود است. قلب و نفس سلیم باید داشت.
1.16- کلام علامه حسنزاده (رحمهالله) در مورد ملاک موفقیت بچهها در آینده
علامه حسنزاده (رحمهالله) فرمودند: «اگر خواستید ببینید بچهای آینده دارد، یا خیر، ببینید [از جهت نفسانی و اخلاقی] سالم است، یا نیست؟ وقتی با دوستانش بازی میکند، چطور است»؟ سلامت نفسانی را مغتنم بشمارید. بچهها را در سلامت نگه دارید که به قلب مُنیب و سَلیم برسند؛ در این صورت است که هم خود سالمند و هم دیگران را به سلامت میرسانند.
1.17- لزوم اُنس با آیات و روایات
شناسنامهی علمی و عملی ما قرآن و روایات است. با آیات و روایات، زیاد حشر و نشر داشته باشید. آنقدر از این دو مسیر بگذرید که عین آیات و روایات بشوید. ﴿ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآيَاتِ﴾،[9] در قرآن همین است. اگر انسان نسبت به این حشر و نشر با آیات و روایات مراقبت کند، آیهای میشود که جمع بین آیه و روایت است.