« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/11/13

بسم الله الرحمن الرحیم

جایگاه مشاوره از منظر شرع و عقل/مشاوره اسلامی /فقه المشاورة

 

 

موضوع: فقه المشاورة/مشاوره اسلامی /جایگاه مشاوره از منظر شرع و عقل

 

1- حدیث اخلاقی (حلیة النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله)‌

1.1- مجلس پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، جلوه‌ی حلم و حیا

در خصائص رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) بودیم و رسیدیم به این فراز:

«مَجْلِسُهُ مَجْلِسُ حِلْمٍ وَ حَيَاءٍ وَ صِدْقٍ وَ أَمَانَةٍ لَا تُرْفَعُ فِيهِ الْأَصْوَاتُ».[1]

محفل رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، مجلسی بود سرشار از حلم، حیا، صدق و امانت. سلایق در آن حذف نمی‌شد؛ بلکه مدیریت می‌شد، و هر سلیقه‌ای محترم بود. کسانی که به مقام حلم می‌رسند، اهل شرح صدرند؛ به‌ویژه عالِم و علیم باید حلیم باشند. این ویژگی راهبردی برای همه ماست. مردم پرسش‌های گوناگونی دارند. در برابر سؤال دیگران نباید افسرده یا آزرده شویم؛ چه رسد به اینکه موضع بگیریم.

1.2- لزوم پاسخگویی به حوائج دیگران و اهمیت آن در دین

«مفتاحُ العِلمِ السُّؤالُ»؛[2] کلید علم، پرسش است. انسان بی‌تحمل کسی است که حتی از سؤال علمی و عالمانه به‌هم می‌ریزد. خداوند فرمود: ﴿وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ﴾؛[3] هم سائل اقتصادی را نباید رد کرد و هم سائل علمی را. از همین واژه‌ی «مسئولیت» پیداست که کسی که مسئولیت دارد، یعنی کسی که مورد سؤال مردم است و حوائج آنان را برطرف می‌کند. امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: «قضاء حاجة المؤمن أفضل من ألف حجة متقبلة بمناسكها ...»؛[4] کسی که رفع حوایج مردم را کند، پاداشی چون هزار عمره دارد. عمره چقدر گران شده است؟ پس حوایج مردم نعمت الهی‌اند. مرتبهٔ اعلی در این میان سؤال‌های عالمانه است. در روایتی آمده است که شخصی با امام صادق (علیه‌السلام)، مشغول طواف خانه کعبه بود. در طواف، شخصی برای حاجتی نزد او آمد. حضرت فرمودند: «طوافت را قطع کن و برو جوابش را بده، سپس بازگرد»![5] این نمونه‌ای از حلم است؛ یعنی خود را آماده کنیم برای اینکه در نظام هستی هیچ دو نفر کاملاً همسان نیستند. انسان حلیم برتری‌ها را می‌پذیرد و از تفاوت‌های وجودی نمی‌آزارد.

1.3- شرح صدر و هم‌زیستی مؤمنانه از خصوصیات انبیا (علیهم‌السلام)

در ایام دههٔ فجر هستیم. این ایام بر همه مبارک باد. امام خمینی(ره) فرمودند: «اگر همهٔ انبیای الهی گرد آیند، هیچ تزاحمی ندارند»؛[6] زیرا هدف همه خداست، و می‌دانند در مقام وجود هیچ کس مزاحم دیگری نیست. باید بدانیم هر کس ویژگی خاص خود را دارد؛ موجود بی‌خاصیت در عالم وجود ندارد. تزاحم در ماهیات خیالی است، نه در وجود حقیقی. شخصیت‌های خیالی تزاحم دارند، نه موجودات واقعی. این را با عقل مدیریت کنیم، تا به مرحلهٔ ﴿أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ﴾[7] برسیم.

1.4- رحمت فراگیر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

در محضر پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) حتی محبت به دشمن وجود داشت؛ او ﴿رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ﴾[8] بود. باید خشم را مدیریت کنیم؛ انسان بی‌غضب، بی‌تفاوت و خنثی است. مقابل خوبی و بدی، باید موضع داشت؛ ولی قهر باید مغلوب مهر باشد. خداوند، ﴿شَدِيدُ الْعِقَابِ﴾[9] و ﴿ذُو انتِقَامٍ﴾ [10] است، اما عقاب او هیچ‌گاه ابتدایی نیست؛ بلکه میان دو رحمت جاری می‌شود.

