« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/09/29

بسم الله الرحمن الرحیم

دلیل اجماع و بناء و سیره‌ی عقلا بر حجیت قرعه/قرعه /بانکداری اسلامی

 

 

1- بحث اخلاقی (حلیة النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله)1

1.1- لزوم عبور از کثرات برای رسیدن به منزل نهایی2

1.2- وحدت در کثرت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)2

1.3- جستجوی تشنگان معنوی، توسط حضرت2

1.4- شرط تجلّی رحمت در انسان3

1.5- لزوم پرهیز از نامحرمان سلوکی در معاشرت‌ها3

1.6- یکی از راهکارهای همنشینی با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)3

2- چکیده مباحث گذشته3

3- تواتر روایات قرعه4

4- دلیل اجماع بر حجیت قرعه4

5- کلام آیت‌الله بروجردی (رحمه‌الله) در مورد اجماع فقها4

6- حافظه‌ی عجیب آیت‌الله سید مصطفی خوانساری (رحمه‌الله)4

7- شرط حجیت اجماع از نظر استاد4

8- بنای عقلا بر حجیت قرعه4

9- ملاک حجیت سیره عقلا4

10- زمان رجوع به قرعه5

11- تأیید قاعده قرعه و روش اجرای آن در آیات و روایات5

12- عدم شرط مسبوق بودن به نزاع برای جریان قاعده قرعه5

 

موضوع: بانکداری اسلامی/قرعه /دلیل اجماع و بناء و سیره‌ی عقلا بر حجیت قرعه

 

1- بحث اخلاقی (حلیة النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله)

«فَسَأَلْتُهُ عَنْ مَجْلِسِهِ فَقَالَ كَانَ لَا يَجْلِسُ وَ لَا يَقُومُ إِلَّا عَلَى ذِكْرٍ وَ لَا يُوطِنُ الْأَمَاكِنَ وَ يَنْهَى عَنْ إِيطَانِهَا وَ إِذَا انْتَهَى إِلَى قَوْمٍ جَلَسَ حَيْثُ يَنْتَهِي بِهِ الْمَجْلِسُ وَ يَأْمُرُ بِذَلِكَ وَ يُعْطِي كُلَّ جُلَسَائِهِ نَصِيبَهُ حَتَّى لَا يَحْسَبُ أَحَدٌ مِنْ جُلَسَائِهِ أَنَّ أَحَداً أَكْرَمُ عَلَيْهِ مِنْهُ مَنْ جَالَسَهُ صَابَرَهُ حَتَّى يَكُونَ هُوَ الْمُنْصَرِفَ عَنْهُ مَنْ سَأَلَهُ حَاجَةً لَمْ يَرْجِعْ إِلَّا بِهَا أَوْ بِمَيْسُورٍ مِنَ الْقَوْلِ قَدْ وَسِعَ النَّاسَ مِنْهُ خُلُقُهُ وَ صَارَ لَهُمْ أَباً رَحِيماً وَ صَارُوا عِنْدَهُ فِي الْحَقِّ سَوَاءً مَجْلِسُهُ مَجْلِسُ حِلْمٍ وَ حَيَاءٍ وَ صِدْقٍ وَ أَمَانَةٍ لَا تُرْفَعُ فِيهِ الْأَصْوَاتُ وَ لَا تُؤْبَنُ فِيهِ الْحُرَمُ وَ لَا تُثْنَى فَلَتَاتُهُ مُتَعَادِلِينَ مُتَوَاصِلِينَ فِيهِ بِالتَّقْوَى مُتَوَاضِعِينَ يُوَقِّرُونَ الْكَبِيرَ وَ يَرْحَمُونَ الصَّغِيرَ وَ يُؤْثِرُونَ ذَا الْحَاجَةِ وَ يَحْفَظُونَ الْغَرِيبَ فَقُلْتُ كَيْفَ كَانَ سِيرَتُهُ فِي جُلَسَائِهِ فَقَالَ كَانَ دَائِمَ الْبِشْرِ سَهْلَ الْخُلُقِ لَيِّنَ الْجَانِبِ لَيْسَ بِفَظٍّ وَ لَا غَلِيظٍ وَ لَا صَخَّابٍ وَ لَا فَحَّاشٍ وَ لَا عَيَّابٍ وَ لَا مَزَّاحٍ وَ لَا مَدَّاحٍ يَتَغَافَلُ عَمَّا لَا يَشْتَهِي».[1]

1.1- لزوم عبور از کثرات برای رسیدن به منزل نهایی

الحمدلله در صورت و سیرت حضرت رسول مکرم اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بودیم. در نشست و برخاست حضرت بودیم. می‌شود گفت هر انسانی منزلی و مجلسی و مأوا و مسکنی دارد. عالم اجسام، عالم امکنه و ازمنه است. ولی جسمی و جسمانی نباید در زمان و مکان خلاصه شود. اگر چنین شد در کثرت مانده است و به وحدت نرسیده است. اگر بخواهد به وحدت برسد، باید از کثرت ساری و جاری شود و در آن نماند.

