1400/02/29
بسم الله الرحمن الرحیم
گامهای سیر و سلوک در خطبهی متقین/خطبهی متقین /اخلاق ولایی
محتويات
1- گامهای سیر و سلوک در خطبه متقین1.1- لزوم انس گرفتن با این خطبه
1.2- تقوا، واژهای پرکاربرد در آیات و روایات
1.3- گام اول: لزوم همراهی با همنشین در طی سیر و سلوک
1.4- گام دوم: عبودیت، بعد از مصاحبت با خوبان
1.5- گام سوم: انتخاب استاد مناسب
1.6- گام چهارم: تقوا و احسان

موضوع: اخلاق ولایی/خطبهی متقین /گامهای سیر و سلوک در خطبهی متقین
1- گامهای سیر و سلوک در خطبه متقین
1.1- لزوم انس گرفتن با این خطبه
ما یکی از برنامههای سیر و سلوک و دستورالعملهای کمال انسان را در خطبهها و کلمات حضرت امیر المؤمنین (علیهالسلام) به خصوص خطبه متقین نهجالبلاغه شریف میدانیم؛ خطبه 193. به همه عزیزان و دوستان و فضلا و فرهیختگان، توصیه میکنم که این خطبه را نه یک بار و چند بار، بلکه اینقدر با آن انس بگیرید که به تعبیر حضرت امیر (علیهالسلام)، طوری باشد که «هُم أهلُ الفَضائِل»،[1] خطبه متقین در شما نماد پیدا کند. انشاء خطبه متقین هم، برای شخصی به نام همام بن شریح بود که انسانی مستعد و آماده سیر و سلوک و عاشق و شائق معارف اخلاقی و سیر و سلوکی بود. او کار خودش را آغاز کرد و باعث انشاء کلماتی از حضرت امیر (علیهالسلام) شد که تا قیام قیامت، سرمشق همه سالکان و عارفان خواهد بود.
1.2- تقوا، واژهای پرکاربرد در آیات و روایات
شاید بتوانیم بگوییم حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، جامعترین مباحث سیر و سلوکی و اخلاقی را در این خطبه بیان فرمودند. عنایت دارید که متقین از کلمه تقوا است و تقوا، یکی از رایجترین الفاظ در فرهنگ اسلامی و قرآنی و دینی ما است. نکته جالب اینجا است که در قرآن همانطور که از ایمان و عمل صالح و نماز و زکات یاد شده، از تقوا هم یاد شده است. در قرآن و نهج البلاغه، تقوا از پرکاربردترین کلمات است. امروز هم طبق روال روزهای چهارشنبه که ما روایات اخلاقی را بیشتر توضیح میدهیم، اوایل این خطبه را عرض میکنیم و اصرار داریم این را سرلوحه سیر و سلوک خود قرار دهیم.
1.3- گام اول: لزوم همراهی با همنشین در طی سیر و سلوک
و من خطبة له علیهالسلام «یصف فیها المتقین؛ روي أن صاحباً لأميرالمؤمنين (علیهالسلام) يقال له همام كان رجلا عابداً، فقال له: يا أميرالمؤمنين، صف لى المتقين كأنّي أنظر اليهم. فتثاقل (علیهالسلام) عن جوابه، ثم قال: يا همام، اتق الله و أحسن فَـ: «انّ الله مع الذين اتقوا و الذين هم مُحسِنون».[2] امامالمتقین (علیهالسلام) متقین را بیان کند، از این بهتر نمیشود. سید رضی میفرماید: «خطبهای است که متقین در آن وصف میشوند». سالکان و عارفان حقیقی و عالمان وارستهای هستند که ره به منزل مقصود بردهاند و خود رهنمای دیگران شوند. «ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی تا راهرو نباشی، کی راهبر شوی؟»[3] «در مکتب حقایق، پیش ادیب عشق هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی».[4] پدری مثل امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودهاند که باید تبعیت کنید. «روی أنه صاحِباً»؛ صاحب، یعنی همنشین که کسی که گفت و گو با او داشتند. «یقال له همام»؛ اولین دستور اخلاقی، همنشین است؛ «الرفیق ثم الطریق».[5] رسول مکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «المرء علی دین خلیله».[6] مصاحبت، خیلی مهم است. کسانی که حضرت رسول مکرم اسلام (صلیاللهعلیهوآله) و اولیا را درک میکنند، به آنها اصحاب ائمه (علیهمالسلام) میگویند. کسی که همنشین حضرت امیر (علیهالسلام) است و نامش همام است، اهل هم و غم و همت است؛ دغدغه دارد.
1.4- گام دوم: عبودیت، بعد از مصاحبت با خوبان
«کان رجلا عابدا»؛ انسانی بود که به عبودیت و پرستش حضرت حق رسیده بود. مرحله مصاحبت، مرحله عبادت است. باید برای بعد از مصاحبت برای عبادت برنامهریزی کنیم.
1.5- گام سوم: انتخاب استاد مناسب
همام خدمت حضرت عرض کرد: «یا امیرالمؤمنین صف لی المتقین»؛ کسی که در سیر و سلوک است، باید دنبال کند و ادامه دهد. دنبال استاد بچرخد. علامه طباطبایی (رحمهالله) فرمودند: «اگر انسان 50 سال دنبال استاد بگردد و بعد شروع کند، دیر نیست». انسان وقتی دستش به استاد میرسد، باید استفاده کند و نمونهبرداری کند. باید مثل استاد، بلکه قویتر شود، جز نسبت به معصوم (علیهالسلام) که کسی به پای آن بزرگواران نمیرسد. راه انسان تا عصمت، کاملا باز است. همام عرض کرد: برای من طوری متقین را وصف کنید، «حتی کأنی أنظُرُ إلیهم»؛ طوری که گویا به آنها نظر میکنم. نظر، غیر از نگاه است. نظر، با تأمل و تدبر نگاه کردن است.
1.6- گام چهارم: تقوا و احسان
نمونه سیر و سلوکی بگیرم. «فتثاقل (علیهالسلام) عن جوابه»؛ حضرت از جواب دادن، سنگینی کردند؛ چون بیان حال سالکان، مقام مهمی است؛ انسان شایسته میخواهد. اول جواب ندادند؛ سکوت کردند. بعد فرمودند: «یا همام»! خطاب تشرفی است. چقدر زیبا است انسان در ذُکر معصومی مثل امیرالمؤمنین (علیهالسلام) و مخاطب به خطاب ایشان باشد. «إتق الله و أحسن»؛ دو کار کن: تقوا داشته باش و احسان کن. ﴿إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ﴾.[7] انسان، همراه افراد با تقوا و احسان است. این اخلاق قرآنی است. تمام سیر و سلوک، در تقوا و احسان است. سیر و سلوک، دو گام است: تقوا و احسان. تقوا، خودنگهداری است و احسان - به تعبیر من - دیگر نگهداری است. سالک، این دو وظیفه را دارد: نگاهش به خود و دیگران مساوی باشد. از خود و دیگران مراقبت کند. ﴿وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا﴾.[8] والدین و بزرگان را نگه داشتن، مهم است. سیر و سلوک را دو گام بیشتر نمیدانیم: گام اول، تقوا و گام دوم، احسان است. عرفان اسلامی، عرفان رهبانیت نیست. «لا رهبانیة فی الاسلام».[9] عارف اسلامی، در جمع حاضر است. خداوند، با افراد با تقوا و محسن است. این خطبه، برنامه سیر و سلوکی است؛ برای آن وقت بگذاریم. «آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید». انشاءالله به حق حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، سر الانبیاء و المرسلین، متقی و محسن باشیم و باشید.