« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/09/24

بسم الله الرحمن الرحیم

آثار مشاوره در آیات و روایات/مشاوره در آیات و روایات /فقه المشاورة

محتويات

1- حدیث اخلاقی (حلیة النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله)
1.1- نشست و برخاست پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) همراه با ذکر
1.2- عدم اعتنای حضرت به نشستن در جای خاص از مجلس
1.3- صحبت کردن حضرت بر اساس فهم مخاطبین
1.4- عدم نیاز به مناظره در مسائل اعتقادی مسلّم، خصوصا هنگام سوء استفاده‌ی دشمنان
1.5- حکایت جوان و دزدان
1.6- کلام استاد به مرحوم خزعلی در مورد نام شریف حضرت رقیه (علیهاالسلام)
1.7- لزوم مباهله به جای مناظره در امور اعتقادی مسلّم
2- خلاصه جلسات گذشته
3- حکایت ارسطو و شاگردان
4- ضروری بودن مشاوره
5- آثار مفید استخاره و استشاره
6- نظر استاد در مورد استخاره
7- استحباب مشاوره
8- عزم و توکل، از آثار مثبت مشاوره
9- دو دلیل عقلی بر ضرورت مشاوره
10- مشاوره، یکی از راه‌های رسیدن به تعقّل
11- تفاوت تعقل و تفکر
12- دفع آسیب‌ها، یکی دیگر از آثار مثبت مشاوره
13- منظور از مشاوره‌ی اسلامی
14- آیات مشاوره در قرآن
15- اولین مشاوره در نظام خانواده و تربیت فرزند در قرآن
16- نیاز همه‌ی افراد، حتی رهبر به مشاوره
17- لزوم توکل بر خداوند در کنار مشاوره
18- دلالت آیات، روایات و عقل بر رجحان مشاوره

 

 

موضوع: فقه المشاورة/مشاوره در آیات و روایات /آثار مشاوره در آیات و روایات

 

1- حدیث اخلاقی (حلیة النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله)

1.1- نشست و برخاست پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) همراه با ذکر

در فرمایش‌های حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در تبیین نشست و برخاست و اخلاق و سیمای رسول مکرم اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به سؤال و درخواست امام حسین (علیه‌السلام) بودیم. حدیث از این بهتر نمی‌شود. حرف از معصوم برای معصوم و تبیین بزرگ‌ترین معصوم عالم. در نشست و برخاست پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بودیم. اولین مسأله‌ای که حضرت در مجلس رعایت می‌کردند، این بود: «لَا يَجْلِسُ وَ لَا يَقُومُ إِلَّا عَلَى ذِكْرٍ»؛[1] همیشه در حال ذکر بودند.

1.2- عدم اعتنای حضرت به نشستن در جای خاص از مجلس

سعی می‌کردند جای خاصی در یک مجلس نداشته باشند. «طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ»،[2] این اقتضا را دارد. گاهی به خاطر ضرورت ایام یا مجالس، جای خاصی برای کسی مقدر می‌شود که این، امر دیگری است. «الضَّرورات تُبیحُ المَحذورات». خود حضرت این‌گونه نبودند. سعی می‌کردند که در مجلسی که وارد می‌شدند،، هر کجا بودند بنشینند و «يَأْمُرُ بِذَلِكَ»[3] . به همین توصیه می‌کردند.

1.3- صحبت کردن حضرت بر اساس فهم مخاطبین

«وَ يُعْطِي كُلَّ جُلَسَائِهِ نَصِيبَهُ».[4] هیچ یک از همنشینان‌شان طوری نبود که از حاجتش صرف نظر کنند. طوری بودند که وقتی به این همنشینان می‌رسیدند، « بميسور من القول، قد وسع الناس»؛[5] حرف‌هایی می‌زدند که قابل ادراک جمع باشد. این روایت: «كَلِّمُوا النَّاسَ عَلَى قَدرِ عُقولِهِم»[6] که از خود پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است، همین صحبت کردن بر اساس فهم مردم را رعایت می‌کردند.

