1404/10/04
بسم الله الرحمن الرحیم
ارتباط اسم «سبحان» با «ربّ» و ارتباط تحمید با این دو اسم - ارتباط اسم سبحان با غنی - آثار سلوکی تسبیح/اسم «سُبحان» /شرح اسماء الهی بر اساس دعای جوشن کبیر
محتويات
1- گزیده جلسات گذشته2- جایگاه علم اَوفاق در کلام علامه حسنزاده (رحمهالله)
3- جایگاه علم اسمای الهی
4- توجه انسان به احتیاج و نیاز خود به خداوند، گام اول شروع سَیر اسماء الهی
5- خطر توجه به محتاج دیگر برای رفع احتیاج
6- معنای «صَمَد»
7- عدم امکان تصور خداوند و نهی از تفکر در ذات خداوند
8- راه معرفت خداوند، توجه به احتیاج خود (انسان)
9- انحصار علم و بینیازی در خداوند
10- مبنای علامه حسنزاده (رحمهالله) در مورد برهان صدّیقین
11- مقدمات درک حس احتیاج به خداوند
11.1- مقدمه اول: ترکیب اسم «سُبحان» با «رَبّ»
11.2- مقدمهی دوم: درک عظمت خداوند از طریق ارتباط با معصومین (علیهمالسلام)
11.3- مقدمهی سوم: توجه به تحمید خداوند
12- ارتباط اسم «سُبحان» با «غَنیّ»
13- رحمت و دوستی خداوند نسبت به بندگان
14- نقش ارتباط با اهلبیت (علیهمالسلام) در ارتباط با خداوند
15- معنای خواندن زیارتنامه در حرم معصومین (علیهمالسلام) و امامزادگان
16- نقش امام در رساندن امّت به مقصد
17- دستورالعمل علامه حسنزاده (رحمهالله) به قرائت مسبّحات قبل از خواب
18- عدم اعتناء به برخی از حالات معنوی در زمان ذکر
19- باز شدن چشم برزخی یکی از اولیای الهی در حرم حضرت معصومه (سلاماللهعلیها)
20- ساختهشدن بهشت و جهنم توسط خود انسان
21- معنای اتصاف انسان به ضعف در قرآن
22- نوع ولایت معصومین (علیهمالسلام)
23- منظور از «مَعانی» در دعای ماه رجب
24- لزوم توجه به نعمت درک اسماء الهی
25- تسبیح، سبب ارتباط با حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) و صاحب مقام تسبیح
26- نقش تسبیح در انقطاع انسان از غیر خداوند
27- چند نمونه از تسبیحات در ادعیه
27.1- تسبیحات در دعای جایگزین روزه در ماه رجب
27.2- تسبیحات در دعای تقویت حافظه
27.3- تسبیحات در دعای عشرات
28- هستی، تجلی عشقآباد
29- تسبیح در دنیا، سبب غرس درختان بهشتی

موضوع: شرح اسماء الهی بر اساس دعای جوشن کبیر/اسم «سُبحان» /ارتباط اسم «سبحان» با «ربّ» و ارتباط تحمید با این دو اسم - ارتباط اسم سبحان با غنی - آثار سلوکی تسبیح
1- گزیده جلسات گذشته
عرض شد که عالم و آدم بر اساس اسمای الهی است. آنقدر این را تکرار کنید، تا با آن انس بگیرید. یک قدم جلوتر بیاییم؛ اصلا [عالم و آدم،] اسم الهی است. هر موجودی از موجودات بر وفق اسمی از اسماء حرکت میکند.
2- جایگاه علم اَوفاق در کلام علامه حسنزاده (رحمهالله)
صحبت وفق شد. وقتی مباحث اَوفاقی و سیر اسمای الهی در جداول اوفاقی در محضر علامه حسنزاده (رحمهالله) داشتیم - که خودش، عالمی از عوالم است - علامه حسنزاده (رحمهالله)، نکتهی زیبایی فرمودند. ایشان در این زمینه فرمودند: «اَوفاق، یعنی وِفق عالم آفاق و عالم انفس بر اساس اسماء». این، حقیقت شرح اسمای الهی است.
3- جایگاه علم اسمای الهی
[اسمای الهی،] ضروریترین مباحث و بدیهیترین آن در علوم است. بدیهی، یعنی ما اصلا جدای از اسماء نیستیم. ما به این نتیجه رسیدهایم که عرفان هم اسیر اسمای الهی است. رَبِّ أنعمتَ فَزِد. موضوع عرفان جز اسماء الله چیز دیگری نیست. موضوع عرفان، حق و اسماء حق است. موضوع، یعنی آن چیزی که تمام مباحث عرفانی را جمع میکند. به قول مرحوم شیخ انصاری (رحمهالله) و آخوند خراسانی (رحمهالله) و علمای دیگر، ذاتی شیء از شیء جدا نیست.[1] همهی این موضوع جز اسماء، چیز دیگری نیست. اسماء را هم شرح و بسطش را از خارج وجودتان سراغ نگیرید؛ گرچه شما خارج وجودتان را هر نقطهای حساب کنید، خودش اسمی از اسماء است. آن اسم بیرون از ذات و نفس شما ست. شرح و بسط و وجود و شهود اسماء را از محور نفسانی خودتان شروع کنید. «مَن عرف نفسه فقد عرف ربّه».[2] اگر از خودتان شروع کردید، میبینید که اسمای بیرونی هم جز ربّ اسمی شما چیز دیگری نیست.
4- توجه انسان به احتیاج و نیاز خود به خداوند، گام اول شروع سَیر اسماء الهی
در اسم شریف «سُبحان» هستیم. وقتی که به اسم شریف «رَبّ» برسیم، [جایگاه و اهمیت اسم «سُبحان» هم] بیشتر مشخص میشود. حال که ما باید این سیر را شروع کنیم، از کجا شروع کنیم؟ مباحث امشب را با دقت و عنایت دنبال کنید. ما همین شروع را باید از اسماء شروع کنیم. از کدام اسم باید شروع کرد؟ از اسمی که ما را از نیازمندی، نیازمند میکند. اگر سر عنوان و روی جهت عنوان نیازمندی، هر موجودی از موجودات را که علامتگذاری کنید، همهشان میگویند ما محتاجیم. حتی همان کافر هم که موحد نیست، در نیازمندی خودش شک و شبههای ندارد. عرفان نمیگوید که ما تنها محتاجیم.
5- خطر توجه به محتاج دیگر برای رفع احتیاج
عدهای گمان نکنند که امکان فقری و امکان وجودی و عین ربط بودن به جهتی، ما را به خدا میرساند؛ بلکه یک خطر عظیم اینجا است. انسانی که دارای اراده است، اگر بگوید من محتاجم، ولی نقطهی نیازمندیاش را اشتباه برود، [به مقصد اصلی نمیرسد]. برهان و عرفان و قرآن میگوید که ما محتاجیم؛ ولی محتاج به کسی که خودش محتاج است، نیستیم. نیازمند اگر به نیازمند مراجعه کرد، نیازش برطرف نمیشود؛ مگر فصلی. باید بگوید: ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ﴾.[3] با سیر برهانی و عرفانی و قرآنی آیه پیش بروید. فقیر نه، بلکه فقراء. اگر جمعی هزاران کمالات داشته باشند، باز هم فقیر هستند. اگر فقیر به فقیر اضافه بشود، هیچگاه بی نیازی درست نمیکند؛ مگر اینکه الی الله باشد. محتاج، محتاج را کفایت نمیکند.
6- معنای «صَمَد»
سیر جدایی معرفت اسماء الله با غیر کسانی که در اسماء حرکت میکنند، تفاوت همین است. فرق موحد و کافر همین است. موحد، خود را محتاج به خدا میداند. او «صَمَد» است و از این صمد که خارج شوید، همه توخالی هستند. صَمَد، یعنی: «الَّذي لا جَوفَ لَهُ».[4] «جَوف» ندارد، یعنی اینکه نقطهی خالی ندارد. ﴿كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ﴾.[5] فرعونیان، حضرت موسی (علیهالسلام) را دنبال کردند و دیدند که به دریا رسیده است. اینکه پشت سرش دشمن تهاجمی و جلوی رویش دریایی که به حسب ظاهر بنبست است، سخت است. همهی آنها فریادشان بلند است: ﴿إنَّا لَمُدْرَكُونَ﴾؛[6] به ما میرسند.