1.5- حلم، مقدمه‌ی شرح صدر

در مجلس پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، همه یکدیگر را تحمل می‌کردند؛ گاهی نسبت به ایشان بی‌ادبی می‌شد، ولی حضرت می‌گذشتند. حلم مسبوق به شرح صدر است. اگر راویان در نقل اشتباه نکرده باشند، میان صفات موجود در حدیث، ترتیب معنایی هست؛ حلم بستری برای حیا است. آنان که سلایق دیگران را تحمل می‌کنند، بی‌ادب و دریده نیستند، ادب با خدا، پیامبر، اولیاء و بزرگان را رعایت می‌کنند؛ تا جایی که مجلس‌شان از هر نا‌ملایمتی پاک است.

1.6- سعه صدر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در برابر اذیت و آزار

بپذیریم تکلیف الهی داریم؛ انذار و دعوت ما باید مسبوق به سعه صدر باشد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «ما أُوذِيَ نبيٌّ مثلُ ما أُوذيتُ»؛[11] هیچ پیامبری به اندازهٔ من اذیت نشد. هرچه کمالات بیشتر شود، اذیت مردم نیز بیشتر خواهد شد. اوضاع امروز و ناملایمات برای علما، به‌ویژه برای سید و سالار ما، حضرت مقام معظم رهبری، نمونه‌ای از همان است. «اللّهمّ اجعَلهُ فی دِرعِکَ الحَصینَةِ الّتی تَجعَلُ فیها مَن تُریدُ».[12]

1.7- راهکار کسب صفت حلم

راه حلم این است که همواره به امتیازات دیگران توجه کنیم، نه به نواقص‌شان. در روایت آمده است: صحابهٔ یکی از انبیای الهی از کنار مرداری گذشتند؛ بدنش متلاشی و بدبو بود، و آنان اظهار انزجار کردند. آن نبی فرمود: «چه دندان‌های سفیدی دارد»![13] این، یعنی دیدن خوبی‌ها حتی در دل زشتی‌ها.

1.8- منشأ واژه‌ی صبر

صبر از گیاه صبر است؛ دارویی است هم مسهل و هم قابض.[14] انسان نیز هر دو جنبه را دارد؛ هم خشونت و هم رحمت. نباید به سمت قهر برویم؛ بلکه با مهر می‌توان قهر را نیز مدیریت کرد.

2- خلاصه جلسات گذشته

در تحلیل نظام مشاوره‌ اسلامی، این مفهوم را نظام‌مند می‌دانیم. این نظام بر چهار رکن اساسی استوار است: عقلی، نقلی، عقلایی و فقهی؛ با این ویژگی که قابلیت تغییر بر اساس تغییر زمان‌ها و مکان‌ها را دارد.

3- مشاوره، سبب الهام به راه صحیح

سیر تکوینی و تشریعی مشاوره باید همزمان طی شود؛ چرا که مشاوره از جانب خداوند (من الله) سرچشمه می‌گیرد و به مؤمن سرایت می‌کند. این تلاقی یا میان دو مؤمن صورت می‌گیرد، یا میان یک فرد و یک خِبره. خبره در نگاه قرآنی، به کسی اطلاق می‌شود که خَبیر، بصیر و قدیر باشد.

در همین راستا، در برخی روایات آمده است: «ما مِن رَجُلٍ يُشاوِرُ أَحَداً إلّا هُدِيَ إِلَى الرُّشدِ»؛[15] کسی که از برادر مؤمنش مشورت می‌گیرد، خداوند راه صحیح را به او الهام می‌کند.

بر این اساس، می‌توان گفت که مشاوره، استشاره و مشورت، اگر بر اساس سیر تکوینی و تشریعی خود انجام شود، به سبب واقع‌ساز تبدیل می‌گردد؛ مشابه مثالی که پیش‌تر دربارهٔ قرعه ذکر شد. هدایت دلالت بر الهام دارد که مقامی تالی‌تلو وحی است. اگرچه وحی اصطلاحی قطع شده است اما الهام ادامه دارد و نقطه مقابل خطورات شیطانی است. هر چیزی که انسان را از خداوند دور کند، (مُبْعِد یا مُبَعِّد)، کار شیطان است؛[16] در مقابل، الهام کار خداوند است.