1.4- عدم نیاز به مناظره در مسائل اعتقادی مسلّم، خصوصا هنگام سوء استفاده‌ی دشمنان

ما طلاب هم باید حرف‌های قابل درک برای مردم بزنیم. گاهی کلاس درس است و جمع اختصاصی، این بحث دیگری است. گاهی اتفاقاتی می‌افتد که متأسفانه خواسته‌ی دشمنان دین و معرفت و خدا و اهل بیت (علیهم‌السلام) است. عده‌ای را مشغول کنند که به اموری که جای بحث نیست. انسان، باور را به گفتمان نمی‌کشاند؛ به خصوص گفتمانی که برای برخی قابل جمع نیست. در مجامع علمی، یعنی در دانشگاه و حوزه بحث کنیم. بالأخره یا به نتیجه می‌رسند، یا خیر.

1.5- حکایت جوان و دزدان

آن پسر داشت به مسافرت می‌رفت. به مادرش گفت: «به فلان کشور می‌خواهم بروم». مادر گفت: «هم برایت دعا می‌کنم و هم نوشته‌ای از یکی از بزرگان است؛ همراه خودت داشته باش». روی اموالش گذاشت. راهزن‌ها اموال این‌ها را گرفتند. او اصرار کرد که اموال را که می‌گیرید، آن امانتی مادرم را بدهید. حرز را بدهید. دزد گفت: « باید پیش رئیس بروم و از رئیس بپرسم». رئیس گفت: «کار ما گرفتن اموال است». آن جوان، ماجرای آن نوشته را نقل کرد. رئیس دزدها به نوچه‌هایش دستور داد که همه‌ی اموال او را به احترام این بسته پس بدهید. گفتند: «پول زیادی دارد». گفت: «ما دزد اموال مردم هستیم، ولی دزد عقیده‌ی مردم نیستیم». رئیس دزدها گفت: «می‌شود باز کنم، ببینم چیست»؟ جوان، اجازه داد. وقتی که باز کرد، دید نوشته: «بسم الله الرحمن الرحیم». این، عقیده است. رئیس دزدها گفت: «سلام مادرت را برسان و بگو من بقیه‌ی اموال را پس می‌دهم و همین جا توبه می‌کنم».

1.6- کلام استاد به مرحوم خزعلی در مورد نام شریف حضرت رقیه (علیهاالسلام)

خداوند مرحوم آقای خزعلی را رحمت کند. در اصفهان بودیم. با هم صحبت می‌کردیم. 5 شب من یک جا منبر می‌رفتم و 5 شب ایشان می‌رفتند. جابه‌جا می‌شدیم. باب شده بود که امام حسین (علیه‌السلام)، دختری به نام رقیه دارند، یا خیر؟ ایشان فرمودند: «بررسی کنید». تازه کامپیوتر آمده بود. همراهم بود. گفتم: «نام ایشان فاطمه بود؛ ولی رقیه، یعنی راحت شده است. ایشان بعد از شهادت‌شان به نام رقیه معروف شدند». بلند شدند و پیشانی مرا بوسیدند و گفتند: «40 سال منبر می‌روم؛ همین است».

1.7- لزوم مباهله به جای مناظره در امور اعتقادی مسلّم

برخی امور، قابل مناظره نیست. این امور اعتقادی که مسلّم است را باید مباهله کرد. جان را در میان می‌گذاریم. این آخرین برهان است. دعوت به مناظره نمی‌کنیم؛ بلکه دعوت به مباهله می‌کنیم.

2- خلاصه جلسات گذشته

بحمد الله رب العالمین تا به حال در مباحث مشاوره، ضرورت مشاوره و تعریف آن و اینکه مشاوره چیست، مورد بررسی قرار گرفت. ادله‌ی مشاوره را هم آنقدر بیّن و ضروری می‌دانیم که می‌توان گفت المشاروة و المشورة من الضروریات.

3- حکایت ارسطو و شاگردان

ارسطو، منطق را به شاگردانش تعلیم داد. گفت: «بروید بین مردم، ببینید مردم منطقی حرف می‌زنند»؟ گفتند: «خیر». گفت: «دوباره باید منطق بخوانید». بعد رفتند و دیدند که همه‌ی مردم منطقی حرف می‌زنند، ولی [از قواعد و اصول علم منطق] خبر ندارند.

4- ضروری بودن مشاوره

مشاوره نیز همین است. مشاوره از امور ضروری است.﴿وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ﴾[7] . رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، نتیجه‌ی همه‌ی امور را می‌داند؛ حتی همان موقع که با سلمان فارسی مشورت می‌کند؛ ولی به انجام مشاوره، مأمور هستند.

5- آثار مفید استخاره و استشاره

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: «يَا عَلِيُّ مَا خَابَ مَنِ اِسْتَخَارَ وَ لاَ نَدِمَ مَنِ اِسْتَشَارَ»؛[8] یا علی، کسی که مشورت کند، خار نمی‌شود و کسی که طلب خیر کند، پشیمان نمی‌شود.

6- نظر استاد در مورد استخاره

استخاره‌ی مصطلح هم نوعی مشورت با خدا و نوعی قُرعه است. ما استخاره را از مبانی استشاره‌ی مع الله می‌دانیم و معتقدیم که استخاره، طلب خیر است و همانند قرعه است. اگر قرعه را واقع‌ساز بدانیم، قطعا استخاره هم این‌گونه است. اما اینکه استخاره کوچه بازاری بشود، امر دیگری است. کسی که آدرس را نمی‌داند، نباید از او سؤال کرد.

7- استحباب مشاوره

بحمدلله رب العالمین به این نتیجه رسیدیم که آیه‌ی: ﴿وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ﴾،[9] امر مولوی است و دلالت بر وجوب دارد. ولی با قرائن، مطلوبیت شدیده، تبدیل به مرتبه‌ی ضعیف می‌شود و استحباب دارد.

8- عزم و توکل، از آثار مثبت مشاوره

گاهی خود فرد می‌داند که باید چه بکند؛ مانند اینکه کسی تا حدودی می‌داند که راه از این سو می‌رود. می‌تواند بپرسد و می‌تواند ادامه دهد. در مشورت و مشاوره، یک حکمتی نهفته است که به ما عزم و اراده می‌دهد. در تفسیر عرض کردیم که آیات الهی و سور الهی را مترتب بر هم می‌دانیم. ترتیب نزولی قرآن را بستر ترتیب قرآن می‌دانیم. ما در بیان ترتیب ترتیبی قرآن هستیم. قرآنی که در دسترس ما است، ترتیب قرآن است. آیات آن‌قدر بر هم چینش شده‌اند که هر کلمه‌ای، کلمه‌ی بعدی و هر آیه‌ای، مفسر آیه‌ی بعدی است. مشاوره به ما یک اراده و عزم می‌دهد. عزم، ما را به وادی توکل می‌رساند.

9- دو دلیل عقلی بر ضرورت مشاوره

آنانی که از مشاوره فاصله می‌گیرند، در مقام اتمام عقول نیستند. خود دلیل عقلی هم می‌گوید که هر کجا نیاز به کمک خواستی، باید به تو کمک شود. برای دفع ضرر محتمل هم مراجعه به مشاور، جزو ضروریات است. اینکه مشاور کیست؟ خواهیم گفت.

10- مشاوره، یکی از راه‌های رسیدن به تعقّل

ما در دالان ورودی مباحث فقه المشاوره هستیم. مشورت، یک ضرورت است. بشر در اتمام عقول است. ﴿أَفَلَا يَعْقِلُونَ﴾[10] در قرآن، مورد خطاب است. یکی از راه‌های رسیدن به تعقل، مشاوره و مشورت است.

11- تفاوت تعقل و تفکر

ما تا واژه نشناسیم، نمی‌توانیم به معنا برسیم. تا به مراد نرسیدیم، به اطاعت نمی‌رسیم. ﴿أَفَلَا يَعْقِلُونَ﴾،[11] غیر از تفکر است. تفکر، دیدن مقدمات و مقارنات و مؤخّرات و درآوردن نتیجه است؛ یعنی اندیشه با مقدمات. تعقل، آن است که اندیشه هم دارد و عِقال هم دارد. عِقال، یعنی حد و حدودی را رعایت می‌کند که به حدود غیر تجاوز نکند. عقل از عِقال است.

12- دفع آسیب‌ها، یکی دیگر از آثار مثبت مشاوره

در مقام مشورت، فرد، دارایی و دانایی دیگران را به خود ضمیمه می‌کند. این، یعنی نفسانیات و حقایق، یعنی اینکه شخصی خود را از آسیب نگه داشته است. آسیب را دیده و شناخته است.

13- منظور از مشاوره‌ی اسلامی

﴿فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ﴾.[12] از امام باقر (علیه‌السلام) سؤال شد که منظور از «إِلَی طَعامِهِ» چیست؟ فرمودند: «إلَی عِلْمِهِ الَّذِي يَأْخُذُهُ عَمَّنْ يَأْخُذُهُ»؛[13] یعنی از چه کسی علمش را فرا گرفته و می‌گیرد. نمی‌شود نزد هر کسی درس خواند. شکر می‌کنیم خدا را که در محضر حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) درس داریم. «الحَمدُلله ِالَّذی جَعَلَ أَرزاقَنا بِأَیدِی الکُرَماء». اینجا فرشته‌های الهی هم علوم را برای قلوب الهی می‌آورند. این درس و بحث‌ها هم مقدمه برای این جهت است. در مشاوره، خودمان را تدبیر می‌کنیم. ﴿إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً﴾.[14] ما چنین گفتمانی را قائل هستیم. این، مشاوره‌ی اسلامی است. برخی از روایات مشاوره در کتاب اصول کافی، ج 2، باب المشاورة آمده است.

14- آیات مشاوره در قرآن

در اوامر مختلفی می‌توان مشاوره را مطرح کرد. در قرآن، سه بار ماده‌ی «شَور» آمده است. «شُورَی»: ﴿وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ﴾،[15] «شَاوِرهُم»: ﴿وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ﴾[16] و «تَشاوُر»: ﴿فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا﴾.[17] این آیات با همین ماده‌ی «شَور» آمده است.

15- اولین مشاوره در نظام خانواده و تربیت فرزند در قرآن

اولین آیه به ترتیب سوره‌ها در سوره‌ی بقره در مورد نظام خانوادگی و گرفتن بچه از شیر است. اگر مشاوره‌های خانوادگی را تقویت کردیم و بچه‌های در آغوش مادر دریافتیم، مهم است. از قدیم الایام، شیر گرفتن بچه‌ها مورد مشورت بود و یک مشکلی بود. واجب‌ترین موضوع را خداوند به عنوان «تَشاوُر» مطرح کرد. این منافاتی با کلیت مشاوره ندارد.

16- نیاز همه‌ی افراد، حتی رهبر به مشاوره

گاهی یک رهبر بزرگ جامعه هم نیاز به مشاوره دارد. سلسله نسب تعلیم و تعلم در اسلام، این‌گونه است که در مرکز فرماندهی نظام وجود است؛ ولی باید مشورت کند.

17- لزوم توکل بر خداوند در کنار مشاوره

﴿وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ﴾.[18] مشاوره، باعث عزم و اراده می‌شود. ما می‌توانیم کار را انجام دهیم، ولی باید توکل داشت. الف و لام در «فی الأمر» اگر عهد باشد، یعنی همین امری که می‌خواهید وارد شوید. اگر برای استغراق باشد، یعنی شامل همه‌ی افراد است. مشاوره، یعنی گفتمان طرفینی. بعد از مشاوره هم نیاز به کمک از حضرت حق دارید.

18- دلالت آیات، روایات و عقل بر رجحان مشاوره

آیات و روایات و عقل، همه دلیل بر رجحان مشاوره است. باید دید اجماع هم داریم، یا خیر؟ بعد ساختار مشاوره را بگوییم و اینکه فرد در چه مسائلی باید مورد مشاروه قرار بگیرد.

 


logo