7- عدم امکان تصور خداوند و نهی از تفکر در ذات خداوند
خدا را با تصور و تصدیقی که مبدأ علم است، نمیتوانیم درک کنیم؛ چرا که تصور و تصدیق، فرع بر احاطهی ذهنی ما است. خدا مُحاط واقع نمیشود. ﴿إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطٌ﴾.[7] معرفتش، راه دیگری دارد. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «تَفَكَّرُوا في آلاءِ اللِّٰه وَ لا تَفَكَّروا في اللِّٰه»؛ در ذات خدا تفکر نکنید.[8] آنهایی که گفتند از ذات به ذات برسید، بدانید که لغزشگاه سختی است. علم و تصور، هرگز. ادراکِ با نسبت و بی نسبت هرگز. او نسبتی ندارد که نسبتسنجی کنیم.
8- راه معرفت خداوند، توجه به احتیاج خود (انسان)
اما اگر اولاً این حقیقت حضرت حق را از وجود خودتان دریافتید که محتاجیم و نیازمند. ثانیاً: محتاج نمیتواند محتاج را کفایت کند، [میتوانیم به معرفت خداوند برسیم]. محتاج باید یک کسی که بدون احتیاج و غیر محتاج است، او را کفایت کند. بینیاز کیست؟ قابل احصا بودن غیر از قابل شمارش بودن است. ﴿وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ﴾.[9] اگر این حقیقت قرآن به قدری که به برکت همین قرآن که در محضر آن هستیم، به قدر عقول ما پرده کنار برود، درمییابیم که ما عین این آیاتیم. محتاج، نمیتواند محتاج را کفایت کند. غنی میتواند محتاج را کفایت کند؛ آن هم غنی مطلق.
9- انحصار علم و بینیازی در خداوند
اینکه بگوییم باقی، عالِم و او اعلم است، درست نیست که برای اعلمیت و خُبرَویت، حوزه و دانشگاه اختلاف کنند. اینها نظام تزاحمات محتاج به محتاج است. در کل هستی یک بینیاز بیشتر پیدا نمیکنید.
10- مبنای علامه حسنزاده (رحمهالله) در مورد برهان صدّیقین
به عنایت اِشرافی و اِشراقیِ نفس وَلَوی حضرت استادم حضرت علامه حسنزاده (قدس الله نفسه الزکیة) ما به این نتیجه رسیدیم که ایشان، برهان صدیقین[10] را، هم در وجود میدانند و هم در وحدت وجود. نه مبنای حکمت مشّاء و حتی نه مبنای حکمت متألّهه. ایشان فوق حکمت متعالیه حرف زدند. حکمت متعالیه، قدم متوسط و میانی مبانی معرفتی ایشان است.
11- مقدمات درک حس احتیاج به خداوند
11.1- مقدمه اول: ترکیب اسم «سُبحان» با «رَبّ»
محتاج، محتاج است؛ ولی نه محتاج به محتاج؛ بلکه محتاج به یک موجود بیاحتیاج و بینیاز و صمد؛ آن هم غنیّ مطلق. سراغ دیگران نرویم. قرآن را دریابیم. غنی مطلق میشود: ﴿غَنِيٌّ حَمِيدٌ﴾.[11] در رکوع میگوییم: «سُبحانَ رَبِّیَ العَظیمِ وَ بِحَمدِهِ». سبحان را به ربّ خودتان اضافه میکنید. خدایا من محتاجم. به این نتیجه هم رسیدهام که یک ربّی در وجود من هست و ارتباط من را با تو نشر میدهد. خانمهای محترم، شما مظهر اسم شریف «رَبّ» هستید. «ربّی»، یعنی ربّ من است. آن هم ربّی که کوچک نیست و عظیم است.
11.2- مقدمهی دوم: درک عظمت خداوند از طریق ارتباط با معصومین (علیهمالسلام)
﴿وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ﴾.[12] هرچه ما محمّدیصفت و علویمسلک و فاطمیمشرب و انشاءالله و هزاران انشاءالله اگر حسینیمشرب و حسینیمسلک بشویم، حاجتمان بیشتر میشود؛ ولی نه به محتاج؛ بلکه به حضرت حق.
