« فهرست دروس
درس اخلاق استاد هادی عباسی‌خراسانی

1400/02/29

بسم الله الرحمن الرحیم

گام‌های سیر و سلوک در خطبه‌ی متقین/خطبه‌ی متقین /اخلاق ولایی

 

موضوع: اخلاق ولایی/خطبه‌ی متقین /گام‌های سیر و سلوک در خطبه‌ی متقین

 

1- گام‌های سیر و سلوک در خطبه متقین

1.1- لزوم انس گرفتن با این خطبه

ما یکی از برنامه‌های سیر و سلوک و دستورالعمل‌های کمال انسان را در خطبه‌ها و کلمات حضرت امیر المؤمنین (علیه‌السلام) به خصوص خطبه متقین نهج‌البلاغه شریف می‌دانیم؛ خطبه 193. به همه عزیزان و دوستان و فضلا و فرهیختگان، توصیه می‌کنم که این خطبه را نه یک بار و چند بار، بلکه این‌قدر با آن انس بگیرید که به تعبیر حضرت امیر (علیه‌السلام)، طوری باشد که «هُم أهلُ الفَضائِل»،[1] خطبه متقین در شما نماد پیدا کند. انشاء خطبه متقین هم، برای شخصی به نام همام بن شریح بود که انسانی مستعد و آماده سیر و سلوک و عاشق و شائق معارف اخلاقی و سیر و سلوکی بود. او کار خودش را آغاز کرد و باعث انشاء کلماتی از حضرت امیر (علیه‌السلام) شد که تا قیام قیامت، سرمشق همه سالکان و عارفان خواهد بود.

1.2- تقوا، واژه‌ای پرکاربرد در آیات و روایات

شاید بتوانیم بگوییم حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، جامع‌ترین مباحث سیر و سلوکی و اخلاقی را در این خطبه بیان فرمودند. عنایت دارید که متقین از کلمه تقوا است و تقوا، یکی از رایج‌ترین الفاظ در فرهنگ اسلامی و قرآنی و دینی ما است. نکته جالب اینجا است که در قرآن همان‌طور که از ایمان و عمل صالح و نماز و زکات یاد شده، از تقوا هم یاد شده است. در قرآن و نهج البلاغه، تقوا از پرکاربردترین کلمات است. امروز هم طبق روال روزهای چهارشنبه که ما روایات اخلاقی را بیشتر توضیح می‌دهیم، اوایل این خطبه را عرض می‌کنیم و اصرار داریم این را سرلوحه سیر و سلوک خود قرار دهیم.

1.3- گام اول: لزوم همراهی با همنشین در طی سیر و سلوک

و من خطبة له علیه‌السلام «یصف فیها المتقین؛ روي أن صاحباً لأميرالمؤمنين (علیه‌السلام) يقال له همام كان رجلا عابداً، فقال له: يا أميرالمؤمنين، صف لى المتقين كأنّي أنظر اليهم. فتثاقل (علیه‌السلام) عن جوابه، ثم قال: يا همام، اتق الله و أحسن فَـ: «انّ الله مع الذين اتقوا و الذين هم مُحسِنون».[2] امام‌المتقین (علیه‌السلام) متقین را بیان کند، از این بهتر نمی‌شود. سید رضی می‌فرماید: «خطبه‌ای است که متقین در آن وصف می‌شوند». سالکان و عارفان حقیقی و عالمان وارسته‌ای هستند که ره به منزل مقصود برده‌اند و خود رهنمای دیگران شوند. «ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی تا راهرو نباشی، کی راهبر شوی؟»[3] «در مکتب حقایق، پیش ادیب عشق هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی».[4] پدری مثل امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرموده‌اند که باید تبعیت کنید. «روی أنه صاحِباً»؛ صاحب، یعنی همنشین که کسی که گفت و گو با او داشتند. «یقال له همام»؛ اولین دستور اخلاقی، هم‌نشین است؛ «الرفیق ثم الطریق».[5] رسول مکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «المرء علی دین خلیله».[6] مصاحبت، خیلی مهم است. کسانی که حضرت رسول مکرم اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و اولیا را درک می‌کنند، به آنها اصحاب ائمه (علیهم‌السلام) می‌گویند. کسی که همنشین حضرت امیر (علیه‌السلام) است و نامش همام است، اهل هم و غم و همت است؛ دغدغه دارد.

1.4- گام دوم: عبودیت، بعد از مصاحبت با خوبان

«کان رجلا عابدا»؛ انسانی بود که به عبودیت و پرستش حضرت حق رسیده بود. مرحله مصاحبت، مرحله عبادت است. باید برای بعد از مصاحبت برای عبادت برنامه‌ریزی کنیم.

1.5- گام سوم: انتخاب استاد مناسب

همام خدمت حضرت عرض کرد: «یا امیرالمؤمنین صف لی المتقین»؛ کسی که در سیر و سلوک است، باید دنبال کند و ادامه دهد. دنبال استاد بچرخد. علامه طباطبایی (رحمه‌الله) فرمودند: «اگر انسان 50 سال دنبال استاد بگردد و بعد شروع کند، دیر نیست». انسان وقتی دستش به استاد می‌رسد، باید استفاده کند و نمونه‌برداری کند. باید مثل استاد، بلکه قوی‌تر شود، جز نسبت به معصوم (علیه‌السلام) که کسی به پای آن بزرگواران نمی‌رسد. راه انسان تا عصمت، کاملا باز است. همام عرض کرد: برای من طوری متقین را وصف کنید، «حتی کأنی أنظُرُ إلیهم»؛ طوری که گویا به آنها نظر می‌کنم. نظر، غیر از نگاه است. نظر، با تأمل و تدبر نگاه کردن است.

1.6- گام چهارم: تقوا و احسان

نمونه سیر و سلوکی بگیرم. «فتثاقل (علیه‌السلام) عن جوابه»؛ حضرت از جواب دادن، سنگینی کردند؛ چون بیان حال سالکان، مقام مهمی است؛ انسان شایسته می‌خواهد. اول جواب ندادند؛ سکوت کردند. بعد فرمودند: «یا همام»! خطاب تشرفی است. چقدر زیبا است انسان در ذُکر معصومی مثل امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و مخاطب به خطاب ایشان باشد. «إتق الله و أحسن»؛ دو کار کن: تقوا داشته باش و احسان کن. ﴿إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ﴾.[7] انسان، همراه افراد با تقوا و احسان است. این اخلاق قرآنی است. تمام سیر و سلوک، در تقوا و احسان است. سیر و سلوک، دو گام است: تقوا و احسان. تقوا، خودنگهداری است و احسان - به تعبیر من - دیگر نگهداری است. سالک، این دو وظیفه را دارد: نگاهش به خود و دیگران مساوی باشد. از خود و دیگران مراقبت کند. ﴿وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا﴾.[8] والدین و بزرگان را نگه داشتن، مهم است. سیر و سلوک را دو گام بیشتر نمی‌دانیم: گام اول، تقوا و گام دوم، احسان است. عرفان اسلامی، عرفان رهبانیت نیست. «لا رهبانیة فی الاسلام».[9] عارف اسلامی، در جمع حاضر است. خداوند، با افراد با تقوا و محسن است. این خطبه، برنامه سیر و سلوکی است؛ برای آن وقت بگذاریم. «آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید». ان‌شاءالله به حق حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، سر الانبیاء و المرسلین، متقی و محسن باشیم و باشید.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo