« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/10/29

بسم الله الرحمن الرحیم

خصوصیات مشاوره اسلامی - فضل بودن مشاوره/مشاوره اسلامی /فقه المشاوره

محتويات

1- حدیث اخلاقی (حلیة النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله)
1.1- سجده‌ی طولانی، شرط همنشینی با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در بهشت
1.2- همنشینی با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) با بهره‌وری از ماه مبارک رجب و ماه مبارک شعبان
2- خلاصه جلسات گذشته
3- پیشنهاد جالب ارسطو به شاگردان
4- رواج مشاوره اسلامی در بین مردم
5- اولین مشاوره، مشاوره بین انسان و خداوند
6- مشاوره اسلامی، علم اعتباریِ نازل منزله‌ی حقیقت
7- مشاوره اسلامی، نظام فقهی عقلیِ عقلایی و متغیر به تغییر زمان‌ها
8- لزوم بومی‌سازی مشاوره اسلامی، متناسب با نیازهای هر شهر
9- هنر مشاور، جلوگیری از شبهات اعتقادی برای مقابله با شهوات عملی
10- مشاوره، قوی‌ترین پشتیبان امت اسلامی
11- تبدیل مشاوره به قاعده
12- توصیه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به مالک اشتر در مورد افراد لایق یا نالایق برای مشاوره
13- لزوم مشاوره با علمای دارای خشیت از خداوند
14- فضل بودن مشاوره
15- معرفت عینی و حضوری، راه معرفت به خداوند
16- گستردگی مشاوره

 

 

موضوع: فقه المشاوره/مشاوره اسلامی /خصوصیات مشاوره اسلامی - فضل بودن مشاوره

 

1- حدیث اخلاقی (حلیة النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله)

بحمدلله رب العالمین در حدیث اخلاقی و معرفتی‌ای که می‌خواندیم، در حالات نازنین آقا رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بودیم. به قسمت مجلس حضرت و نشست و برخاست ایشان رسیدیم. اگر خود انسان، جلیس رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بشود، بزرگ‌ترین مقام است.

1.1- سجده‌ی طولانی، شرط همنشینی با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در بهشت

فرمایش ایشان نسبت به همراه‌شان جناب انس که به او فرمودند: «می‌خواهم خواسته‌ای از خواسته‌های شما را بر آورده کنم. 7-8 سال همراه ایشان بود. درایت به خرج داد و گفت: «بگذارید فکر کنم». آفرین به ادبش! نباید آسان‌خواه و ارزان‌خواه باشیم. گفت: «من خواهان مجالست شما در عالم قیامت هستم. در مدینه، من را به همراهی شما می‌شناسند. در عالم آخرت هم، همین باشد». اوصافی که نسبت به قیام و قعود حضرت است که به هر یک از هم‌نشینان نگاه می‌کردند. نگاه معرفتی بود. به او فرمودند: «خودت هم باید کمک کنی، گویا از دست منِ تنها خارج است. «فأعني بكثرة السجود».[1] این، شرط هم‌نشینی من است. برای این جهت برنامه‌ریزی کنید.

1.2- همنشینی با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) با بهره‌وری از ماه مبارک رجب و ماه مبارک شعبان

در پایان ماه رجب هستیم. این ماه به ماه رسالت و بعد ماه خدا منتهی می‌شود. باید برنامه‌ریزی داشته باشیم، تا این اتصال را حفظ کنیم. اگر در معرض ریزش رحمت رجبیه قرار بگیریم، در معرض رزق ماه شعبان قرار می‌گیریم. کسانی می‌توانند به رزق برسند که با خدا باشند. ﴿وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ﴾.[2] معیت دیگری هست که به عمل شایسته‌ی انسان است. ﴿وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ﴾.[3] ماه رجب، ماه تمرین این معیت است. دعای «اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَانِي جَمِيعِ مَا يَدْعُوكَ بِهِ وُلاَةُ أَمْرِكَ ...»[4] که توقیع شریف امام زمان (علیه‌السلام) برای محمد بن عثمان است را حتما در این ماه با تأمل بخوانید. این اسماء، موجودات زنده هستند. در فرازی از این دعا، این عبارت آمده است: «لاَ فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا إِلاَّ أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُكَ».[5] علامه حسن‌زاده (رحمه‌الله) می‌فرمودند: «اگر از انسان خارق العادة صادر نشود، باید تعجب کرد».مردم آن‌قدر در حجاب و کثرات هستند که وقتی صادر می‌شود، تعجب می‌کنند. انسان، جلیس رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است. آرام‌آرام اوصاف حضرت را تمرین می‌کند، تا شبیه ایشان شود. ﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ﴾.[6] ماه مبارک رجب را به ماه شعبان متصل کنید، تا رحمت رجبیبه به قسمت شعبانیه برسد. این‌گونه جزو جلساء آقا رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هستیم.

2- خلاصه جلسات گذشته

در فقه المشاورة، ادلّه‌ی مشاوره را بیان کردیم. به این نتیجه رسیدیم که نه تنها مشاوره مطلوبیت دارد، بلکه یک ضرورت است. اصلا یک ضرورت عملی است.

3- پیشنهاد جالب ارسطو به شاگردان

ارسطو برای شاگردانش منطق خواند، وقتی منطق تمام شد، به شاگردانش گفت: «به بازار میان مردم بروید و ببینید که مردم چقدر منطقی حرف می‌زنند»؟ آن‌ها وقتی که رفتند و برگشتند، گفتند: «آن چیزی که ما خواندیم، نظر بود و مردم این‌ها را نمی‌دانند». گفت: «باید دوباره بخوانید. دوباره منطق را خواند و سپس شاگردان را میان مردم فرستاد و گفت که ببینید این قوانین منطقی که خواندید، ببینید در میان مردم رایج است، یا خیر؟ این بار رفتند و گفتند: «همه‌ی مردم منطقی حرف می‌زنند؛ ولی خودشان خبر ندارند». گفت: «حالا منطق را فهمیدید».

4- رواج مشاوره اسلامی در بین مردم

ما اگر مشاوره اسلامی را ادراک کنیم، چه بخواهیم و چه نخواهیم، در می‌یابیم که مردم در حال مشاوره‌ی اسلامی هستند. مشاوره، تعریف وجودی دارد، نه ماهوی. هر کسی که نیازی دارد، وقتی به خودش فکر کند، در اینکه محتاج است، شک و شبهه‌ای ندارد. باید مضاف الیه احتیاجش را معلوم کند. مضافٌ‌إلیهِ حاجت این است که ما محتاجیم؛ ولی نه به هر کس؛ بلکه به آن خدای بی‌نیاز؛ چنانکه خود در قرآن می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ﴾.[7] چون فقیریم، نیاز به خدا داریم.

5- اولین مشاوره، مشاوره بین انسان و خداوند

اولین مشاوره، مشاوره بین انسان و خدا است. در روایات داریم که وقتی اراده‌ی کاری کردی، «... فَاستَخِر رَبَّکَ»،[8] یا در روایتی امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «إذا عرضت لأحدكم حاجة فليستشر الله ربه ...».[9] اما اینکه در برخی از روایات آمده است که کسی که مشورت کند، به راه درست هدایت می‌شود،[10] این بعد از مشاوره اسلامی است. ﴿وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ﴾[11] و ﴿وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ﴾، از این آیات هم معلوم می‌شود که یک ضرورت است.

6- مشاوره اسلامی، علم اعتباریِ نازل منزله‌ی حقیقت

مشاوره اسلامی، یک علم اعتباری‌ای است که دائرمدار حقیقت است. اوامر و نواهی، اعتبار هستند، ولی حاکی از حقایق‌اند. اوامر و نواهی را دائرمدار طبایع می‌دانیم؛ ولی طبیعت بی فرد نمی‌شود. عنوان واجب الوجود، عام است و مفهوم ممکن الوجود هم عام است. ممتنع هم عام است. برهان خارجی می‌گوید که خداوند یکی است، ممتنع، فرد ندارد و ممکن، افراد کثیر دارد.

7- مشاوره اسلامی، نظام فقهی عقلیِ عقلایی و متغیر به تغییر زمان‌ها

مشاوره اسلامی به لحاظ حقیقت جز در یک حقیقت در چیز دیگری تمثل ندارد. مشاوره اسلامی را یک نظام فقهی عقلیِ عقلایی می‌دانیم که متغیر به تغیر ازمنه است. مشاوره اسلامی با تغیر زمان‌های مختلف، دامنه‌اش بازتر می‌شود؛ چرا که نیازهای اولیه بسیط بود، ولی الآن مبسوط است. مشاوره اصطلاحی و علمی امروز که شخص آسیب‌دیده به شخص آسیب‌شناس مراجعه می‌کند، یکی از تغییر و تحولات امروز است.

8- لزوم بومی‌سازی مشاوره اسلامی، متناسب با نیازهای هر شهر

به امید روزی که حوزه‌های علمیه ما مسائل مشاوره هر شهری را با توجه به تغییرات و آسیب‌های همان شهر اجرا کنند؛ هرچند اصول کلی‌ای داریم. مشاور و مستشیر و مشاوره باید این‌گونه باشد. ولی در اجرای آن با توجه به نیازها باید محیط‌شناسی کنیم و شخصی‌سازی شود.

به دولت‌مردان توصیه می‌کنیم که به حوزه‌های علمیه برای شناخت آسیب‌ها کمک کنند. هر فتنه‌ای اگر قبلش شناخته شود، راحت‌تر می‌شود از آن عبور کرد؛ مانند فتنه‌ی اخیر. باید در برابر این مردم، سر تعظیم خم کرد.

9- هنر مشاور، جلوگیری از شبهات اعتقادی برای مقابله با شهوات عملی

در بحث مشاوره، خیلی از اوقات ائمه‌ی ما که با اراده و مشیت و نصیحت و مشورت آمده است، برخی حوادث و شبهات اعتقادی را قبل از اینکه تبدیل به شهوت شود، جلوگیری کردند. هنر یک مشاور نیز همین است؛ قبل از اینکه تبدیل به شهوت شود، جلوی شبهه را بگیرد. باید موضوع‌شناسی، محیط‌شناسی، جامعه‌شناسی، مسأله‌شناسی و مخاطب‌شناسی داشته باشیم.

10- مشاوره، قوی‌ترین پشتیبان امت اسلامی

حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: وَلاَ ظَهِيرَ كَالْمُشَاوَرَةِ.[12] عامه و امامیه، این را نقل کرده‌اند. هیچ پشتیبانی مانند مشاوره نیست. مشاوره، قوی‌ترین پشتیبان امت اسلامی است.

11- تبدیل مشاوره به قاعده

مشاوران محترم باید این دقت را داشته باشند که مشاوره گاهی تبدیل به قاعده می‌شود. در جریان قاعده، حکم و موضوع عام است و باید شناسایی کنیم.

12- توصیه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به مالک اشتر در مورد افراد لایق یا نالایق برای مشاوره

شهرت نهج البلاغه، نداشتن سند برخی روایاتش را جبران می‌کند. علاوه بر اینکه محتوای آن هم محکم است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در نهج البلاغه در نامه 53 به مالک اشتر در مورد پرهیز از مشورت با برخی از افراد و لزوم مشورت با برخی دیگر توسط حاکم، نکاتی می‌فرمایند.[13] مالک تنها یک سیاستمدار نبود. اهل میدان بود. مشاوره مرد میدان می‌طلبد و باید آسیب‌شناس باشد. در روایت دیگری آمده است: «وَاستَشِر فی أَمرِکَ الّذینَ یَخشَونَ اللهَ».[14]

13- لزوم مشاوره با علمای دارای خشیت از خداوند

خود حضرت، موضوع مشاوره را نیز مشخص کردند. انسان نمی‌تواند با هر کسی مشاوره داشته باشد. معیار مراجعه به مراکز مشاوره و مشاوران باید همین باشد. ﴿إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء﴾.[15] این حصر را می‌توان استفاده کرد. اولین خصلت یک مشاور اسلامی، این است که خشیت از خدا داشته باشد. این هم منحصر در عالمان است. «عُلَماءُ أُمَّتی أَفضَلُ مِن أنبیاءِ بَنی‌إسرائیلَ»؛[16] این علماء، مصداق اَتَمّ آن، ائمه (علیهم‌السلام) هستند. باید به حضرت حق و اولیای الهی و عباد الرحمن مراجعه داشت که خشیت الهی داشته باشند. خشیت، غیر از خوف است. ﴿أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ﴾.[17]

14- فضل بودن مشاوره

این مشاوره، اجماع امت و سیره‌ی آن‌ها و دلیل عقل و سیره عقلاء تأیید می‌کند. این علم که باعث خشیت است، علم بالله است. علوم اصطلاحی مشاوره، فضل است، نه علم حقیقی و معرفت.

15- معرفت عینی و حضوری، راه معرفت به خداوند

مشاوره، علم به کلیات است و تصور و تصدیق و نسبت به خدا علم نداریم؛ چرا که تصور و تصدیق، فرع بر احاطه است؛ ولی خدا محیط است، نه محاط. شاید از راه علم به خدا برسیم و شاید نرسیم؛ ولی مسیر عینی حتما می‌رسد. باید دست مشاور آن‌قدر پر باشد که او را به خدا نزدیک کند.

16- گستردگی مشاوره

اگر مشاوری دور کند، مُراجع را قطعا مشاوره اسلامی نیست. سه آیه که در قرآن مطرح شده است، در مشاوره[18] و تشاور[19] و شوری،[20] از کوچک‌ترین مسئله که از شیر گرفتن بچه است، تا مهم‌ترین مسائل اجتماعی. از این جهت مشورت‌های خانوادگی مهم‌تر است.

 


logo