1404/10/06
بسم الله الرحمن الرحیم
نظر فقها در مورد دلیل اجماع بر حجیت قرعه - اجرای قرعه در موضوعات برای رسیدن به حکم شرعی/قاعده قرعه /بانکداری اسلامی
محتويات
1- بحث اخلاقی (حلیة النبی صلیاللهعلیهوآله)1.1- عدم اختصاص جای خاص در مجالس برای خود
1.2- تساوی در نگاه و توجه به مخاطبین و حضار در مجلس ایشان
2- نظر فقها در مورد دلیل اجماع بر حجیت قرعه
2.1- نظر مرحوم نراقی (رحمهالله)
2.2- نظر مرحوم آشتیانی (رحمهالله)
3- روش علمای سابق در فقاهت و کتب فقهی
4- نظر برخی از فقها در مورد اجرای قرعه بعد از عدم دسترسی به امارات و اصول
5- اجرای قرعه در موضوعات برای رسیدن به حکم شرعی
6- عدم اختصاص قرعه به باب قضاوت و نزاع
7- برخی دیگر از سؤالات در مورد قرعه

موضوع: بانکداری اسلامی/قاعده قرعه /نظر فقها در مورد دلیل اجماع بر حجیت قرعه - اجرای قرعه در موضوعات برای رسیدن به حکم شرعی
1- بحث اخلاقی (حلیة النبی صلیاللهعلیهوآله)
«فَسَأَلْتُهُ عَنْ مَجْلِسِهِ فَقَالَ كَانَ لَا يَجْلِسُ وَ لَا يَقُومُ إِلَّا عَلَى ذِكْرٍ وَ لَا يُوطِنُ الْأَمَاكِنَ وَ يَنْهَى عَنْ إِيطَانِهَا وَ إِذَا انْتَهَى إِلَى قَوْمٍ جَلَسَ حَيْثُ يَنْتَهِي بِهِ الْمَجْلِسُ وَ يَأْمُرُ بِذَلِكَ وَ يُعْطِي كُلَّ جُلَسَائِهِ نَصِيبَهُ حَتَّى لَا يَحْسَبُ أَحَدٌ مِنْ جُلَسَائِهِ أَنَّ أَحَداً أَكْرَمُ عَلَيْهِ مِنْهُ مَنْ جَالَسَهُ صَابَرَهُ حَتَّى يَكُونَ هُوَ الْمُنْصَرِفَ عَنْهُ مَنْ سَأَلَهُ حَاجَةً لَمْ يَرْجِعْ إِلَّا بِهَا أَوْ بِمَيْسُورٍ مِنَ الْقَوْلِ قَدْ وَسِعَ النَّاسَ مِنْهُ خُلُقُهُ وَ صَارَ لَهُمْ أَباً رَحِيماً وَ صَارُوا عِنْدَهُ فِي الْحَقِّ سَوَاءً مَجْلِسُهُ مَجْلِسُ حِلْمٍ وَ حَيَاءٍ وَ صِدْقٍ وَ أَمَانَةٍ لَا تُرْفَعُ فِيهِ الْأَصْوَاتُ وَ لَا تُؤْبَنُ فِيهِ الْحُرَمُ وَ لَا تُثْنَى فَلَتَاتُهُ مُتَعَادِلِينَ مُتَوَاصِلِينَ فِيهِ بِالتَّقْوَى مُتَوَاضِعِينَ يُوَقِّرُونَ الْكَبِيرَ وَ يَرْحَمُونَ الصَّغِيرَ وَ يُؤْثِرُونَ ذَا الْحَاجَةِ وَ يَحْفَظُونَ الْغَرِيبَ فَقُلْتُ كَيْفَ كَانَ سِيرَتُهُ فِي جُلَسَائِهِ فَقَالَ كَانَ دَائِمَ الْبِشْرِ سَهْلَ الْخُلُقِ لَيِّنَ الْجَانِبِ لَيْسَ بِفَظٍّ وَ لَا غَلِيظٍ وَ لَا صَخَّابٍ وَ لَا فَحَّاشٍ وَ لَا عَيَّابٍ وَ لَا مَزَّاحٍ وَ لَا مَدَّاحٍ يَتَغَافَلُ عَمَّا لَا يَشْتَهِي».[1]
در حدیث حلیة رسول الله (صلیاللهعلیهوآله) و نشست و برخاست ایشان بودیم:
1.1- عدم اختصاص جای خاص در مجالس برای خود
1. ایشان سعی میکردند در مجالس جای خاصی برای خود معین نکنند. برخی گفتند که جای مشخصی نباشد که جای عُجب و کبر باشد. به نظر ما فقط در این جهت نیست؛ بلکه حضرت باید با امّت باشد. همانگونه که خصوصیات دیگر تقسیم میشود، فضائل اخلاقی ایشان هم تقسیم میشود. این جز با رفتوآمدهای جسمانی با چیز دیگری نمیشود. ما نیاز به ارتباط با دیگران داریم. انسان، مدنی بالطبع است. نیازها طرفینی است. تمام نیازمندیهایمان را مدیریت کنیم. إنّا محتاجون إلی الله. ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ ﴾.[2] در عین نیازمندی به یکدیگر، خاص در این نباشیم و همه خود را محتاج به او بدانیم.
1.2- تساوی در نگاه و توجه به مخاطبین و حضار در مجلس ایشان
2. نگاههایشان و اندیشههایشان را تقسیم میکردند. گاهی آنقدر نگاهها را تقسیم میکردند که گاهی روبروی ایشان گمان میکرد فقط با او صحبت میکنند. در اخلاقیات ائمه (علیهمالسلام) و رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) داریم که وقتی کسی سؤال میکرد با تمام سیما به سمت او بر میگشتند. باید در رفع حوائج مردم و خانواده و متعلقین و خودمان بکوشیم. باید با آنها طوری رفتار کنیم که سیرهی ما سیرهی رسول مکرم اسلام (صلیاللهعلیهوآله) باشد. همانگونه که اهل فضیلت را مقدم میداشت، این جهت را باید رعایت کنیم. باید به جایی برسیم که دیگران روزبهروز به ما علاقهمندتر شوند؛ نه اینکه از ما فاصله بگیرند. از یکی از راویانی که با چند امام مرتبط بود که گویا جابر بن عبد الله انصاری بود، سؤال کردند، گفت: «هرچه مراودهام با اینها بیشتر شد، شائقتر شدم. روزبهروز صفتی بر من روشن شد که علاقهام بیشتر شد».
2- نظر فقها در مورد دلیل اجماع بر حجیت قرعه
2.1- نظر مرحوم نراقی (رحمهالله)
برخی اجماع را هم دلیل مستقل میدانند. مرحوم نراقی (رحمهالله) میفرمایند: «وأما الإجماع فثبوته في مشروعية القرعة وكونها مرجعا للتميز والمعرفة مما لا شك فيه ولا شبهة يعتريه كما يظهر لكل من تتبع كلمات المتقدمين والمتاخرين في كثير من ابواب الفقه فانه يريهم مجتمعين على العمل بها وبناء الامر عليها طرا».[3]
فی الجمله اجماع را ثابت میدانند و میفرمایند که علما به صورت یکپارچه، مجتمع به عمل به قرعه هستند. هم اجماع را گفتند و هم سیره را.
2.2- نظر مرحوم آشتیانی (رحمهالله)
مرحوم آشتیانی در بحرالفوائد، ص218 - که حاشیه قویای در رسائل است و چندین شرح به اندازهی این کتاب نمیرسد – میفرماید: «أمّا أصل مشروعيّة القرعة فهو ممّا لا خلاف فيه بين المسلمين بل إجماعهم عليه بحيث لا يرتاب فيه ذو مسكةو يكفي في القطع بتحقّق الإجماع ملاحظة الإجماعات المتواترة المنقولة في ذلك من زمان الشّيخين إلى زماننا هذا كما هو واضح لمن راجعإلى كلماتهم بل يمكن دعوى الضّرورة الفقهائيّة عليه».[4]
هر کسی کوچکترین تأمل فقاهتی داشته باشد، از قرعه غفلت ندارد. تعبیر زیبایی دارند که قرعه، ضرورت فقهائیه دارد. کسانی که شمّ فقاهت دارند، به یک سری مطالب بدیهی میرسند. نظریاتی را مقدمه برای بدیهیات قرار میدهند. قرعه ضرورت فقهائیه در آن هست. حرف جدید خوبی زدند. کتاب قضای ایشان هم سنگین است. مرحوم آشتیانی نوآوریهای خوبی دارد.
3- روش علمای سابق در فقاهت و کتب فقهی
کتابها مبسوط بود و علمایی که معاصر بودند و در عرض هم بودند، یک جلسه میگرفتند. کاش الآن هم این گونه بود. علمایی که سردمدار بودند، جزو هیئت استفتای فقهای گذشته بودند. میدانستند هر کس چه نظری دارد. هم دورهایها کارها را تقسیم میکردند. در گذشتهها کمتر اتفاق میافتاد که دو فقیه، یک موضوع فقهی را بگویند. هماهنگ بودند. یکی طهارت میگفت، یکی صلات و یکی قضاء. میدانستند کتب مفصل است و موفق نمیشوند که به همهی ابواب فقهی برسند. در استنباط، استمرار، یک چیزی است و روش، امر دیگری است. مرحوم آقا رضا همدانی، طهارت دارد. مرحوم شیخ انصاری، صلاة دارد. رضوان الهی بر مرحوم صاحب جواهر در آن عصر که موفق به نوشتن یک دوره فقه استدلالی شد. اگر از من در مورد رمز موفقیت صاحب جواهر سؤال کنید، میگویم که دو مطلب در توفیق ایشان مؤثر بود: اول اینکه از فرصتهایش بسیار استفاده میکرد. دوم اینکه ایشان آن چنان زمان را در خدمت سلوک و تهجد میگذاشت که وقتش را چندین برابر میکرد. گاهی گمان میکنیم فلان تهجد ما را از درس میاندازد، ولی آن زکاوتی که به ما میدهد، این ارتباطات الهی است. آن چیزی که ما را از این ذکاوت میاندازد، حسادت و توجه به رقبا است. رقابت، آری، ولی حسادت، خیر. هر کسی هنر خود را دارد، عرضه کند.
4- نظر برخی از فقها در مورد اجرای قرعه بعد از عدم دسترسی به امارات و اصول
ما از مجموع اینها این استفاده را میکنیم که قاعده قرعه گرچه در ابواب مختلف مطرح شده، ولی مخصوص آن ابواب نیست.
آیا قاعده قرعه از امارات است، یا اصول؟ تعبیر «القُرعَةُ لِکُلِّ أَمرٍ مَجهولٍ»،[5] یا «لِکُلِّ أمرٍ مُشکِلٍ»[6] و یا «لِکُلِّ أَمرٍ مُشتَبَه»[7] در روایات است. این در روایات، مجهول مطلق نیست؛ چرا که قابل طلب نیست. آیا این مجهول، یعنی ادلهی قطعی و ظنی نداشته باشیم، و یا حتی اصل نداشته باشیم؟ مراد به این امر چیست؟ مثلا گفته است که وطی شاة موطوئه را مطرح کردند و گفتند در موضوعات دیگر نیست. گفتند اگر اماره و هیچ اصلی نبود، باید سراغ قرعه برویم.
5- اجرای قرعه در موضوعات برای رسیدن به حکم شرعی
قرعه بهترین چیزی است که موضوع را برای ما مشخص میکند. شهرت جریان قرعه در موضوعات است. میتوان گفت که اگر حکمی مترتب بر موضوعی بود و شناخت موضوعی مترتب بر قرعه بود، اگر موضوعی را کشف کردیم، حکم هم تابع آن موضوع است. گفتهاند اصل مثبت حجت نیست. شاید قرعه، موضوعی را مشخص کند که بعد حکم آن معلوم شود. ما قائل به خصوصیت موضوعات نیستیم.
6- عدم اختصاص قرعه به باب قضاوت و نزاع
این امر مجهول که در نزاع بوده است، گفتهاند نزد حاکم و قاضی مجهول است و باید قرعه زده شود. امر مجهول در باب قضاوت را مطرح کردهاند. ولی ما مبنای تمثیلی داریم و خاص به قضاوت نمیدانیم. امر مجهول عام است. قرعه در جایی است که نیاز به قرعه باشد؛ چه جزو موارد نزاع باشد و چه نباشد. همان حرفی که در صلح میزنیم، در قرعه هم داریم؛ یعنی قرعه، خاص به منازعه نیست. مشکل و مشتبه هم تقارب دارند.
7- برخی دیگر از سؤالات در مورد قرعه
در حال قرعه گفتهاند یک ذکری هم بگویید. آیا تفویض کار به علم باریتعالی نیست که خداوند کار را محقق کند؟ وقتی شاة موطوئه از گله جدا شد، آثار وضعی هم از آن برداشته میشود. قرعه را باید امام انجام بدهد، یا کسی که کار دستش هست؟ قرعه مانند اصول مشترک بین عامی و عالم و مجتهد است، یا خاص به مقام قضاوت و ولایت و اجتهاد است؟