1400/03/19
بسم الله الرحمن الرحیم
گامها و منازل سیر و سلوک در خطبه متقین/ادامه خطبه متقین(قسمت چهاردهم) /اخلاق ولایی
محتويات
1- گامها و منازل سیر و سلوک در خطبه متقین_قسمت چهاردهم1.1- گام سی و یکم: رهایی از فریب دنیا
1.1.1- داستان شیخ انصاری رحمهالله و دام شیطان
1.1.2- برنامهریزی برای رهایی از دام شیطان
1.2- گام سی و دوم: تلاوت قرآن در سحر

موضوع: اخلاق ولایی/ادامه خطبه متقین(قسمت چهاردهم) /گامها و منازل سیر و سلوک در خطبه متقین
1- گامها و منازل سیر و سلوک در خطبه متقین_قسمت چهاردهم
«أَرَادَتْهُمُ الدُّنْيَا فَلَمْ يُرِيدُوهَا، وَأَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أَنْفُسَهُمْ مِنْهَا».[1]
1.1- گام سی و یکم: رهایی از فریب دنیا
روز چهارشنبه است. گرچه هر روز بحثمان متبرک به روایات است، ولی روزهای چهارشنبه بیشتر به مسائل اخلاقی پرداخته میشود. در خطبهی متقین یا هدایت سالکان و خصوصیت عارفان از نگاه امام عارفان و پرهیزکاران، حضرت امیرمؤمنان (علیهالسلام) بودیم. به این فراز رسیدیم: «أَرَادَتْهُمُ الدُّنْيَا فَلَمْ يُرِيدُوهَا، وَأَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أَنْفُسَهُمْ مِنْهَا». چقدر حضرت تعبیر زیبایی دارند. فرمودند: یکی دیگر از خصوصیات پرهیزکاران این است که دنیا آنها را فریب نمیدهد. اینها اسیر دنیا نمیشوند. در عین حالی که دنیا زرق و برق و فریب دارد، ولی اینها این قدر زرنگ هستند و اهل سیر و سلوک و دقت هستند که در عین حالی که اهل دنیا تلاش میکنند آنها را اسیر کنند، ولی آنها اسیر دنیا نمیشوند. دنیا آنها را اراده میکند و به سراغ آنها میآید، ولی آنها دنیا را اراده نمیکنند و سراغشان نمیروند. دنیا سعی میکند اینها را اسیر کند، ولی جان خود را نجات میدهند و اسیر ثروت و جاه و قدرت نمیشوند. دنیا هزاران دام دارد، ولی اینها فریب نمیخورند. دنیا ابزاری که دارد، شیطان و نفس اماره است؛ به وسیله این دو انسان را به اسارت میگیرد.
1.1.1- داستان شیخ انصاری رحمهالله و دام شیطان
حکایت مرحوم شیخ انصاری رحمهالله را شنیدهاید؛ «شیخ عبدالرحیم یا شخص دیگری از شاگردان شیخ انصاری رحمهالله در خواب دید که شیطان با 7 طناب محکم و قوی به سراغ شیخ آمده است، ولی ایشان 7 طناب، به خصوص طناب هفتم را پاره کرده است. تعجب کرد. فردای آن روز به محضر استاد آمد. خجالت کشید خوابش را بگوید. به اشارهی استاد خوابش را گفت. شیخ گریه کرد و سجده کرد. شیخ انصاری گفت: دیشب 7 بار اراده کردم از پولهای مردم برای کارهای شخصی استفاده کنم، بار هفتم گفتم خدایا ارادهای بده که استفاده نکنم. میگویند این آقا از شیطان پرسید طنابهای من کجا است؟ شاید شوخی باشد، ولی موعظه است. گفت تو به طناب نیاز نداری، خودت دنبال ما میآیی».
1.1.2- برنامهریزی برای رهایی از دام شیطان
موقعیت و ریاست و حتی و درس و کرامت، گاهی رهزن میشود. باید خیلی تلاش کنیم اسیر شیطان نشویم و در چنگ شیطان نیفتیم. آن چیزی که میتواند ما را نجات دهد، برنامهریزی است که شیطان ما را اسیر نکند. طوری باشد که ما بر شیطان تسلط پیدا کنیم، نه اینکه شیطان بر ما تسلط پیدا کند. خدای نخواسته اگر شیطان مسلط شد، پایانش خدای نخواسته جهنم است. این جزای سخت و عذاب الیم است. باید بکوشیم که جان و نفسمان را از سرای طبیعت بیرون ببریم. تنها راهش برنامهریزی است. به قول مرحوم نراقی: «هر سگی عوعو کند، نانش دهند، ساکت شود، سگ نفس را اگر خواهی ساکت شود، نانش نده».
«تو کز سرای طبیعت نمیروی بیرون کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد
جمال یار ندارد حجاب و پرده ولی غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد»[2]
باید مقداری از دنیا جدا شویم؛ چون جمال باریتعالی هیچ حجابی ندارد. ما خود حجاب خودیم. «میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز».[3] اگر چشمهای ما آلوده نباشد، میتوانیم نظر کنیم. چشم آلوده نمیتواند ببیند. متقین اهل برنامه هستند؛ برنامه سحر و برنامه روز.
1.2- گام سی و دوم: تلاوت قرآن در سحر
«أَمَّا اللَّيْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ، تَالِينَ لأجْزَاءِ الْقُرْآنِ يُرَتِّلُونَهَا تَرْتِيلا. يُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ وَ يَسْتَثِيرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ. فَإِذَا مَرُّوابِآيَة فِيهَا تَشْوِيقٌ رَكَنُوا إِلَيْهَا طَمَعاً، وَتَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ إِلَيْهَا شَوْقاً، وَ ظَنُّوا أَنَّهَا نُصْبَ أَعْيُنِهِمْ».[4]
شب قرآن میخوانند ناله میکنند. سراغ قرآن میروند. قرآن، اولین و بهترین نسخه است. وقتی به آیات بهشت میرسند آرامش پیدا میکنند و گمان میکنند این سیرإلیالله است که چشم دلشان باز شده و آیات الهی را میبینند. بهترین برنامهی سیر و سلوک، قرآن است. اگر بتوانید در حالت ایستاده روی دستتان ختم قرآنی انجام دهید، خوب است.