4- لزوم توجه به مبدأ عقل (خداوند) در مشاوره اسلامی

منشأ مشاوره اسلامی به تعقلی بازمی‌گردد که در آن عقول مختلف با تأیید و ترسیم یکدیگر ضمیمه شده و به نتیجه می‌رسند. نکته مهم این است که در این فرآیند، مبدأ عقل، یعنی خداوند، نباید فراموش شود. رسیدن به مقام الهام، نتیجه‌اش صواب است که هم اثر تکوینی و هم اثر تشریعی دارد.

5- جایگاه عقل و شرع در مشاوره اسلامی

مشاوره در مراتب عرفی، شرعی، عقلایی و عقلی قابل تقسیم است. در اینجا باید توجه داشت که شرع مقابل نقل نیست؛ عقل، نقش چراغ راهنما و ابزاری برای رسیدن به وحی را دارد، اما عقل بدون وحی فاقد هرگونه نتیجهٔ معتبر است. در ساختار مشاوره اسلامی، ما بر اساس وحی عمل می‌کنیم. وحی مقابل عقل نیست؛ بلکه دلیل باطنی وحی را شکل می‌دهد. وحی (اعم از سنت و آیه) دلیل ظاهری است، در حالی که مشاوره وسیلهٔ اتصال به الهام الهی و مشارکت در عقل قدسی است؛ چرا که «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ الْعَقْلَ».[17] هر امامی در زمان خود، مظهر این عقل است و هر نائبی در این مسیر، الهام صواب می‌یابد. کار مشاوره سنگین است؛ مشاوران اسلامی حقیقی، ائمه (علیهم‌السلام) هستند که متصل به حضرت حق‌اند و هر کسی در این جایگاه قرار نمی‌گیرد. البته این منافاتی ندارد که مشاور دارای علوم اصطلاحی نیز باشد. ما دیر به تبیین معارف الهی می‌پردازیم و باید مراقب شروع نادرست باشیم.

6- یکی از خصوصیات اهل مشاوره

روایت مشهور دیگری که در نهج البلاغه و منابعی مانند غرر و مجامع ذکر شده - هرچند برخی آن را مرسل می‌دانند، اما متن بر صدور آن گواهی می‌دهد، خصوصاً در نهج البلاغه که اسنادش مشخص‌تر است - این است: «أَفضَلُ النّاسِ رَأيًا مَن لا يَستَغنِي عَن رَأيِ مُشيٍر»؛[18] رأی کسی برتر است که خود را از رأی مشاور بی‌نیاز نداند. رأی به معنای برخورد نظری یا عملی با یک مطلب برای جستجوی حق است و شامل استفاده از تجارب دیگران نیز می‌شود.

7- نسبت بین مشاوره اسلامی و مشاوره اصطلاحی

تمایز میان مشاوره اصطلاحی و مشاوره اسلامی پیش‌تر روشن شد؛ مشاوره اصطلاحی امروزی، صرفاً بخشی از مشاوره اسلامی است و عمدتاً بر اساس تجربه و علوم روز دنیا استوار است. رابطهٔ عقل و نقل رابطه‌ای تضاعدی (کمک‌کننده) است؛ هر کدام عَضُد (بازوی) دیگری هستند. بخشی از این استدلال‌ها «حجت ظاهری» و بخشی «حجت باطنی» است. نقل نیز تنها در احادیث خلاصه نمی‌شود و در آیات قرآن نیز حضور دارد و پشتیبان عقل است.

8- جایگاه احکام خمسه در مشاوره اسلامی

با در نظر گرفتن مبدأ و منتهای مشاوره اسلامی، احکام خمسه (وجوب، حرمت، استحباب، کراهت، اباحه) بر آن حاکم است. گاهی مشاوره‌ای که به ضلالت عقلی منجر شود، جایز نیست. عقل و نقل کاستی‌های یکدیگر را برطرف می‌کنند. حتی ممکن است مشاوره در عین ضرورت، به صورت عَرَضی حرام شود (بنا بر شرایط خاص). هر مقام حکومتی و دولتی نیازمند این جهت‌گیری است، تا شخصیت‌هایی در مقام مشاوره قرار گیرند که بتوانند کاستی‌ها را جبران کنند.

9- ماهیت مشاوره‌ی انبیا (علیهم‌السلام)

دستور قرآنی ﴿وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ﴾[19] در مورد پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) اطلاق دارد. مشاوره رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، صرفاً یک ارشاد نیست؛ بلکه یک التزام است. بلاغ مبین، نشان می‌دهد که کار نبی تنها ترویجی نیست؛ بلکه کارکرد تبیینی و روشنگرانه نیز دارد.

 


logo