« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد هادی عباسی‌خراسانی

1405/07/06

بسم الله الرحمن الرحیم

آیات مشاوره - نسبت بین مشاوره اسلامی و مشاوره اصطلاحی/ادله مشاوره /فقه المشاوره

 

 

موضوع: فقه المشاوره/ادله مشاوره /آیات مشاوره - نسبت بین مشاوره اسلامی و مشاوره اصطلاحی

 

1- ۱- بحث اخلاقی (حلیة النبی و نصرت الهی)

باز خدا را شاکریم که در محضر آیات الهی و کلمات ائمه و فقه اهل‌بیت (سلام الله علیهم اجمعین) هستیم. «ربّ أنعمتَ فَزِد»؛ خدا را شاکریم به عدد کلماتش که ان‌شاءالله توفیقات خاص، نصیب همه ما بشود. طبق روال سالیان گذشته که معمولاً احادیث اخلاقی را می‌خواندیم، در حدیث اخلاقی‌ای که مورد توجه بود، در حدیث «حلیة رسول الله (صلوات الله و سلامه علیه)» بودیم که حضرت امام مجتبی (علیه‌السلام) از حضرت سرّ الانبیاء و المرسلین راجع به صورت، سیما، خُلق و خَلق حضرت سؤال کردند و حضرت شروع به توضیح دادن فرمودند.

1.1- ۱.۱- قاعده الهی «نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ» و نصرت اقلیت موحد

متأسفانه حوادثی بر این مملکت گذشت که خدای تبارک و تعالی این مردمان را نصرت و یاری کرد و نصرت و یاری هم خواهد کرد. جمله «نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ»[1] از آقا رسول الله (صلوات الله و سلامه علیه)، یک قانون و ضابطه‌ای است که گرچه از زمان حضرت شروع شده، اما در زمان ایشان پایان نیافته است. این «نُصِرتُ بِالرُّعبِ»، یک قانون الهی برای همه کسانی است که در نظام مُلک، «اقلّ عدداً» هستند. در سیر معکوس نصرت الهی، نصرت و پیروزی از آنِ کثرت نیست؛ بلکه از آنِ اقلیتی است که اهل توحید و موحد باشند. چه بسا افرادی که «اقلّ عدداً» هستند، اما «اکثر نصرتاً» می‌باشند. در اینجا جا دارد از همه سرداران، امیران، بزرگان و حتی مقام معظم رهبری عزیز تشکر بکنیم که با ابتکارهای علمی و عملی، جَبهه و جِبهه اسلامی را به نحو شایسته راهنمایی، هدایت و حمایت می‌کنند. در تاریخ نقل شده است در حمله‌ای که کفار قریش (اموی‌ها و سفیانی‌ها) از مکه برای تصرف مدینه حرکت کرده بودند، پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در وادی نرسیده به مدینه ابتکاری به خرج دادند و به صحابه دستور دادند که شب‌هنگام در گوشه‌های مختلف بیابان آتش روشن کنند. مأموران و جاسوسان دشمن وقتی برای خبرگیری نزدیک دروازه مدینه رسیدند، دیدند در نقاط مختلف بیابان آتش روشن است. از آنجا که در آن زمان روشن کردن آتش، نشانه کثرت جمعیت بود، بازگشتند و گزارش دادند که بیابان پر از جمعیتی است که به دفاع از شهر و دیارشان آمده‌اند؛ لذا دشمن از بین راه بازگشت. وقتی خبر را در مسجد مدینه به پیامبر رساندند، حضرت تبسمی کردند و فرمودند: «نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ».[2] سپس ائمه‌ی ما این قاعده را پروراندند و ادامه دادند. اکنون نیز ماجرا بر همین منوال است؛ اگر ما با اراده، جدیت، اعتقاد و باور به پیروزی حرکت کنیم، گرچه «اقلّ عدداً» باشیم، قطعاً پیروز خواهیم بود. این یک قانون حتمی است: ﴿کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ﴾؛[3] مشروط بر اینکه آن باور و ایمان لازم را برای جلب نصرت الهی در عمل محقق سازیم.

