1404/08/01
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح اسماء الهی بر اساس دعای جوشن کبیر_ شأن صدور دعای جوشن کبیر/اسم شریف سبحان_نحوهی ارتباط گیری با اسم شریف سبحان_ظهور حقیقت اسم شریف سبحان در سورهی اسراء /شرح اسماء الهی
محتويات
1- هندسهی عالم وجود، بر اساس اسماء الهی2- راهکار رسیدن به حقیقت و شرح اسماء الهی
3- گام هایی برای رسیدن به حقایق اسماء الهی
3.1- گام اول (شناخت الفاظ)
3.2- گام دوم (فهم معنا و مراد و مقصود متکلم)
4- اسماء الهی، زیر مجموعههای اسم شریف «سبحان»
5- اسم شریف سبحان، بال پروازی پیامبر و انسان برای سیر معراجی
6- پیشتاز بودن در رسیدن به اسماء الهی
7- حقیقت «کلمه» و «تسبیح»
8- حقیقت «ناس» و تحرک آن در گلشن هستی
9- فقر و نیازمندی موجودات به خدای متعال
10- راه رسیدن به حقیقت معنای اسم شریف «سبحان»
11- شرح حقیقت اسم شریف «سبحان» در آیهی اول سورهی اسراء
12- نحوهی ارتباط گیری با اسم شریف «سبحان»
13- ارتباط بین واژهی «أسراء» و «إسراء» و ربط این دو با ذکر شریف «سبحان»
14- عامل رسیدن به رازداری نظام ملکوت
15- حِصن حَصین و مرز اسماء الهی
16- شأن صدور دعای جوشن کبیر
17- شرح اسماء الهی بر اساس دعای جوشن کبیر
18- دستور العمل معنوی ذکر شریف «سبحان»
19- خاص بودن اسم شریف «سبحان» نسبت به هر اسم یا آیهای

موضوع: شرح اسماء الهی/اسم شریف سبحان_نحوهی ارتباط گیری با اسم شریف سبحان_ظهور حقیقت اسم شریف سبحان در سورهی اسراء /شرح اسماء الهی بر اساس دعای جوشن کبیر_ شأن صدور دعای جوشن کبیر
1- هندسهی عالم وجود، بر اساس اسماء الهی
باز طبق معمول اشارهای بکنیم به مباحث گذشته و وارد نکته و نکات و مباحث امشب شویم: هندسه عالم و نظام وجود بر اساس اسماء الهی است. هیچ نقطهای از هستی خارج از اسمی از اسماء خدا نیست. انسانی، انسان است که چنانچه نظام تکوین بر اساس اسماء الهی است، اراده خودش را نیز بر اساس اسماء الهی تنظیم کند. و همین معنای ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا﴾[1] است. کثرت ذکر یعنی توجه داشته باشید که وجود و هستی شما همانند عالم بر اساس اسماء است. روش و روشهای زندگیتان را بر اساس اسماء تنظیم کنید. داریم به طرف زمستان میرویم، انشاءالله برف و باران زیاد باشد. این ضربالمثل معروف است: «هر که بامش بیشتر، برفش بیشتر.» سعی کنید بام ملکوت و اسمایتان وسیع شوید تا در وسعت فکری، نظری و انشاءالله بصری و بصیرتی قرار بگیرید. این هندسه شرح اسماء است.
2- راهکار رسیدن به حقیقت و شرح اسماء الهی
این جلساتی که داریم برای این است که ما اسماء را بشناسیم، معانی الفاظ اسماء را بفهمیم، و انشاءالله این فهم ما نتیجهاش این بشود که به اسماء برسیم. آن موقع وقتی رسیدیم، ما در شرح اسم قرار داریم. اشتباه نشود که شرح اسم این است که فقط با الفاظ توضیح بدهیم. بله، الفاظ را باید توضیح داد. ما تا معنی «حسن»، «حسین»، «علی» و اسماء دیگر را نفهمیم، نمیتوانیم منتقل شویم به معانی و به اشخاص و افراد. این طبیعی است. اما در لفظ ماندن صحیح نیست. بیلفظ ماندن هم نمیشود. هم لفظ را لازم داریم، اما به عنوان پیشنیاز. شما وقتی میخواهید به منزلی یا ملاقات دوستی برسید، چه کند، چه تند، چه متوسط، یا با هر وسیلهای، عاقبت، وسیله را کنار میگذارید. آنچه مطلوب است، ملاقات دوست و رسیدن به منزل است.
