« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/11/06

بسم الله الرحمن الرحیم

نقش هدایت الهی در مشاوره با مؤمن - نسبت بین مشاوره اسلامی با مشاوره اصطلاحی/آثار مشاوره /فقه المشاورة

 

 

 

موضوع: فقه المشاورة/آثار مشاوره /نقش هدایت الهی در مشاوره با مؤمن - نسبت بین مشاوره اسلامی با مشاوره اصطلاحی

 

1- حدیث اخلاقی (حلیة النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله)

در فرمایش امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بودیم که سیمای رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را برای فرزندشان - ابوالسّادات - امام حسین (علیه‌السلام) تبیین می‌کردند.

1.1- مجلس دَوَرانی و یگانه‌ی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

در این حدیث، نشست ‌و برخاست حضرت مطرح شد. مجلس ایشان، دَوَرانی بود. با افراد طوری روبه‌رو می‌شدند که هر کسی گمان می‌کرد که در مجلس، تنها اوست و رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله). این را نهادینه کنیم. ایشان با تمام سیما برمی‌گشتند با کسی حرف می‌زدند. آن‌چنان بسط اخلاقی داشتند که مردم به اخلاق ایشان بودند. دیگران منفعل و متأثّر از ایشان بودند و مانند حضرت می‌شدند. «وَ صَارَ لَهُمْ أَباً رَحِيماً».[1] پدر این‌ها بود. مردم نزد ایشان، یکی و سواء بودند. ﴿تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ﴾.[2] توحید، کلمه‌ی «سَواء» است. قرآن نسبت به حضرت عیسی بن مریم (علیه‌السلام)، کلمه‌ی سواء دارد؛ ﴿إِذْ قَالَتِ الْمَلآئِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ﴾.[3]

1.2- مجلس پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، مجلس حلم

از دیگر خصوصیات مجلس پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، این است: «مَجْلِسُهُ مَجْلِسُ حِلْمٍ وَ حَيَاءٍ وَ صِدْقٍ وَ أَمَانَةٍ».[4] مجلس ایشان، سه خصلت داشت: حلم، حیاء و امانت. حِلم، بردباری است. چه زمانی انسان بردبار می‌شود؟ وقتی با ناملایماتی مواجه شود که باید تحملش بالا باشد، تا از آن ردّ بشود. اگر با دقـّتی نگاه کنیم، ایشان فرمودند: «ما أوذِیَ نَبِيٌّ مِثلَ ما أُوذيتُ»؛[5] هیچ نبی‌ای مانند من اذیت نشد. به همین مناسبت هم پیرو ایشان نیز این‌گونه است. چون حضرت چنین بودند، هیچ کدام از پیروان انبیای الهی به قدر پیروان آقا رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نباید اذیت شوند. امام سجاد (علیه‌السلام) فرمودند: «وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي مَنَّ عَليْنَا بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ (صلى الله عليه و اله) دُونَ الْأُمَمِ الْمَاضِيَةِ وَ الْقُرُونِ السَّالِفَةِ»؛[6] خدایا من تو را شکر می‌ کنم که در دوره‌ی آخرالزمان قرار دادی. این دوره، دوره‌ی جامعیت نفوس است. این جز به ابتلا و بلا و حلم میسّر نیست. در این حدیث تفکر کنید. وقتی حلم و صبر داشتیم و امانت‌دار بودیم، شرط ورود در مجلس رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به ما داده می‌شود. رزقنا الله ایانا و ایاکم.

2- خلاصه جلسات گذشته

روزهای دوشنبه بحث ما فقه المشاوره است. به این نتیجه رسیدیم که مشاوره یک ضرورت است. یک نیاز همگانی است. مردم، روزانه مشاوره‌ی بدون اصطلاح علمی را دارند. ما نیاز داریم که احکام این مشاوره و مستشیر و مشورت و مشاور و موضوعات را تبیین کنیم. اگر بخواهیم مشاوره را یک تعریف کنیم، تعریف وجودی دارد که با اوصاف وجودی است و می‌توانیم به جای جنس و فصل، ممیّزاتی بگذاریم؛ چرا که تعریف ماهوی ندارد. در این تعریف خیلی تأمل کردم. من مشاوره را ضرورت و نظام عقلایی، عقلی، شرعی و فقهی می‌دانم که به تغیّر ازمنه و امکنه، متغیّر است.

3- ارتباط مشاوره با وحی و الهام

ما مشاوره را نظام الهی می‌دانیم. در روایات زیادی داریم که انسان با خداوند مشورت کند.[7] نبی با عقل فعال و با جبرائیل وحدت می‌یابد و همه‌ی مسائل غیبی را فراهم می‌کند. هم بیانش روشن است و هم روشنگر است. رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم در مقام استشاره است. اشارات هم از مشورت است. انذارها هم از این گفت‌وگوها است. وحی اصطلاحی منقطع است، ولی وحی إنبائی تا قیام قیامت هست. وحی إنبائی، ارتباط با حقیقت عقل است که الهاماتی دارد. باید انسان معیارهایی داشته باشد که الهام با خطورات، مخلوط نشود. مشورت، یک امر الهی است. در کتب روایی، روایاتی در مورد مشاوره با خداوند آمده است؛ مانند: کافی، ج 3، ص473؛ تهذیب، ج 3، ص 182؛ بحار، ج88، ص 252.

4- مشاوره با مؤمن، سبب هدایت الهی به راه صواب

«مَن شاوَرَ ذَوِي الألبابِ دُلَّ عَلَى الصَّوابِ».[8] اولا ما باید استشاره داشته باشیم؛ یعنی دیگران را به مشورت بگیریم. دوم اینکه باید کسانی را به مشورت بگیریم که با ما اخوّت داشته باشند. این اخوّت، دینی، فرهنگی و سیروسلوکی است.

پس با هر کس نمی‌توان مشاوره داشت. ایمان از باب اِفعال است. ایمان بی امن نمی‌شود؛ یعنی کسی که صاحب امنیت است. انسان مؤمن در باور امنیتی و سلامتی قرار دارد. در آیات آخر سوره‌ی حشر می‌فرماید: ﴿هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ﴾.[9] در محضر علامه حسن‌زاده (قدّس الله نفسه الزکیة) بودم، فرمودند: «الف و لام المؤمن هم جزو کلمه است». به لحاظ علوم معرفتی، الف و لام هم جزو کلمه است؛ بر خلاف ادبیات. الف و لام «المؤمن»، عهد است، یا استغراق؟ اگر عهد باشد، یعنی مؤمنی که در روایات در مورد او می‌فرمایند: «المُؤمِنُ مِرآةُ المُؤمِنِ».[10] به لحاظ اخلاقی، هر یک از مردم، آینه‌ی یکدیگر هستند. ولی اولین مؤمن، خداست و دومین مؤمن، انسان است. انسان هم دارای افراد متعدّد است. روایات را با درایت دنبال کنید. کسی که با مؤمن مشورت کند، خداوند صواب را به او الهام می‌کند. مشورت و مشاوره، یک نیاز و ضرورت است. مشاوره باید با کسانی باشد که به امور غیبی باور داشته باشند. ﴿الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ﴾.[11] نتیجه اینکه خداوند - نه انسان - صواب را به او الهام می‌کند. صواب، یعنی حقیقت. فلسفه‌ی مشاوره‌ی اسلامی، رسیدن به حقیقت است. راه رسیدن به آن هم مسبّب الاسباب حضرت حق است.

5- نسبت بین مشاوره‌ی اسلامی و مشاوره‌ی اصطلاحی

ما نسبت مشاوره‌های اصطلاحی را با مشاوره‌ی اسلامی قابل جمع می‌دانیم. گاهی متحد می‌شوند و گاهی خارج می‌شوند. گاهی برخی اصول مشاوره‌ای آن‌ها دست‌اندازهایی دارد. فقه المشاورة برای همین است. مشاوره، یک نظام عقلایی عقلی فقهی شرعی دینی اسلامیِ نظام‌مند است. مشاوره‌ی اسلامی بدون نظام نیست؛ بلکه بیان نشده است. هیچ انسان مؤمن و کافری نیست، الا اینکه در هفته به نظرات دیگران رجوع می‌کند. مشاوره‌ای مطلوب است که بر وفق عقل و نقل باشد. این دو هم مقابل و معاند هم نیستند؛ بلکه مُعاضِد و پشتیبان یکدیگر هستند. یکی چراغ باطن است و دیگری چراغ ظاهری. مشاوره را هم مقول به تشکیک می‌دانیم. در شرایطی مشاوره برای برخی وجوب دارد.

 


logo