1.2- ۱.رسالت تبیین و تجدید عهد با امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

شما فضلا باید نقطه‌نظرهای مقام معظم رهبری را تبیین کنید. بهترین مبیّن فرمایش‌های ائمه و بهترین مبیّن فرمایش‌های رهبری که وحدت بر محور ایشان می‌چرخد، شما هستید. مردم نیازمند تبیین و حضور عزیزانی مثل شما در میان خود هستند و باید از همت و صلابت مردم تشکر کرد. ما باید همواره عرض حاجت به محضر امام زمان و اهل‌بیت (علیهم‌السلام) داشته باشیم؛ چون بی‌صاحب نیستیم. مرحوم آیت‌الله بهاءالدینی که در دوران بمباران‌های قم حدود شش هفت سال بین‌الطلوعین خدمتشان مشرف می‌شدم، فرمودند در آن ایام که مردم می‌پرسیدند از شهر خارج بشویم یا خیر، سر را بلند کردم و دیدم حضرت صاحب‌الامر (علیه‌السلام) به من نگاه می‌کنند و فرمودند: «ما هوای شما را داریم». این کلام بسیار بزرگی است. حضرت هوای ما را دارند، به شرطی که ما نیز همانند جناب سلمان فارسی باشیم. وقتی از امام صادق (علیه‌السلام) پرسیدند چرا همیشه از سلمان فارسی یاد می‌کنید؟ فرمودند: «سلمان فارسی، سه خصلت داشت؛ یکی اینکه هوای او هوای امیرالمؤمنین بود و خواسته و اراده او را بر خواسته خود ترجیح می‌داد».[4] لذا باید این دعا را پیوسته در قنوت‌ها و حالات خوش خواند: «اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا (إمَامِنَا) وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا وَ شِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ (أی تظافر) الزَّمَانِ عَلَیْنَا».[5] و به‌ویژه این فراز را اضافه کرد: «وَ لَا تَجْعَلْ أَکْبَرَ هَمِّنَا دُنْیَانَا وَ لَا مَبْلَغَ عِلْمِنَا (عَمَلِنَا) وَ لَا تُسَلِّطْ عَلَیْنَا مَنْ لَا یَرْحَمُنَا».[6] اگر عالمی دنیازده شد، کلامش بی‌اثر می‌شود؛ و اگر به علم بما هو علم توجه استقلالی کرد، در حجاب اکبر قرار می‌گیرد و ارتباطش با ولیّ قطع می‌شود و انسان تنها می‌ماند.

1.3- ۱.مبانی توحیدی و ولایی در برابر محاسبات مادی دشمنان

دشمنان ما حقیقت اسلام و امامت را درک نکرده‌اند و از سر بی‌معرفتی سخن می‌گویند. شیعه به امامی قائل است که تمام هستی را دست و جوارح او می‌داند؛ امامی موجود، موعود، معصوم، مدیر، مدبّر، علیم و حکیم که هرچه اراده کند، اراده خداست. «إذا شِئنَا، شاءَ الله».[7] محاسبات دشمن اگر بخواهد واقعی باشد، باید روی این حقیقت صورت گیرد. تمام پیام‌های مقام معظم رهبری با توسل و تمسک به امام عصر (علیه‌السلام) ختم می‌شود. بر اساس آیه شریفه ﴿وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً﴾،[8] این نصرت و پیوند آشکار است. در آیه آخر سوره آل‌عمران نیز ﴿وَ رَابِطُوا﴾[9] به معنای مرابطه و پیوند با امام زمان و ائمه (علیهم‌السلام) است.[10] حتی اگر مرابطه از رباط‌الخیل و اسبان مجاهدین باشد: ﴿وَ الْعَادِیَاتِ ضَبْحاً﴾،[11] آنان حافظان نظام امامت و سلطنت الهی هستند. اگر ما حتی از تمام تعلقات و تعقلات بشری منقطع شویم، به حقیقتی متصلیم که عالم در برابر آن متحیر است؛ هرگاه او اراده کند، تمام ناوگان عالم از کارایی ساقط خواهد شد. اراده او در گرو تلاش مؤمنان منتظر است: ﴿إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ﴾[12] که یک قضیه شرطیه متصله حقیقیه است و مقدم و تالی آن انفکاک‌ناپذیرند. مرحوم علامه حلی در تعریف امامت فرموده‌اند: «نظام امامت در شیعه، نظامی الهیِ متصل به معصوم است».[13] عصمت یعنی در دریافت از مبدأ وحی، معصوم است، در ابلاغ و پرداخت به دیگران معصوم است، و در اراده‌ها و سخنانش معصوم است: ﴿وَ مَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَی﴾.[14] لذا برای رزمندگان اسلام دعا می‌کنیم: «اللَّهُمَّ عَجِّلْ فِی فَرَجِ وَلِیِّنَا وَ انْصُرْ جُیُوشَنَا وَ اقْضِ حَوَائِجَنَا» و «اللَّهُمَّ اکْتُبِ الصِّحَّةَ وَ السَّلَامَةَ وَ النُّصْرَةَ وَ الْفَتْحَ عَلَی الْغُزَاةِ وَ الْمُجَاهِدِینَ وَ عَلَی کُلِّ مَنْ نَصَرَ الدِّینَ». سلام بر ائمه و انصار دین الله، ترسیم مسیر صراط مستقیم است و حدیث حلیة النبی نیز برای تدوین همین جهت است.