3- گام هایی برای رسیدن به حقایق اسماء الهی
3.1- گام اول (شناخت الفاظ)
ما در سیر اسماء، الفاظ وسیله ماست. دنیا، مجاز است و آخرت حقیقت است و به تعبیر اهل عرفان: «المجاز قنطرة الحقیقة»؛[2] یعنی پل رسیدن به حقایق. کدام عاقل روی پل توقف میکند؟ پل جای توقف نیست، جای گذر است. حضرت در جای دیگر می فرمایند: «الدُّنْيَا دَارُ مَمَرٍّ لاَ دَارُ مَقَرٍّ»؛[3] دنیا دار ممرّ است، نه دار مقرّ. اگر کمی وسیعتر نگاه کنیم، همین عالمی که الان در آن هستیم همگی میشود الفاظ و وسایلی که باید از آنها عبور کنیم تا به حقایق برسیم. جانم به قربان امام علی (علیهالسلام) که ایشان فرمودند: «أنّ كتاب الله على أربعة أشياء، على العبارة والاشارة واللطائف والحقايق»؛[4] قرآن دارای چهار مرحله است. من عرض میکنم اسماء هم همین چهار مرحله را دارند: لفظ است، عبارت است، معناست، و بعد، حقایق و لطایف است. خدا درجاتشان را عالی کند. بحمدالله رب العالمین در محضر حضرت علامه حسنزاده، جانم به قربانتان، صحبت این حقایق و وجودات و این حدیث شد. ایشان فرمودند: آقا جان، در مقدمه (الان تکیه به ذهن دارم، یا چهارم یا پنجم) فرمودند: «صافی شریف مرحوم فیض را از این تفسیر صافی غفلت نکنید».[5] چون فرمودند آن مقدمه را ببینید. همین حرفی که الان محضرتان است: ما الفاظ را لازم داریم، اما به عنوان وسیله. پس هندسه نظام وجود بر اساس اسماء است. ما با اراده باید برویم به سراغ اسماء. اولین گاممان هم چیست؟ شناخت الفاظ. الفاظ را بشناسیم تا بتوانیم به معنا و مفهوم برسیم. وقتی میگوییم، چون در اسم شریف «سبحان» بودیم، اسم شریف سبحان را مثال بزنیم. وقتی که اسم شریف «سبحان» و «سبّوح» و «قدوس» و «تسبیح» و «یسبّح» میآید،گفتیم معنایش شناگری، جستجوگری در آب و در فضاست.[6] گویا تمام این حالتها، حالتهایی است که ما باید با تلاش و کوشش چیزی به دست بیاوریم. آسان هم آن را نمی دهند. دنبال این نباشید که علوم و معرفت و عرفان مثل یک کپسول باشد. بارها حضرت علامه میفرمودند: «مثل یک کپسول باشد که بگوییم آقا یا خانم، قورتش بده، عارف شدی، شرح اسماء پیدا کردی، رسیدی! نه، زحمت دارد». ﴿لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى﴾؛[7] ﴿يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ﴾؛[8] در این عبارت «کدحا» توجه بفرمایید: زحمت، زحمت. باید این الفاظ را بفهمیم.
3.2- گام دوم (فهم معنا و مراد و مقصود متکلم)
وقتی که لفظ را فهمیدیم، باید برسیم. در این مرحله باید گام به گام سیر اسماء را داشته باشیم. وقتی لفظ را فهمیدیم و معنا را فهمیدیم، باید بدانیم آن مولایی که، آن امامی که، آن پیغمبری که، و آن آیاتی که بر ما و بر حضرت نازل شده و اکنون در دسترس ماست، چه اراده کرده است؟ ما اگر به هزاران لفظ و معنا برسیم، اما معنای (مقصود متکلم و گوینده) حقیقی را نفهمیم، این ارتباط و گفتمان کامل نمیشود. همین مثال خودمان را بزنیم: من اگر هزار حرف بزنم و الفاظ داشته باشم، اما شما معنا و مقصود و مراد متکلم را نفهمید، این ارتباط ناقص خواهد بود. این همان نظام اسماء است.