1.2- وحدت در کثرت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

بر اساس مبانی ما رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، شخصیتی است که گرچه در منزل و مجلس جسمانی است، ولی در مأوا و منتها است. این معنای ظهور تامّ و اَتَمّ و مظهریت اتم و اکمل است.

1.3- جستجوی تشنگان معنوی، توسط حضرت

این را باید در نفس خود نیز مدیریت کنیم؛ یعنی صورت و سیرت رسول مکرم اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، دنبال صورت و سیرت می‌گردد. چنان که تشنه دنبال آب می‌گردد، آب هم دنبال تشنه است. این دو دنبال نقطه تلاقی هستند. ﴿يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ﴾[2] . کدح، تلاش با زحمت است.[3] رب، حضرت حق است و آنچه برای خود ترسیم می‌کنیم، رب نسبی است. فرعون، نفس خود را رب اعلام کرد؛ ﴿أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى﴾.[4]

1.4- شرط تجلّی رحمت در انسان

در آستانه آغاز ماه رجب هستیم. باید مدیریت کنیم. اگر در ترسیم نفسانی ما رحمت جلوه کرد، آرام‌آرام غضب می‌رود. اگر - نعوذ بالله - چنین نشد و غضب جلوه‌گری کرد، رحمت کم‌کم محو می‌شود. خدای نخواسته طوری شود که ﴿تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ﴾[5] می‌شود. این، همان ﴿خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ﴾[6] است. ﴿فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ﴾[7] آن قدر ادامه می‌یابد که ﴿خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ﴾[8] می‌شود.

1.5- لزوم پرهیز از نامحرمان سلوکی در معاشرت‌ها

مجلس‌ها و همنشین‌ها را مدیریت کنید. با نامحرم نشست و برخاست نداشته باشید. تا صحبت نامحرم می‌شود، نامحرم جنسی به ذهن می‌رسد. این یکی از مصادیقش است. گاهی انسان با هم‌نوع و هم‌جنس و فامیل و گاهی هم‌لباسش می‌نشیند، ولی نامحرم است. نامحرم کسی است که با شما در مسیر اطاعت حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نباشد. ما نفس‌مان را مدیریت کنیم، برای اینکه هم‌ ذکر و ذاکر و مذکور حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و جلیس ایشان شویم.

1.6- یکی از راهکارهای همنشینی با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

یکی از راه‌هایش این است که خودشان گفتند. ربیعه – خادم پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) – به آن حضرت گفت: دوست دارم هم‌نشین شما باشم. فرمودند: «فأعنّی بکثرة السجود».[9] اگر هر دو [یعنیسجده طولانی در شب]باشد، بهتر است. شب‌ها طولانی است؛ حتما بعد از نمازهای‌تان، سجده‌ی شکری را داشته باشید؛ به خصوص بعد از نماز صبح‌تان. اگر ذکر تحمید و شکر باشد، و همراه با صلوات بر محمد و آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) باشد، بهتر است. ان‌شاءالله توفیق بودن در محضر آیات الهی و در محضر شخصیت حضرت رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را داشته باشیم.

2- چکیده مباحث گذشته

در قاعده قرعه بودیم. روایات را ذکر کردیم. ما قرعه را امضایی می‌دانیم، نه تأسیسی. به عنوان یک سنت، مقبولیت داشت و مشروعیت هم به آن افزوده شد. این معنی قاعده‌ی عرفی شرعی است. روایات را تقسیم‌بندی کردیم. روایات عام و خاص داشتیم. برخی گمان کردند قرعه تنها در همان مسائل خاص، [مانند قضاوت] است. ما مشروعیت قرعه را در تمام مسائل قائل هستیم.

3- تواتر روایات قرعه

دلالت کتاب و سنت نه تنها در حد استفاضه است؛ بلکه در حد متواتر است؛ آن هم تواتر معنوی. قرعه، جایگاه شرعی دارد.

4- دلیل اجماع بر حجیت قرعه

آیا اجماع هم داریم؟ ما اجماع را دلیل مستقل نمی‌دانیم. ولی دلیل ضمنی است. از اجماع به عنوان تأیید می‌توان استفاده کرد.

5- کلام آیت‌الله بروجردی (رحمه‌الله) در مورد اجماع فقها

فرمایش آیت‌الله بروجردی (رحمه‌الله) خوب است که اگر در کلمات فقها مطلبی پیدا کنیم، اصول مُتَلَقّات از معصومین (علیهم‌السلام) است. سیر نوشت‌افزاریِ فقها و علما را بررسی کنید؛ اینکه سیر نوشته‌ی مردم در هر دوره چطور بود. سبک بزرگان را بشناسید.

6- حافظه‌ی عجیب آیت‌الله سید مصطفی خوانساری (رحمه‌الله)

در محضر آیت‌الله بهاء الدینی (رحمه‌الله)، هم صحیفه سجادیه و هم کتاب روایی وافی شریف را بودیم. در محضر آیت‌الله سید مصطفی صفائی خوانساری (رحمه‌الله) فقه را بودیم. مطالب را آماده می‌کردم و به محضر ایشان می‌رسیدم. ایشان به حافظه‌ی علما معروف بودند. برخی از معمّرین از مراجع فعلی هم به درس ایشان می‌آمدند. ایشان تا کتابی به دست‌شان می‌رسید، تا نمی‌خواندند، داخل قفسه نمی‌گذاشتند. با یک بار خواندن، مطالب در ذهن‌شان می‌ماند. از ایشان سؤال کردم اینکه ابن عباس، «حِبرُ الأُمّة» است، کجاست؟ فرمودند: «از شما بعید است که منظومه می‌گویید! در منظومه‌ی ناصری آن بخشی که کله‌قندی دارد، نوشته در حاشیه‌ی آن است»! متوجه شدم که همین است. امروز دانشمندان رسیده‌اند که انسان‌ در حافظه‌اش میلیون‌ها مطلب می‌تواند باشد.

7- شرط حجیت اجماع از نظر استاد

ما ادله را ثلاثه می‌دانیم و به نظر ما اجماع دلیل مستقل نیست. در آن تأمل داریم. ما اجماع کاشف از قول معصوم را حجت می‌دانیم؛ ولی اهل سنت، مطلق اجماع را حجت می‌دانند.

8- بنای عقلا بر حجیت قرعه

بنای عقلا بر رجوع به قرعه است. نه تنها متدینین، بلکه عاقلان از هر امّتی وقتی کارشان گیر می‌کند، آخرین راه خروج از آن، قرعه است.

9- ملاک حجیت سیره عقلا

آیات و روایات را نیز بیان کردیم. سیره عقلا وقتی حجت است که منع شرعی‌ای نداشته باشد. در منع شرعی هم دو مبنا است:

ثابت شود که منعی نیست.

تأیید شارع باشد.

همین قدر که منعی از جانب شارع به ما نرسیده باشد، کفایت می‌کند. نواهی را بستر و مقدمات برای اوامر اصطلاحی می‌دانیم. امر مطلق را اعم از نهی و امر اصطلاحی می‌دانیم. معمولا فقه چون باید و نباید دارد، نبایدها مقدم بر بایدها است. دلیل عقلی با بنای عقلا متفاوت است. در بنای عقلا همین قدر که منعی از جانب شارع نداشته باشیم کافی است. در قرعه نه تنها منعی نداریم؛ بلکه تأیید داریم. آیه‌ی حضرت یونس (علیه‌السلام) و حضرت مریم (سلام‌الله‌علیها) و روایات را هم بیان کردیم.

10- زمان رجوع به قرعه

در نتیجه اگر شک در موضوعی داشتیم و مرجّحی هم نداشتیم و تساوی امور شد و از سویی عدم اختلال نظام را اصل می‌دانیم، می‌توانیم سراغ قرعه برویم. در این امر مشتبه و مجهول، نزاع لازم نیست. هرچند تشریع قرعه در برخی روایات، منوط به نزاع بود.

11- تأیید قاعده قرعه و روش اجرای آن در آیات و روایات

آیا دلالت ادله در جایی است که تزاحم یا تصادم است و یا در همه جا جریان دارد؟ امر مجهول یا مشتبه یا مشکل در روایات به چه معنا است؟ باید موضوع‌شناسی صورت بگیرد. گرچه قاعده قرعه عرفی است، ولی مورد نظر شارع است و در آیات و روایات به آن تأکید کردند و روش اجرای آن را هم بیان کردند؛ مثلا یک سهم اضافه کنید و بعد قرعه بزنید. قرعه، هم تأیید شده و هم جریانش و نحوه‌ی آن بیان شده است.

12- عدم شرط مسبوق بودن به نزاع برای جریان قاعده قرعه

در صلح هم ما قائل به این هستیم که مسبوق به دعوا و اختلاف نیست؛ بلکه برای پیشگیری هم می‌شود انجام شود؛ مانند قرعه. آیا قرعه به نحو قضایای حقیقیه است و یا قضایای خارجیه؟

 


logo