2- گزیده جلسات گذشته

2.1- ۱- تمایز «مسأله کرونا» و «فقه المشاوره»

در مباحث گذشته پیرامون مسائل مستحدثه کرونا که حدود شصت و چند درس به آن اختصاص یافت و مباحث آن چاپ شد و در دسترس است، تأکید کردیم که نباید تعبیر «فقه کرونا» به کار رود؛ بلکه صحیح آن، «مسأله کرونا» است. اما در بحث مشاوره، عنوان دقیق آن «فقه المشاوره» است؛ زیرا موضوعات، ابعاد و مسائل گوناگونی در آن مطرح است که باید دیدگاه شریعت و احکام آن بر اساس ادله‌ی اربعه و ادله‌ی ثلاثه استخراج گردد. با اهدای ثواب این مباحث به ارواح مطهر مقام معظم رهبریِ شهید و شهدای دفاع اخیر، گزارشی از مبانی گذشته ارائه می‌شود.

2.2- امکان تعریف وجودی و امتناع تعریف حقیقی مشاوره

مشاوره و مشورت، قابل تعریف حقیقی نیست؛ اما قابل تعریف وجودی هست.

2.3- حکم تکلیفی مشاوره

از حیث احکام تکلیفی، حکم اولیه مشاوره بدون هیچ تردیدی «استحباب» است. با این حال، ممکن است مشاوره در شرایط خاص به مقتضای عناوین طارئه، مصداق سایر احکام خمسه قرار گیرد؛ به عنوان مثال، در جایی که شخصی دچار آسیب و بحران شده و بدون راهنمایی، پشتیبانی و توجیه علمی و عملی قادر به خروج از مهلکه و حل مشکل نیست، مشاوره از ارجحیت استحبابی به «وجوب» می‌رسد. پس شاید بتوان گفت به لحاظ مصادیق و موارد گوناگون، احکام خمسه بر آن بار می‌شود؛ اما حکم اولیه آن استحباب است.

2.4- آیات سه‌گانه مشورت در قرآن کریم

در قرآن کریم ماده شورا و مشورت منحصراً در سه آیه به کار رفته است: ۱. ﴿وَ شَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ﴾.[15] ۲. ﴿وَ أَمْرُهُمْ شُورَی بَیْنَهُمْ﴾.[16] ۳. ﴿فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَ تَشَاوُرٍ﴾.[17] بر اساس مبنای تفسیری ما، برای دریافت نظر جامع قرآن پیرامون یک موضوع، باید تمامی آیات مرتبط - اعم از آیاتی که عین واژه در آنها آمده یا آیاتی که به دلالت تضمنی و التزامی ناظر به موضوع‌اند - در کنار یکدیگر سنجیده شوند.

2.5- دلالت آیه «وَ شَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» بر اطلاق و شمول مشورت

در فراز «شَاوِرهُم»، ضمیر «هُم» دلالت بر عموم مخاطبان و کسانی دارد که با انسان مراوده و آمدوشد دارند؛ چه مراودات خانوادگی، چه اعتقادی، چه فکری و چه سیاسی؛ یعنی با عموم آنها مشورت کن. از این اطلاق می‌توان استفاده کرد که در مسائل کلان جامعه، در صورت نیاز، رفراندوم‌های عمومی و نظرخواهی و رأی‌گیری از آحاد مردم امری معتبر است و در ساختار فقه المشاوره این رجوع به آرای عمومی پذیرفته است. مشاوره اسلامی پیش از آنکه تأسیسی از سوی شارع باشد، امری عقلایی و عرفی است. مبنای ما در فقه این است که احکام شریعت، الّا ما خرج بالدلیل تأسیسی نبوده، بلکه امضایی هستند. در مباحث اصولی، ما قائل به حقیقت شرعیه نیستیم، بلکه حقیقت عرفیه و لغویه را معتبر می‌دانیم. رسالت فقیه این است که امور عقلایی و عرفیات را با قواعد و اصول شریعت تطبیق دهد و ادراک کند؛ چه در مسائل قدیمه و چه در مسائل مستحدثه.