4- اسماء الهی، زیر مجموعههای اسم شریف «سبحان»
گفتیم: اسم شریف سبحان، اسم فراگیر همه اسماء الهی است. دقیق دارم عرض میکنم. به این کتاب و آن کتاب حواله نمیدهم؛ من را به هیچ کتاب دگر حواله مکن/ که من درون خویش را کتاب میدانم. اسم شریف سبحان همهجا حاضر است. به تعبیر حقیر، یک وسعت همگانی دارد که میتواند بال پرواز همه آنانی باشد که میخواهند پرواز کنند. و به خودتان افتخار کنید: هم بال پروازی حضرت محمد بن عبدالله صلواتالله و سلامه علیه است، هم بال پروازی من و شماست، و هم بال پروازی تمام کسانی است که تا قیام قیامت میخواهند سیر معراجی داشته باشند.
5- اسم شریف سبحان، بال پروازی پیامبر و انسان برای سیر معراجی
مگر میشود پیغمبری معراج داشته باشد، اما امت او معراج نداشته باشند؟ این لغو است. البته نه به این معنا که من و شما پیغمبر میشویم؛ بلکه ما تابع پیغمبریم. نکته مهم این است: اگر برای حضرت رسول مکرم، به اشراف جبرائیل و عنایات الهی، معراجهای متعددی واقع شد، آن معراجی که در قرآن آمده، معراج اتم است، نه یک معراج خاص مصداق و فرد واحدی که بگوییم رسولالله یک بار به معراج رفتند و تمام شد. معراجها متعدد بود. آنچه در قرآن آمده، نمونهای است؛ «مشک نمونه خروار است». مثل کشاورزی که در فصل گردو، گردو جمع میکند: گردوها را با زحمت جمع میکنند، گاهی هم تلفات میدهند. هر کسی هم نمیتواند بالای درخت گردو برود، مثل نخلهاست. گفتند: «خرما بر نخیل است». یکی گردو را دید، بعد هندوانه را دید، گفت: درخت گردو به این بزرگی، پس درخت خربزه و هندوانه چه خواهد بود! الله اکبر! جایگاهش کجاست؟ در سیر اسماء، ما نیاز به اطاعت داریم. این تمرین است. آقا رسولالله اهل معراج است و معراجهای متعدد دارد. یک معراج او در قرآن آمده است؛ ﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ﴾.[9] به تعبیر من طلبه، الحمدلله رب العالمین، این معراج محیط بر بقیه معراجهاست. اما معراج برای من و شما هم شبانهروز در دسترس است. به وجود، پنج مرتبه باید به معراج برویم، و به استحباب هرچه بیشتر. دیدید چه خبر است؟ پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «الصلاة معراج المؤمن».[10] آن عروج دارد، من و شما هم باید داشته باشیم. ﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ﴾.[11]
6- پیشتاز بودن در رسیدن به اسماء الهی
نکته مهم این است: همانطور که من و شما دنبال رسیدن به اسماء الهی هستیم، قبل از ما رسولالله مسابقه را آغاز کرد﴿. سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ﴾[12] و ﴿وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ﴾.[13] او رفت، راه را باز کرد، و به همه گفت: «تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم».
7- حقیقت «کلمه» و «تسبیح»
میدانید که معنای کلمه چیست. جراح را جراح میگویند چون میشکافد.[14] کلمه را هم کلمه میگویند چون میشکافد: صوت را، ذهن را. پس کلمه یعنی شکافتن و آشکار کردن.[15] اگر اینگونه نگاه کنیم، میتوانیم بگوییم: اسماء الهی در حال سخن گفتناند. متأسفانه ما حرف خودمان را چون ابزار شنوایی داریم میشنویم، اما سخن اسماء را نمیشنویم. در این جهت برنامه ریزی داشته باشید. قرآن فرمود: ﴿وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ﴾. [16] همه موجودات تسبیح میگویند، اما شما تسبیحشان را نمیشنوید. جلسه گذشته رسیدیم به این نکته: تسبیح موجودات یعنی چه؟ ﴿يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ﴾.[17] تسبیح؛ یعنی هر نقطهای از هستی، بهویژه موجوداتی که صاحب فکر و عقل و کمالاند، انگشت بگذارید، همه در حال تسبیح و خداگو هستند.[18] اگر از تکتک ما بپرسند: شما چه هستید؟ کجا هستید؟ تمام وجودمان میگوید: ما خداگو هستیم. نه اینکه بگوییم ما موجودی هستیم که به خدا مرتبط شدیم؛ این غلط است. اصلاً هر موجودی را حساب کنید، تمام وجودش خدا خدا میگوید.
8- حقیقت «ناس» و تحرک آن در گلشن هستی
قرآن فرمود: ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ﴾.[19] چرا به انسانها «ناس» میگویند؟ چون همیشه در حال حرکتاند.[20] یعنی همان ﴿يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ﴾.[21] ناس یعنی موجودی که همیشه در حرکت است. یک طلبهای در شرح اسماء و در واژه خودمانی گفت: خطاب «یا أیها الناس» یعنی ای موجودی که همیشه در حال حرکت است.به لحاظ مسائل معرفتی و سیر و سلوکی، هیچ موجودی ساکن نداریم. به تعبیر حضرت استادم، قدسالله نفسه الزکیه، حضرت علامه، ایشان فرمودند: گشتی در حرکت بزنید؛ گلشن هستی همهاش متحرک است. این متحرک را ببینید. الان من و شما اول جلسه که اینجا آمدیم با الان که میخواهیم خارج بشویم، نه گوینده و نه شنونده هیچکدام همان نفر اولی نیستیم. چقدر سلولها جابهجا شدهاند! الله اکبر. چقدر اینها کارهایشان را تحویل و تحول کردهاند و ما گمان کردیم آرام نشستهاند. این همان معنی حرکت موجودات است.
9- فقر و نیازمندی موجودات به خدای متعال
به همین معنا، تصویر فقر موجودات را ببینید. فقر موجودات یعنی همان تسبیح موجودات. اینکه هر چیزی، «کل شیء»، تسبیح خدا میکند. گاهی وقتها میگوید «ما فی السماوات»؛ این «ما»؛یعنی جسم باشد، عقل باشد، نفس باشد، روح باشد، فرشته باشد، انسان باشد، زنده باشد، غیر زنده باشد، حیات داشته باشد یا نداشته باشد، همه «ما فی السماوات و الارض» هستند. تازه چقدر زمین است که ما خبر نداریم، چقدر آسمانهاست که ما خبر نداریم. ما الان همین آسمان را با این ستارههایی که در دعای شریف عشرات میخوانیم: «وَ لَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ كُلِّ نَجْمٍ وَ مَلَكٍ فِي السَّمَاءِ»[22] میبینیم. چقدر افلاک است! تازه بخشی از آن را منجمان و اهل دانش استخراج کردهاند و تمام تقویم حال عالم را از آن بیرون آوردهاند. «یسبح لله ما فی السماوات و ما فی الارض». گاهی وقتها میگوید: ﴿يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾.[23] وقتی «من» میشود، دیگر تشخص پیدا میکند؛ نه هر تشخصی، بلکه تشخص عقلانی، تشخص تعقل.
10- راه رسیدن به حقیقت معنای اسم شریف «سبحان»
بحمدالله خاطر مبارکتان هست. دیدم اعزه مطلب را خوب گرفته بودند، خوب تقلید کرده بودند و خوب ذکر را گرفته بودند. عرض کردم: ما اگر تعلقات را کنار بگذاریم، به تعقل میرسیم. تعلقات را کنار بگذارید، بیایید به تعقل برسید. عقلانی بشوید. عقلانی شدن شما را به وحدت میرساند. کثرات را کنار میگذارید. وقتی کثرات را کنار گذاشتید، تازه رسیدید به مفهوم و معنای «سبحان». مثل شناگری که در آب میرود یا در هوا میرود، پیمانهها را کنار میگذارد تا بتواند سمت و سوی خود را پیدا کند. دیدید تسبیح کجاست؟ خودمانی بشویم با آیات. نکته مهم این است که ما همیشه و همه موجودات در تسبیحیم. سعی کنیم این تسبیحمان را به عقل، به فکر، به نظر و انشاءالله به بصرمان بیاوریم. یعنی با همین چشم، با همین گوش، با همین اعضا و جوارح بشنویم و ببینیم. و نکته مهمی که من اصرار دارم این است: اینها نه چشمبندی است، نه مَجاز است، نه تخیل است، نه توهم. تعقل یعنی وحدت پیدا کنید، از کثرات بیرون بیایید. هرچه از کثرت بیرون بیایید، جمال جمیل شما آشکارتر میشود. این همان معنی تسبیح است. و همه موجودات این سخن را دارند. قرآن میفرماید: اگر از آسمانها و زمین که «ما فی السماوات و ما فی الارض» تسبیح میگویند بپرسید: کی شما را آفریده است؟ ﴿وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ﴾.[24]
11- شرح حقیقت اسم شریف «سبحان» در آیهی اول سورهی اسراء
در آیهی اول سورهی مبارکهی اسراء بودیم. گفتند هنگام قرآن خواندن استعاذه داشته باشید؛ یعنی از همان اول، چون هر چیزی که ما را آرامآرام یا ناگهانی از خدا دور کند، اسمش شیطان است. پس میگوییم: «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» «بسم الله الرّحمن الرّحیم». برای کارهایتان بسم الله الرحمن الرحیم بگویید. کثرات را کنار بگذارید، بیایید به سراغ وحدت. قبلاً عرض کردیم: این «باء» بسمالله معنایش این است که قبل از شما یک حقیقتی است که شما عین آن حقیقتید؛ نه اینکه بگوییم خدا هست و ما هستیم و یک کسی ما را مرتبط میکند، نه، هر موجودی محو حضرت حق است. ﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ﴾؛[25] «سبحان الذی اسری» یکی از جاهایی است که اسم شریف سبحان آمده و عجیب هم آمده،همینجای قرآن است.
12- نحوهی ارتباط گیری با اسم شریف «سبحان»
«سبحان» با «الذی» آمده و بیان شده است. در ادبیات عرب، «الذی» را چه میگوییم؟ علما و ادبا تشریف دارند. به آن میگویند «موصول». اصلاً کلمه یعنی چیزی که قبلش هست و شما باید صله و ارتباطی با او داشته باشید. وقتی ارتباط پیدا کردید، شما میشوید موصول. میگوید: اگر این ارتباط را میخواهی، اول بگیری. اولین صله، صلهی ارحام است. «ارحام» جمع «رحم» است. میگوید: تو مادر داری. نظام دنیا رحم آدم، و رحم مادر، رحم بنیآدم است. و همه اینها در یک وعاء ملکوتی قرار دارند که این سیر اسماء الهی را باید دریابیم و بگوییم: سبحانالله، سبحانالله، سبحانالله. و این «سبحانالله» یعنی خدا، خدای همه موجودات بلندمرتبه است. تو عقب نیفتی. لفظ را بگو، تکرار کن. الحمدلله، عزیزان پیام میدادند که از وقتی این ذکر را میگوییم، اصلاً حالات دیگری پیدا کردهایم. آفرین، آفرین. آیا تا به حال دقت کردهاید که اگر ادعیه ما را با این دید نگاه کنید، چه میبینید؟ من با دقت دنبال کردم، حتی تمام صحیفههای ائمه را با دقت دنبال کردم. خدا درجاتشان را متعالی کند. حضرت استادم، قدسالله نفسه الزکیه، میفرمودند: هر وقت میخواهید درباره یک کلمه قرآن حرف بزنید، یک ختم قرآن از اول تا آخر با همان بیان کلمه داشته باشید. حالا اگر اینطور باشد، ما بیش از هفتاد، هشتاد هزار ختم قرآن لازم داریم. خیلی کار داریم. استفاده کنید. این «تسبیح الذی» یعنی موصول. یعنی شما صله پیدا کن، ارتباط پیدا کن. اولاً قدر پدر و مادرت را بدان: ﴿أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ﴾.[26] برو اول آنها را قرار بده. من و شما که اینجا نشستهایم، همه بدون پدر و مادر نیستیم. به لحاظ جسمانی، بیایید بالاتر؛ پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «أنا وعلي أبوا هذه الامة»؛ تمام من و شما یک «اب» و «ام» حقیقی داریم، و آن محمد صلواتالله وسلامه علیه و علی ابوا هذه الامة است. این صلهی رحم حقیقی است. ﴿وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ﴾.[27]
13- ارتباط بین واژهی «أسراء» و «إسراء» و ربط این دو با ذکر شریف «سبحان»
جلسه گذشته عرض کردیم: دیگر «أسرا»ی بدون «إسراء» و سیر دادن نمیشود و سیر دادن بدون «سیر» نمیشود. یعنی شما وقتی میتوانید اکرام و اطعام داشته باشید که هم طعام داشته باشید و هم کرم داشته باشید. شما اگر «سیر» نداشته باشید، نمیتوانید در «إسرا» قرار بگیرید. و تازه این «أسرا» و «إسرا» متعلقشان «بعبده لیلاً» است . نکتهی مهم همین است. این را تمرین کنید. این دیگر تکلیف شب و روز همه من و شماست. انشاءالله من هم با شما در این تکلیف شریک باشم. و آن این است که شب. گفت: «شب مردان خدا روزی جهانافروز است». تازه جهان را «جهان» میگویند چون همش در حال جهیدن و تکاپو و جستجو است. «سبحان» از نیاز برمیخیزد. نیاز ما را به بینیاز میرساند. رابطه این بینیازی و نیازمندی جز راست چیز دیگری نیست. جز راست چیز دیگری نیست.
14- عامل رسیدن به رازداری نظام ملکوت
رازدار باشید. آنهایی که گاهی وقتا خانمی یا آقایی به کسی چیزی میگه، هنوز از مجلس بیرون نرفته، نشر و پخش میکنه. نمیتونه رازداری بکنه. چه برسه به رازداری نظام ملکوت. نظام ملکوت الان میدونید، همینی که الان من و شما اینجا نشستهایم، فرشتهها نزول اجلال دارند. بر قلوب بعضی از ماها نازل میشوند، حرف میزنند و اون آقا میشنود، میبیند. اما هیچ حرف هم نمیزنه.
15- حِصن حَصین و مرز اسماء الهی
این تسبیح، دارای مراتب هم هست. روی این نکتهای که خدمتتون عرض می کنم دقت فرمائید و تمرین بکنید و فکر بکنید. تسبیح، حِصن حَصین همه اسماء الله است. حِصن حَصین؛ یعنی اینکه قدیمیها قلعه و خشت درست میکردن، «حِصن حَصین» درست میکردن و الان میگن «مرز».[28] تمام نظام وجود، از یه قطره تا این عالم و آدم، حِصن دارند. و من طلبه، الحمدلله رب العالمین، به برکت این قرآن میگویم: حِصن حَصین، اسماء الهیست. و حصن حصین این اسماء الهی، اسم شریف سبحان است. چون بحثمون بر اساس دعای جوشن کبیر است. شأن نزول جوشن را اینو بگید: «الْحَمْدُللَّهِ الَّذى جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلايَةِ مَوْلانا أميرِالْمُؤْمِنِينَ وَالْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومينَ عليهم السلام».[29]
16- شأن صدور دعای جوشن کبیر
هذا الدعاء رفيع الشأن، عظيم المنزلة، جليل القدر، مروي عن السجاد زين العابدين، عن أبيه، عن جده علي بن أبي طالب (عليهالسلام) عن النبي (صلىاللهعليهوآله) نزل به جبرئيل (عليهالسلام) على النبي (صلىاللهعليهوآله) وهو في بعض غزواته وقد اشتدت، وعليه جوشن ثقيل آلمه، فدعا الله تعالى، فهبط جبرئيل (عليهالسلام)، وقال: «يا محمد ربك يقرأ عليك السلام ويقول لك: اخلع هذا الجوشن واقرأ هذا الدعاء، فهو أمان لك ولامتك»؛[30] آقا امیرالمومنین میخواستن برن به جنگ یهود، به جنگ کفار، به جنگ مشرکین، به جنگ همونایی که خودتون همه اینها رو تاریخ رو میدونید. زرهی پوشیده بودند، بسیار سنگین. چون آدم باید حفاظ داشته باشد. بدون حفاظ که نمیشه به جنگ. یکی از افراد دشمن مثل عمر بن عبدود که چندین نفر رو میکشت. آقا رسول الله رسیدن به حضرت. جانم به قربان شما! چقدر این حال... دیدن حضرت عرق زده داره میخواد بره تو جنگ. تنشه، زره سنگینه. فنظر الیه. این برای تمام افراد اتفاق میافته. یه نگاهی به حضرت امیرالمومنین کردن. تمام این سیر حبی و سیر سبّوحی و قدوسی و معرفتی، همونی که شما اهل محبتید و میدانید، بین این دو بزرگوار رد و بدل شد. هیچ محبتی رد و بدل نمیشود الا اینکه ناظر اولیه – من طلبه عرض میکنم – بعد از خدا، فرشتههای مقرب الهی است. جبرائیل. این حالت بود. این حالت فنزل علی قلب بر همین دل رئوف آقا رسول الله. جبرائیل نازل شد. فقالت جبرائیل: خدا، خدا! خدایا شکر میکنیم که این معارف به ما رسیده است. فقال جبرائیل: قال الله تبارک و تعالی: به امیرالمومنین بگو این سیر قرائت دعای جوشن کبیر رو بگیرید. انشاالله ادامش برای جلسههای آینده.
17- شرح اسماء الهی بر اساس دعای جوشن کبیر
۱۰۰ بند دعای جوشن کبیر. و عجیب اینه: روایت رو ببینید. علما تشریف دارند. در روایت دعای جوشن کبیر هم «بسم الله» تکرار میشود. هر جمله آخرش چه هست؟ که خوندید. مجدداً بلندتر بگید، همه بشنوند. هر آیهای که خونده میشه، هر بندی که خونده میشه، باید تکرار بشه. یعنی شما برسید به «سبحانک» با خطاب. خطاب «یا لا اله الا انت». بعد برسید به استغاثه، «الغوث الغوث» یعنی به اضطرار. هی تعلقات کم بشه. بعد بگید: «خلصنا من النار». با تکیه بر ذهن دارم حرف میزنم. شاید فراز بعد از ۶۰ باشه، تا ۶۰ و خوردهای باشه. حالا ملاحظه بکنید. من تقاضا میکنم این دعا را نشر داشته باشید. چون شرح اسمامون بر اساس جوشن کبیری است که تو این قرآن داره موج میزنه. در بنده نمیدونم ۶۰ و خوردهایه. وقتی که «ای خلصنا من النار» رو بیان میکنه، میگه: خدایا ما به تو پناه میبریم و آتشی که بعد خطاب میکنه به آتش. کان مرصادا؛ آتش در کمین ماست. در قرآن دو مرتبه «مرصاد» به کار برده شده: ﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ﴾[31] و ﴿إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا﴾.[32] این در بله خطاب به این، اینکه آتش را از ما دور کن. میگه: آتش مرصاد است، یعنی در کمین ما است. این «نار» جز آتش وجود ما و شعله وجود ما چیز دیگری نیست.
18- دستور العمل معنوی ذکر شریف «سبحان»
«سبحان» رو زیاد تکرار بکنیم، زیاد تکرار بکنیم. من بارها عرض کردم، دو مرتبه هم تکرار میکنم: هر کسی به اسم شریف خود «سبحان» – ۱۲۱ مرتبه و به عدد اسم خودش تکرار بکنه. و قبل و بعدش هم ۱۰۰ تا صلوات بر محمد و آل محمد. این سیر رو بگیرید، ارتباطتونو بسنجید، ارتباطسنجی بکنید و این روابطتون رو مستحکم بکنید. روابط با اسماء الهی که اولین اسم «سبحان» است و «سبحان» دژ اسماء الهی است.
19- خاص بودن اسم شریف «سبحان» نسبت به هر اسم یا آیهای
یک مطلب مهم و یه عرض مهم و یک نظریه جدید دیگری داریم و آن این است که هر «سبحانی» نسبت به هر اسمی و آیهای خاص میشه. طلبتون جلسه آینده.