11.3- مقدمهی سوم: توجه به تحمید خداوند
وقتی به این جهت رسیدید، سمع و تسبیح میآید. عظیم و عظمت و عَظَموت و رَحَموت و ملکوت و جبروت میآید. یکی بعد از دیگری، عوالم ظهور میکنند؛ ولی همه، اسیر قید «وَ بِحَمدِهِ» هستند. این نکتهی معرفتی جدید در معنی تحمید است. «تَحمید»، یعنی انسان نیاز خودش را شناخت و بینیاز را هم شناخت؛ ولی به وضعی که خودش رسیده است. بعد از رسیدن، خدا خدایش بلند است. چرا میگوییم: ﴿فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا﴾.[13] محتاج، نمیتواند محتاج به محتاج باشد. محتاج الی الله است. وقتی این احتیاج به خداوند آمد، «فَلِلّهِ الحمد»ش بلند میشود.
12- ارتباط اسم «سُبحان» با «غَنیّ»
گفتیم سبحان، بیمتعلق نمیشود. همیشه یک مضافٌ الیه لازم دارد. باید متعلقات را به یک بیتعلق اضافه بکند. آن بیتعلق، ﴿غَنِيٌّ حَمِيدٌ﴾[14] است. هر کجا متعلق کلمهی سبحان، موصول بود، در صلهی آن دقت کامل کنید. موصول، دنبال ارتباط و صله است. صلهی ارحام، یعنی نقطهی رحمتیای دارید؛ از این فاصله نگیرید.
13- رحمت و دوستی خداوند نسبت به بندگان
رحمت از جانب علت شروع شده است، نه از جانب معلول. مرتبهی نازلهی آن رحمت، مادر است. بچه اذیتش میکند، ولی میگوید: مادر جان. علت بر معلول اِشراف دارد و معلول هم علت را دوست دارد؛ ولی نه به اندازهی علت نسبت به معلول. ﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ﴾.[15]
14- نقش ارتباط با اهلبیت (علیهمالسلام) در ارتباط با خداوند
آیا ما میتوانیم در این صله قرار بگیریم. اگر ما در محضر معرفتی آیات و سیر نفسی آیات قرار بگیریم، راه برای ما باز است. خداوند، زمان و مکان را برای همین برای ما آفریده است. به مکانهایی، مانند مکه و مدینه و حرم ائمه (علیهمالسلام) و امام رضا (علیهالسلام) و حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) بروید. در اینجا نفی تعلقات است.
15- معنای خواندن زیارتنامه در حرم معصومین (علیهمالسلام) و امامزادگان
زیارتنامه میخوانید که معنایش حالات آن امامی است که حالاتش را میگویید و وصف نفی تعلقاتش را دارید؛ یعنی تو هم اینگونه باش؛ مانند اینکه پدری و مادری به بچه میگوید جد تو اینگونه بود؛ یعنی تو هم اینگونه باش. گاهی اِخبار، انشاء است. اینها خبر نیست؛ بلکه انشاء است. ﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ﴾،[16] یک انشاء است. خبر معراج رسول مکرم اسلام (صلیاللهعلیهوآله) است؛ ولی ما باید در این معراج آن حضرت، صاحبخبری کنیم.
«ای بی خبر بکوش که صاحبخبر شویهان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی».[17]
16- نقش امام در رساندن امّت به مقصد
اسمای الهی، پدران و مادران ما هستند و تمام سیر نفوس، شارحان این اسماء هستند. ﴿يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ﴾.[18] همهی مردم به امام خود خوانده میشوند. امام، یعنی اُمّ دارد و امت را به آن مقصد میبرد. همهی ما در مقام تسبیح، مرتّب در حال شنیدن نغمههای موجودات هستیم. ﴿يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ﴾.[19] ﴿سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾.[20]
17- دستورالعمل علامه حسنزاده (رحمهالله) به قرائت مسبّحات قبل از خواب
در روایات آمده است: «مَنْ قَرَأَ الْمُسَبِّحَاتِ كُلَّهَا قَبْلَ أَنْ يَنَامَ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يُدْرِكَ الْقَائِمَ وَ إِنْ مَاتَ كَانَ فِي جِوَارِ مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ ص»؛[21] هر کس مُسَبّحات سِتّة[22] را بخواند، نمیمیرد، مگر اینکه امام زمان (علیهالسلام) را میبیند. علامه حسنزاده (قدس الله نفسه الزکیة) به بنده فرمودند: «یک اربعین این مسبحات را بخوانید». تمام شد و گزارش دادم. فرمودند: «دوباره ادامه دهید». بار بعدی گفتند: «یک بار دیگر هم ادامه دهید». ﴿وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ﴾.[23] این یک مرتبه، یک مرتبه ادامه یافت. استاد با چنین دستورالعملهایی، نفوس را میپروراند و میداند باید چه کند. اگر به بچه بگویید باید چند سال این کار را کنی، نمیتواند. باید آرامآرام باشد. شرح اسماء، کپسولی نیست که قورت بدهد و صاحب تسبیح شود. نظام وجود، نظام تدریج است.
18- عدم اعتناء به برخی از حالات معنوی در زمان ذکر
با نغمهی تسبیح موجودات انس بگیرید؛ چه میشنوید و چه نمیشنوید. برخی عزیزان گزارش حالشان را کردند و گفتند که فلان صداها بود. اصلا اعتنا نکنید. به جایی میرسید که غُلغُله و قُلقُلهی تسبیحات موجودات را میشنوید که دوباره میگویید: «ذکری بگویید که از این حال خارج شوم»!
19- باز شدن چشم برزخی یکی از اولیای الهی در حرم حضرت معصومه (سلاماللهعلیها)
این قضیه که میخواهم نقل کنم، از من نپرسید چه کسی بود. اطمینان کنید. بزرگی به این زیارت بیبی حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) مشرف میشد. عزیزی که به طور طبیعی به حرم حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) میرود و در برگشت، عبا به سر میکشد؛ با اینکه هوا گرم است! چرا شیخ این چنین میکند؟ یکی از شاگران سؤال کرد که چه خبر است؟ فرمود: «به برکت این بیبی در حریم اشراقی ولایی و تسبیحی ایشان که قرار میگیرد، به برکت اِشراف نفس ایشان، چشم من باز میشود. باید با این خلق الله مراوده داشته باشم؛ به زمین نگاه میکنم که نبینم چه خبر است».
20- ساختهشدن بهشت و جهنم توسط خود انسان
باید برای خود برنامه داشت. هر هنری دارید، در استغفار و ذکر باید داشت. از شما وجود حامد و مُسَبِّح و مُکَبِّر میسازد. آثار این تسبیح شما بهشتسازی میکند. خدا، جهنم و بهشت نمیسازد. نگویید که فلانی منکر بهشت و جهنم شد. هم بهشت و جهنم ساخته میشود؛ تضادی نیست. از شرایط تناقض، وحدت است. آن کسی که نمیسازد، خود خدا است؛ بلکه به وسیلهی انسان که شما هستید، میسازد.
21- معنای اتصاف انسان به ضعف در قرآن
شما اَبَرقدرت هستید. ﴿خُلِقَ الإِنسانُ ضَعِيفاً﴾،[24] ذمّ نیست؛ بلکه یعنی اقوی. این ضعیف، یعنی آن چنان ارتباطش را با غنیای با ضعفش برقرار میکند که خدایا از من داناتر و تواناتر کیست؛ چرا که من، تو را دارم. این را مدیریت کنید.
22- نوع ولایت معصومین (علیهمالسلام)
دعای امام زمان (علیهالسلام) که با عبارت «اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَانِي جَمِيعِ مَا يَدْعُوكَ بِهِ وُلاَةُ أَمْرِكَ ...»،[25] شروع میشود را در ماه رجب حدّاقل چند بار با تأمل بخوانید. «وَلاةُ أَمرِکَ»؛ والیان امر تو. این امر، امرِ «کُن» است که به هرچه تعلق گیرد، تخلف ندارد.
23- منظور از «مَعانی» در دعای ماه رجب
این معانی، همان اسماء است. معانی، ارتباط بین الفاظ و معانی است. الفاظ و کلمات، نمونههایی از ارتباط هستند. این ارتباطات را مدیریت کنید. ارتباطات بین نسبت شما و اسمای الهی آمد. اسماء از لفظ و معنا به یک مرحلهی دیگری میرسند که شخصیت است. همان شخصیتی میشود که «سُبحانَ رَبِّیَ العَظیمِ وَ بِحَمدِهِ».
24- لزوم توجه به نعمت درک اسماء الهی
رب شما ربوبیت میکند و شما در مرحلهای قرار میگیرید که عظمتی مییابید، تا اسم او را ببرید. چقدر انسان هستند که نمیدانند «الله» و «سُبحانی» است. شما با این اسماء انس گرفتید و انشاءالله این ارتباط لفظی و معنوی شما به جایی برسد که خودتان اسم الهی شوید.
25- تسبیح، سبب ارتباط با حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) و صاحب مقام تسبیح
جز حضرت زهرا (سلاماللهعلیها)، کس دیگری تسبیح ندارد؛ مانند اینکه کسی جز امام حسین (علیهالسلام)، روز عاشورا ندارد. «لا یَومَ کَیَومِکَ یا أَبا عَبدِاللهِ».[26] اینجا هم میگوییم: «لا لَیلَةَ کَلَیلَتِکَ یا فاطِمَةُ». این اولین باری است که میگویم و تشریح میکنم. این، معنای ﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾[27] است. این معنی تسبیح است. مقام انقطاعی حضرت زهرا (سلاماللهعلیها)، خاص به خودشان است.
26- نقش تسبیح در انقطاع انسان از غیر خداوند
تا قیام قیامت نیز هر کس قرار باشد از منقطعات، منقطع بشود و به غنی مطلق متصل شود، [باید به مدد اهلبیت (علیهمالسلام)، خصوصا حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) باشد]؛ چرا که او، اوست و ما جدای از او نیستیم و او هم نیستیم.
27- چند نمونه از تسبیحات در ادعیه
27.1- تسبیحات در دعای جایگزین روزه در ماه رجب
﴿كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ﴾.[28] در سینِ «سَیَهدین»، عنایت کنید. هر کس بخواهد از خطورات و تعلقات جدا شود، باید با این تسبیحات جدا شود. تسبیحات ماه رجب را دریابید. این تسبیحات، اینگونه شروع میشود: «سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِيلِ ...».[29]
27.2- تسبیحات در دعای تقویت حافظه
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند: «إذا أردت أن تحفظ كل ما تسمع وتقرأ فادع بهذا الدعاء في دبر كل صلاة، وهو (سبحان من لا يعتدي على أهل مملكته، سبحان من لا يأخذ أهل الأرض بألوان العذاب، سبحان الرؤف الرحيم، اللهم اجعل لي في قلبي نورا وبصرا وفهما وعلما إنك على كل شئ قدير)»؛[30] یا علی اگر میخواهی که هرچه میشنوی و میخوانی، حفظ شوی، این تسبیحات را بگو. قدر اذکار و تسبیح را بدانید. تا میتوانید، ذکر «سبحان الله» را داشته باشید.
27.3- تسبیحات در دعای عشرات
در دعای شریف عشرات، حدوداً صد مرتبه، تسبیح و تحمید دارد؛ بیش از 60 بار، تسبیح و بیش از 40 بار، تحمید. جمع این تحمید و تسبیح، تقدیس و تنزیه است و جمع این دو (تسبیح و تحمید و تقدیس و تنزیه)، توحید است.
«نشانی دادهاندت از خرابات که التوحید اسقاط الاضافات».[31]
28- هستی، تجلی عشقآباد
تا از نفسمان خراب نشویم، آباد نمیشویم. الهی فلک الحمد که ما نام هستی را عشقآباد گذاشتهایم. استادم، هستی را عشقآباد نامیدند و ما هم در الهینامه اضافه کردیم: «هستی، عشقآبادی است که به اسم، آباد است و به تسبیح، آبادِ آباد است». «فَلَکَ الحَمدُ فَسُبّوحٌ وَ قُدّوسٌ»؛ «سُبحانَ رَبِّیَ العَظیمِ وَ بِحَمدِهِ».
29- تسبیح در دنیا، سبب غرس درختان بهشتی
دعاهای ماه رجب را داشته باشید. شما در زمین، مزرعههای آسمانی را مدیریت میکنید؛ چرا که با هر تسبیح، درختی در بهشت غرس میکنند.[32]