همچنین کلمه «الأمر» مُحَلَّی به الف و لام است که افاده عموم و استغراق می‌کند «کُلُّ الأمور». بر این اساس، مشورت در هر کاری مستحب و راجح است؛ چه با نزدیکان، چه با علما و بزرگان، و چه با صاحبان نظر و متخصصان. در مقابل، استبداد به رأی مورد نکوهش قرار گرفته است: «مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ».[18] هلاکت بر دو قسم است: هلاکت فیزیکی و هلاکت نظری؛ و استبداد در رأی حداقل به هلاکت نظری منتهی می‌شود. لذا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: «لَا ظَهِیرَ کَالْمُشَاوَرَةِ»؛[19] هیچ پشتیبانی استوارتر از مشورت نیست.

2.6- دلالت آیه «وَ أَمْرُهُمْ شُورَی بَیْنَهُمْ» بر عمق گفتمان

عبارت «وَ أَمْرُهُمْ»، نیز افاده‌ی عموم دارد و شامل تمامی شئون زندگی مؤمنان می‌شود. «شُورَی» بیانگر رفت‌وآمد، کاوش و تبادل مکرر آراء و نظریات است، به‌گونه‌ای که برخی تصمیم‌گیری‌ها نیازمند جلسات متعدد گفت‌وگو و تبادل نظر است.

2.7- پیشینه تاریخی مشاوره در کلام الهی با ملائکه

نخستین گفتمان و مشاوره در نظام تکوین و وجود، کلام حضرت حق با فرشتگان در آغاز آفرینش انسان بود: ﴿وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً﴾.[20] به تعبیر مرحوم شهید مطهری، برای بررسی هر پدیده عقلی، شرعی، عرفی یا سیاسی، باید به خاستگاه تاریخی و نخستین طراحان آن رجوع کرد؛ زیرا تاریخ موضوع، مبیّن و روشن‌کننده ابعاد خود موضوع است. در فقه‌های مضاف نیز اگر مضافٌ‌الیه به درستی بررسی و موشکافی شود، نقش بسزایی در تنقیح احکام فقهی خواهد داشت.

2.8- نیاز به فقه المشاوره و جامعیت اسلام

در پاسخ به اشکالی که مطرح شد مبنی بر اینکه رسالت دین صرفاً ترسیم مسیر کلی سعادت است و آیا نیازی به ورود در اموری نظیر مشاوره وجود دارد: گرچه غایت دین نیل به سعادت واقعی است، اما دستیابی به این مقصد، نیازمند نظام‌مندی در شئون مختلف است. مشاوره در متن زندگی انسان‌ها یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. این امر همانند آموزش منطق توسط ارسطو است؛ وقتی شاگردانش پس از بررسی رفتار مردم گفتند توده مردم منطق نمی‌دانند، گفت بار دیگر منطق را بازخوانی میکنیم (یعنی شما هنوز به حقیقت منطق پی نبرده‌اید) و سپس گفت دوباره تحقیق کنید؛ این‌بار گفتند مردم در محاورات روزمره بر اساس ساختار منطقی سخن می‌گویند بدون اینکه خود از اصطلاحات آن آگاه باشند. در مشاوره هم همینگونه است، یعنی مراودات روزمره انسان‌ها از آغاز تا پایان، عین مشاوره است، منتها اسمش را مشاوره نمی‌گذارند. اسلام دارای نظام اقتصادی نظام‌مند و فقه مشاوره‌ایِ قاعده‌مند است و هرگز فاقد ساختار در این عرصه‌ها نیست. شریعت ضوابط حاکم بر مشاوره‌ها را تدوین کرده و ما برخی را جایز و برخی را نامشروع می‌دانیم.

2.9- نسبت منطقی عموم و خصوص مطلق میان مشاوره اسلامی و مشاوره اصطلاحی

نسبت سنجی میان «مشاوره اسلامی» و «مشاوره علمی و اصطلاحی رایج»، نسبت عموم و خصوص مطلق است. عموم و خصوص مطلق، یعنی در یک طرف صدق کلی و در طرف دیگر صدق جزئی حاکم است. هر آنچه مشاوره اسلامی است، امری عقلایی، علمی و مشاوره است؛ اما همه مشاوره‌های اصطلاحی، منطبق بر موازین مشاوره اسلامی نیستند. از این رو، نیازمند تنقیح و ارزیابی فقهی هستیم تا مشخص شود کدام‌یک از روش‌ها و ابعاد مشاوره‌های اصطلاحی با موازین اسلام سازگار و کدام‌یک ناسازگار است.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo